پزشکیان و فرو ریختن دیوار میان دولت و مردم؛ کوشش برای احیا سرمایه اجتماعی
طبق گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، دولت چهاردهم از آغاز فعالیتش سعی داشت تا فاصله میان خود و مردم را با مفهوم وفاق ملی کاهش دهد. این مفهوم برای مسعود پزشکیان تنها یک شعار انتخاباتی بود و کمکم به یکی از عبارتهای کلیدی در شیوه حکمرانی دولت تبدیل گردید. بر اساس دیدگاه پزشکیان، برطرف کردن چالشهای کشور بدون همکاری و همراهی مردم عملی نیست و باید مشارکت جامعه در فرآیند حکمرانی گنجانده شود.
در گفتوگوی اخیر خود با جامعه، او همچنین بر این نگرش تاکید کرد و بیان نمود که اگر با مردم باشیم، هیچ نیرویی نمیتواند ما را زمینگیر سازد. این جمله به روشنی نشان میدهد که رئیسجمهور، ارزش اجتماعی و همدلی مردم را نه بهعنوان یک موضوع حاشیهای، بلکه به عنوان یک رکن اساسی برای مدیریت کشور تلقی میکند.
اما سوال حیاتی این است که پزشکیان چه اقداماتی برای نزدیکتر کردن دولت به مردم انجام داده است؟ آیا مفهوم وفاق تنها در ادبیات سیاسی دولت باقی مانده یا میتوان نشانههایی از آن را در شیوههای مدیریتی، انتخاب مدیران، سفرهای استانی و نحوه گفتوگوهای دولت با جامعه پیدا کرد؟
وفاق؛ از شعار انتخاباتی تا مدل اداره دولت
پزشکیان دولت خود را با وعدهای نوآورانه آغاز کرد و تعیین نکرد که دولت چهاردهم تنها نماینده یک جریان سیاسی باشد. ایده اصلی او این بود که در شرایط پیچیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور، هیچ گروهی نمیتواند به تنهایی تمام مسائل را برطرف کند.
از این نقطه، وفاق ملی به یکی از ارکان اصلی گفتمان دولت بدل گردید. البته در این تعریف، وفاق به معنای انکار اختلافات سیاسی یا نادیده گرفتن تنوع دیدگاهها نیست، بلکه به معنای جستجوی نقاط مشترک برای اداره کشور میباشد. از این رو، پزشکیان بهطور مکرر بر لزوم بهرهگیری از ظرفیت تمام نیروهایی که میتوانند به کشور یاری رسانند، تاکید کرده است.
او همچنین در اظهاراتش، مشارکت مردم را به عنوان یکی از ارکان حل مشکلات کشور برشمرد و به طرح محلهمحوری بهعنوان مکمل ظرفیتهای مردمی و نهادهای مدنی اشاره نمود.
این نگرش تغییر مهمی در ادبیات حکمرانی ایجاد میکند و دولت به جای آنکه خود را تنها عامل حل مسائل بداند، تلاش میکند جامعه را نیز در فرآیند حل چالشها مشارکت دهد.
البته ارزیابی موفقیت این رویکرد در عمل نیاز به سنجش واقعی دارد، اما در سطح سیاستگذاری، دولت چهارم تلاش کرده است که فاصله بین دولت تصمیمساز و مردم متاثر از این تصمیمات را کاهش دهد.
سفرهایی که قرار نبود فقط افتتاحیه باشند
یکی از نخستین نشانههای این رویکرد را میتوان در سفرهای استانی پزشکیان مشاهده کرد. سفر استانی برای دولتها پدیده جدیدی نیست. پیش از پزشکیان، رؤسایجمهور نیز به استانها سفر کرده و پروژههایی را افتتاح کرده یا با مردم ملاقات نمودهاند. از این رو، تفاوت دولت چهاردهم در خود سفر نیست، بلکه در هدفی است که برای این سفرها تعیین شده است.
