«پول ندارید؟ خرید اقساطی کنید»؛ قسطها چگونه به فقر دامن میزنند؟
سلیمان محمدی در روزنامه اعتماد به قلم خود آورده است: در حال حاضر در هر نقطهای از شهر که نگاهی بیندازید، واژهای با شما روبهرو میشود. از بیلبوردها گرفته تا دیوارها، بنرها، برچسبها و حتی اتوبوسهای شهرداری، بهوفور با عبارت «قسطی» مواجه میشوید. خرید گوشی قسطی، لپتاپ قسطی، لباس قسطی، لوازم خانگی قسطی و حتی سفر قسطی به موضوعاتی عادی تبدیل شدهاند.
یک پیام تکرار شونده در سطح شهر و در زمینه تکنولوژی مانند گوشیهای تلفن همراه وجود دارد: «نیازی به داشتن پول نیست؛ اکنون خرید کن و بعداً پرداخت کن.» واضح است که استفاده از امکانات اعتباری برای برآورده کردن نیازهای زندگی، به خودی خود امری منفی نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نیز رایج است (هرچند نه به نرخ بهرههای بالای ۲۰ و ۳۰ درصد که ما بر وامها تحمیل میکنیم).
اما نکتهای که باید به آن توجه کرد، زمانی است که روند «خرید قسطی» فراتر از کالاهای بادوام رفته و به خریدهای روزمره مانند محصولات سوپرمارکتی راه پیدا کرده است. به این معنا که کالایی که امروز مصرف میشود، فردا باید بابت آن هزینه پرداخت گردد. این پدیده نمایانگر فراتر رفتن از یک شیوه جدید پرداخت بوده و نشانگر یک تغییر عمیقتر در جامعه است؛ زمانی که قدرت خرید کنونی برای ادامه الگوی مصرف کافی نیست، درآمد آینده بهعنوان منبع تأمین مایحتاج امروز وارد میشود. آمارها هر چند بهروز نیستند، اما گویای تغییرات قابل توجهی هستند.
گزارشهای فنی TechRasa Insight از بازار «الان بخر، بعدا پرداخت کن»، نشانگر آن است که حجم اعتبار مصرف شده در این حوزه در سال ۱۴۰۳ در ایران به حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان رسید و نزدیک به ۴۰ میلیون معامله از این نوع صورت گرفته است. دادههای موجود از برجستهترین بازیگران بازار نیز تأییدکننده این روند هستند. گزارش سال ۱۴۰۳ بزرگترین پلتفرم خرید آنلاین کشور نشان میدهد که خرید اعتباری در مقایسه با سال گذشته ۱۲۹ درصد افزایش یافته است. این به معنای آن است که در مدت یک سال، استفاده از اعتبار برای خرید بیش از دو برابر شده و قطعا در صورت انتشار آمارهای سال ۱۴۰۴، شاهد افزایش قابل توجهتری خواهیم بود.
یکی از شرکتهای فعال در ارائه اعتبار نیز در گزارشی خاطرنشان کرده که تنها در سه ماه پاییز ۱۴۰۳، ۱۱ هزار میلیارد تومان اعتبار در اختیار کاربران قرار داده است و بیش از ۲.۵ میلیون نفر از خدمات این شرکت بهره بردهاند. دادههای ۹ ماهه ۱۴۰۴ هم از تداوم همین روند حکایت دارد؛ حجم اعتبار تخصیص داده شده توسط این شرکت نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۳۰ درصد افزایش یافته است. قابل ذکر است که این آمار تنها متعلق به یک شرکت از میان صدها ارائهدهنده اعتبار است.
این اعداد نشاندهنده یک تحول بزرگ هستند: خرید با پول آینده بهسرعت دارد از یک استثنا به یک عادت روزمره تبدیل میشود.
