نبرد در اسرائیل برای «فردای سقوط نتانیاهو» / هیچکس حاضر نیست آیزنکوت را از همین حالا نخستوزیر اعلام کند / بنت و سایرین زیر بار نخستوزیری آیزنکوت میروند؟
ساعت 24 - انتخابات هنوز تعیینکننده نهایی نیست، اما اگر اردوگاه مخالفان بنیامین نتانیاهو پیروز شود، نبرد اصلی احتمالاً درست پس از شمارش آرا آغاز خواهد شد. گادی آیزنکوت تلاش میکند همین حالا این قاعده را تثبیت کند که رهبر بزرگترین حزب، نخستوزیر شود؛ اما نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن حاضر نیستند چنین تعهدی بدهند. این دو رقیب-شریک، در برابر برتری آیزنکوت در نظرسنجیها، بر بیتجربگی او و نگرانی از سازش با احزاب حریدی تأکید میکنند.
کانال ۱۲ اسراییل نوشت: انتخابات هنوز تعیینکننده نهایی نیست، اما اگر اردوگاه مخالفان بنیامین نتانیاهو پیروز شود، نبرد اصلی احتمالاً درست پس از شمارش آرا آغاز خواهد شد. گادی آیزنکوت تلاش میکند همین حالا این قاعده را تثبیت کند که رهبر بزرگترین حزب، نخستوزیر شود؛ اما نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن حاضر نیستند چنین تعهدی بدهند. این دو رقیب-شریک، در برابر برتری آیزنکوت در نظرسنجیها، بر بیتجربگی او و نگرانی از سازش با احزاب حریدی تأکید میکنند.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: سناریوی بنت، مدل چرخشی نخستوزیری و قانونی که حتی به یک نماینده عادی کنست اجازه میدهد نخستوزیر شود.
در خوشبینانهترین سناریو برای اردوگاه مخالفان نتانیاهو، شب انتخابات در ستادهای انتخاباتی سراسر اسرائیل شامپاینها باز خواهد شد، صفحههای نمایش رنگ پیروزی خواهند گرفت و بالاخره عدد ۶۱ در سمت آنها ظاهر خواهد شد.
و سپس، شاید حتی پیش از آنکه رئیسجمهور فرصت کند نمایندگان احزاب را برای رایزنی دعوت کند، جنگ واقعی آغاز خواهد شد.
نه جنگ با بنیامین نتانیاهو، بلکه جنگ درون اردوگاهی که او را شکست داده است: گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن باید تصمیم بگیرند کدامیک از آنها وارد دفتر نخستوزیری خواهد شد و مهمتر از آن، کدامیک حاضر خواهد شد بیرون بماند.
روی کاغذ، پاسخ ساده است.
آخرین نظرسنجی شبکه ۱۲، برای حزب «یشار» به رهبری آیزنکوت ۲۴ کرسی، برای ائتلاف «با هم» به رهبری بنت ۱۵ کرسی و برای «اسرائیل خانه ما» ۱۰ کرسی در نظر گرفته است.
آیزنکوت همچنین در پاسخ به پرسش درباره مناسبترین فرد برای نخستوزیری، از نتانیاهو جلو افتاده است. ۵۵ درصد از رأیدهندگان مخالف دولت گفتهاند رهبر بزرگترین فهرست باید نامزد اردوگاه برای نخستوزیری باشد.
اما واقعیت سیاست اسرائیل، بهویژه پس از تجربه دولت بنت-لاپید، نشان داده است که تعداد کرسیها لزوماً همهچیز نیست.
آیزنکوت فشار را احساس میکند
آیزنکوت خطر را بهخوبی درک میکند. به همین دلیل تنها به پیشتازی در نظرسنجیها اکتفا نکرده و تلاش میکند حتی پیش از انتخابات قاعدهای را تثبیت کند که بر اساس آن رهبر بزرگترین حزب در اردوگاه، نخستوزیر شود.
او حدود سه ماه پیش حتی این مدل را به شماری از رهبران احزاب اردوگاه پیشنهاد کرد.
