توجیهی غریب برای یک تخلف مالی بینظیر
فرارو- محسن صالحیخواه؛ بهطور متوسط، سالیانه حدود ۵ تا ۸ میلیارد دلار سوخت از مرزهای کشور بهصورت قاچاق خارج میشود. اطلاعات رسمی متعددی وجود دارد که این رقم توسط مقامات مرتبط اعلام شده و بهراحتی میتوان به آنها در وب دسترسی پیدا کرد. برآوردها همچنین نشان میدهد که این میزان قاچاق، معادل ۹ تا ۱۱ میلیارد لیتر سوخت در سال است. این اعداد آنقدر کلان هستند که نیازی به ارائه مثال یا دلیل برای مشخص کردن سودآوری این تجارت نیست.
این موضوع وقتی توجه برانگیز میشود که از زبان افرادی همچون نمایندگان مجلس و معاون رئیسجمهور میشنویم که یکی از آنها ادعا میکند قاچاق بهطور رسمی صورت میگیرد و دیگری از نقش افرادی در هر دو جناح سیاسی خبر میدهد؛ و از آنجا که اظهارات اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون مسعود پزشکیان، بسیاری از موارد را در ابهام و سردرگمی قرار میدهد، موضعگیریهای وی در مصاحبههایش جای تامل دارد.
اظهارات سقاب اصفهانی نهتنها بهنوعی از فساد سازمانیافته حکایت دارد، بلکه نشاندهنده این است که اشخاصی که در قاچاق سوخت منفعت دارند، ممکن است در هر دو جناح سیاسی شناختهشده باشند. این اشخاص در صورتی که کسبوکارشان با مشکل مواجه شود، بهراحتی در پی آسیب رساندن خواهند بود. آیا این واقعیت دلیلی شده که تا به امروز هیچ اقدامی علیه آنها انجام نگرفته است؟ آیا نگرانی شخصیتهایی چون آقای سقاب از موقعیت و قدرتشان است؟ یا بهزودی قرار است شاهد نتایج برخورد با افراد در هر دو جناح بهطور قاطع باشیم، همانطور که سقاب نیز اشاره کرده؟ افرادی که در دایره یک تجارت پرسود و آلوده قرار دارند.
زمانی که سقاب اصفهانی اذعان میکند افرادی در هر دو جناح سیاسی به این موضوع گره خوردهاند، اگر اصلاحطلبان و اصولگرایان را مبنای سخن قرار دهیم، بدین معناست که هم افرادی با ژست انقلابی و ارزشی وجود دارند و هم اشخاصی که با انتقادی از ارزشها و با لحن اصلاحطلبانه فعالیت میکنند. ای کاش مسئولین در این حوزه بهدرستی پیامدهای مطرح کردن چنین مسئلهای و بلااثر گذاشتن آن را بر اعتماد عمومی مردم درک میکردند. اگر مسائل مالی وجود دارد، باید روشنسازی شده و نتایج آن به آگاهی مردم برسد. اگر وجود ندارد، منطقی است که سقاب اصفهانی باید در قبال اظهار چنین موضوعاتی پاسخگو باشد.
اظهارات معاون پزشکیان موجب بروز یک پرسش معنادار و پیچیده میشود. آیا قاچاق سوخت تنها یک تجارت ناپاک است که افرادی در هر دو جناح سیاسی ایران در آن دخالت دارند؟ یا میتوان ردپای آنان را در حوزههای دیگر نیز مشاهده کرد؟