کد خبر 679413
۱۴۰۵/۰۶/۰۱ ۱۱:۳۹

آیا تغییرات اقلیمی جغرافیای مهاجرت جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

ساعت 24 - خراسان رضوی (ایسنا) - تغییرات اقلیمی به‌طور فزاینده‌ای به یکی از دلایل کلیدی مهاجرت در سطح جهانی تبدیل می‌شود و با افزایش تخریب محیط زیست، نابرابری و عدم ثبات، میلیون‌ها نفر را در معرض خطر جابه‌جایی قرار می‌دهد. این روند به گونه‌ای است که دیگر سیاست‌گذاران نمی‌توانند نتایج آن را نادیده بگیرند.
بحران اقلیمی نقشه مهاجرت جهان را تغییر می‌دهد؟

این پدیده به‌ویژه بر جوامعی تأثیرگذار است که به‌طور پیشین با آسیب‌پذیری‌های متعدد و توانایی محدود برای سازگاری درگیر بوده و در عین حال، خطرات بهداشتی و دسترسی به خدمات را در طول فرایند مهاجرت دستخوش تغییر خواهد کرد.

زمانی که به‌مثابه تغییرات اقلیمی بحث می‌شود، معمولاً توجه معطوف به افزایش دما، حوادث آب‌وهوایی شدید و تخریب محیط زیست می‌گردد. با این حال، یکی از پیامدهای کلیدی این بحران، جابجایی و آوارگی انسان‌ها، کمتر به آن پرداخته شده است.

طبق گزارش «گراندسول» (Groundswell) که توسط بانک جهانی منتشر شده، تغییرات اقلیمی ممکن است تا سال ۲۰۵۰ موجب مهاجرت داخلی حداکثر ۲۱۶ میلیون نفر در شش منطقه مختلف دنیا شود، به‌گونه‌ای که محورهای اصلی این مهاجرت‌ها، حتی قبل از سال ۲۰۳۰، ظهور خواهند یافت.

در عین حال، «مرکز نظارت بر آوارگی داخلی» (IDMC) در سال ۲۰۲۴، آمار بی‌سابقه ۴۵.۸ میلیون مورد جدید آوارگی ناشی از بلایای مرتبط با تغییرات اقلیمی را ثبت کرده است که به‌طور تقریبی دو برابر میانگین سالانه در دهه اخیر می‌باشد و این به وضوح نشان می‌دهد که این مسئله صرفاً یک پیش‌بینی برای آینده نیست، بلکه یک روند در حال حاضر در حال وقوع است.

چگونه تغییرات اقلیمی موجب جابجایی می‌شود؟

بحران اقلیمی نقشه مهاجرت جهان را تغییر می‌دهد؟

براساس گزارش ریلیف وب، مهاجرت همیشه تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار داشته است، اما اکنون شرایط زیست‌محیطی به بخش بیشتری از این معادله تبدیل شده‌اند. زمانی که خشکسالی باعث نابودی محصولات کشاورزی می‌شود، سیل زیرساخت‌ها را تخریب می‌کند یا بیابان‌زایی دسترسی به منابع آب و غذا را کاهش می‌دهد، جوامع ممکن است وسط تأمین معیشت خود قرار بگیرند. در این وضعیت، مهاجرت دیگر یک انتخاب نیست بلکه به یک راه حل ضروری برای بقا تبدیل می‌شود.

معمولاً ارتباط بین تغییرات اقلیمی و مهاجرت به‌طور مستقیم نیست. فشارهای زیست‌محیطی غالباً با آسیب‌پذیری‌های موجود که شامل فقر، ضعف نهادها، بی‌ثباتی سیاسی و کمبود فرصت‌های اقتصادی می‌باشند، در هم تنیده می‌شوند. بنابراین، تغییرات اقلیمی می‌تواند خطرات موجود را تشدید کرده و برای میلیون‌ها نفر، مهاجرت را به یک راهبرد برای سازگاری با افزایش نااطمینانی‌های محیطی تبدیل نماید.

این الگو در نقاط مختلف دنیا نیز قابل مشاهده است. بانک جهانی پیش‌بینی کرده که تا سال ۲۰۵۰، تعداد مهاجران اقلیمی داخلی در کشورهای جنوب صحرا در آفریقا ممکن است به ۸۶ میلیون نفر برسد. این رقم برای شرق آسیا و اقیانوسیه به ۴۹ میلیون و برای جنوب آسیا به ۴۰ میلیون نفر برآورد شده است، مناطقی که هم‌اکنون نیز با آسیب‌پذیری‌های نهادی و اقتصادی جدی روبه‌رو هستند.

یکی از ویژگی‌های بارز مهاجرت اقلیمی، عدم توازن میان مسئولیت و پیامدهاست، که این موضوع را به مسئله‌ای فراتر از صرفاً زیست‌محیطی بدل می‌کند و به نابرابری و عدالت توزیعی نیز وارد می‌شود.