آیزنکوت در مصاحبهای با کارن مرچیانو هشدار داد کسی که فکر میکند میتوان با شش یا ۱۰ کرسی نخستوزیر شد، «در واقع جایگزینی دولت را به خطر میاندازد».
او نخستوزیری بنت با شش کرسی را «درس بدی که نباید تکرار شود» توصیف کرد.
آیزنکوت این موضع را حتی زمانی مطرح کرده بود که خودش تعداد کرسیهای یکرقمی داشت و بنت با فاصله زیادی از او جلو بود.
از نظر او، این قاعده باید در هر دو جهت اعمال شود: اگر روز انتخابات حزب دیگری در اردوگاه مخالفان بزرگترین حزب باشد، همان حزب باید دولت را رهبری کند.
پشت این مطالبه، یک استدلال مربوط به مشروعیت سیاسی نیز وجود دارد.
پس از سالها بیثباتی سیاسی و پس از ۷ اکتبر، دولتی که رهبر یک حزب کوچک در رأس آن باشد ممکن است نه بهعنوان بیان اراده رأیدهندگان، بلکه بهعنوان محصول یک «ترفند سیاسی» تلقی شود.
اما در اینجا یک محاسبه سرد سیاسی نیز وجود دارد.
اکنون که آیزنکوت پیشتاز است، او اهرم فشاری در برابر رقبایش دارد. اما پس از انتخابات، اگر نتواند بدون آنها دولت تشکیل دهد، این اهرم ممکن است به دست بنت و لیبرمن منتقل شود.
موشه کلوگهافت، مشاور استراتژیک و مدیر بحران که پیشتر مشاور نتانیاهو و بنت بوده، میگوید: «هدف کارزار پرسروصدا و علنیای که او این روزها به راه انداخته، اعمال فشار رأیدهندگان بر بنت و لیبرمن است تا همین حالا اعلام کنند که اجازه خواهند داد او دولت را تشکیل دهد. بعد از انتخابات دیگر چنین اهرمی روی آنها نخواهد داشت.»
سابقهای که سد را شکست
بنت این سازوکار را بهتر از هر کس دیگری میشناسد.
در انتخابات ۲۰۲۱، او هفت کرسی به دست آورد و پس از کنارهگیری عمیحای شیکلی با شش کرسی باقی ماند؛ با این حال، نخستوزیر شد.
یائیر لاپید که رهبری حزبی تقریباً سه برابر بزرگتر را بر عهده داشت، برای تشکیل دولت تغییر پذیرفت که در چارچوب یک توافق چرخشی، نفر دوم باشد.
به این ترتیب، بنت قدرت چانهزنی احزاب کوچک را به نهایت رساند و ثابت کرد کسی که کلید تشکیل ائتلاف را در دست دارد، میتواند نهتنها وزارتخانههایی مانند دارایی، دفاع یا خارجه، بلکه بالاترین مقام کشور، یعنی نخستوزیری، را نیز مطالبه کند.
کلوگهافت این وضعیت را «پارادوکس سلطه» مینامد: در یک دولت شکننده، هرچه کوچکتر اما ضروریتر باشید، قدرت چانهزنیتان بیشتر میشود.
او میگوید: «اگر برای تشکیل دولت، تکمیلکننده ائتلاف باشید، حتی اگر دو کرسی داشته باشید، از کسی که ۲۰ کرسی دارد اما حضورش در ائتلاف بدیهی است، قدرتمندترید.»
بنابراین، اگر آیزنکوت بدون لیبرمن نتواند به اکثریت برسد، ۱۰ کرسی اسرائیل خانه ما ممکن است از ۲۴ کرسی یشار ارزش سیاسی بیشتری داشته باشد.
کلوگهافت توضیح میدهد: «گادی بدون آیوَت نمیتواند دولت تشکیل دهد و آیوَت هم بدون گادی نمیتواند دولت تشکیل دهد. بنابراین سؤال این است که رأیدهندگان کدامیک بیشتر مشتاق کنار زدن نتانیاهو هستند.»
