کد خبر 681838
۱۴۰۵/۰۶/۰۳ ۲۳:۰۶

چرا جهان دیگر از تهدیدهای ترامپ نمی‌ترسد؟

ساعت 24 - نویسنده گزارش معتقد است دونالد ترامپ که زمانی در بازاریابی سیاسی و جلب افکار عمومی مهارت بالایی داشت، در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش این توانایی را از دست داده است. کاهش محبوبیت او در آمریکا و جهان، نتیجه سیاست‌هایی چون جنگ تجاری، فشار بر ایران و تهدید متحدان ارزیابی می‌شود. به باور نویسنده، ترامپ به‌جای اقناع دیگران، بر زور و تهدید تکیه کرده، اما مقاومت ایران، چین، کانادا و حتی اسرائیل نشان داده این رویکرد اعتبار و قدرت بازدارندگی او را تضعیف کرده است.
چرا جهان دیگر از تهدیدهای ترامپ نمی‌ترسد؟

فرارو- مکس بوت، پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی در شورای روابط خارجی آمریکا و ستون‌نویس روزنامه واشنگتن‌پست، در یادداشتی به بررسی کاهش اثرگذاری سیاست تهدید و فشار دونالد ترامپ پرداخته است.

به گزارش فرارو به نقل از واشنگتن‌پست، دونالد ترامپ را می‌توان از جنبه‌های مختلف نقد کرد، اما او بی‌تردید همواره فروشنده‌ای ماهر بوده است. نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، زمانی به من گفت نبوغ ترامپ را باید در انتخاب شعار انتخاباتی‌اش دید: او نگفت «ترامپ برای ریاست‌جمهوری»، بلکه گفت «آمریکا را دوباره عظیم کنیم». همین انتخاب باعث شد پیام او، دست‌کم در ظاهر، درباره آمریکا باشد نه جاه‌طلبی شخصی‌اش.

با این حال، به نظر می‌رسد ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، بخشی از آن مهارت و شمّ همیشگی در بازاریابی سیاسی را از دست داده است.

ترامپ در سراشیبی محبوبیت؛ جهان از آمریکا فاصله می‌گیرد

آمارها از وضعیت نامطلوب ترامپ در افکار عمومی حکایت دارند. میانگین نظرسنجی‌های سی‌ان‌ان نشان می‌دهد تنها ۳۶ درصد از عملکرد او در مقام رئیس‌جمهور رضایت دارند، در حالی که ۶۳ درصد دیدگاهی منفی دارند؛ رقمی که به‌مراتب پایین‌تر از میانگین تاریخی رؤسای‌جمهور آمریکا است.

محبوبیت ترامپ در خارج از مرزهای آمریکا حتی کمتر است و نارضایتی از او به نگاه منفی‌تر نسبت به خود ایالات متحده نیز سرایت کرده است. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در ۳۶ کشور، ۷۶ درصد از پاسخ‌دهندگان به ترامپ اعتماد ندارند و ۵۷ درصد نیز دیدگاهی نامطلوب نسبت به آمریکا دارند. در بیشتر این کشورها، چین تصویری مثبت‌تر از آمریکا دارد.

دلایل مختلفی برای افت حمایت از ترامپ وجود دارد. او سیاست‌هایی را دنبال کرده که از نگاه بسیاری غیرضروری و ناموفق بوده‌اند؛ از جنگ‌های تجاری گرفته تا جنگ با ایران؛ سیاست‌هایی که نگرانی مردم درباره هزینه‌های زندگی و وضعیت مالی‌شان را افزایش داده‌اند.

اما شاید مشکل اصلی این باشد که ترامپ چندان تلاشی برای جلب حمایت دیگران نمی‌کند. او چه در داخل آمریکا و چه در عرصه بین‌المللی، به‌جای آنکه دیگران را قانع و با خود همراه کند، بیشتر می‌کوشد با فشار، آنان را به انجام خواسته‌هایش وادار کند.

ترامپ از ابتدای سال بارها کشورهای دیگر را تهدید کرده است. او ابتدا حاضر نشد احتمال استفاده از نیروی نظامی برای تصرف گرینلند را رد کند؛ موضوعی که اروپا آن را جدی گرفت و نیروهایی برای دفاع از حاکمیت دانمارک اعزام شدند.

ماه گذشته نیز کانادا را به‌دلیل آتش‌سوزی‌های جنگلی و ورود دود آنها به آمریکا، به اعمال تعرفه تهدید کرد. یک روز بعد، دولت او تعرفه ۵۰ درصدی بر بسیاری از کالاهای کانادایی وضع کرد، هرچند گفت این تصمیم ارتباطی با آتش‌سوزی‌ها ندارد.

هفته گذشته نیز ترامپ عمان را تهدید کرد که اگر در مسیر مذاکرات آمریکا با ایران مانع ایجاد کند، آن را «آن‌قدر بمباران خواهد کرد که…». به‌سختی می‌توان رئیس‌جمهور دیگری را به یاد آورد که تا این اندازه آشکار یک شریک یا متحد آمریکا را تهدید کرده باشد؛ اما برای ترامپ، این شیوه رفتاری به امری عادی تبدیل شده است.

