امنیت، نتیجه یک همکاری جمعی است
ایمنی و ثبات یک کشور تنها از طریق همافزایی و همکاری متقابل میان دولت، نیروهای مسلح و مردم به دست میآید و هیچ یک از این ارکان به تنهایی قادر به تأمین آن نیستند. نیروهای مسلح در خط مقدم دفاع از وطن قرار دارند، دولت وظیفه مدیریت امور و حمایت از میدان را بر عهده دارد، و مردم با اعتماد و انسجام اجتماعی خود، به عنوان بنیادیترین پشتوانه قدرت ملی شناخته میشوند. امنیت پایدار تنها در شرایطی برقرار میشود که این سه عنصر در کنار یکدیگر عمل کنند و هر یک مسئولیتهای خود را به درستی ایفا نمایند.
در روزهای عادی شاید این پیوند کمتر به چشم آید، اما در زمانهای بحران اهمیت هماهنگی میان بخشهای مختلف کشور بیشتر نمایان میشود. لحظهای که توان دفاعی نیروهای مسلح میبایست با آمادهباش نهادهای اجرایی، ثبات زیرساختها و همراهی ملت تکمیل گردد.
دولت چهاردهم، حمایت از نیروهای مسلح را نه تنها یک تکلیف، بلکه بخشی از مسئولیت خود در راستای تأمین امنیت ملی تلقی میکند. این پشتیبانی محدود به تأمین تجهیزات و نیازهای دفاعی نمیشود، بلکه شامل توجه به وضعیت اقتصادی نیروها، رسیدگی به خانوادههای آنان، حمایت از بخشهای عملیاتی و هماهنگی مابین وزارتخانهها و نهادهای دفاعی نیز میباشد.
پشت هر نیرویی که در مرزها، پایگاهها، دریا و آسمان کشور به انجام وظیفه مشغول است، خانوادهای قرار دارد که بار سنگینی از مشکلات این مسئولیت را به دوش میکشد و حمایت از نیروهای مسلح بدون در نظر داشتن این خانوادهها به شکل کامل محقق نمیگردد.
دولت چهاردهم همواره خود را در کنار میدان قرار داده است؛ زیرا میدان تنها نقطهای برای عملیات نظامی نیست. در شرایط بحرانی، بیمارستانها، نیروگاهها، پالایشگاهها که فعالیت خود را ادامه میدهند و شبکه بهداشت و درمان و سایر نهادهای مرتبط، همه جزئی از فضای دفاع از میهن به حساب میآیند. هر نهاد میبایست در محدوده خود مراقب باشد تا زندگی مردم تحت تأثیر منفی قرار نگیرد.
از این رو، تعامل میان دولت و نیروهای مسلح یک همکاری صرفاً تشریفاتی یا موقتی نیست. گرچه مسئولیتها و شیوههای بیان متفاوت میباشد، اما هدفی مشترک وجود دارد. نیروهای مسلح عهدهدار وظیفه دفاع و بازدارندگی هستند و دولت نیز باید نیازهای میدان را تأمین کرده و اداره کشور را با کمترین فشار بر دوش مردم ادامه دهد. این تقسم کار به نتیجه میرسد هنگامی که بر اساس اعتماد، ارتباطات پیوسته و شناخت متقابل برقرار گردد.
علاوه بر این دو نهاد، نقش مردم نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. هیچ کشوری با صرفاً داشتن تجهیزات نظامی یا ساختار اداری قوی توانمند نخواهد شد. مردم به عنوان مهمترین پشتوانه امنیت ملی عمل میکنند. هر چقدر اعتماد عمومی بیشتر، شفافیت در اطلاعرسانی بیشتر و احساس مسئولیت مردم در سرنوشت کشور عمیقتر باشد، جامعه در برابر تهدیدات و فشارها مقاومتر خواهد شد. حفظ این اعتماد، سنگینترین مسئولیت بر عهده همه ماست.
متأسفانه در این روزها مشاهده میکنیم که گاهی سعی میشود فاصلهای بین دولت و نیروهای مسلح ایجاد شود یا نقش یکی در مقابل دیگری تبیین گردد. این نوع نگرش با واقعیتهای مدیریتی کشور سازگار نیست. در مواقع حساس، دولت و نیروهای مسلح در کنار هم و در تعامل با سایر ارکان کشور عمل میکنند. تفاوت در مسئولیتها نشاندهنده جدایی نیست، بلکه نشانهای از ضرورت تقسیم کار در یک ساختار منسجم است.
ایران تنها در صورتی میتواند از روزهای سخت با کمترین آسیب عبور کند که نیروهای مسلح با قدرت از کشور دفاع کنند، دولت مسئولانه از میدان و زندگی مردم حمایت نماید و جامعه احساس کند در جریان امور است و صدایش شنیده میشود. امنیت، حاصل تلاش مشترک مابین تمامی این اجزاء است؛ مسئولیتی ملی که با هماهنگی، اعتماد و همکاری به ثمر میرسد.
*سخنگوی دولت