او میافزاید: «از آنجا که طبق تمام مطالعات، رأیدهندگان آیزنکوت تعهد بسیار بیشتری به برکناری نتانیاهو دارند، قدرت چانهزنی لیبرمن بیشتر خواهد بود. اگر او تصمیم بگیرد تشکیل دولت را مشروط کند به اینکه خودش و بنت در رأس دولت باشند، ممکن است فشار افکار عمومی در نهایت بر آیزنکوت وارد شود تا کنار برود.»
همین اتفاق بود که در سال ۲۰۲۱ لاپید را مجبور کرد در برابر بنت کوتاه بیاید.
و از لحظهای که آن سابقه ایجاد شد، دیگر هیچکس نمیتواند چنین سناریویی را غیرواقعی بداند.
کلوگهافت میگوید: «این تجربه امکان نخستوزیری فردی با تعداد کمی کرسی را عادی کرد. بنت در این زمینه راه را باز کرد و اشتهای تمام شرکای ائتلاف را افزایش داد.»
به بیان دیگر، سؤال این نیست که آیا آن سابقه در آزمون زمان موفق بود یا نه—دولت بنت تنها یک سال دوام آورد—بلکه سؤال این است که آیا آن سابقه برای همیشه فهرست مطالبات در مذاکرات ائتلافی را گسترش داد یا نه.
در سیاست، حتی سابقهای که بد تمام شده باشد، همچنان سابقه باقی میماند.
هیچکس حاضر نیست آیزنکوت را از همین حالا نخستوزیر اعلام کند
بنت که پیشتر طعم نخستوزیری را چشیده و بهای سنگینی بابت آن در افکار عمومی پرداخته است، هنوز در را نمیبندد.
وقتی از او پرسیده شد آیا از آیزنکوت حمایت خواهد کرد، پاسخ داد: «ما در ابتدای کارزار انتخاباتی هستیم، نه در پایان آن.»
او بحث را به مسئله تجربه لازم برای اداره کشور منتقل کرد.
اطرافیان بنت تأکید میکنند که نقشه سیاسی هنوز تغییر خواهد کرد.
میرَو بنآری، نماینده کنست، هماهنگکننده اپوزیسیون و عضو حزب بنت، میگوید سناریوی نخستوزیری فردی با تعداد کرسی یکرقمی «به نظر من اتفاق نخواهد افتاد»، اما حاضر نیست آیزنکوت را از همین حالا نخستوزیر اعلام کند.
او میگوید: «حتی فهرستهای انتخاباتی هنوز نهایی نشدهاند. هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.»
با این حال، او مطمئن است که پس از انتخابات توافق حاصل خواهد شد: «من هیچکس را در اپوزیسیون نمیبینم که دولت آینده را به خطر بیندازد.»
بنت: تجربه و توانایی اداره کشور
حتی کارزار انتخاباتی بنت نیز بدون آنکه مستقیماً این موضوع را بگوید، همین داستان را روایت میکند.
او تلاش میکند بحث را از اندازه حزب به صلاحیت و توانایی اداره کشور منتقل کند.
مدیریت، تجربه، جذب حریدیها به خدمت نظامی و اعلام قطر بهعنوان کشور دشمن، از جمله موضوعاتی هستند که کارزار بنت بر آنها تمرکز دارد.
هرچه آیزنکوت قدرتمندتر میشود، اطرافیان بنت بیش از پیش بر بیتجربگی سیاسی و دیپلماتیک او در مقایسه با بنت تأکید میکنند.
بنت نخستوزیر سابق است و سال پرتلاطم حضورش در این سمت، تجربه اداره یک کشور و یک ائتلاف پیچیده را در اختیارش گذاشته است.
او پیش از نخستوزیری نیز در سمتهای ارشد مختلف دولتی، از جمله وزیر دفاع، وزیر آموزش و وزیر اقتصاد، تجربه کسب کرده بود.
لیبرمن: «هدف من هم نخستوزیر شدن است»
در حزب اسرائیل خانه ما این موضع حتی صریحتر بیان میشود.
لیبرمن برای انتخابات دو هدف تعیین کرده است: تغییر دولت و نخستوزیر شدن.
