خبرگزاری مهر،گروه استانها،فهیمه اجاقلو: در حال حاضر، استان گلستان در میانه یک تضاد اساسی قرار دارد؛ یکی از سوی نیاز به تولید برای تضمین امنیت غذایی کشور و از سوی دیگر، با چالشهای شدید کمبود منابع آبی روبروست.
اطلاعات ارائه شده نشان میدهد که گلستان یکی از مناطق کم آب در کشور به شمار میرود و در ردههای پایینی از نظر سرانه آب در کشور قرار دارد. مسأله اصلی این بحران، وابستگی عمیق به منابع آب زیرزمینی و کاهش بارشها و تغییرات اقلیمی در سالهای اخیر است که به شدت بر پایداری منابع آبی تأثیر گذاشته است.
در حالیکه گلستان در سالهای اخیر با کم آبی مواجه است، کشاورزی که محور اصلی و راهبرد توسعه اقتصادی استان محسوب میشود، با مشکلات جدی روبرو گردیده است. آمار نشان میدهد که ۸۶ درصد از منابع آبی صرف بخش کشاورزی میشود و در حالی که بارندگی نسبت به میانگین درازمدت ۳۶ درصد کاهش پیدا کرده، ادامه این روند بدون اصلاح شیوههای مصرف، اتخاذ روشهای نوین آبیاری و تجدید نظر در الگوی کشت تقریباً غیرممکن است. عبور از این چالشها، بزرگترین معضل پیش روی استان خواهد بود.
هرچند که تحصیلات نوین آبیاری بهعنوان راهحل نجات پایش منابع آبی مورد تأکید مقامات مرتبط با کشاورزی قرار دارد، اما کشاورزان و فعالان این حوزه بر این باورند که این روشها تنها در صورتی کارآمد خواهند بود که سیاستها بر اساس واقعیتهای میدانی، قابلیت مالی کشاورزان و ظرفیتهای اقلیمی منطقه طراحی شوند؛ در غیر این صورت، نه تنها منابع آبی نجات نمییابند، بلکه کشاورزی نیز در خطر خواهد بود.
در سالهای اخیر، انتقادات به مصرف بالای آب بیشتر متوجه کشاورزی شده است؛ با این حال، کارشناسان و مدافعان این حوزه تأکید دارند که نیاز به آب و نحوه کشت در میان تعداد زیادی از کشاورزان به سالها بر اساس آب در دسترس، وضعیت آب و شرایط اقلیمی تصمیمگیری صورت میگیرد.
آبیاری نوین؛ وعدهای که باعث بدهی کشاورز شد
طبق اظهارات فعالان حوزه کشاورزی، امروزه کشاورزان نسبت به گذشته نسبت به وضعیت منابع آبی و نیاز آبی محصولات خود آگاهی بیشتری پیدا کردهاند و بهخوبی میدانند که افزایش زیر کشت بدون تأمین آب کافی، در نهایت منجر به افزایش هزینهها و زیان مالی خواهد گردید.
در این راستا، یکی از فعالان این حوزه در گلستان در مصاحبه با خبرنگار مهر گفت: در حالی که به بسیاری از اراضی کشاورزی استان نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که کشاورزان تمامی زمینهای خود را کشت نمیکنند، زیرا از وضعیت منابع آبی آگاهی دارند و میدانند اگر بیتوجه به منابع آبی اقدام به کشت کنند، در انتهای فصل با خسارت و بدهی مواجه خواهند شد.
مهدی یگانه افزود: تصور اینکه کشاورزان هر سال تمامی زمین خود را زیر کشت میبرند بدون توجه به وضعیت آب، با واقعیتهای موجود در بسیاری از نقاط استان همخوانی ندارد. هر کشاورز پیش از هر اقدامی، به میزان بارشها، شرایط چاه آب، سطح آب زیرزمینی، هزینههای نهادهها و احتمالات فروش محصولات توجه میکند و بسیاری از اوقات ناگزیر میشود قسمتی از زمین خود را رها کند.
