۲ مدرک کلیدی برای اثبات ضرورت تغییر نسل در تیم ملی!/ توجه منتقدان؛ تاریخ حقایق را نشان میدهد
آن دسته از افرادی که میگویند تیم ملی نخواهد توانست نسلی جدید را پرورش دهد، به نحوی به میدان آمدهاند که گویی دارای تمامی دانش و بینش هستند؛ این دیدگاه متناقض، بیشتر حالتی شبیه به خودستایی ملی به خود گرفته و تلاش دارد تا منتقدان را در جایگاه خود نشاند.
در حالی که واقعیت کاملاً متفاوت است.
تیم ملی میتواند به عنوان یک سکوی جدید برای بازیکنان مستعد لیگ داخلی و لژیونرها عمل کند؛ البته به شرطی که اساساً لژیونری برای دعوت وجود داشته باشد! این تیم باید به مکانی برای شکلگیری تغییر نسل و ایجاد فرصتهای جدید تبدیل شود.
تاریخ فوتبال ایران به وضوح بر خلاف این استدلال گواهی میدهد.
ایران در سال ۲۰۱۴ به رقابتهای جام جهانی برزیل راه یافت، در حالی که در دوره قبل، یعنی در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی نتوانسته بود حضور داشته باشد. تیمی که به برزیل رفت حاصل یک دوره از ناکامیهای پیاپی و تغییرات محدود بود؛ اما با این حال، در آن رقابتها، این تیم به مصاف آرژانتین و ستارهای همچون لیونل مسی رفت و به آستانه ایجاد یک تساوی تاریخی نزدیک شد. ترکیب ایران در آن دیدار به شکل زیر بود:
علیرضا حقیقی، پژمان منتظری، سیدجلال حسینی، امیرحسین صادقی، مهرداد پولادی، جواد نکونام، آندرانیک تیموریان، مسعود شجاعی، احسان حاجصفی، اشکان دژاگه و رضا قوچاننژاد.

چهار سال پس از آن، در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، فرآیند تغییر نسل به مرحلهای جدید وارد شده بود. تیم ملی با ترکیبی متفاوت به این رقابتها اعزام شد و در برابر اسپانیا ایستاد؛ تیمی که بخش عمدهای از بازیکنانش متعلق به نسل جدید فوتبال ایران بودند:
علیرضا بیرانوند، رامین رضاییان، مرتضی پورعلیگنجی، مجید حسینی، احسان حاجصفی، سعید عزتاللهی، امید ابراهیمی، مهدی طارمی، وحید امیری، کریم انصاریفرد و سردار آزمون.
تغییرات آنچنان بارز و روشن است که نیازی به توضیح بیشتر ندارد. اگر تیم ملی در مدت چهار سال توانسته چنین تحولی را تجربه کند، پس این ادعای اینکه «تیم ملی محل تغییر نسل نیست» به کجا برمیگردد؟
در حقیقت، یکی از مهمترین حوزهها برای ارزیابی استعدادهای فوتبال ایران، تیم ملی است. آیا قرار است که بازیکنان جوان در کجا فرصتی برای خود بیابند؟ چگونه نسل آینده فوتبال ایران باید وارد تیم ملی شود؟ در طول تاریخ فوتبال ایران، چنین تجربیاتی بارها رخ داده است.

در دهه ۶۰، پرویز دهداری پس از کنارهگیری گروهی از بازیکنان نامآشنا، به سمت جوانان رفت و نسلی را شکل داد که بعدها شامل احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، مجتبی محرمی، صمد مرفاوی و دیگران شد. همان تیم جوان در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ به مقام سوم دست یافت.
در دهه ۷۰ نیز محمد مایلیکهن با تکیه بر نیروی جوان جدید و ایجاد انقلابی حماسی، تیمی تشکیل داد که در جام ملتهای ۱۹۹۶ بدرخشید و به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود کرد؛ ستارههایی چون علی دایی، خداداد عزیزی، مهدی مهدویکیا و دیگر جوانان آن زمان بعدها به ارکان فوتبال ایران تبدیل شدند.
بنابراین، تغییر نسل هیچگاه نه یک تابو بوده، نه خیانت به تیم ملی و نه دلیلی برای بیتجربگی. گاهی اوقات تماماً برعکس است؛ اگر ما امروز برای نسل آینده فرصت نگذاریم، روزی نخواهیم داشت که چیزی را به آنها بسپاریم.
افرادی که امروز بر این باورند که تیم ملی جای تغییر نسل نیست، بهتر است تاریخ این فوتبال را دوباره مرور کنند. نسلهای نوین فوتبال ایران همواره از جایی آغاز کردهاند که عدهای برای آنها فرصتی فراهم کردهاند.
ما آن روزها را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
بیشتر بخوانید: آقای قلعهنویی؛ این یکی را فوراً برکنار کن!