نخستین سفر استانی پزشکیان به سیستان و بلوچستان برگزار شد، استانی که به لحاظ مسائل توسعهای و تنوع قومی و مذهبی، نماد مناسبی برای گفتمان وفاق به شمار میآید. دولت از همان بدو ورود تلاش کرد این سفر را در جهت گفتوگو با مردم، نخبگان و گروههای گوناگون اجتماعی تعریف کند.
در ادامه، دیدار با فعالان اقتصادی، نخبگان، فرهیختگان، شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و گروههای مختلف مردم به بخشی از برنامه سفرهای استانی دولت تبدیل گردید. در سفر به کرمانشاه نیز پزشکیان علاوه بر جلسات اجرایی، با فعالان اقتصادی، کارآفرینان، نخبگان، فرهیختگان و شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گفتوگو کرد.
در این دیدگاه، مسائل استان تنها در دل جلسه استانداری یا شورای برنامهریزی خلاصه نمیشود، بلکه بخش اعظمی از واقعیت استان در گفتگو با افرادی شکل میگیرد که در همان منطقه زندگی و فعالیت دارند.
به همین دلیل، در گزارشهای مربوط به سفرهای استانی دولت چهاردهم، بر ارتباط مستقیم رئیسجمهور با مردم و نخبگان بهعنوان یکی از اهداف این سفرها تاکید شده است.
دیوار فقط در تهران نیست
یکی از چالشهای عمده در رابطه بین دولت و جامعه، تمرکز شدید تصمیمگیری در پایتخت است. در حالیکه تهران محل تصمیمگیری محسوب میشود، پیامد بسیاری از این تصمیمها در نقاط استانها و شهرهای کوچکتر نمایان میشود. بنابراین اگر دولت بخواهد فاصله خود را با مردم کاهش دهد، باید قسمتی از پروسه تصمیمگیری را از مرکز به میدانی که مردم فعالاند، منتقل کند.
از همینرو، سفرهای استانی دولت چهاردهم از این جنبه نیز اهمیت بالایی پیدا میکنند.
زمانی که رئیسجمهور در یک استان با کشاورزان، کارآفرینان، دانشجویان، فعالان اقتصادی، مسئولان محلی، نخبگان و شهروندان عادی دیدار میکند، تصویری متفاوت از مسائل کشور بر روی دولت نمایان میشود؛ تصویری که الزماً در گزارشهای اداری تهران قابل مشاهده نیست.
در اینجا سفر استانی دیگر فقط یک رویداد سیاسی نیست، بلکه به نظرسنجی اجتماعی تبدیل میشود البته ارزش واقعی این سفرها نه در شمار مصوبات، بلکه در میزان اجرایی شدن آنها و تأثیر آنها بر زندگی مردم است.
گفتوگوی بدون واسطه با مردم
ویژگی قابل توجه دیگر دولت چهاردهم، تلاش برای تقویت ارتباط مستقیم رئیسجمهور با جامعه است. پزشکیان در موقعیتهای مختلف سعی کرده در مورد مسائل کشور از جمله وضعیت اقتصادی، انرژی، جنگ، تحریمها، سیاست خارجی و مسائل اجتماعی با زبان ساده و مستقیم برای مردم سخن بگوید.
یکی از نمونههای بارز آن گفتوگوهای مستقیم او با مردم است. در مرداد ۱۴۰۵، رئیسجمهور در یک گفتوگوی تلویزیونی چندبخشی سعی کرد درباره عملکرد دولت، شرایط کشور و چالشهای پیشروی آن با مردم صحبت کند. در این گفتوگو نیز بخش قابل توجهی از سخن او به مفهوم رابطه دولت و مردم و ضرورت حفظ همراهی جامعه اختصاص یافت.
این نوع ارتباط به خودی خود به معنای افزایش اعتماد عمومی نیست؛ زیرا اعتماد، نتیجه عملکرد است و نه فقط گفتوگو. اما گفتوگو میتواند پیشنیاز اعتماد باشد، به خصوص زمانی که جامعه در برابر تصمیمهای سخت اقتصادی یا بحرانهای پیچیده قرار دارد.
