بیگدلی: پزشکیان قدرت را برای حل مشکلات مردم میخواهد، نه تثبیت جایگاه خود
حجتالاسلام والمسلمین رحمتاله بیگدلی عضو هیأت علمی دانشگاه، مدرس حوزه علمیه و عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا با تشریح شرایط منجر به حضور مسعود پزشکیان در عرصه رقابتهای ریاست جمهوری، گفت: پزشکیان چهار دوره کامل؛ از دوره هشتم تا یازدهم، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو بود و برای دوره دوازدهم نیز انتخاب شد، اما پس از پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری از نمایندگی مجلس کنار رفت. در دولت آقای خاتمی نیز یک دوره وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و قبل از آن هم رئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود. بنابراین، آقای پزشکیان با ورود به انتخابات ریاستجمهوری برای اولینبار با مسائل و مشکلات کشور مواجه نشد؛ او سالها در متن مدیریت اجرایی و قانونگذاری کشور حضور داشت و بخش مهمی از مسائل و بحرانهای موجود را نه از پشت میز تحلیل، بلکه از نزدیک و در میدان مدیریت لمس کرده بود.
وی اضافه کرد: به باور من، اتفاقاً همین شناخت از مهمترین دلایل ورود او به انتخابات بود، نه عاملی برای منصرف شدن از آن. او میدانست کشور با مجموعهای از مشکلات درهمتنیده مواجه است؛ از ناترازیهای اقتصادی و انرژی گرفته تا ضعف حکمرانی، مشکلات نظام اداری، کاهش سرمایه اجتماعی، گسترش شکاف میان مردم و حاکمیت و تداوم اختلافات و رقابتهای فرساینده سیاسی.
این فعال سیاسی با تشریح انگیزه ها و علل حضور پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری اظهار کرد: نخستین انگیزه و دلیل حضور ایشان در انتخابات را باید تلاش برای افزایش مشارکت و جلوگیری از تعمیق شکافهای اجتماعی عنوان کرد.
وی یادآور شد: دکتر پزشکیان پس از ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری تصریح کرده بود که برای کمک به افزایش مشارکت وارد عرصه انتخابات شده است. به یاد دارم که برخی در آن زمان منتقد این نحوه از بیان آقای پزشکیان بودند، اما این جمله از نظر فهم انگیزه او بسیار مهم بود؛ زیرا نشان میداد انگیزه پزشکیان از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری صرفاً دستیابی به قدرت نبود، بلکه او انتخابات را ابزاری برای بازسازی پیوند جامعه با ساختار سیاسی میدانست.
بیگدلی اضافه کرد: او در وضعیتی وارد انتخابات شد که مشارکت سیاسی کاهش یافته و بخشی از جامعه از سازوکارهای رسمی سیاسی فاصله گرفته بود. پزشکیان بر این باور بود که تداوم این وضعیت هم برای نظام سیاسی، هم برای جامعه و هم برای منافع ملی خطرناک است و این شکاف باید بهنحوی ترمیم شود.
وی ادامه داد: علاوه بر این دکتر پزشکیان معتقد بود حضور یک چهره متفاوت میتواند بخشی از این فاصله را کاهش دهد و امکان مشارکت گروههایی را فراهم کند که خود را در ساختار سیاسی دارای نماینده و صدای مؤثر نمیدیدند.
وی دومین علت و انگیزه حضورپزشکیان را احساس مسئولیت، نه عطش قدرت عنوان کرد و افزود: آقای پزشکیان بارها گفته است: «من دنبال قدرت نیستم» و تصریح کرده که نمیخواهد وارد بازی قدرت شود تا اطرافیان و بستگانش از ثمرات مادی آن بهرهمند شوند. همچنین تأکید کرده است که میخواهد صدای اقوام، ادیان، مذاهب، کارگران، زنان، فرودستان و حاشیهنشینان باشد.