وی به تجربه دو دهه اخیر در زمینه اجرای پروژههای نوین آبیاری اشاره کرد و گفت: حدود ۲۰ سال پیش، تبلیغات زیادی درباره روشهای نوین آبیاری به ویژه سیستمهای آبیاری کلاسیک در اراضی استان انجام شد و تعداد زیادی از کشاورزان با امید به افزایش بهرهوری و کاهش مصرف آب به این طرحها پیوستند، اما واقعیت این است که نه تنها راندمان آبیاری و درآمد کشاورزان به اندازهای که وعده داده شده بود افزایش نیافت، بلکه در برخی موارد تأثیرات معکوس نیز مشاهده شد.
این فعال کشاورزی ادامه داد: پیادهسازی سیستمهای نوین آبیاری با مشکلات خاص خود همراه بود؛ حمل و نقل ادوات سنگین کشاورزی به اراضی آسیبهای زیادی به تجهیزات وارد ساخت و هزینههای نگهداری این سیستمها به دوش کشاورزان افتاد. از طرف دیگر، برخی از کشاورزان به اشتباه تصور کردند که این سیستمها میتوانند نیاز آبی بیشتری را تأمین کنند و به همین دلیل سطح بیشتری از اراضی خود را کشت کردند، که این موضوع فشار زیادی بر منابع آب زیرزمینی وارد کرد.
یگانه برای توضیح این وضعیت افزود: تصور کنید کشاورزی ۵۰ هکتار زمین دارد. این فرد ممکن است قبلاً تنها یکپنجم از زمین خود را کشت کند، چون منابع آب به او اجازه کشت بیشتر را نمیداد. اما پس از اجرای سیستمهای آبیاری، با این امید که مصرف آب کاهش خواهد یافت، تمامی اراضی خود را زیر کشت برد. در نتیجه، به جای اینکه صرفهجویی در آب موجب کاهش برداشت از منابع آب شود، افزایش سطح زیر کشت فشار بیشتری به منابع زیرزمینی وارد کرد.
او با بیان اینکه این روند در مقایسه با بسیاری از موارد به زیان کشاورز تمام شد، گفت: کشاورز برای بهرهبرداری از این سیستمها به ابزار و تجهیزات خاص نیاز داشت و هزینههای خرید تجهیزات، اجرای شبکه آبیاری و هزینههای نگهداری، بار مالی سنگینی بر او تحمیل کرد. بسیاری از کشاورزان برای اجرای این طرحها از بانکها وام گرفتند که در ادامه، به دلیل افزایش هزینههای تولید و کاهش درآمد، با بدهیهای بانکی مواجه شدند.
کشاورز گلستانی افزود: مسئله این است که هر طرح در صورتی موفقیتآمیز خواهد بود که تمام ابعاد آن نظیر توان مالی کشاورز، شرایط زمین، نوع محصول، دسترسی به قطعات و امکان نگهداری تجهیزات مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان یک نسخه واحد را برای همه مناطق و همه کشاورزان تجویز کرد و انتظار نتایج رضایتبخش داشت.
یگانه اضافه کرد: در حال حاضر، روشهای آبیاری قطرهای و استفاده از نوار تیپ، در صورت اجرای منسجم و متناسب با نوع کشت، میتواند یکی از شیوههای مؤثر در مدیریت آب باشد، اما هزینههای مربوط به تجهیزات و نهادههای مرتبط به شدت افزایش یافته است. به ویژه پس از وقوع جنگ، قیمت نوار تیپ حدود شش برابر شده و این افزایش قیمت، استفاده از این روش را برای بسیاری از کشاورزان دشوار کرده است.
وی خاطرنشان کرد: کشاورزی که با افزایش قیمت بذر، کود، سم، سوخت، ماشینآلات و دستمزد کارگران روبروست، قادر به پرداخت هزینههای بالا برای اجرای سیستم آبیاری نیست. در چنین شرایطی، اگر دولت تسهیلات با شرایط مناسب، یارانههای هدفمند و حمایتهای فنی مداوم ارائه ندهد، صحبت از توسعه آبیاری نوین و کشاورزی پایدار تنها در حد یک شعار خواهد ماند.