از این رو، دولتی که از مردم انتظار همراهی دارد، وظیفه دارد که دلایل تصمیمهای خود را برای آنها توضیح دهد.
مردم، مخاطب دولت تا شریک حل مسئله؟
شاید بارزترین تغییر در این نگرش، دگرگونی تصور مردم به عنوان یک مخاطب به مردم بهعنوان یک شریک است. در بسیاری از ساختارهای اداری، دولت تصمیم میگیرد، نهادها اجرا میکنند و در نهایت نتیجه به مردم اعلام میشود. اما مسائلی چون آب، انرژی، آلودگی، حملونقل، مصرف سوخت، آسیبهای اجتماعی و حتی چالشهای اقتصادی، بدون مشارکت جامعه قابل حل نیستند.
پزشکیان بهطرز مکرری بر همین مسئله تاکید کرده است. در جدیدترین مواضع خود، او خدمت بیمنت و مشارکت مردمی را اساس حل مشکلات کشور دانسته و طرح محلهمحوری را در همین راستا تشریح کرده است.
این نگرش، اگر به درستی اجرا شود، میتواند مفهوم حکمرانی را از اداره مردم به اداره کشور با مشارکت مردم تغییر دهد. به این ترتیب، دولت نباید برای هر مشکل یک دستورالعمل از بالا صادر کند، بلکه باید ظرفیتهای اجتماعی موجود را شناسایی و فعال کند.
شکستن دیوار بیاعتمادی در انتصابات
اما کنار گذاشتن فاصله میان دولت و جامعه تنها به سفر و گفتوگو محدود نمیشود. یکی از مهمترین بخشهایی که میتوان رویکرد یک دولت را ارزیابی کرد، انتصابات آن است.
پزشکیان از ابتدا بر بهکارگیری نیروهای توانمند، بدون وابستگیهای سیاسی تاکید کرده است. علاوه بر این، حضور گروههایی که تا کنون در سطوح بالای مدیریت دولتی کمتر مطرح بودهاند نیز یکی از نکات قابل توجه دولت چهاردهم به شمار میآید.
در زمینه زنان، دولت چهارم در دو سال نخست خود تعداد قابل توجهی از زنان را در سطح مدیریتی به کار گرفت. طبق اعلام دستیار رئیسجمهور، دولت چهاردهم بالاترین میزان انتصاب مدیران زن را در بین دولتهای پس از انقلاب به ثبت رسانده و چهار زن به عنوان وزیر و معاون رئیسجمهور در کابینه حضور دارند. سخنگوی دولت نیز از میان زنان انتخاب شده است.
در زمینه اقلیتهای مذهبی و اهل سنت نیز دولت تلاش کرده است تا حضور این گروهها را در ساختار مدیریتی افزایش دهد. انتصاب عبدالکریم حسینزاده به معاونت امور روستایی و توسعه مناطق محروم رئیسجمهور، یکی از نمونههای بارز این رویکرد است.
این اقدامات را میتوان از یک دیدگاه، تلاشی برای بازکردن درهای ساختار مدیریتی کشور به سوی گروههای متنوعتر جامعه تلقی کرد.
البته باید تفاوتی میان انتصابات و تغییرات پایدار قائل شد. حضور یک مدیر زن یا یک مدیر اهل سنت به تنهایی نمیتواند تمامی موانع مشارکت اجتماعی را از میان بردارد، اما میتواند پیامی مهم درباره سیاستگذاری برای گسترش دایره مشارکت در اداره کشور ارسال کند.
مواجهه پزشکیان با پرسشهای سخت
یکی از ویژگیهای ممتاز پزشکیان در برخی سفرها، مواجهه مستقیم او با اعتراضات، انتقادات یا خواستههای مردم است.