وی خاطرنشان کرد: این سخنان را باید در کنار سابقه چند دههای پزشکیان ارزیابی کرد؛ کسی که سالها در مجلس و دولت حضور داشته، بهخوبی میداند که بسیاری از بحرانهای کشور نه صرفاً ناشی از فقدان قانون، بلکه ناشی از ضعف اجرا، تبعیض، رانت، ناکارآمدی و فاصله میان سیاستگذاری رسمی و واقعیتهای اجتماعی است؛ بنابراین ورود او را بیش از آنکه تلاشی برای دستیابی به قدرت بدانیم، باید تلاشی برای اصلاح وضع موجود از درون ساختار و در چارچوب ظرفیتهای قانونی و نهادی کشور تلقی کنیم.
این استاد دانشگاه باور به امکان اصلاح از طریق وفاق، کارشناسی و شایستهسالاری را دلیل و انگیزه دیگر مسعود پزشکیان برای حضور در انتخابات عنوان کرد و ادامه داد: منطق آقای پزشکیان این است که مشکلات پیچیده و انباشته کشور با حذف یک جناح و پیروزی جناح دیگر حل نمیشود. وقتی مسئلهای ساختاری است، راهحل آن نیز باید تا حد امکان ساختاری، عقلانی و مبتنی بر همکاری باشد. به همین دلیل، آقای پزشکیان «وفاق» را صرفاً تقسیم قدرت میان جناحها نمیداند، بلکه آن را تبدیل رقابت سیاسی به همکاری برای حل مسائل واقعی کشور میداند.
وی خاطرنشان کرد: از نظر پزشکیان معیار انتخاب مدیر باید تخصص، تجربه، توانایی، سلامت و کارآمدی باشد، نه صرفاً وابستگی جناحی و سیاسی. به همین دلیل است که من ورود آقای پزشکیان را بیش از آنکه ناشی از جاهطلبی سیاسی بدانم، ناشی از نوعی احساس مسئولیت در برابر بنبستهای انباشته و بحرانهای چندلایه کشور میدانم.
شخصیت پزشکیان عامل تسهیلکننده و ظرفیتساز برای عبور از بحران هست
بیگدلی یادآور شد: اگر بخواهم ویژگیهای شخصیتی آقای پزشکیان را در چند واژه خلاصه کنم، میگویم: «صداقت، تواضع، سادهزیستی، پاکدستی، صراحت و مردمداری.»، اما در میان این ویژگیها به اعتقاد من ترکیب صداقت و تواضع برجستهتر از همه است.
وی گفت: پزشکیان معمولاً تلاش نمیکند خود را بزرگتر از آنچه هست نشان دهد. در سخنانش نیز کمتر از زبان پیچیده و سیاستمدارانه استفاده میکند و بیشتر با زبان مستقیم، روشن و قابل فهم سخن میگوید.
بیگدلی ویژگی مهم دیگر پزشکیان را صراحت در بیان واقعیتها عنوان کرد و افزود: او معمولاً حتی در بیان مشکلات نیز کمتر به توجیه متوسل میشود و ترجیح میدهد مسئله را همانگونه که میبیند بیان کند. این ویژگی البته در سیاست دو وجه دارد: از یک سو میتواند اعتماد ایجاد کند و از سوی دیگر ممکن است از سوی منتقدان به عنوان سادگی یا ضعف در ظرافت سیاسی تلقی شود.
این استاد دانشگاه در ادامه پاکدستی را بخش دیگری از سرمایه شخصیتی پزشکیان عنوان کرد و افزود: در چند دهه فعالیت اجرایی، دانشگاهی، وزارت و نمایندگی مجلس، سابقه عمومی او با حاشیههای مالی و ... گره نخورده است. این سرمایه اخلاقی برای یک مسئول سیاسی بسیار مهم است؛ زیرا اعتماد عمومی فقط با قانون و دستور ایجاد نمیشود، بلکه به شخصیت، رفتار و سابقه فرد نیز وابسته است.
وی با تاکید بر اینکه باید درباره نقش شخصیت پزشکیان در عبور از بحرانها باید دقیق و واقعبین باشیم، گفت: شخصیت یک رئیسجمهوری بهتنهایی نمیتواند بحرانهای ساختاری کشور را حل کند. تحریم، ناترازی انرژی، بحران آب، مشکلات اقتصادی، مسائل اجتماعی، تنشهای منطقهای و جنگ، عواملی بزرگتر و پیچیدهتر از ظرفیت فردی یک رئیسجمهوری هستند. با این حال، شخصیت رئیسجمهوری میتواند در نحوه مواجهه نیروهای موجود در کشور با بحران تعیینکننده باشد.
