الجزیره؛ تا چه حد ایران هنوز قادر به تهدید هرمز است؟
به نقل از ایلنا، الجزیره در مقالهای به بررسی وضعیت تنگه هرمز و قابلیتهای نظامی ایران پرداخته و بیان میکند که در حالی که ایالات متحده ادعای آسیبهای سنگینی به زرادخانه موشکی ایران داشته، تهران بر حفظ بخش قابل توجهی از توان تهاجمی خود تأکید میورزد. در این راستا، اهمیت تنها کمیت موشکها و پهپادهای باقیمانده مطرح نیست، بلکه توان ایران در ایجاد فشار بر روی تردد دریایی به مراتب حائز اهمیتتر است.
طبق این گزارش، ایران بهتازگی و در پاسخ به درخواست بغداد، مجوز عبور نفتکشهای عراقی از تنگه هرمز را صادر کرده است؛ اقدامی که در زمانی رخ میدهد که تردد کشتیها و صادرات نفت ایران و عراق بهطور کلی در مقایسه با قبل از جنگ کاهش یافته است.
صادرات نفت عراق از مسیر هرمز که پیش از آغاز جنگ روزانه حدود ۳.۳ تا ۳.۴ میلیون بشکه بوده، در ماه مه به حدود ۱۰۰ هزار بشکه تنزل یافته و سپس به حدود ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کرده است. در همین حال، صادرات نفت ایران از جزیره خارک نیز بر اساس دادههای رهگیری نفتکشها، از تقریبا ۹۰۰ هزار بشکه در روز در ژوئیه به حدود ۱۵۶ هزار بشکه کاهش یافته است.
اهمیت این کاهش زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که در نظر داشته باشیم پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و محصولات نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد که این رقم تقریباً معادل یک پنجم مصرف جهانی نفت است. این مقدار در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز تقلیل یافته است.
آیا آمار توان موشکی ایران قابل اعتماد است؟
الجزیره با اشاره به اختلاف آماری بین دو طرف درگیر، مینویسد که فرماندهی مرکزی آمریکا از رهگیری حدود ۶ هزار پهپاد و بیش از ۱۵۰۰ موشک بالستیک ایران در طی جنگ خبر داده است. در این راستا، دونالد ترامپ نیز مدعی شده که ۸۲ درصد از ذخایر موشکی ایران نابود شده است.
با این حال، ارزیابی دقیق از میزان توان باقیمانده ایران پیچیده است. محمد عبدالواحد، کارشناس مسائل راهبردی و امنیتی، این اختلاف آمار را بخشی از «جنگ اطلاعاتی و روانی» قلمداد کرده و بر این باور است که ارقام منتشره از سوی طرفین درگیر باید با ملاحظات سیاسی و نظامی آنها تحلیل شود.
این کارشناس میافزاید که حملات آمریکا به برخی از توانمندیهای کلیدی ایران، از جمله تأسیسات و سکوهای مستقر در مناطق ساحلی مانند قشم، لارک و بندرعباس، آسیب وارد کرده است؛ اما به اعتقاد او، این حملات ایران را بهطور کامل از معادله امنیت دریایی حذف نکرده است.
عبدالواحد در مورد حملات اخیر به کشتیها بیان میکند که ایران کماکان از قابلیتهایی برای شناسایی، هدایت و هدفگیری دقیق برخوردار است و این توان میتواند برای افزایش ریسک تردد در هرمز مورد استفاده قرار گیرد.
تنگه هرمز نیازی به «بستن کامل» ندارد برای ایجاد فشار
یکی از نکات مهم این گزارش، این است که برای ایجاد اختلال در تردد دریایی، الزامی نیست که تنگه هرمز بهطور کامل بسته شود. افزایش سطح تهدید میتواند شرکتهای کشتیرانی را وادار به تغییر مسیر، کاهش تردد یا قبول هزینههای بیشتر بیمه و حملونقل کند.
عبدالواحد تصریح میکند که نوع تسلیحات موجود نیز در این معادله اهمیت زیادی دارد. موشکهای بالستیک بیشتر بهمنظور حمله به اهداف استراتژیک و نظامی طراحی شدهاند، در حالی که موشکهای کروز قابلیتهای بیشتری برای هدف قرار دادن اهداف دریایی دارا هستند و میتوانند بهعنوان ابزاری برای ایجاد فشار بر صنعت کشتیرانی به کار گرفته شوند.
از طرف دیگر، بخشی از توان موشکی ایران در تأسیسات زیرزمینی و مقاوم ذخیره میشود. پراکندگی این ظرفیتها و بهرهبرداری از سازههای مستحکم میتواند تأثیر حملات هوایی را کاهش داده و امکان نگهداری بخشی از توان تهاجمی را مقدور سازد.
کاهش تردد؛ معادلهای فراتر از توانمندی ایران
در روزهای اخیر، تردد کشتیها از تنگه هرمز همچنان در سطح پایینی قرار دارد. دادههای رهگیری بینالمللی نیز نشاندهنده کاهش قابل توجهی در عبور کشتیها در ماه اوت است.
این وضعیت هزینههای اقتصادی قابلتوجهی برای صنعت کشتیرانی بهدنبال داشته است. افزایش ریسک عبور از تنگه، هزینههای بیمه و حملونقل را به شکل محسوسی بالا برده و بر اساس تخمینهای مطرحشده در گزارش، هزینه اجاره یک نفتکش بزرگ به حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار دلار در روز رسیده است.
در نهایت، معادله هرمز را نمیتوان صرفاً با شمارش موجودی موشکها و پهپادهای باقیمانده مورد سنجش قرار داد. توان نظامی باقیمانده ایران، قابلیتهای پدافندی و دریایی ایالات متحده، سطح ریسکپذیری شرکتهای کشتیرانی و هزینههای اقتصادی ناشی از عبور از این تنگه، همگی در شکلدهی به آینده تردد از این گذرگاه حیاتی تأثیرگذار هستند.