در یکی از سفرهای استانی، گفتوگوی او با یکی از افراد حاضر به بحث درباره محرومیت و انتظارات افراد کشیده شد. پزشکیان در پاسخ به این گفتوگو، درباره فاصله بین منابع موجود و انتظارات ایجادشده در جامعه سخن گفت و بر لزوم واقعبینی در وعده دادن تاکید ورزید.
این نوع مواجهه، هرچند ممکن است همیشه بدون حاشیه نباشد، اما حقیقتی را روشن میسازد. فاصله دولت و مردم تنها زمانی کاهش نمییابد که مردم برای رئیسجمهور دست بزنند، گاهی اوقات زمانی کم میشود که رئیسجمهور بتواند بهطور مستقیم به یک خواسته یا اعتراض پاسخ دهد. حکمرانی در شرایط واقعی به معنای رویارویی با همین پرسشهای دشوار است.
با این حال، سوال بنیادی همچنان باقی است: آیا افزایش ارتباط با مردم به معنای افزایش اعتماد است؟ پاسخ به این سوال آسان نیست.
اعتماد عمومی از طریق سخنرانی، سفر یا جلسات ایجاد نمیشود. مردم زمانی احساس میکنند که دولت نزدیکتر شده است که نتیجه تصمیمات آن را در زندگی روزمرهشان مشاهده کنند. هنگامی که پروژهای نیمهتمام به اتمام برسد، وقتی خدمات عمومی بهبود یابد، وقتی یک تصمیم اقتصادی قابل درک باشد و وقتی احساس کنند که صدایشان شنیده میشود.
به همین دلیل، شکستن دیوار بین دولت و مردم بیشتر از آنکه یک پروژه تبلیغاتی باشد، یک فرآیند مداوم است و پزشکیان تلاش کرده است این فرآیند را با سه ابزار گفتوگو، مشارکت و وفاق پیش ببرد.
گفتوگو بهمنظور شنیدن خواستههای جامعه، مشارکت برای درگیر کردن مردم در فرآیند حل مشکلات و وفاق برای ایجاد فضایی برای همکاری میان گروههایی که ممکن است در بسیاری از موضوعات نظرات متفاوتی داشته باشند.
وفاق، نسخه عبور از روزهای سخت
اهمیت این رویکرد در زمان بحران به وضوح بیشتر نمود پیدا میکند.
در شرایط عادی، ممکن است دولت بتواند با اتکای به ساختار اداری، مسائل را مدیریت کند اما در بحرانهایی مانند جنگ، تحریم، ناترازی انرژی یا چالشهای اقتصادی، هیچ دولتی بدون همدلی و مشارکت مردم نمیتواند کشور را به پیش ببرد.
پزشکیان نیز در ماههای اخیر چندین بار به این موضوع اشاره کرده و در گفتوگوی اخیر خود با مردم، همراهمی جامعه را یکی از عوامل قدرت کشور قلمداد کرده و صحبت کرده است که اگر مردم در کنار یکدیگر بایستند، فشارهای بیرونی نمیتوانند کشور را زمینگیر کنند.
از این منظر، وفاق تنها یک پروژه سیاسی نیست، بلکه ابزاری برای تابآوری ملی است و از اینرو، هر چه فاصله میان دولت و مردم کمتر باشد، قابلیت کشور برای مواجهه با بحرانها بیشتر خواهد بود.
در پایان، ارزیابی کارنامه دولت چهاردهم در این زمینه را باید نه تنها با شمار سفرها، جلسات و انتصابات بلکه با یک معیار سادهتر سنجید. آیا مردم احساس میکنند که دولت آنها را میبیند، صدایشان را میشنود و در حل مشکلاتشان در کنار آنها ایستاده است؟
پاسخ نهایی به این پرسش را نه دولت، بلکه مردم خواهند داد؛ مردمی که از روز نخست، پزشکیان برای بقای دولت و موفقیت کشور، مشارکت و همراهی آنها را کلید دانسته است.