طرحهای بیپشتوانه، نجاتدهنده کشاورزی گلستان نخواهند بود
یگانه با انتقاد از عدم حمایت واقعی از کشاورزان گفت: متأسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از برنامههایی که در زمینه بهبود راندمان آبیاری، اصلاح الگوی کشت و توسعه کشاورزی پایدار پیشنهاد شده است، تنها در حد برنامهریزی و بخشنامه باقی مانده و در مرحله اجرا، حمایت مالی و فنی کافی وجود نداشته و کشاورزان با مشکلات زیادی از سوی خود مواجهند.
وی تصریح کرد: کشاورزان تنها در صورتی میتوانند الگوی کشت خود را تغییر دهند که محصول جایگزین، بازار فروش مناسب، قیمت معقول و منابع مالی لازم برای اجرای طرح در دسترس باشد، و نمیتوان از کشاورز انتظار داشت که بهطور مستقل هزینههای تغییر روش آبیاری و اصلاح الگوی کشت را بپردازد، در حالی که در زمان فروش محصول یا در مواجهه با خشکسالی، هیچ حمایت مهمی از او انجام نگیرد.
کشاورز گلستانی ابراز کرد: باید بدانید که کشاورز سالهاست احساسی از تنهایی و رها بودن دارد، و هر بار که طرحی با عنوان افزایش بهرهوری یا اصلاح الگوی کشت ارائه میشود، به جای حل مشکلات این بخش، در برخی موارد هزینهها و بدهی بیشتری برای او به بار میآورد. برای حفظ منابع آب، سیاستها باید بر اساس واقعیتهای میدانی، توان مالی کشاورزان و ظرفیتهای اقلیمی هر منطقه تدوین شود و در غیر این صورت، طرحهای بیپشتوانه نه تنها منابع آب را نجات نخواهند داد، بلکه به کشاورز نیز آسیب خواهند رساند.
توسعه سامانههای نوین آبیاری؛ راهکار بخش کشاورزی گلستان برای کاهش هدررفت منابع آب
مدیران بخش کشاورزی گلستان یکی از اقداماتی که برای افزایش بهرهوری مصرف آب در این حوزه توصیه میکنند، اجرای سامانههای نوین آبیاری است، در حالی که کمبود منابع و افزایش هزینههای مرتبط با پیادهسازی این سامانهها، این عمل را برای کشاورزان در شرایط کنونی تقریباً غیرممکن کرده است.
مدیر آب و خاک جهاد کشاورزی گلستان با اظهار اینکه هدفگذاری اجرای سامانههای نوین آبیاری برای استان سالانه حدود ۶ هزار هکتار است، در گفتوگو با مهر افزود: کمبود منابع و عدم توانایی کشاورز در تأمین هزینه اصلیترین مانع اجرای این طرح در استان شده است.
محمد جباری با اشاره به رشد ۲.۵ برابری اعتبارات سامانههای نوین آبیاری در سال جاری تصریح کرد: اعتبار این بخش از ۷۳ میلیارد تومان در سال گذشته به ۱۷۷ میلیارد تومان افزایش یافته اما برای اجرای ۶ هزار هکتار با هزینه ۲۰۰ میلیون تومان در هر هکتار، به ۶۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم و همچنین با تغییر در سهم مشارکت، اکنون ۵۰ درصد هزینهها به دوش دولت و ۵۰ درصد به عهده بهرهبردار است.
او ضمن اشاره به اجرای ۷۶ هزار هکتار سامانه نوین آبیاری از سال ۱۳۶۹ تاکنون، ادامه داد: با این حال، بسیاری از این سیستمها به علت گذر زمان و بالا رفتن سن تجهیزات مستهلک شدهاند. استفاده از این سیستمها تنها به منظور صرفهجویی در مصرف آب نیست؛ بلکه با کاهش مصرف کود و افزایش راندمان تولید تا ۵۰ درصد، کیفیت محصولات را نیز بهبود میبخشند.
به گفته مدیر آب و خاک جهاد کشاورزی گلستان، انجام پروژههای نوین از جمله نصب لولههای انتقال آب، یکی از روشهای مهم کاهش تلفات و افزایش بهرهوری آبیاری در بخش کشاورزی است.
