کد خبر 679323
۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۰:۳۸

بحران «توزیع» حلقه‌ گمشده در سینمای مستند

ساعت 24 - مرتضی پایه‌شناس، مستندساز، در یادداشتی که به اهمیت سینمای مستند اشاره دارد، این نوع سینما را به عنوان کلیدی‌ترین ابزار و رسانه برای توجه به هویت ملی و تاریخ کهن ایران معرفی کرده است.
بحران «توزیع» حلقه‌ مفقوده سینمای مستند

خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان- مرتضی پایه‌شناس، مستندساز؛ زمانی که به بررسی موضوع «رهاشدگی فرهنگ» می‌پردازیم، اشاره به کمبود منابع مالی تنها یک نشانه نادرست است. ریشه این بحران عمیق‌تر از ترازنامه‌ها و محاسبات اقتصادی است؛ چالش اصلی در «تغییر نگرش» به فرهنگ نهفته است. در سال‌های اخیر، فرهنگ در چشمان بسیاری از مدیران و نهادهای مسئول به یک موضوع فرعی و زینتی تبدیل شده و دیگر به عنوان یک مولفه «راهبردی و زیرساختی» در نظر گرفته نمی‌شود. در حال حاضر، فرهنگ به ابزاری پیش‌پا افتاده و سطحی بدل گشته که کارکرد اصلی آن تنها رفع نیازهای آنی، پاسخ به دستورالعمل‌های مقطعی و پر کردن تقویم‌های رسمی است. این منظر «پروژه‌محور» به جای «فرآیندمحور»، یکی از بزرگ‌ترین صدمات را به فرهنگ ما وارد می‌کند.

تاریخ چه می‌آموزد؟

با نگاهی به تاریخ ایران درمی‌یابیم که این سرزمین بقای خود را صرفاً مدیون قدرت‌های نظامی یا ساختارهای اداری نبوده است. ایران در طول تاریخ و در برابر بحران‌های خانمان‌سوز و هجوم‌های ویرانگر، با اتکای بر «نیروی فرهنگی» دوباره سرپا ایستاده است.

یکی از بارزترین نمونه‌ها، دوران تهاجم مغول است. در آن زمان ایران از نظر نظامی به شدت به عقب افتاد و بخش‌های عمده‌ای از زیرساخت‌های مادی‌اش ویران شد، اما موجودیت «ایران» به هیچ عنوان از بین نرفت. چرا؟ زیرا فرهنگ ایرانی به واسطه قدرت جذب، استمرار و بازسازی درونی خود، اجازه نداد که هویت ملی دستخوش نابودی شود. امروزه نیز اگر می‌خواهیم ایران از میان بحران‌ها و تغییرات پیچیده جهانی سربلند بیرون بیاید، باید دوباره فرهنگ را به عنوان یکی از پایه‌های اساسی پایداری و انسجام این سرزمین در نظر بگیریم.

مستند و مسئله فرهنگ عمومی

مستند می‌تواند به موضوعاتی بپردازد که بعضاً از عهده زبان رسمی و معمول خارج است. این به این معنا نیست که همیشه از سایر رسانه‌ها تاثیرگذارتر است، بلکه به این دلیل است که می‌تواند انسان واقعی و شرایط حقیقی را در مرکز روایت خود قرار دهد. یک مستند توانایی بیدار کردن حساسیت‌های خاموش جامعه، ایجاد پیوند میان نسل‌های مختلف و بیان پیچیده‌ترین مسایل اجتماعی را به روشی صادقانه و بی‌پرده دارد. اگر در پی اصلاح الگوهای رفتاری، افزایش خودآگاهی ملی یا توضیح سیاست‌های کلان جمعیتی و بهداشتی هستیم، هیچ رسانه‌ای به اندازه مستند نمی‌تواند «اقناع غیرمستقیم» و ماندگار را پدید آورد. مستند، به دلیل پایه‌گذاری بر واقعیت، اعتمادساز است و همین اعتماد، نخستین گام در مسیر فرهنگ‌سازی محسوب می‌شود.

بحرانِ «توزیع»؛ حلقه مفقوده

یکی از عمده‌ترین چالش‌هایی که در ایران با آن مواجهیم، نبود استراتژی مشخص در حوزه «نمایش» است. ما فیلم می‌سازیم، اما هیچ برنامه‌ای برای «رساندن فیلم به تماشاگر» نداریم. سینمای مستند را نمی‌توان بر مبنای منطق سینمای داستانی و اکران تجاری سنجید. اکران مستند، نوعی فعالیت فرهنگی-آموزشی است که مخاطب خاص خود را می‌طلبد.

در حال حاضر، خلأ بزرگی در مسیرهای دسترسی به تماشاگر وجود دارد. دانشگاه‌ها، مدارس، فرهنگسراها، شبکه‌های تلویزیونی، مراکز فرهنگی محلی، انجمن‌های تخصصی، پلتفرم‌های آنلاین و... همه اینها می‌توانند بازارهای بالقوه برای نمایش مستند باشند. اما به علت فقدان یک شبکه منظم توزیع و عدم توجه به نیازهای این نوع سینما، حتی بهترین آثار مستند نیز متأسفانه در بایگانی‌ها مانده یا فقط در جشنواره‌های محدود به نمایش درمی‌آیند. وقتی یک فیلم دیده نشود، به واقع فرآیند فرهنگ‌سازی ناقص باقی می‌ماند و آن اثر نمی‌تواند به بخشی از حافظه زنده جامعه تبدیل شود.

سینمای مستند؛ مسئله‌ای فراتر از یک شغل

در خاتمه باید خاطرنشان کرد که چالش امروز سینمای مستند تنها به موضوع معیشت یک گروه یا ارتقای یک تخصص فنی محدود نمی‌شود. این مسأله به «ماندگاری ایران» مربوط است. کشوری که نسبت به ثبت واقعیت‌های خود بی‌تفاوت باشد و روایت هویتش را به دیگران واگذارد، به لکنت فرهنگی دچار خواهد شد.

سینمای مستند شاید نتواند تمامی مسائل فرهنگی ما را حل کند، اما می‌تواند اقداماتی انجام دهد که کمتر رسانه‌ای با این کیفیت قادر به تحقق آن است. مدیران فرهنگی باید از روند تصمیم‌گیری‌های روزمره و مصرفی فاصله بگیرند و بدانند که هر فیلم مستند که ساخته و به درستی به نمایش درمی‌آید، خشت جدیدی به بنای فرهنگ ایرانی می‌افزاید. غفلت از این حوزه، به معنی غفلت از هویت ملی ماست. اگر می‌خواهیم ایران از چالش‌های قرن جدید نیز با افتخار گذر کند، باید به ظرفیت فرهنگ و زبان مستند توجه کنیم. مستند، نه یک کالای غیرضروری، بلکه ضرورتی حیاتی برای «فهمیدن» و «ماندن» است.

این روزها که همه از ضرورت حفظ هویت ملی ایران سخن می‌گویند، کمتر کسی به سینمای مستند به عنوان ابزار اصلی و رسانه‌ای برای تبیین هویت ملی و تاریخ غنی ایران توجه می‌کند، که خود بزرگ‌ترین نشانه مهجور بودن این سینمای ارزشمند است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.