ترامپ همچنین ناگهان اعلام کرد رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره جنوبی کاهش می‌یابد. او از «رابطه بسیار خوب» خود با کیم جونگ اون سخن گفت و هم‌زمان یادآوری کرد که کره جنوبی حاضر نشده در جنگ او علیه ایران شرکت کند.

پیش‌تر نیز اسپانیا و ایتالیا را تهدید کرده بود که اگر برای کمک به این جنگ اقدامات بیشتری انجام ندهند، نیروهای آمریکایی را از خاکشان خارج می‌کند. این در حالی است که رئیس‌جمهور فعلی کره جنوبی تا حد زیادی با خواست ترامپ برای ازسرگیری دیپلماسی با کره شمالی همراه است. بنابراین، هماهنگی با سئول نباید کار دشواری می‌بود.

اما ترامپ حتی برای رسیدن به چنین توافقی نیز تلاشی نکرد و با تصمیم یک‌جانبه خود، این تصور را ایجاد کرد که قصد دارد کره جنوبی را مجازات کند؛ اقدامی که شکافی تازه میان آمریکا و یکی از نزدیک‌ترین متحدانش پدید آورد.

افول قدرت ارعاب در کاخ سفید

رفتار ترامپ در خارج از آمریکا شباهت زیادی به شیوه عمل او در داخل کشور دارد. او هیچ‌گاه تلاش نکرده حمایت خود را فراتر از پایگاه جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» گسترش دهد. در عوض، منتقدان و مخالفانش را هدف قرار داده است؛ از قطع بودجه دانشگاه‌هایی که آنها را «بیدارگرا» می‌نامد تا پیگرد سیاسی مخالفان و اعزام مأموران مهاجرت و نیروهای گارد ملی به شهرهای تحت کنترل دموکرات‌ها.

اما این سیاست، نتیجه دلخواه او را نداشته است. بسیاری از فرمان‌های اجرایی ترامپ در دادگاه‌ها متوقف شده‌اند و شماری از پرونده‌های قضایی علیه مخالفانش نیز رد شده‌اند. مخالفان او نه‌تنها مرعوب نشده‌اند، بلکه انگیزه بیشتری برای مقابله یافته‌اند.

برای نمونه، مارک کلی، سناتور دموکرات آریزونا، تلاش ناموفق پنتاگون برای مجازات خود را به یکی از محورهای ثابت سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش تبدیل کرده است.

سیاست فشار و اجبار ترامپ در خارج از آمریکا نیز دستاورد چندانی نداشته است. او پس از نزدیک به شش ماه هنوز نتوانسته ایران را شکست دهد و همین مسئله، به باور نویسنده، حکومت در تهران را جسورتر کرده است. ایران همچنان تنگه هرمز را در وضعیتی گروگان‌گونه نگه داشته و حاضر به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای خود نیست. متحدان آمریکا نیز با وجود درخواست‌های ترامپ، برای بازگشایی تنگه وارد عمل نشده‌اند.

از سوی دیگر، کانادا و چین در برابر تعرفه‌های فشارآور او مقاومت کرده‌اند؛ مقاومتی که در چندین مورد، ترامپ را ناچار کرده است از مواضع خود عقب‌نشینی کند.

حتی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و یکی از معدود دوستان خارجی ترامپ، حاضر نشده در برابر همه خواسته‌های کاخ سفید کوتاه بیاید. او در برابر فشار آمریکا برای خروج از غزه، مقابله با خشونت تندروهای اسرائیلی در کرانه باختری و توقف حملات به تأسیسات نظامی سوریه مقاومت کرده است.

به باور نویسنده، علت کاهش توان ترامپ برای مرعوب کردن دیگران روشن است: جهان دیده که بسیاری از تهدیدهای او در نهایت عملی نمی‌شوند. برای مثال، بعید است او واقعاً عمان را بمباران کند. ترامپ تهدیدهای زیادی مطرح می‌کند، اما عقب‌نشینی‌های مکررش باعث شده اصطلاح «تاکو» یا «ترامپ همیشه جا می‌زند» به عبارتی رایج تبدیل شود.

نویسنده در پایان، پیشنهادی ساده اما رادیکال به ترامپ مطرح می‌کند: شاید او در دو سال و نیم باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری‌اش، به‌جای تلاش برای وادار کردن همه به تسلیم از طریق زور و فشار، یک‌بار هم متقاعدسازی را امتحان کند.

ترامپ می‌تواند با سخنرانی‌های جدی، سیاست‌های خود را برای مردم آمریکا و جهان توضیح دهد؛ همان کاری که رؤسای‌جمهور پیشین انجام می‌دادند، به‌جای آنکه پیام‌هایش را صرفاً از طریق پست‌های جنجالی در شبکه‌های اجتماعی منتقل کند.

بسیاری از اهداف ترامپ، از پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران تا واداشتن متحدان به ایفای نقش بیشتر در دفاع جمعی، می‌توانند قابل‌قبول باشند؛ اما مسئله اصلی، روش اوست: تاکتیک‌های قلدرمآبانه‌ای که نتیجه معکوس داده‌اند. پرسش اصلی این است که مهارت ترامپ در بازاریابی کجاست؛ درست در زمانی که بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد؟

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.