قلعهنویی به دنبال چه اهدافی برای تیم ملی است؟
وضعیت نیمکت تیم ملی فوتبال ایران هنوز بهطور رسمی تعیین نشده است؛ اما به نظر میرسد که روز چهارشنبه جلسهای در این خصوص برگزار خواهد شد و پس از آن روشن خواهد شد که قرارداد امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا با شروطی تجدید خواهد شد. با این حال، سوال اصلی که ذهن بسیاری از علاقهمندان را مشغول کرده این است که آیا ادامه این همکاری منطقی خواهد بود؟
عملکرد معمولی در جام جهانی
امیر قلعهنویی نزدیک به 4 سال است که این مسئولیت را بر عهده دارد. وی در طول این مدت وعدههای متعددی داده که هیچیک از آنها محقق نشده است. جدا از این مسائل، وضعیت فنی تیم ملی نیز وضعیت مطلوبی ندارد؛ هیچ پیشرفتی مشاهده نمیشود و حتی در برخی زمینهها، پسرفتهای ملموسی نیز دیده شده است. اوج این نواقص بهویژه در بازیهای جام جهانی 2026 آمریکا نمایان شد که تیم ملی حتی نتوانست از مرحله گروهی یک جام جهانی 48 تیمی صعود کند.
درست است که شرایط لازم برای حضور مؤثر در این جام برای ایران فراهم نبوده، اما نحوه عملکرد این تیم در بازی با نیوزیلند و در مواقعی که حریف بهطور محسوسی 10 نفره شد و فرصت جبران ایجاد شد، نشاندهنده این است که تفکرات فنی قلعهنویی برای تیم ملی سازگار و مؤثر نبوده است. نتیجه این جدالها به هدر رفتن 3 امتیاز از 3 بازی و خروج از مرحله گروهی با نمایشی ضعیف بود که فرصتی بزرگ برای صعود به مرحله حذفی جام جهانی را از دست داد.
اعتراف به 2 اشتباه
برای تحلیل عملکرد امیر قلعهنویی در تیم ملی و احتمال ادامه همکاریاش با فدراسیون، به بررسیهای عمیقتری نیازی نیست. او پس از 4 سال نشستن بر روی نیمکت تیم ملی و با چند ماه فرصت برای آنالیز رقبای تیم، نتایج خوبی کسب نکرده است. جالب است که خود او و همکارانش بهروشنی به 2 اشتباه فنی بزرگ در 3 مسابقه جام جهانی اشاره کردهاند؛ ابتدا باید به تاکتیک استفاده شده در برابر نیوزیلند، ضعیفترین تیم جام جهانی، اشاره کرد؛ جایی که نتوانستند کریس وود را مهار کنند و دروازهشان را در برابر او و همتیمیهایش حفظ نمایند و موفق به کسب 3 امتیاز این بازی کلیدی نشدند. این شکست، نمایانگر ناکارآمدی فنی تیم ملی در جام جهانی بود که حاصل تحلیل نادرست و تصمیمگیری نا مناسب در تاکتیک بود. اگر با بسیاری از بازیکنان و اعضای کادر فنی صحبت کنید، اکثراً از این بازی بهعنوان بزرگترین حسرت خود یاد میکنند. آن 2 امتیاز هدر رفته به دلیل اشتباهات فنی، گروهبندی تیم ملی را تغییر داد.
دومین اعتراف به اشتباه از سوی امیر قلعهنویی مربوط به تعویضهایش در دیدار با بلژیک است؛ بازیای که رقابتکننده قریب به 30 دقیقه با 10 نفر به میدان رفت اما تیم ملی نتوانست از این موقعیت بهرهبرداری کند. با شجاعت و تدبیر بیشتر از سوی کادرفنی، نتایج گروهی تیم ملی میتوانست بهطور کامل متفاوت باشد. در این بازی نیز 2 امتیاز دیگر از دست رفت و در نهایت هواداران تیم ملی چیزی جز حسرت نصیبشان نشد.
2 اشتباه در 3 بازی؛ آیا باز هم باید فرصت داد؟
تصور اینکه یک مربی از 3 بازی ممکن، 2 بازی را با اشتباهات فاحش واگذار کند و همچنان از این موضوع شاکی باشد و خود را شایسته تقدیر بداند، عجیب بهنظر میرسد؛ با این حال، وقتی صحبت از کادر فنی فعلی تیم ملی است، باید منتظر هر واکنش غافلگیرکنندهای بود. پرسش بنیادیتر از «پرزنتی» که از این مجموعه طلب میشود، وجود دارد: چگونه میتوان انتظار داشت که پس از 2 اشتباه بزرگ در 3 بازی، دوباره به امیر قلعهنویی فرصتی داده شود تا رهبری تیم ملی را ادامه دهد؟ این موضوعی است که رئیس فدراسیون فوتبال و اعضای هیئترئیسه باید در خلوت خود از خود بپرسند و سپس آماده روبهرو شدن با واقعیت شوند؛ 4 سال فرصت برای ساختن تیم و نسلی جدید از دست رفته و امکان صعود از مرحله گروهی جام جهانی هم به دلیل اشتباهات کلیدی امیر قلعهنویی نابود شده است. در این میان، قلعهنویی و همکارانش از تیم ملی چه انتظارات تازهای دارند که هنوز بر ادامه همکاری تأکید دارندو چه سودی برای فدراسیون و اعضای هیئترئیسه دارد که همچنان با واقعیت در تضاد هستند؟