کد خبر 681129
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ۰۹:۱۷

این اتومبیل‌ها به قدری برجسته بودند که دیگران از آن‌ها الگو گرفتند

ساعت 24 - خودروهایی چون فورد موستانگ و فولکس‌واگن بیتل تا مرسدس‌بنز G کلاس و رنجروور، به نوعی در عرصه طراحی و مهندسی چنان اثرگذاری برجسته‌ای داشته‌اند که می‌توان اثرات آن‌ها را در بسیاری از مدل‌های دیگر مشاهده کرد.
این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

امیرمسعود عابدین: تقلید را صمیمانه‌ترین شکل ستایش می‌دانند و صنعت خودرو به‌خوبی این موضوع را ثابت کرده است. در طول سالهای گذشته، تعداد زیادی از خودروسازان به میدان آمدند، اما تنها برندهای واقعا شناخته‌شده، خودروهایی را تولید کرده‌اند که به راه‌اندازی روندهای نوین، الهام بخشی به دیگر شرکت‌ها و دگرگون‌سازی تاریخ خودروسازی یاری رسانده‌اند. خودروهای طراحی‌شده فقیر از نظر ظاهری به زودی به فراموشی سپرده می‌شوند، در حالی که آثار هنری واقعی، نوآوری‌هایی را معرفی می‌نمایند که به‌سرعت در اکوسیستم این صنعت گسترش می‌یابند.

اگرچه برخی از خودروهای کلاسیک نسل‌های گذشته در سایه فراموشی رفته‌اند، اما تعدادی از خودروهایی که مورد کپی‌برداری گسترده قرار گرفته‌اند، خود به‌واسطه طراحی‌شان، سبک‌های جدیدی را در عرصه خودرو به وجود آورده‌اند. این خودروها، نسل جدیدی از عملکرد درخشان و زیبایی منحصر به‌فرد را به معرض نمایش گذاشته‌اند که به‌طور آنی ارتباط عمیقی با مشتریان برقرار می‌کند. طراحی‌های برخی از این خودروها برای رانندگانی با علاقه به جنبه‌های فنی خلق شده‌اند و با استقبال شرکت‌های تولیدکننده کیت‌های بدنه مواجه شده‌اند. دیگر ویژگی‌های کاربردی تازه معرفی شده نیز باعث شد تا برندهای دیگر آن‌ها را به عنوان یک الگو در سراسر دنیا بپذیرند. به احتمال زیاد این خودروها را قبلاً مشاهده کرده‌اید یا حداقل نسخه‌های بسیاری از آن‌ها را از نزدیک دیده‌اید.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

فورد موستانگ ۱۹۶۴

هنگامی که به طراحی خودروهای کلاسیک نظر می‌افکنید، یافتن مدلی نمادین‌تر از فورد موستانگ ۱۹۶۴ به‌سختی ممکن است. موستانگ بلافاصله پس از رونمایی به موفقیتی فوق‌العاده دست یافت و تقریباً به تنهایی کلاس «پونی‌کار» (Pony Car) را بنیان نهاد. علیرغم اینکه در گذر زمان، ویژگی‌های بارز این سبک تا حدی محو شده‌اند، اما به‌طور کلی، یک پونی‌کار به عنوان خودرویی کامپکت و اسپرت با دو در و چهار صندلی اسپرت و کاپوتی کشیده و جذاب شناخته می‌شود.

میان دوستداران خودرو، مناقشه‌ای واقعی درباره مرز تفکیک «ماسل‌کارها» (Muscle Cars) و «پونی‌کارها» وجود دارد. نظرات متنوع است، اما موستانگ ۶۴ نمونه‌ای ایده‌آل از یک پونی‌کار به حساب می‌آید و تأثیر آن به وضوح در سرتاسر صنعت خودرو مشاهده می‌شود. برای اطلاع، پونی‌کارها خودروهای اسپرتی جمع و جور و ارزان‌تر هستند، در حالی که ماسل‌کارها بر قدرت موتور بالا و عملکرد در خط مستقیم تمرکز دارند.