جباری تأکید کرد: در راستای ارتقا بهرهوری و کاهش هدررفت منابع آبی، پروژههای اجرایی لولهکشی آب به جای شیوههای سنتی و جویهای باز در حال پیادهسازی است که به هدف حذف تلفات ناشی از تبخیر و نفوذ در مسیرهای طولانی و ایجاد عدالت در توزیع آب در میان کشاورزان به ویژه مزارع انتهایی صورت میگیرد.
مدیرآب و منطقهای گلستان در مورد سکوت قوانین و نقش متولی اصلی مدیریت منابع آب تصریح کرد: طبق قانون، وزارت نیرو مسوول اصلی مدیریت آب است و جهاد کشاورزی فقط در مدیریت مصرف در مزرعه نقش ایفا میکند.
او با تأکید بر این نکته که در برنامه سازگاری با کمآبی، وظیفه جهاد کشاورزی افزایش بهرهوری در داخل مزارع است، افزود: تلاش داریم تا کشاورزان را به تجهیزاتی برای کنترل هوشمند مصرف آب مجهز کنیم؛ با این حال، نبود نظارت یکپارچه بر چاههای غیرمجاز، باعث میشود تا این تلاشها در سطح استانی کمتر جلب توجه کند.
تعیین تکلیف ۱۱ هزار و ۵۰۰ حلقه چاه فاقد پروانه در گلستان
مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان با اشاره به اهمیت مدیریت منابع آب و انسداد چاههای غیرمجاز و اصلاح الگوی کشت گفت: از میان تقریباً ۲۱ هزار و ۵۰۰ حلقه چاه فاقد پروانه بهرهبرداری که مشمول قانون هستند، تا کنون ۱۱ هزار و ۵۰۰ حلقه تعیین تکلیف شده و نزدیک به ۱۰ هزار حلقه باقی مانده است.
وی افزود: فرآیند تعیین تکلیف چاههای فاقد پروانه بهرهبرداری باید بهصورت متقاضیمحور انجام گیرد و مالکان باید با مراجعه به ادارات منابع آب شهرستانها، مدارک و مستندات مالکیت چاه و اراضی مربوطه را ارائه کنند.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان بر این نکته تأکید کرد که علیرغم انجام اطلاعرسانیهای لازم، برخی از مالکان هنوز برای اتمام مراحل قانونی مراجعه نکردهاند که این مسأله باعث کندی در تعیین تکلیف شده است.
حیدریان به اجرای برنامه انسداد چاههای غیرمجاز در راستای طرح سازگاری با کمآبی اشاره کرد و گفت: هدفگذاری انسداد ۳۵۰ حلقه چاه غیرمجاز در سال ۱۴۰۴ بود اما با تلاشهای انجام شده، تا به حال ۴۱۳ حلقه چاه غیرمجاز مسدود و غیرقابل استفاده شده است.
او اصلاح الگوی کشت و تولید محصولات کمآببر، برخورد قانونی با متخلفان، انسداد حسابهای بانکی مالکان چاههای غیرمجاز تا زمان تعیین تکلیف و بازنگری در جرایم حفر چاههای غیرمجاز را بهعنوان اقدامات مؤثر در کنترل تخلفات و مدیریت منابع آب نام برد.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان بیان کرد: برنامههای مرتبط با اصلاح الگوی کشت در قالب طرح سازگاری با کمآبی، با همکاری جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقهای گلستان در حال پیش بردن است و جلسات مداومی برای دستیابی به اهداف این طرح برگزار میشود.
حیدریان تأکید کرد که افزایش بهرهوری مصرف آب یکی از محورهای اصلی مدیریت منابع آب استان است و افزود: توسعه سامانههای نوین آبیاری، نصب کنتورهای هوشمند، مدیریت بهرهبرداری از منابع آب زیرزمینی، اجرای طرحهای تعادلبخشی آبخوانها و آموزش بهرهبرداران از مهمترین فعالیتها در این زمینه است.
حفظ منابع آبی گلستان در گرو اجرای الگوی کشت
اگرچه تغییرات اقلیمی، کمبود منابع آبی و ضرورت اصلاح شیوههای تولید اجرای الگوی کشت را به نیاز جدی تبدیل کرده است، اما کارشناسان بر این باورند که اجرای موفق الگوی کشت در گلستان بدون همراهی کشاورزان و حمایت نهادهای اجرایی ممکن نیست.