وی خاطرنشان کرد: شخصیت پزشکیان در مواجهه با بحرانهای حاکم بر کشور، دستکم در سه سطح مؤثر بوده است: نخست، کاهش تنشهای سیاسی داخلی از طریق گفتمان وفاق. دوم، تقویت نسبی اعتماد و سرمایه اجتماعی از طریق صداقت و پرهیز از خودنمایی. سوم، تلاش برای تبدیل رقابت سیاسی به همکاری مدیریتی از طریق شایستهسالاری.
بیگدلی ادامه داد: شخصیت پزشکیان راهحل بحران نیست، اما عامل تسهیلکننده و ظرفیتساز برای عبور از بحران هست. حل بحرانها نیازمند اصلاح ساختارها، تصمیمات درست، نهادهای کارآمد، استفاده از نیروهای سالم و واقعاً توانمند و معتقد به برنامههای رئیسجمهوری، مشارکت مردم و اجماع در سطوح عالی نظام است.
یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی پزشکیان، اولویت دادن «نتیجه» بر «نام» است
این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیتی پزشکیان، اولویت دادن «نتیجه» بر «نام» است. او بارها گفته که دنبال قدرت نیست و قدرت را فینفسه ارزشمند نمیداند، بلکه قدرت را زمانی ارزشمند میداند که بتوان از آن برای احقاق حق، کاهش ظلم و رنجهای مردم و خدمت به مردم استفاده کرد.
وی یادآورشد: یکی از آفات عرصه سیاست این است که مسئولان معمولا بهجای رقابت بر سر حل مسائل کشور، بر سر «صندلی» و «جایگاه» رقابت کنند. پزشکیان تلاش میکند از این منطق فاصله بگیرد. پزشکیان میگوید باید از «من» عبور کنیم و به «ما» برسیم. به همین دلیل، وفاق از نظر او نباید به معنای سهمخواهی جناحی باشد، بلکه باید به معنای همکاری افراد توانمند برای تأمین منافع عمومی و حل مسائل کشور باشد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: حتی اگر فرد متخصص و توانمند از نظر سیاسی با رئیسجمهوری همفکر هم نباشد، شایستگی و توانایی او باید بر وابستگی جناحی مقدم باشد. این نگاه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «برای پزشکیان مهم نیست چه کسی مشکلی را حل کند؛ مهم این است که مشکل مردم حل شود.» به همین دلیل است که پزشکیان شخصاً آقای قالیباف، رقیب انتخاباتی خود را به عنوان رئیس هیأت مذاکرهکنندگان ایران پیشنهاد میدهد و این نوع رفتار در تاریخ حکمرانی ایران بیسابقه است. اگر این نوع نگاه در عرصه حکمرانی نهادینه شود، میتواند فرهنگ «به نام من» را به فرهنگ «به سود مردم» تبدیل کند.

تجربه ریاستجمهوری باعث شد پزشکیان واقعیتهای حکمرانی را لمس کند
بیگدلی درباره اینکه پزشکیان رفتهرفته صریحتر شده است و مواضع خود را با صراحت بیشتری بیان میکند، گفت: به نظر من این برداشت تا حد زیادی درست است، اما باید توجه داشت که پزشکیان از ابتدا نیز صریحگو بود. آنچه تغییر کرده، بیش از آنکه اصل صراحت او باشد، دامنه، عمق و موضوعات این صراحت در جایگاه ریاستجمهوری است.