پس از موفقیت موستانگ، چندین شرکت دیگر نیز به دنبال فورد، اقدام کردند. شورولت با مدل کلاسیک کامارو ۶۷ اولین مقلد بود و پونتیاک نیز با فایربُرد ۶۷ به سرعت از آن‌ها پیروی کرد. هر سه طراحی امروزه پایگاهی شگفت‌انگیز و طرفدارانی پرشور دارند و نسخه‌های جدید مبتنی بر موستانگ اولیه به‌طور منظم به بازار راه می‌یابند. پونی‌کارها امروزه به یک دسته مستقل تبدیل شده‌اند و همه این روند با فورد و موستانگ آغاز گردید.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

مینی کوپر

شرکت موریس در سال ۱۹۵۷ طراحی این خودرو را شروع کرد و نهایتاً در سال ۱۹۵۹، اولین نسخه از مینی کوپر که امروز به یک علامت تجاری معروف تبدیل شده، به بازار معرفی گردید. مینی کوپر برخلاف تمامی خودروهای پیشین خود، با جعبه‌دنده‌ای که به صورت عرضی نصب شده بود، طراحی شده بود. این نوآوری موجب می‌شد که جلوی خودرو به طرز فوق‌العاده‌ای فشرده باشد و همزمان فضایی مناسب برای بار در قسمت عقب و کابینی وسیع ایجاد شود، بدون اینکه عملکرد و سرعت نهایی خودرو به خطر بیافتد. این طراحی انقلابی به محبوبیت سیستم‌های دیفرانسیل جلو کمک قابل توجهی کرد.

فیات معروف‌ترین مقلد مینی کوپر به شمار می‌آید. مدل فیات ۱۲۸ و چندین طرح دیگر این شرکت در دهه ۱۹۶۰ با نیت رقابت با طراحی شرکت BMC ایجاد شدند. فراتر از مقلدان مستقیم، ده‌ها طراحی دیگر از نوآوری کلیدی مینی کوپر تأثیر پذیرفته‌اند. خودروهایی چون سیویک، کمری، RAV۴ و بسیاری دیگر که از همان الگوی نصب عرضی جعبه‌دنده پیروی می‌کنند، همگی از موفقیت مینی کوپر ۵۹ بهره برده‌اند.

همانند تعدادی دیگر از خودروهای این فهرست، مینی کوپر به حدی تأثیرگذار بوده که می‌توان نشانه‌هایی از طراحی آن را در گوناگونی از خودروهای دیگر شناسایی کرد. سازندگان مختلف از نوآوری جعبه‌دنده مینی کوپر در طرح‌های خود بهره بردند، حتی زمانی که نیازی به وفاداری به ظاهر و زیبایی نسخه اصلی نداشتند.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

شلبی کبرا

شلبی کبرا یک خودروی اسپرت با عملکردی فوق‌العاده است که برای اولین بار توسط کارول شلبی در سال ۱۹۶۲ طراحی شد. هدف از این طراحی، ترکیب یک موتور پرقدرت V۸ با شاسی سبک وزن بود. کبرا به سرعت به خودرویی غیرقابل خرید برای اکثر مردم تبدیل شد؛ بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ کمتر از ۱۰۰۰ نسخه اصلی از آن تولید شد و امروزه این خودروها با قیمت‌های میلیاردی در حراجی‌ها فروخته می‌شوند. در اینجا بازار نسخه‌های رپلیکا وارد می‌شود.

از اوایل دهه ۱۹۷۰، شرکت‌هایی نظیر Factory Five Racing و Superformance شروع به تولید کیت‌هایی کردند که به علاقه‌مندان این امکان را می‌دهد که نسخه کبرا خود را با قیمتی به‌مراتب مناسب‌تر بسازند. همین شرکت‌ها همچنین نسخه‌های آماده فروشی را ارائه می‌دهند تا کلکسیونرها بتوانند بدون نیاز به ساخت شخصی یا تحمل بار وام‌های سنگین، یک نمونه کاملاً کاربردی و باکیفیت مشابه کبرا را خریداری نمایند.

در دهه ۹۰، یک تولیدکننده غیرمنتظره به میدان کبرا وارد شد؛ خود کارول شلبی دوباره فروش کبراهای جدید را آغاز کرد که نه به‌عنوان کپی نسخه اصلی، بلکه بازآفرینی بر اساس طراحی اولیه بودند. شرکت شلبی آمریکا تا به امروز نیز مدل‌های مشابهی را ارائه می‌دهد؛ به‌طوری‌که بزرگترین کپی‌بردار امروزی شلبی کبرا، خود برند شلبی است!

