کد خبر 681536
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ۱۵:۴۹

آمریکا در پی چه اهدافی است؟

ساعت 24 - ایالات متحده با ارائه وعده «سخت‌ترین تحریم‌ها در تاریخ» و ایجاد تهدید برای شرکای تجاری ایران، بار دیگر به مسیر فشار حداکثری وارد شده است؛ با این حال، بر اساس اظهار نظر یک استراتژیست، عامل کلیدی ایران در رویارویی اقتصادی آن، مردم و وحدت ملی می‌باشد و برای عبور از این بحران، نه تنها راهکارهای نظامی و تحریمی، بلکه بازگشت به دیپلماسی به عنوان گزینه‌ای مؤثر مطرح است.
آمریکا به دنبال چیست؟

فرارو- آمریکا در حال اجرای دور تازه‌ای از تحریم‌ها علیه ایران می‌باشد. این تحریم‌ها توسط مقامات آمریکایی به عنوان «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» معرفی شده‌اند و هم‌زمان، دامنه تهدیدات را بر کشورها و بازیگرانی که به تسهیل مسیرهای اقتصادی ایران اقدام می‌کنند، گسترش داده‌اند.

به نقل از فرارو، در صورتی‌که جنگ و فشارهای قبلی نتوانسته‌اند ایران را به تسلیم در برابر خواسته‌های واشنگتن وادار سازند، چه دلیلی دارد که آمریکا تصور کند تشدید فشار اقتصادی نتیجه‌ای متفاوت به همراه خواهد داشت؟

پاسخ به این سؤال ممکن است تنها در بازار نفت، شبکه بانکی یا سطح ذخایر ارزی ایران محدود نشود. صادق ملکی، استراتژیست، در گفتگو با فرارو، بر این باور است که مهم‌ترین سرمایه ایران در روزهای بحران و تهدید، مردم هستند؛ مردمی که با وجود انتقادها و نارضایتی‌ها، در زمان‌هایی که موجودیت و تمامیت کشور در خطر بوده، به حمایت از ایران پرداخته‌اند.

به اعتقاد او، اگر نظام حکمرانی بتواند این حمایت اجتماعی را حفظ کند، کلید عبور از دوران دشوار پیش‌رو را در دست خواهد داشت؛ دورانی که به گفته او، نه جنگ و نه تحریم، بلکه بازگشت به دیپلماسی و احیای گفتگو با آمریکا، راهکار آن خواهد بود.

آمریکا دور جدید تحریم‌ها را به‌عنوان «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» معرفی کرده است. هدف دقیقی که واشنگتن به دنبالش است چیست؛ تسلیم ایران، تغییر رفتار تهران یا تغییر در ساختار سیاسی؟

صادق ملکی: هدف اصلی سیاست‌های تحریمی آمریکا، تغییر رفتار ایران است. این تغییر رفتار می‌تواند منجر به اصلاحات ساختاری و راهبردی در زمینه سیاست خارجی و داخلی کشور شود. دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان آمریکا علیه ایران نشان داد که ایرانیان، در مواقعی که نام میهن در معرض خطر قرار گیرد، تا پای جان ایستادگی می‌کنند و نه تنها اهل تسلیم نیستند، بلکه در چنین مواقعی آتش‌بس نیز از سوی دشمن درخواست می‌شود.

به نظر می‌رسد آمریکا بر این باور است که با افزایش فشارهای اقتصادی می‌تواند به نتایجی دست یابد که از طریق جنگ به دست نیامده است. بدین ترتیب، هدف اصلی این دور از تحریم‌ها را باید در تلاش برای تغییر رفتار ایران جست‌وجو کرد؛ تغییری که به نظر واشنگتن می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی در زمینه‌های مختلف داشته باشد.

ترامپ هشدار داده است که کشورهای کمک‌کننده به ایران نیز مشمول تحریم‌ها خواهند شد. آیا هدف اصلی آمریکا خود ایران است یا قطع کردن راه‌های تنفس اقتصادی آن از طریق چین، کشورهای منطقه و دیگر شرکای تجاری؟

صادق ملکی: هدف، افزایش فشار بر ایران و مسدود کردن راه‌های اقتصادی کشور است. اگرچه این سیاست‌ها سال‌ها به اجرا درآمده‌اند، اما به‌نظر می‌رسد واشنگتن برنامه دارد کشورهایی که در اعمال تحریم‌ها تساهل می‌کنند نیز تحت مجازات قرار دهد.