وی گفت: تجربه ریاستجمهوری به او این امکان داده است که محدودیتها، موانع و واقعیتهای حکمرانی را با عمق بیشتری لمس کند. در ماههای نخست، تأکید اصلی او بر وفاق، همدلی و کاهش تنش بود، اما هرچه تجربه مدیریتی او بیشتر شد، درباره موانع تصمیمگیری، سهمخواهیهای سیاسی، مشکلات ساختاری و محدودیتهای اجرایی دولت صریحتر سخن گفت.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: آقای پزشکیان بر این باور بود که پس از پیروزی در انتخابات بهجای اینکه از قدرت بهدستآمده برای تثبیت موقعیت خود و حذف رقیب استفاده کند، با طرح گفتمان «وفاق» و سپردن بخش قابلتوجهی از ارکان دولت به نیروهای جریان شکستخورده، راه همکاری و اجماع ملی را باز کند. تصور او این بود که اگر رقبای انتخاباتی خود را در ساختار دولت سهیم ببینند، متقابلاً با دولت همراه خواهند شد و میتوان با اتکا به این وفاق، بخشی از مشکلات پیچیده داخلی و خارجی کشور را از طریق اجماع ملی و همکاری با رقبا حل کرد.
بیگدلی یادآور شد: طبق قواعد پذیرفتهشده حکمرانی، جریان سیاسی رقیب باید قدرت اجرایی را به جریان پیروز واگذار کند تا رئیسجمهوری منتخب بتواند با اختیار کامل و فراغ بال، کشور را اداره و برنامههای خویش را اجرا و وعدههای خود را برآورده کند، اما در دولت پزشکیان با اینکه بخش قابلتوجهی از ارکان دولت و مناصب اجرایی در اختیار نیروهای جریان رقیب قرار گرفته، این جریان همچنان خواهان سهم بیشتر است.
وی با اشاره به دیدار اخیر خود با دکتر پزشکیان گفت: یکی از نگرانیهای جدی دکتر پزشکیان، وضعیتی است که مانع تصدی مسئولیتهای دولتی توسط حامیان ایشان میشود. نیروهای وابسته یا نزدیک به جریان مقابل دولت پزشکیان اغلب با سرعت و به سهولت روی کار میآیند، اما نیروهای حامی دولت و جریان سیاسی پیروز در انتخابات با انواع سختگیریها و مانعتراشیها مواجه میشوند. دکتر پزشکیان از یک سو برای تحقق وفاق، بخش قابلتوجهی از قدرت اجرایی را با رقبای خود به اشتراک گذاشته و از سوی دیگر در فرآیند انتصاب نیروهای مورد اعتماد خود با محدودیتهای جدی مواجه است.
این اصلاحطلب افزود: این وضعیت اگر ادامه یابد، نهتنها مفهوم وفاق را از محتوا تهی میکند، بلکه عملاً از یک سو دولت منتخب مردم را از اِعمال اختیارات قانونی خود محروم خواهد کرد و از سوی دیگر موجب دلسردی حامیان پزشکیان و دولت و همچنین فرار مغزها و کاهش مشارکت اجتماعی مردم و تضعیف صندوقهای رأی میشود؛ چون کسانی که جایگاه اجتماعی و رأیساز دارند در انتخاباتها زحمت میکشند و مردم را جذب صندوقهای رأی میکنند تا با حضور در مناصب اجرایی، مشکلات کشور را حل کنند، اما زمان تصدی پستهای دولتی که میرسد حذف میشوند و افراد ناتوان در رأس سمتهای دولتی قرار میگیرند که هم نوعی بی اعتنایی به نیروهای رأیساز است و هم نه تنها موجب حل مشکلات کشور نمیشود، بلکه مشکلات را بیشتر میکند و بدتر از آن، این ناکارآمدی و افزایش مشکلات به حساب کسانی گذاشته میشود که وجهه اجتماعی خود را هزینه روی کارآمدن رئیسجمهوری منتخب و دولت کردهاند.