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

مرسدس بنز G کلاس

مرسدس G کلاس یکی از شناخته‌شده‌ترین طراحی‌های خودرویی در تمام دوران به شمار می‌رود، اما آیا شما واقعاً نسخه اصلی آن را دیده‌اید یا تنها به کپی‌های آن توجه کرده‌اید؟ علاقمندان خودرو از زمان عرضه جی‌واگن در اواخر دهه ۱۹۷۰ به آن علاقه‌مند شده‌اند و برای به‌دست آوردن یک نسخه اصل آن نیز تلاش‌های زیادی انجام داده‌اند. جی‌واگن در ابتدا به‌عنوان خودرویی نظامی طراحی شد و ساخت آن به سفارش محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران و سهام‌دار عمده مرسدس بنز آغاز گردید.

با وجود ریشه‌های نظامی جی‌واگن، همواره جذابیت عمومی بالایی را حفظ کرده است. در طول دهه‌های ۸۰ و ۹۰، مرسدس بنز ارتقاهایی را در جی‌واگن اعمال کرد و فروش آن به مشتریان عمومی را آغاز نمود، اما این خودرو تا سال ۲۰۰۲ اجازه ورود به ایالات متحده را نداشت. این تاخیر، فضایی برای ایجاد بازار کپی‌های جی‌واگن در ایالات متحده ایجاد کرد و تقاضا برای کیت‌های تبدیلی را بالا برد که به علاقمندان خودرو این امکان را می‌داد که نسخه‌ای از جی‌واگن را بسازند. تا به امروز، کیت‌های تبدیلی همچنان در میان علاقه‌مندان یک گزینه محبوب به شمار می‌روند.

در خارج از ایالات متحده نیز نسخه‌های مختلفی از جی‌واگن موجود بود. چین مدل بایک ORV ساخت شرکت خودروسازی پکن را داشت و روسیه نیز نمونه Hunter ساخته شده توسط شرکت UAZ را وارد بازار کرد.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

فولکس‌واگن بیتل

فولکس‌واگن بیتل دوست‌داشتنی که ابتدا توسط فردیناند پورشه طراحی شده، به عنوان یکی از محبوب‌ترین خودروهای تاریخ شناخته می‌شود. پورشه در نظر داشت که این خودرو گزینه‌ای اقتصادی برای رانندگان آلمانی باشد، بنابراین بیتل از همان آغاز با هدف جلب نظر عمومی ساخته شد. شاسی خودرو، موتور، جعبه‌دنده و سیستم تعلیق را در خود جای داده است؛ به‌طوری‌که بدنه منحصربفرد بیتل می‌تواند به‌طور کامل از بخش کاربردی خودرو جدا شود. این یکی از ویژگی‌های کلیدی است که بیتل را بیشتر به یک پلتفرم باز تبدیل می‌کند.

جالب اینکه بیتل از نظر فنی ممکن است یک کپی باشد! طراحی آن شباهت‌های قابل توجهی با خودرویی دارد که هانس لدوینکا ساخته بود و چند سال قبل از ورود بیتل به بازار، توسط شرکت تاترا عرضه شده بود. حتی تاترا به دلیل این طراحی از فولکس‌واگن شکایت کرد، اما شرکت آلمانی در نهایت موفق به پیروزی در دادگاه شد. با این حال، داستان تنها به تاترا و فولکس‌واگن محدود نمی‌باشد.

خودروی Dune Buggy بر مبنای شاسی بیتل ساخته شده و شرکت‌هایی مانند Bradley Automotive بدنه‌هایی با طراحی خاص تولید کردند که در واقع از طراحی بیتل به‌عنوان هسته کارایی خود بهره‌برداری می‌کردند. خود فولکس‌واگن هم از بیتل به‌عنوان مبنایی برای طرح‌های دیگر مانند Brasília استفاده کرده است. با وجود کیفیت بالای تمام این کپی‌ها، هیچ‌کدام به پای نسخه اصلی نمی‌رسند؛ خودرویی آنقدر مشهور که الهام‌بخش شخصیت‌های داستانی همچون «هربی» بوده است.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

هامر

در اوایل دهه ۱۹۹۰، طراحی خودروی جدیدی از شرکت AM General، قابلیت‌های آفرود و زیبایی‌ نظامی را به بازار مصرف عمومی وارد کرد. طراحی جعبه‌ای هامر و رنگ مشابه جی‌واگن دارد، اما در اصل بر مبنای «هاموی» (Humvee) مورد استفاده در ارتش ایالات متحده ساخته شده است. طراحی هامر با در نظر گرفتن قابلیت‌های ایمنی آفرود، به رانندگان این امکان را می‌دهد که رفت‌وآمدهای روزمره را با سادگی ماجراجویی در طبیعت مدیریت کنند. این خودرو به‌سرعت الهام‌بخش موجی از کپی‌برداری در سراسر دنیا شد؛ تقاضایی که به دنبال توقف تولید خود هامر در سال ۲۰۱۰ حتی بیشتر نیز شد.