او منتظر مذاکرات پس از انتخابات نمانده تا این مطالبه را مطرح کند، بلکه از همین حالا تلاش میکند برای آن مشروعیت ایجاد کند.
یولیا مالینوفسکی، نماینده کنست از حزب لیبرمن، قاطعانه هرگونه تعهد به حمایت از بزرگترین حزب را رد میکند.
او میگوید: «معلوم است که نه. چرا باید چنین تعهدی بدهم؟ ما هنوز به مراسم عروسی نرسیدهایم.»
پیام روشن است: تعداد کرسیها مهم است، اما الزاماً بر تجربه، اصول و توانایی مقاومت در برابر فشارها غلبه نمیکند.
او درباره آیزنکوت میگوید: «او یک تازهکار سیاسی است.»
و در مقابل، لیبرمن را فردی با «ستون فقرات آهنین» و دارای بیشترین تجربه در میان نامزدها معرفی میکند.
با این حال، مالینوفسکی مراقب است که نخستوزیری را به شرطی برای فروپاشی اردوگاه تبدیل نکند.
او میگوید: «مهم این است که در انتخابات پیروز شویم و دولت ۷ اکتبر را کنار بزنیم. نخستوزیری لیبرمن هدف دوم است، اما هدف اصلی نیست.»
این فرمول به اسرائیل خانه ما اجازه میدهد هر دو گزینه را باز نگه دارد: هم حداکثر مطالبه را مطرح کند و هم اگر اختلاف بر سر آن، خطر تغییر دولت را ایجاد کرد، دیگران را مقصر بداند.
همزمان، اسرائیل خانه ما خطوط قرمز مشخصی را مطرح کرده است: سربازی برای همه، آموزش دروس پایه، تشکیل کمیسیون تحقیق دولتی و ایجاد یک ائتلاف صهیونیستی.
این مسائل میتوانند پس از انتخابات به کانون یک منازعه مهم تبدیل شوند؛ منازعهای که شاید به اندازه رقابت بر سر سمتها اهمیت داشته باشد.
مالینوفسکی درباره آیزنکوت میگوید: «من این معاشقههای گادی را الان میبینم؛ یا او با شاس و یهودیت توراتی ائتلاف تشکیل میدهد و در آن صورت اسرائیل خانه ما بیرون خواهد بود، یا اینکه اصلاً نمیفهمد دارد چه کار میکند.»
وقتی او میشنود آیزنکوت از تشکیل یک نهاد برای جذب حریدیها به خدمت نظامی صحبت میکند، میپرسد: «این چه فرقی با بیبی دارد که میخواست کمیتهای از خاخامها تشکیل دهد تا دقیقاً همین تصمیم را بگیرد؟»
به گفته او، تلاشهای قبلی اسرائیل خانه ما برای دستیابی به توافق درباره خدمت نظامی حریدیها به آنها درس داده است.
او میگوید: «ما قبلاً این فیلم را دیدهایم. زمانی که لیبرمن وزیر دفاع بود، تلاش کرد قانون سربازی را با موافقت همه خاخامها تصویب کند، اما در لحظه سرنوشتساز آنها دروغ گفتند. چیزی که گادی هنوز یاد نگرفته، ما مدتهاست فراموش کردهایم.»
سناریو: دولت چرخشی آیوَت-بنت
کلوگهافت سناریویی را مطرح میکند که در آن اگر اردوگاه تغییرِ صهیونیستی به ۶۱ کرسی برسد، مسئله تشکیل دولت دیگر حلشده تلقی خواهد شد و نبرد واقعی بر سر هویت نخستوزیر خواهد بود.
اگر بنت و لیبرمن مجموعاً بیش از ۲۰ کرسی داشته باشند، آنها میتوانند از نظر فنی برای تشکیل دولت با یکدیگر متحد شوند، در مجموع به نیرویی با اندازهای مشابه حزب آیزنکوت تبدیل شوند و با نامزدی مشترک نزد رئیسجمهور بروند.
نتیجه چنین فرایندی میتواند تشکیل یک دولت چرخشی بنت-لیبرمن باشد.