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی با تأکید بر اینکه الگوی کشت باید با آگاهی و انگیزه از سوی کشاورزان اجرایی شود، گفت: آنها مجریان اصلی این طرح هستند و ما باید زمینههای حمایت با آموزش و مشوقهای مناسب را برای همکاری فراهم کنیم.
علیرضا کیانی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان کشاورزان را به اجرای الگوی کشت ترغیب کرد، اظهار داشت: رویکرد ما باید بر احراز اعتبار و تشویق باشد، نه اجبار. کشاورز فقط هنگامی حاضر است از کشت محصولات پردرآمد و آببر انصراف دهد که گزينه اقتصادی معقولی در اختیارداشته باشد. وقتی در تأمین بذر، کود یا در زمان فروش محصول با دشواری مواجه باشد، تغییر کشت برایش ممکن نخواهد بود.
او همچنان به محدودیت منابع آب زیرزمینی گلستان برای کشت وسیع برنج اشاره کرد و گفت: اگر از کشاورز انتظار داریم بهجای برنج، پنبه بکارد، باید اطمینان حاصل کنیم که زیان مالیاش تأمین خواهد شد؛ در واقع هر جا کشاورز به این نتیجه برسد که دولت و نهادهای مرتبط کنار او هستند، سطح همکاری او افزایش مییابد.
پژوهشگر گلستانی بر اهمیت ارزشگذاری اقتصادی آب و ایجاد مشوق برای صرفهجویی تأکید کرد و افزود: اگر بخواهیم کشاورزان را به اصلاح الگوی کشت و بهینهسازی مصرف آب تشویق کنیم، باید برای این صرفهجویی ارزش اقتصادی قائل شویم و باید حرکتی انجام گیرد که کشاورز بتواند حتی یک مترمکعب کمتر از مصرف آب خود بکاهد و از این اقدام بهرهمند شود.
کیانی ادامه داد: به همان شکلی که زمین دارای سند مالکیت است، منابع آب نیز باید بهصورت رسمی به ثبت برسند و ارزشگذاری شوند. تا زمانی که آب در کشور بهعنوان یک کالای اقتصادی و با ارزش شناخته نشود، نه ارزشگذاری در مفهوم معناداری پیدا میکند و نه بهرهوری بهبودی مییابد.
گذر از تضاد منافع به سمت مدیریت یکپارچه
بررسی وضعیت منابع آبی گلستان نشان میدهد که این استان در شرایطی به سالهای خشک جدید میرود که نهادهای مسئول با نوعی ناهمخوانی ساختاری روبرو هستند؛ از سویی طرحهای توسعه آبیاری نوین بدون تأمین مالی ۵۰ درصدی دولتی، برای کشاورزِ دچار بدهی و نگران، به عنوان یک رویای دور دست باقی میماند. نگرش صرفا مهندسی به آبیاری نوین بدون در نظر گرفتن ارزشگذاری اقتصادی آب و حمایتهای بیمهای و تأمین بازار برای کشتهای جایگزین، تنها به گردش معیوبی از افزایش سطح زیر کشت و فشار بیشتر بر سفرههای زیرزمینی منجر خواهد شد.
برای نجات کشاورزی گلستان، لازم است که نهادهای اجرایی از جزیرهگرایی دور بمانند و به سمت یک مدیریت یکپارچه و مشارکتی حرکت کنند. اگر کشاورز گلستانی ببیند که صرفهجویی او نهتنها مانع رشد اقتصادیاش نمیشود، بلکه با حمایتهای فنی و اقتصادی دولت در قالب تسهیلات واقعی و نه وامهای بحرانزا همراه است، حتماً از تغییرات استقبال خواهد کرد. پایداری منابع آبی گلستان نه در سطح بخشنامهها، بلکه در توافق عادلانهای میان حاکمیت و کشاورز نهفته است؛ توافقی که در آن آب از بهای گزاف و بدون حمایت به یک منابع با ارزش و مدیریت شده تبدیل شود.