شرکت GMC برند هامر را در سال ۲۰۲۰ دوباره راه‌اندازی کرد و نسخه‌ای رسمی از طراحی اصلی را تولید کرد، اما این نخستین تلاش برای بازآفرینی هامر نبود. جنرال موتورز در سال ۱۹۹۸، برند هامر را خریداری کرد و قبل از تولید کپی از نسخه اصلی، نسخه‌های خاص‌تری را از هامر روانه بازار نمود. مدل‌های H۱ و H۲ و H۳ کپی‌های رسمی هامر با بالاترین جذابیت عمومی، به‌ویژه در ایالات متحده هستند.

در دیگر کشورها نیز، برخی شرکت‌ها نسخه‌های خود را ساخته‌اند. در چین، مدل دانگ‌فنگ Mengshi در روزهای اولیه‌اش بر مبنای شاسی هامر تولید می‌شد. در ژاپن، تویوتا مدل مگاکروزر را عرضه کرد که بر روی شاسی هامر ساخته نشده بود اما همچنان ظاهری شبیه به این خودروی محبوب جعبه‌ای داشت. امروزه هیچ کمبودی از طرح‌های نزدیک به هامر و کیت‌های بدنه برای تقلید از نسخه اصلی وجود ندارد، بنابراین خریداران مشتاق هاموی گزینه‌های بی‌شماری دارند.

این خودروها آن‌قدر خوب بودند که همه از آن‌ها کپی کردند

رنجروور

اکنون شاسی‌بلندهای بزرگ چندردیفه به‌وفور در خیابان‌ها به چشم می‌خورند، اما رنجروور چهاردر به شکلی اساسی در شکل‌گیری این واقعیت نقش داشته است. نخستین رنجروور که در انتهای دهه ۱۹۶۰ توسط British Leyland توسعه یافت، در سال ۱۹۷۰ به بازار ارائه شد و بلافاصله به موفقیتی بزرگ دست یافت. رانندگان از قابلیت دسترسی به قیمت مناسب خودرو هیجان‌زده شده و اشتیاق زیادی نسبت به طراحی ساده و کاربردی آن نشان دادند. امروزه ممکن است رنجروور در محیط  متعارف به‌نظر برسد، اما زمانی که برای نخستین‌بار معرفی گردید، طراحی آن تا حدی برجسته بود که در یک نمایشگاه در موزه لوور به نمایش گذاشته شد!

رنجروور تا زمانی که لندروور واردات آن را در سال ۱۹۸۷ آغاز کرد، به‌سادگی در ایالات متحده در دسترس نبود. پیش از این، خریداران مشتاق رنجروور در آمریکا ناچار بودند به بازار غیررسمی مراجعه کنند و بسیاری از آن‌ها این کار را انجام دادند. در مناطق دیگر، علاقه‌مندان از شرکت‌هایی با طراحی مشابه خریداری می‌کردند. در سال ۱۹۷۴، استیشن‌واگن Fiat Nuova Campagnola به یکی از اصلی‌ترین جایگزین‌های رنجروور در سراسر اروپا تبدیل شد. در روسیه، مدل فرانسوی Matra Rancho نیز به استفاده از قطعاتی پرداخت که اصل آن‌ها از خود لندروور تأمین می‌شد. روند کپی‌برداری پس از رونق دهه‌های ۷۰ و ۸۰ ادامه پیدا کرد؛ خودروساز چینی Land Wind شاسی‌بلند X۷ خود را در میانه دهه ۲۰۱۰ به بازار عرضه کرد و این خودرو به حدی شبیه به رنجروور ایووک بود که لندروور از این شرکت شکایت کرد و در دادگاه چین پیروز گردید. با این حال، آن تصمیم قضائی تأثیر زیادی در جلوگیری از کپی‌برداران نداشته و حتی در سال ۲۰۲۴، خریداران قادر بودند کپی‌های بسیار ارزان رنجروور را از جاهای غیرمنتظره‌ای مانند علی‌بابا تهیه نمایند.

منبع: slashgear

۵۸۳۲۲

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.