آیزنکوت تلاش میکند قدرت چانهزنی بنت و لیبرمن را کاهش دهد
در همین حال، آیزنکوت از همین حالا تلاش میکند قدرت چانهزنیای را که بنت و لیبرمن ممکن است در روز پس از انتخابات به دست آورند، کاهش دهد.
کلوگهافت در اقدام اخیر آیزنکوت، آغاز یک کارزار برای «نوشیدن» آرای شرکای داخل اردوگاه میبیند؛ یعنی جذب بخشی از آرای آنها به سمت خود.
او میگوید: «آیزنکوت تلاش میکند قدرت شرکایش را کاهش دهد.»
به گفته او، حتی اعلام آیزنکوت مبنی بر اینکه برای تشکیل دولت حتی با ۵۸ نماینده نیز تلاش خواهد کرد—با اتکا به رأی ممتنع احزاب عرب و برخلاف مواضع بنت و لیبرمن—در همین چارچوب قرار میگیرد.
کلوگهافت توضیح میدهد: «گادی به رأیدهندگان میگوید: من تغییر حکومت را برای شما به ارمغان میآورم؛ به من رأی بدهید. اگر به بنت و لیبرمن رأی بدهید، ممکن است در مسیر انتخابات بعدی، نتانیاهو را بهعنوان نخستوزیر موقت داشته باشید.»
در مقابل، بنت و لیبرمن تلاش میکنند مسیر انتخابات را از سؤال «چه کسی رهبر اردوگاه خواهد بود؟» منحرف کنند.
به گفته کلوگهافت: «بنت این کار را با کارزار درباره مدیریت و ارتباط با مردم انجام میدهد و لیبرمن با کارزاری که رأیدهندگان راستگرا و مخالف نتانیاهو را هدف گرفته است.»
وقتی از بنت درباره این رقابت داخلی پرسیده میشود، او بار دیگر بر این پیام تأکید میکند: «اگر لازم باشد چرخ باشم، چرخ خواهم بود.»
به گفته کلوگهافت، معنای سیاسی این پیام روشن است: «نگران نباشید؛ من شانس برکناری نتانیاهو را از بین نخواهم برد.»
لیبرمن نیز تلاش میکند همین نگرانی را کاهش دهد؛ از جمله با این پیام که «برنامهای منظم و مشخص» برای کنار زدن نتانیاهو پس از انتخابات دارد.
اما هر دوی آنها از دادن یک تعهد مشخص خودداری میکنند.
کلوگهافت میگوید: «آنها جمله سادهای را که باید بگویند، نمیگویند: اگر آیزنکوت بزرگترین حزب باشد، ما او را برای نخستوزیری معرفی خواهیم کرد.»
او اضافه میکند: «ضمناً اگر بنت و لیبرمن پس از انتخابات در قالب یک اتحاد فنی با هم متحد شوند، این احتمال وجود دارد که آنها در مجموع واقعاً بزرگترین حزب در اردوگاه شوند.»
حتی نماینده نفر سیام فهرست هم میتواند نخستوزیر شود
تمام این رقابت به دلیل ویژگی منحصربهفرد—و به گفته برخی، حتی پوچ بودن—نظام سیاسی اسرائیل امکانپذیر است.
هیچ قانونی وجود ندارد که بهطور خودکار وظیفه تشکیل دولت را بر عهده رهبر بزرگترین فراکسیون بگذارد.
در واقع، قانون حتی الزام نمیکند نخستوزیر منتخب، رهبر یک فهرست انتخاباتی باشد.
از نظر تئوری، حتی یک نماینده کنست که در رتبه سیام یک فهرست قرار دارد، میتواند مأمور تشکیل دولت شود؛ اگر رئیسجمهور به این نتیجه برسد که او بیشترین شانس را برای تشکیل دولت دارد و اگر بتواند اعتماد کنست را به دست آورد.
حتی در رأی اعتماد نیز الزاماً به ۶۱ رأی موافق نیاز نیست؛ اکثریت نمایندگانی که در رأیگیری شرکت میکنند کافی است.