افزایش حجم و دامنه تحریم‌ها علیه ایران با فشار بر کشورهایی که با تهران در ارتباط هستند، وجه اصلی این دور از تحریم‌ها محسوب می‌شود. آمریکا سعی دارد هزینه همکاری اقتصادی با ایران را برای سایر کشورها افزایش دهد، به‌طوری‌که حتی کشورهای بدون اختلاف با واشنگتن نیز در تعامل با ایران احتیاط کنند.

اگر تحریم‌های قبلی نتوانسته‌اند ایران را نسبت به پذیرش شروط آمریکا متقاعد کنند، چرا واشنگتن فکر می‌کند دور جدید تحریم‌ها ممکن است نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

صادق ملکی: آمریکا بر این باور است که ایران امروز با ایران قبل از دو جنگ تفاوت دارد. بر اساس این تحلیل، انتظار دارد که با اعمال فشار حداکثری و تشدید تحریم‌ها، نتایجی را که از طریق جنگ به‌دست نیامده، از طریق فشار اقتصادی کسب کند.

با این حال، واقعیت این است که ایران در مراحل مختلف تاریخ نشان داده که افزایش فشار به‌تنهایی نمی‌تواند منجر به تغییر فوری مواضع کشور شود. به‌ویژه در زمان‌هایی که مردم احساس کنند موجودیت و منافع ملی ایران تهدید شده است، محاسبات آمریکا ممکن است با واقعیت‌های متفاوتی مواجه شود.

در این دور از فشارها، نقطه اصلی آسیب‌پذیری ایران کجاست؛ فروش نفت، شبکه بانکی، تجارت خارجی یا دسترسی به ارز؟ آمریکا به‌طور خاص به کدام شریان‌ها ضربه می‌زند؟

صادق ملکی: نقطه آسیب‌پذیری ایران، همه زمینه‌های ذکر شده است. فروش نفت، شبکه بانکی، تجارت خارجی و دسترسی به ارز همگی از ارکان حیاتی اقتصاد ایران محسوب می‌شوند و فشار بر هر یک می‌تواند تأثیر متقابل بر دیگر بخش‌ها داشته باشد.

اما نکته‌ای مهم‌تر وجود دارد. اگر آمریکا در دو جنگ نتوانست به اهداف خود برسد، این موضوع عمدتاً به‌دلیل ایستادگی مردم ایران بوده است. بنابراین، مهم‌ترین عامل، مردم هستند و حفظ این حمایت باید اولویت اصلی نظام حکمرانی باشد.

اقتصاد، نفت و ارز اهمیت دارند، اما نهایتاً این مردم هستند که در شرایط بحرانی، می‌توانند به‌عنوان مهم‌ترین پشتوانه کشور عمل کنند. اگر این پشتوانه تضعیف شود، فشارهای خارجی نیز تأثیرگذارتر خواهد شد.

ایران به‌دنبال چه ابزارهایی است تا در برابر این فشارها ایستادگی کند؟ آیا تهران هنوز ابزارهایی دارد که بتواند هزینه تحریم را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد؟

صادق ملکی: اگر مردم حفظ شوند، ایران نیز حفظ خواهد شد. پایه اصلی نظام سیاسی باید آحاد مردم باشند؛ همان‌هایی که انتقاداتی به نظام داشته‌اند و به رانت‌ها و تبعیض اعتراض کرده‌اند، اما وقتی ایران در خطر بوده، از کشور دفاع کرده‌اند.

افرادی که به‌دلیل پوشش خود با برخورد مواجه شده‌اند، کسانی که از ناملایمات آسیب دیده‌اند، معترضان به وقایع مختلف و گروه‌هایی که انتقادات جدی نسبت به سیاست‌ها مطرح کرده‌اند، در زمانی که ایران در خطر قرار گرفته، از کشور دفاع کرده‌اند.

اگر نظام حکمرانی در ایران معتقد است که کشور برای همه ایرانیان است، باید همه ملّت را زیر چتر حمایت خود قرار دهد. نباید تنها در روزهای دشوار جنگ و انتخابات به یاد مردم بیفتد. رویکرد نظام حکمرانی باید به‌گونه‌ای باشد که به‌کارگیری حاکمیت با افزایش رضایت عمومی توأم گردد. مهم‌ترین سرمایه کشور، انسجام ملی است و این سرمایه تنها با شعار قابل حفظ نیست.