کدام کشورها در برابر پیامدهای اقلیمی آسیب‌پذیرتر هستند؟

بحران اقلیمی نقشه مهاجرت جهان را تغییر می‌دهد؟

کشورهایی که بیشترین آسیب را از پیامدهای تغییرات اقلیمی متحمل می‌شوند، معمولاً همان کشورهایی هستند که نقش کمتری در انتشار گازهای گلخانه‌ای تاریخی ایفا کرده‌اند. در حالی که برخی از ثروتمندترین اقتصادهای جهان در طول دهه‌ها از الگوهای رشد مبتنی بر مصرف سوخت‌های فسیلی بهره‌برده‌اند، این الگوها خود موجب بروز چالش‌های زیست‌محیطی فعلی شده‌اند. این شرایط نمونۀ بارز یک نابرابری عمیق در سطح جهانی است.

ابعاد این شکاف به‌طرز قابل توجهی بزرگ است. برآوردهای سازمان «آکسفام» نشان می‌دهد که ۱۰ درصد ثروتمند جامعه جهانی مسئول بیش از نیمی از انتشار کربن بوده‌اند، در حالی که سهم ۵۰ درصد غیرفقرای جامعه تنها حدود هفت درصد است. با این وجود، همین جمعیت‌های فقیرتر بیش از دیگران از عواقب چنین وضعیتی، به ویژه آوارگی و از دست دادن معیشت، آسیب می‌بیند.

این مسأله تنها در سطح بین‌المللی صدق نمی‌کند، بلکه در داخل کشورها نیز مشاهده می‌شود. جوامع کم‌درآمد در سطح داخلی نیز در معرض خطرات زیست‌محیطی بیشتری قرار دارند، چرا که منابع کمتری برای سازگاری دارند. خانوارهای ثروتمند به راحتی می‌توانند مکان زندگی خود را تغییر دهند، در زیرساخت‌های مقاوم سرمایه‌گذاری کنند، از بیمه بهره‌مند شوند و بعد از بروز بلایا به‌سرعت و به‌طور مؤثری بهبودی یابند، در حالی که جمعیت‌های آسیب‌پذیر معمولاً از چنین گزینه‌هایی محروم‌اند.

این‌بار هم، ارتباط میان تغییرات اقلیمی و نابرابری به‌وضوح مشخص شده است. جوامعی که به کسب دانش، آموزش، خدمات بهداشتی و زیرساخت‌های مقاوم دسترسی محدودی دارند، در برابر شوک‌های زیست‌محیطی آسیب‌پذیرترند. وقتی که این شوک‌ها اتفاق می‌افتند، مهاجرت غالباً به یکی از معدود گزینه‌های پیش روی این جوامع تبدیل می‌شود.

کاهش فشارهای مهاجرتی تنها محدود به مدیریت ورود مهاجران نیست، بلکه نیازمند رسیدگی به شرایط اقتصادی و زیست‌محیطی است که در ابتدا احتمال جابجایی را افزایش می‌دهند. سرمایه‌گذاری در سازگاری با تغییرات اقلیمی، کشاورزی پایدار، مدیریت منابع آب و توسعه اقتصادی محلی می‌تواند به این جوامع کمک کند تا در برابر چالش‌های زیست‌محیطی تاب‌آورتر شوند. در غیر این صورت، تنها به درمان عواقب پرداخته‌ و علل اصلی را نادیده می‌گیریم.

کشورهای اروپایی، با وجود ثروتمند و توسعه‌یافته بودن، به‌طور فزاینده‌ای با پیامدهای ژئوپلیتیکی تغییرات اقلیمی در فرای مرزهای خود درگیر هستند. در واقع، تخریب محیط زیست در مناطق همجوار می‌تواند به بی‌ثباتی اقتصادی، ناامنی غذایی، تنش‌های اجتماعی و آوارگی جمعیت منجر گردد. با افزایش این فشارها، اروپا ناگزیر به مواجهه با چالش‌های مهاجرتی جدید خواهد بود.

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که زمان، به عاملی حیاتی تبدیل شده است. هر سال تأخیر در اقدامات، فشارهای زیست‌محیطی را بیشتر کرده و توانایی جوامع آسیب‌پذیر برای سازگاری را کاهش می‌دهد. هرچه رسیدگی به خطرات اقلیمی بیشتر به تعویق بیفتد، خطر تبدیل آنها به آوارگی، بی‌ثباتی و بحران‌های انسانی بیشتری می‌شود.

بر اساس گزارش ایمپاکتر، بانک جهانی اعلام کرده که اقدامات زودهنگام و هماهنگ اقلیمی و توسعه‌ای می‌تواند پیش‌بینی‌های مربوط به مهاجرت اقلیمی داخلی را تا سال ۲۰۵۰ به میزان ۸۰ درصد کاهش دهد. این نکته یادآور می‌شود که مسیر آینده قطعی و غیرقابل تغییر نیست، بلکه به‌طور قابل توجهی به تصمیمات ما در امروز بستگی دارد.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.