بیگدلی در بخش دیگری از این گفت و گو در خصوص رویکرد مسعود پزشکیان در خصوص مذاکرات اظهار کرد: پزشکیان مذاکره را به معنای تسلیم نمیداند و بر این باور است که مذاکره میتواند یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی باشد، مشروط بر اینکه از موضع عزت و قدرت انجام شود، اما این «رئیسجمهوریتر شدن» به معنای عبور او از ساختار تصمیمگیری کشور نیست؛ چون پزشکیان همچنان بر پایبندی به تصمیمات نهادهای عالی نظام تأکید دارد. بنابراین، اگر بخواهم دقیقتر بگویم، پزشکیان در حال تبدیل شدن به یک رئیسجمهوری باتجربهتر، صریحتر و واقعبینتر است، نه رئیسجمهوری که الزاماً در برابر ساختار موجود قرار گرفته باشد. به بیان دیگر، تجربه قدرت او را قدرتطلب نکرده، بلکه واقعبینتر و آگاهتر به الزامات و محدودیتهای حکمرانی کرده است.
پزشکیان اصول را هدف و اصلاح را راه تحقق آن اصول میداند
این فعال سیاسی و فرهنگی درباره اینکه وزیر امور خارجه در گفتوگوی اخیرِ خود اعلام کردهاند که «پزشکیان اصلاحطلب اصولگراست» گفت: من از سالها پیش بارها و بارها گفته و نوشتهام که اساساً تقسیم گفتمانهای سیاسی موجود کشور به دوگانه «اصلاحطلب و اصولگرا» از نظر مفهومی دقیق و قابل دفاع نیست. من در یادداشتی تحت عنوان «ضرورت اصلاح عناوین جریانهای سیاسی موجود در کشور» توضیح دادهام که در ادبیات سیاسی به مدافعان وضع موجود «محافظهکار» و به مخالفان وضع موجود، اگر خواهان اصلاح نظم مستقر باشند «اصلاحطلب» و اگر خواهان برانداختن آن باشند «انقلابی و برانداز» گفته میشود. بنابراین اطلاق عنوانهای «انقلابی»، «ارزشی» و «اصولگرا» بر جریان مدافع وضع موجود، از نظر مفهومی درست نیست و عنوان صحیح برای آن، محافظهکار است. اطلاق عنوان «انقلابی» بر جریان محافظهکار هم از خطاهای فاحش رایج است؛ زیرا اگر «انقلابی» در مقابل «اصلاحطلب» مد نظر باشد، معنای آن براندازی خواهد بود، اما اگر انقلابیگری را به معنای وفاداری به آرمانهای انقلاب بدانیم، در این صورت چگونه کسی که به آن آرمانهای والا وفادار است، میتواند مخالف اصلاح وضع موجود و بازگرداندن جامعه و حکومت به آرمانها متعالی باشد!؟
وی ادامه داد: همین استدلال درباره عنوان «ارزشی» و «اصولگرا» نیز صادق است. اگر کسی واقعاً به ارزشها و اصول معتقد باشد، نمیتواند نسبت به فاصله میان وضع موجود و اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی بیتفاوت بماند و در برابر اصلاح نابسامانیها مقاومت کند. بنابراین، نتیجه منطقی این است که هیچ فرد ارزشی، انقلابی و اصولگرا به معنای صحیح کلمه نمیتواند اصلاحطلب نباشد و بالعکس هیچ فرد اصلاحطلب واقعی نمیتواند ارزشی، انقلابی و اصولگرا نباشد. به همین دلیل، من سالهاست خودم را «اصلاحطلب اصولگرا» میدانم؛ زیرا اساساً اصولگرایی را مفهومی در مقابل اصلاحطلبی نمیدانم و اطلاق آن را بر جریان مقابل جریان اصلاحات درست نمیدانم.
بیگدلی افزود: اگر اصول را حق، عدالت، کرامت انسان، سلامت حکومت و آرمانهای نظام برآمده از انقلاب اسلامی بدانیم، هرجا وضع موجود با این اصول و آرمانها فاصله گرفته باشد، وفاداری به اصول اقتضا میکند که برای اصلاح این فاصله تلاش کنیم. بنابراین، اصولگرایی مبنا و منشأ اصلاحطلبی است، نه نقطه مقابل آن. از این منظر، تعبیر آقای عراقچی درباره پزشکیان قابل فهم است اما اگر «اصلاحطلب-اصولگرا» را یک ترکیب متناقض یا حد وسط میان دو جریان قبیلهای بدانیم، تعبیر درستی نیست. اصلاحطلبی گفتمانی نه تنها با اصولگرایی متناقض نیست، بلکه برآمده از اصولگرایی است؛ زیرا ما چون اصولگرا هستیم اصلاحطلب هستیم. مشکل از جایی آغاز میشود که «اصولگرایی» را از مفهوم واقعی و ارزشی خود به یک هویت جناحی و قبیلهای و دفاع از وضع موجود تبدیل کنیم. اگر اصولگرایی به معنای دفاع از وضع موجود باشد، دیگر اصولگرایی نیست و محافظهکاری است؛ چون در تقابل با اصولگرایی واقعی است. همین نکته درباره عنوان «انقلابیگری» نیز صادق است.