بدون شک این وضعیت بهویژه ناشی از گسترش فقر در جامعه و ناتوانی مردم در تأمین نیازهای اساسی و حتی غیرضروری خود است، اما نکتهای که در اینجا قابل تأمل است، ورود لیست کالاهای قسطی و نحوه تبلیغ آنها به حوزه سوپرمارکت هاست.
اگر مسئله صرف کاهش قدرت خرید بود، منطقا باید مصرف هم به همان نسبت کاهش مییافت. اما در اقتصاد مصرفی نظام سرمایهداری، معادله به گونهای دیگر است؛ از یک سو درآمد واقعی خانوارها تحت فشار است و از سوی دیگر، دستگاه تبلیغاتی همچنان اقدام به خلق خواستههای جدید میکند.
در نتیجه، قشر کمدرآمد جامعه با دو پیام کاملا متناقض روبهروست: واقعیت اقتصادی به او میگوید که «کمتر میتوانی بخری.» اما تبلیغات به او این پیام را منتقل میکند که «بیشتر بخواه.» و در این میان، راهحل این تناقض بهسرعت در دسترس قرار میگیرد: اگر امروز نمیتوانی، با درآمد فردا خرید کن.
جان کنت گالبرایت نظریهای دارد که به واقعیتهای امروز ما تطابق زیادی دارد. او در کتابش به نام «جامعه مرفه» در سال ۱۹۵۸، مفهومی به نام «اثر وابستگی» را معرفی کرد. در اقتصاد کلاسیک، معمولاً چنین تصوری وجود دارد که انسانها نیازهایی دارند و شرکتها به دنبال تأمین این نیازها کالا تولید میکنند. اما گالبرایت این رابطه ساده را به چالش میکشد و میگوید: در نظام سرمایهداری، تولیدکنندگان منتظر نمیمانند که ببینند مصرفکنندگان چه میخواهند؛ بلکه با استفاده از تبلیغات تند و شدید، نیازها را برای مردم خلق میکنند.
به عبارت دیگر، کارخانهها تنها کالا تولید نمیکنند؛ بلکه بخشی از «نیاز به کالا» را هم ایجاد میکنند.
اینجاست که اعتبار به معادله اضافه میشود. افراد دیگر تنها پول موجود در حساب بانکی خود را خرج نمیکنند، بلکه بخشی از درآمدی که هنوز بهدست نیاوردهاند را نیز هزینه میکنند.
یک قسط به تنهایی شاید رقم زیادی بهنظر نرسد. اما قسط گوشی همراه بهعلاوه قسط لوازم خانگی و خرید اینترنتی و دیگر اعتبارهای روزمره جمع میشود. در نهایت، بخشی از حقوق ماه آینده قبل از آغاز ماه مصرف میشود.
این همان نقطهای است که خرید قسطی از ابزاری برای رفاه به عاملی برای فشار تبدیل میشود.
یکی از ناگوارترین تصاویری که این پروسه را نمایش میدهد، جایی است که سرمایهدار از طریق بیلبورد به مردم میگوید: آجیل بخر، پول نداری؟ قسطی از من خرید کن.
این تناقض از آنجایی زننده است که میان قسط خانه و قسط آجیل اختلاف معنیداری وجود دارد. خانهای که برای خرید آن بیست سال قسط میپردازیم، بعد از دو دهه نیز وجود دارد. یخچالی که قسطی خریداری شده، سالها کار خواهد کرد. اما آجیل تنها چند روز دیگر مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
و وقتی اعتبار به چنین کالاهایی اختصاص مییابد، مرز مهمی تغییر میکند؛ درآمد آینده دیگر تنها برای ایجاد آینده هزینه نمیشود، بلکه برای تأمین مصرف امروز نیز بکار میآید. به این ترتیب، در این نوع سیستم به تدریج فقر نیز قسطبندی میشود. مردم فشار اقتصادی امروز را به ماههای آینده منتقل کرده تا بتوانند زندگی فعلی خود را ادامه دهند. و در ماههای آتی... خدا رحم کند!