آیا استفاده از نفت و تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار، واقعاً می‌تواند آمریکا را تحت فشار قرار دهد یا ممکن است به خود ایران هزینه‌های بیشتری تحمیل نماید؟

صادق ملکی: سلاحی که از قلاف خارج شده، دیگر نمی‌تواند همان نقش تهدید را ایفا کند. نباید دوز تهدید در مورد تنگه هرمز آن‌قدر بالا رود که تأثیر آن کاهش یابد.

این روزها، تنگه هرمز ممکن است خود ایران را نیز در تنگنا قرار دهد. مزیت استراتژیک تنگه هرمز در این است که باید معادلاتی را درک کرد که می‌توانند از این موقعیت برای ایران و منطقه ارزش‌افزوده تولید کنند. در غیر این صورت، ایجاد مسیرهای جایگزین می‌تواند موقعیت هرمز را به تهدید تبدیل سازد و این روند در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

تنگه هرمز یک اهرم کلیدی است، اما هر اهرمی فقط زمانی مؤثر است که به‌طور دقیق و در زمان مناسب مورد استفاده قرار گیرد. اگر تهدیدی مکرر شده و بدون اقدام عملی باقی بماند، به تدریج قدرت بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.

اگر تهران بخواهد به‌جای واکنش نظامی مستقیم، از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک بهره برد، مؤثرترین گزینه‌های ایران در برابر این تحریم‌ها چیست؟

صادق ملکی: وضعیت ایران پس از دو جنگ، بسیار دشوار شده است. نفس کشیدن در امیدهای واهی، تنها به نفع جنگ‌طلبان خواهد بود. برای برخی از جنگ‌طلبان ایرانی، اولویت ایران نبوده و نیست.

ما به‌عنوان ایران از دو جنگ با افتخار خارج شدیم و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نشان‌دهنده موفقیت ایران بود. هر کس که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را خدشه‌دار کند، درک درستی از این تفاهم‌نامه و ظرفیت‌های کشور ندارد.

استفاده از ظرف‌های دیپلماتیک جهت بازگشت به تفاهم‌نامه باید به عنوان مهم‌ترین اولویت ایران مد نظر قرار گیرد. در صورتی که تفاهم‌نامه احیا شود و تبدیل به توافق گردد و آن توافق نیز به یک روند در روابط ایران و آمریکا بدل شود، می‌توان امیدوار بود که ایران موفق به عبور از این مرحله سخت تاریخی خواهد شد.

امروز بیشتر از هر زمان دیگری باید از ظرفیت دیپلماسی بهره جست. این به معنای نادیده گرفتن منافع ملی یا فراموش کردن تهدیدها نیست، بلکه به این معناست که ایران باید تلاش کند هزینه‌های جنگ و تحریم را کاهش دهد و راه‌های جدیدی برای حل اختلافات پیدا کند.

در نهایت، در این جنگ اقتصادی، آیا آمریکا واقعاً برتری دارد یا ایران هم می‌تواند ابزاری در دست داشته باشد که معادله را به نفع واشنگتن تغییر دهد؟

صادق ملکی: ایرانیان که در دو جنگ با آمریکا ایستادگی کردند، بعید است که با افزایش دامنه تحریم‌ها از مواضع خود کوتاه بیایند. اما راه جنگ و تحریم نمی‌تواند راه‌حلی برای اختلافات ایران و واشنگتن باشد. باید به مسیر دیپلماسی بازگشت و به توافقاتی رسید که بتوانند رضایت نسبی طرفین را فراهم آورند.

ایران ابزارهایی در اختیار دارد، اما مسأله اساسی این است که این ابزارها چگونه به‌کار گرفته شوند. مهم‌ترین موضوع این است که کشور باید در کنار حفظ توان بازدارندگی و دفاع از منافع خود، راهی برای خروج از چرخه جنگ و تحریم پیدا کند.

در نهایت، هیچ‌یک از دو طرف نمی‌توانند با منطق فشار و تهدید به راه خود ادامه دهند. اگر قرار است راه‌حلی پیدا شود، این حل باید بر مبنای واقعیت‌های موجود، منافع دو طرف و بازگشت به گفت‌وگو باشد. ایران برای عبور از این شرایط دشوار به حفظ سرمایه اجتماعی در داخل و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک در خارج ضروری است.

خبرنگار : رویا پاک سرشت

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.