این فعال سیاسی و فرهنگی یادآور شد: اگر انقلابیگری را به معنای مطرح در ادبیات سیاسی بهکار ببریم در مقابل اصلاحطلبی و به معنای براندازی وضع موجود و منطبق بر تفکر و مشی دشمنان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی خواهد بود، اما اگر انقلابیگری را به معنای وفاداری به آرمانهای انقلاب بدانیم، نمیتوان وفاداری به آن آرمانها را با دفاع از همه اجزای وضع موجود یکی دانست. آرمانگرایی واقعی، انسان را نسبت به فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب حساس میکند و او را به اصلاح این فاصله فرامیخواند. بنابراین، من با اصل تعبیر «پزشکیان اصلاحطلب اصولگرا» است، مشکلی ندارم مشروط بر اینکه درست فهم شود، اما معتقدم این تعبیر نباید ما را به همان دوگانه جناحی و قبیلهای «اصلاحطلب ـ اصولگرا» برگرداند.
وی عنوان کرد: پزشکیان نه اصلاحطلب به معنای وابستگی تشکیلاتی و قبیلهای است و نه اصولگرا به معنای محافظهکار و مدافع وضع موجود. او اصول را هدف و اصلاح را راه تحقق آن اصول میداند. به همین دلیل، اگر بخواهم تعبیری دقیقتر به کار ببرم، میگویم: پزشکیان یک «اصلاحطلب اصولمدار» است، نه به این معنا که در میانه دو جناح ایستاده است، بلکه به این معنا که اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی را هدف و اصلاح را راه رسیدن به آنها میداند.
بیگدلی در پاسخ به سوالی درباره حمایتهای رهبر شهید از پزشکیان اظهار کرد: رهبر شهید مخالف نامزدی پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری نبودند و در فرآیند بررسی صلاحیتها نیز با ردصلاحیت ایشان مخالفت کردند. این موضع را باید در چارچوب شناختی که از شخصیت پزشکیان داشتند تحلیل کرد. صداقت، پاکدستی، پایبندی به اصول، سابقه اجرایی و نگاه غیرجناحی پزشکیان موجب نگاه مثبت و حمایت رهبر شهید از ایشان بود.
وی خاطرنشان کرد: پزشکیان پس از عبور از مرحله تأیید صلاحیت، وارد رقابت انتخاباتی شد و این مردم بودند که او را انتخاب کردند. بنابراین، اگر بخواهیم منصفانه و دقیق داوری کنیم، باید بگوییم: حمایت رهبر شهید از عوامل مهم فراهم شدن امکان حضور پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری بود، ریاستجمهوری او محصول رقابت انتخاباتی و رأی مردم بود و شاید مهمتر از همه این باشد که حمایت از پزشکیان را نه صرفاً یک تصمیم سیاسی، بلکه ناشی از ارزیابی مثبت از ظرفیت شخصیتی و مدیریتی او بدانیم؛ ظرفیتی که در سالهای طولانی فعالیت اجرایی و سیاسی شکل گرفته بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: پس از انتخاب آقای پزشکیان به ریاستجمهوری توسط مردم، رهبر شهید با توجه به اعتمادی که به ایشان داشتند، حمایت جدی از ایشان برای پیشبرد برنامههای دولت داشتند که منظور دکتر پزشکیان از حمایت رهبر شهید بیشتر معطوف به حمایت ایشان در این مرحله است.