روایتی بیپرده از پشتصحنه تصمیمگیریهای بنزینی دولت/ ۵۵ میلیون نفر بدون خودرو، به کدام دلیل یارانه دریافت میکنند؟
به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور در فضای مجازی نوشت: سلام. موضوع بحث درخصوص بنزین به راحتی امکانپذیر نیست؛ زیرا بنزین تنها یک محصول نفتی به حساب نمیآید، بلکه موضوعی حساس از منظر اجتماعی و امنیتی محسوب میشود و پردازش آن هزینههایی را به همراه دارد! اما مردم این حق را دارند که بدانند پشت تصمیمات دولت در مورد بنزین چه اتفاقاتی در حال وقوع است و چطور باید مسائل عمیق ارثرسیده به دولت چهاردهم را در میان بحرانهای نظامی و اقتصادی حل کرد. در اینجا تنها روایت را بازگو میکنم.
مهندسان در صنعت نفت تحت شدیدترین تحریمها و تهدیدات، بهطور روزانه حدود ۱۱۹ میلیون لیتر بنزین تولید میکنند که حتی در شرایط جنگی نیز این رقم افزایشی چشمگیر و افتخارآمیز داشته است. با این حال، مصرف گاهی به حدود ۱۷۰ میلیون لیتر میرسد؛ به عبارت دیگر، شکاف چند ده میلیون لیتری در هر ۲۴ ساعت اتفاق میافتد!
دولت ناچار است در این نبرد بیسابقه، منابع ارزی محدود کشور را به واردات بنزین به قیمت آزاد بینالمللی اختصاص دهد. اما دردسر اصلی اینجاست که این بنزین گرانقیمتِ وارداتی به چه کسانی عرضه میشود؟
منافذ قاچاق و عددی که برایم ناراحتکننده بود...
تا زمانی که بنزین در مخزن پمپبنزین قرار دارد، کنترلهایی وجود دارد؛ اما به محض ورود «کارت آزاد جایگاه»، سوءاستفاده از این موقعیت آغاز میشود و سوخت به شبکه قاچاق رفته و مصرفکنندگان در صفهای طولانی گرفتار میگردند. اقدام قضایی لازم است، اما هنگامی که سود قاچاق کلان باشد، متخلفین راههای خود را پیدا میکنند. بنزین که در مرز بین ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ تومان قیمت دارد، در آن سوی مرز به ۲۰۰ هزار تومان و حتی بیشتر میرسد. در نتیجه، قاچاق به صرفه است و باید مسیرهای اصلی را مسدود کرد. اما آماری که ناراحتم کرد: از ۱۳.۵ میلیون خانوار ایرانی، حدود ۵۵ میلیون نفر هیچ خودرویی ندارند! در مقایسه، ۹.۵ میلیون خانوار یک خودرو دارند و ۴ میلیون خانوار ۱۶ میلیون خودرو در اختیار دارند! به عبارت دیگر، نفت متعلق به این ۵۵ میلیون نفر که خودرو ندارند، به فروش میرسد، در شرایط تحریم و محاصره، با قیمت بینالمللی بنزین وارد میکنیم و بخش عمدهای از آن به دست قاچاقچیها و افرادی با خودروهای بیشتر میرسد! آیا این انصاف است؟
تجربه کرمان و سه سناریوی جنجالی
نتایج طی یک ماه فوقالعاده بود: مصرف ۱۲ درصد کاهش یافت، صفها کاهش پیدا کرد، قاچاق متوقف شد و صرفهجویی به میزان ۲۷ میلیون لیتر (که معادل چند هزار میلیارد تومان تنها در یک ماه است) حاصل شد. مردم نیز از این وضعیت راضی بودند؛ در حقیقت ۸۸ درصد آنها با همین سهمیه به کارهایشان رسیدگی میکردند.
اما مشکل اصلی این بود: «چگونه بنزین مازاد را به کسانی که از آن ۱۲ درصد محدودیت برخوردار بودند یا سهمیهشان تمام شده بود ارائه دهیم؟»
در جلسات، سه گزینه روی میز قرار گرفت:
• گزینه اول؛ عدم ارائه بنزین اضافی: این گزینه کلی رد شد؛ نمیتوان به کسی که به سوخت ضروری نیاز دارد، گفت حق سوختگیری ندارد.
• راه دوم؛ تعیین قیمت بنزین چهارم کمی بالاتر از ۵۰۰۰ تومان: این احتمالاً درست نیست؛ چون دولت باید بنزین را حدود ۸۷ هزار تومان از پالایشگاه خریداری کند و باز هم با یارانه سنگین بفروشد. با چه منابع مالی؟! قاچاق دوباره شروع خواهد شد و یارانه به جیب ثروتمندان میرود. ضمناً در شرایط جنگ نمیتوان به موارد غیرواقعی تکیه کرد و ریسک زندگی مردم را بر عهده گرفت.
• راه سوم؛ ارائه بنزین مازاد به قیمت خرید از پالایشگاه؛ بهگونهای که انگیزهای برای قاچاق وجود نداشته باشد، در حالی که نیازهای اضطراری مردم نیز نادیده گرفته نشود.
متأسفانه در فضای مجازی، خبر به شکل نادرستی منتشر شد؛ به گونهای که تصور شد بنزین ۵۰۰۰ تومانی به ۸۶ هزار تومان رسیده است! در حالی که بنزین یارانهای همانطور که بود باقی مانده و نرخ چهارم (که هنوز بهطور دقیق مشخص نشده) تنها برای کنترل قاچاق در حال برنامهریزی است.
چه باید انجام داد؟
امروز تمامی سناریوها در دستان دولت قرار دارد و کارشناسان هفتههاست که در این باره گفتگو میکنند. هر تصمیمی که اتخاذ شود، قطعاً نقدهایی خواهد داشت و دردهایی به همراه خواهد داشت، اما باید اقداماتی صورت گیرد.
سوال من از شما این است: اگر شما در جایگاه تصمیمگیران بودید، آیا اجازه میدادید که سفره ۵۵ میلیون ایرانی بیخودرو و ارزی که در شرایط تحریم و محاصره از دست میرود، به حال خود رها شود؟
همه ما میدانیم که ادامهی این وضعیت امکانپذیر نیست و «باید اقدام کرد»؛ اقدامی عادلانه، شجاعانه و با همراهی و آگاهی مردم.
۲۹۲۲۱