علیرضا بیرانوند در یک سمت، جوانان دلسوز ایرانی در سمت دیگر!
فوتبال 360 گزارش داد: علیرضا بیرانوند، دروازهبان اصلی تیم ملی، دوباره در کانون توجه قرار گرفته است؛ این بار موضوع مربوط به مشمولیتش برای خدمت سربازی بر سر زبانهاست و سازمان نظاموظیفه به طور رسمی اعلام کرده که او از تاریخ 31 شهریور مشمول سربازی خواهد شد و نمیتواند به بازی ادامه دهد. با این حال، بیرانوند و باشگاه تراکتور به این موضوع اعتنایی نکرده و آن را نمیپذیرند. سخنگوی فدراسیون نیز خاطرنشان کرده که ممکن است «نامهای از مراجع ذیصلاح» به دستشان برسد که بتواند بیرانوند را از اعزام به سربازی معاف کند و فرصتی برای ادامه فعالیتش در باشگاه تراکتور فراهم آورد.
قصه سربازی بیرانوند
موضوع سربازی علیرضا بیرانوند برای نخستین بار مطرح نگردیده است؛ در طی یک دهه گذشته، این موضوع چندین بار به بحث کشیده شده اما هر بار این دروازهبان با اتکا به بندها و تبصرههایی برای فرار از خدمت اقدام کرده است. آخرین مثال مربوط به معافیت تحصیلی و تحصیل در مقطع دکتری او بود که جنجالهای زیادی به دنبال داشت. در نهایت، مشخص شد که بیرانوند در رشته دکتری قبول نشده و موفق به دفاع از پایاننامهاش در موعد مقرر نشده است. اکنون نیز به نظر میرسد باشگاه تراکتور در تلاش است تا با اتکا به قانونی عجیب و غریب، اعزام بیرانوند را تا دیماه به تأخیر بیندازد؛ به ویژه آنکه براساس ادعای آنها، بیرانوند در دیماه 1404 از پایاننامه کارشناسی ارشدش دفاع کرده است.
تراکتوریها به این استناد دارند که از آن زمان، بیرانوند یک سال مهلت دارد تا به خدمت سربازی برود. با این حال، آنها جنبه اصلی قانون را نادیده میگیرند؛ اینکه بیرانوند ورودی سال 1400 در رشته کارشناسی ارشد بوده و باید تا پایان سال 1403 و با احتساب یک سال سنوات تحصیلی، از پایاننامهاش دفاع کند و بعد از آن یک سال دیگر، یعنی تا 1404 فرصتی داشته باشد تا وضعیت خدمت سربازیاش را مشخص کند. از آنجا که زمان اعزام به خدمت در تابستان است، او در تاریخ 31 شهریور از تمامی فرصتهای تحصیلی خود، شامل سنوات و مهلت یکساله استفاده کرده و دیگر نمیتواند به بند و تبصرهایی استناد کند؛ مگر اینکه آن «مراجع ذیصلاح» که اخیراً به آن اشاره شده، دوباره برای او استثنایی قائل شوند.
آیا هزینه کردن برای بیرانوند ارزشمند است؟
علیرضا بیرانوند تا این لحظه از تمام امکانات موجود استفاده کرده است؛ نه اینکه شایستگیاش را نداشته باشد. از جنبه فنی یکی از برترینهاست و همواره عملکرد ثابتی از خود نشان داده است. با این حال، افکار عمومی هماکنون به اندازه کافی احساس نابرابری میکند؛ زیرا زندگی برای عدهای در ایران بهشت شده و برای دیگران، امکانات چندانی در دسترس نیست. اینکه قوانین برای گروهی از افراد بدون تبصره است و برای دیگران با محدودیتهایی همراه است، به راحتی قابل مشاهده است. مقایسه درآمد کارگران و معلمان با این قشر خاص، به روشنی از ناعدالتیهای موجود حکایت دارد. در نتیجه، تخصیص هزینه برای فراهم آوردن فرصت بهینه به بازیکنان فوتبال که همچنان از بندهای خاص استفاده کنند، جز برانگیختن احساس تبعیض، نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.
بیرانوند قرار نیست به خدمت اعزام شود
نگاه برخی افراد به موضوع سربازی بیرانوند به گونهای است که انگار قرار است او به نقاط مرزی اعزام گردد و یا در برجکی خدمت کند؛ اما چنین نیست. او به یک تیم دیگر ملحق خواهد شد، فوتبالش را ادامه میدهد و شاید تنها چند میلیارد تومان کمتر عایدش شود. این نوع خدمت سربازی در مقایسه با جوانانی که دو سال از زندگی خود را در شرایط سخت با آموزشهای نظامی سپری میکنند، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. از همه جالبتر مصاحبهها و رفتار افرادی است که خواستار در نظر گرفتن بند ویژهای برای علیرضا بیرانوند هستند. این مسئله به شدت خشم عمومی را افزایش میدهد. ضمن اینکه بر این موضوع تأکید کردن که این بازیکن میتواند به تیم ملی کمک کند، تاکتیکی است که به تازگی کارایی خود را از دست داده است.
مگر خلیفه چگونه به تیم ملی رسید؟
برخی در این میان بر این نکته تأکید میکنند که حضور بیرانوند در تیم ملی اهمیت دارد و بهتر است اعزامش به زمان دیگری موکول شود. این همان داستانی است که پیش از آخرین جام جهانی برای بیرانوند نیز مطرح گردید؛ اما نتیجه چه شد؟ تیم ملی حتی با وجود حضور بیرانوند نتوانست از مرحله گروهی صعود کند. به علاوه، بیرانوند قرار نیست به پادگان فرستاده شود؛ او به یکی از تیمهای فجر و ملوان در لیگ برتر میرود و به دوران فوتبالیاش ادامه میدهد و هنوز نیز عضوی از تیم ملی فوتبال ایران باقی خواهد ماند. مگر قرار است صرفاً با بازی در استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به تیم ملی رسید؟ همین محمد خلیفه، دروازهبان جوانی که به عنوان گلر چهارم به تیم ملی دعوت شده، آیا تجربهای در چنین تیمهایی داشته است؟
اصولا نگاه به خدمت سربازی بازیکنان فوتبال به اندازه کافی از دسترفته و ناپخته است؛ آنها از بهتری امکانات در قویترین باشگاههای فوتبال کشور بهرهمندند و هیچ شباهتی با خدمت سربازی سایر جوانان ایرانی ندارند. آیا واقعاً غیر از احساس نابرابری، راهی دیگری برای رسیدگی به پرونده بازیکنان سرباز در فوتبال ایران وجود دارد؟