پروفسور اوفر کنیگ، پژوهشگر برنامه اصلاحات سیاسی در «مؤسسه دموکراسی اسرائیل» و استاد ارشد کالج آکادمیک اشکلون، توضیح میدهد: «از نظر قانونی، این کاملاً مشکلی ندارد. اصلاً مهم نیست نخستوزیر از یک فراکسیون کوچک میآید یا یک فراکسیون بزرگ.»
این موضوع یک نقص در نظام پارلمانی محسوب نمیشود. در کشورهای دیگر نیز نخستوزیرانی وجود داشتهاند که رهبر بزرگترین حزب پارلمان نبودهاند و گاهی حتی رهبر بزرگترین حزب ائتلاف نیز نبودهاند.
دولت مستقیماً توسط مردم انتخاب نمیشود؛ دولت بر اعتماد نمایندگان منتخب مردم تکیه دارد.
با این حال، قانونی بودن همهچیز نیست.
کنیگ تأکید میکند: «بسیار مهم است که دولت مشروعیت خود را از افکار عمومی درباره نظام و قواعد بازی نیز دریافت کند.»
او میگوید: «مورد بنت برای بخشهای گستردهای از جامعه قابل هضم نبود، و این فقط شامل اردوگاه نتانیاهو نمیشد. برای بخشهای بزرگی از اردوگاه تغییر نیز پذیرفتنی نبود؛ آنها احساس میکردند بنت از موقعیت خود بهعنوان مهره تعیینکننده، یعنی رأی شماره ۶۱، استفاده کرد تا نخستوزیری را "بکَند".»
به گفته او: «مهم است شهروندان درک کنند نخستوزیر به این دلیل در جایگاه خود قرار گرفته که شایستگی آن را دارد، نه به خاطر چیزی که آنها آن را یک حرکت حیلهگرانه تلقی میکنند—حتی اگر آن حرکت کاملاً قانونی باشد.»
تلاشهای قبلی برای تغییر قانون
این بحث پیشتر نیز به تلاشهایی برای تغییر نظام انتخاباتی و تشکیل دولت منجر شده است.
در سال ۲۰۱۵، نتانیاهو وعده داد قانونی را پیش ببرد که تشکیل دولت را بهطور خودکار بر عهده رهبر بزرگترین فراکسیون بگذارد؛ اقدامی که هدف آن تقویت حزب حاکم بود.
این طرح، از جمله به دلیل مخالفت متحدان طبیعی نتانیاهو، به نتیجه نرسید.
چهار سال بعد، زمانی که ائتلاف آبی و سفید در انتخابات سپتامبر ۲۰۱۹ از لیکود جلو زد، نتانیاهو میتوانست بابت کنار گذاشته شدن آن طرح احساس خوششانسی کند.
اما اکنون طنز ماجرا حتی بیشتر شده است: نبود همان قانون بار دیگر به نفع نتانیاهو است و در میان رقبای او اختلاف ایجاد میکند.
اگر آن قانون تصویب شده بود، احتمالاً مأموریت تشکیل دولت بهطور خودکار به آیزنکوت میرسید.
اما در نبود چنین قانونی، بازیگرانی مانند بنت یا لیبرمن میتوانند استدلال کنند که معیار اصلی، نه اندازه حزب، بلکه توانایی تشکیل ائتلاف است.
تا زمان برگزاری انتخابات، هر سه نفر تلاش خواهند کرد از برخورد مستقیم با یکدیگر پرهیز کنند.
آیزنکوت خود را بهعنوان جایگزین مستقیم نتانیاهو معرفی خواهد کرد و تلاش میکند بخشی از کرسیهای شرکای خود را جذب کند.
بنت تجربه و توانایی اجرایی خود را به رأیدهندگان عرضه خواهد کرد.
و لیبرمن تصویر «بزرگسال مسئول اتاق» را برای خود تقویت خواهد کرد.
هر سه خواهند گفت که هدفشان بزرگتر از جاهطلبی شخصی و ego آنهاست؛ اما هیچکدام از آنها از همین حالا حاضر نیستند جایزه اصلی را واگذار کنند.