اختیارات سلب شده دولت
رییس دولت مطابق عرف در جمهوری اسلامی باید شماری از وزیران مهم مثل وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و… را با مشورت نهاد رهبری انتخاب کند. بقیه وزیران نیز تنها پس از رای اعتماد مجلس به طور رسمی میتوانند فعالیت کنند.
در قانون اساسی نهادهای رهبری، شورای نگهبان و نیز مجلس و همچنین نهاد تازهتاسیس شورایعالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام از نظر داشتن حق نظارت بر دولت بر این نهاد برتری دارند در حالی که نهاد دولت در جمهوری اسلامی هیچ حق و اختیاری برای انحلال مجلس یا برکناری رییس قوهقضاییه ندارد اما این دونهاد میتوانند در هنگامه منازعه رای به برکناری رییسجمهور مستقر دهند.
علاوهبر این نهاد رهبری از مسیر مجمع تشخیص مصلحت، نهاد قانونگذاری و نیز شورای نگهبان بر مصوبات دولت در هر زمینه بهویژه در نهایی کردن قانون بودجه برتری دارند و میتوانند بودجه مصوب دولت را که مهمترین برنامه اقتصاد سیاسی کشور و عصای دست دولت است با تغییرات عمده روبهرو کرده یا اینکه مواد بودجه مصوبه دولت را حذف کنند. با توجه به نکات در بالا یادآوریشده، نهاددولت به لحاظ استناد به قانون اساسی در برابر نهادهای دیگر اختیارات کمتری دارد.
با لحاظکردن ناتوانی قانون نهاد دولت در اجرای برنامههایش، میتوان دولت چهاردهم جمهوری اسلامی را نقد کرد. واقعیت این است که دولت چهاردهم ازنظر ترکیب کابینه و با توجه به مجموعه الزامهایی که دولت را نیرومند میکند یا در منحنی کاهنده قرار میدهد در مقایسه با دولتهای پس از جنگ ضعیفترین دولت است. رییس دولتهای پنجم و ششم -از ۱۳۶۸ تا نیمه اول1376 – آیتالله هاشمیرفسنجانی بود که در ده سال رهبری بنیانگذار انقلاب، مرد شماره دو کشور بود و قدرت فوقالعادهای داشت.
بسیاری از کادرهای پرورشیافته در همان سالها که در اجرا و نهادهای دیگر بودند همراه رییس دولتهای پنجم و ششم بودند. سید محمد خاتمی رییس دولتهای هفتم و هشتم محبوبترین رییسجمهور پس از جنگ بود و میلیونها ایرانی بهویژه جوانان و طبقه متوسط او را سیاستمداری اصلاحطلب میدانستند که میتواند کشور را در مسیر توسعه قراردهد. از سوی دیگر حزبهای اصلاحطلب نیز پشتوانه سیاسی او بهحساب میآمدند. محمود احمدینژاد نیز رییسجمهوری بود که نهادهای قانونی مثل مجلس و قوهقضاییه و شورای نگهبان و دیگر نهادهای قدرت از او حمایت کرده و او را دارای قدرت و اختیار میدانستند. رییسجمهور، حسن روحانی نیز با کارنامه امنیتی فوقالعاده و همراهی جمعی از کادرهای ورزیده شخص قدرتمندی بود. سیدابراهیم رییسی نیز با پشتوانه داشتن حکم از مقام رهبری و نیز حمایت آشکار و پنهان دارای قدرت بود و همراهی مجلس و نیز دیگر نهادها را داشت.
مسعود پزشکیان به عنوان رییسجمهور هیچکدام از ویژگیهای برشمرده برای روسای جمهوری پیشین را نداشته و ندارد. بهطور مثال منتقدان دولت در مجلس، طیفهای پرشمار احزاب و گروههای تندرو در دیگر نهادهای قدرت را ندارد و خود نیز فاقد کاریزمای خاصی است.
مسعود پزشکیان از همان روزهای مبارزه انتخاباتی تصریح کرد با هیچیک از نهادهای قدرت اختلاف عمل نخواهد داشت و حتی اگر دولت نظری داشته باشد و نهاد رهبری نظری دیگر، او نظر مقام رهبری را اجرا خواهد کرد. وی با انعطافی که نشان داد کابینهای از نیروهای متوسط را برای اجرا در نظر گرفت. این وضعیت در سطح فرماندهی اقتصاد بسیار چشمگیر بود و وی ناگزیر شد رییس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد را تغییر دهد. به این ترتیب وی رییسجمهوری کماختیار و بسیار محتاط بوده و هست. اعضای کابینه چهاردهم نیز از نیروهایی متوسط در اجرا و کم کارنامه و کمسابقه انتخاب شده و شماری از آنها در برابر منتقدان نیرومند چیزی برای گفتن ندارند. معلوم است که وزیر کمسابقه برای اداره وزارتخانه دنبال نیروهایی ناشناس برود. این کابینه در بسیاری از تصمیمگیریهای مهم دارای شهامت کافی نیستند و نمیتوانند در برابر منتقدان بایستند.
اعضای دولت چهاردهم پس از سپری شدن دو سال از فعالیتشان حاضر نیستند در برابر خبرنگاران و گزارشگران رسانههای داخلی و خارجی قرار گیرند و به پرسشهای مهم جواب دهند.
دولت چهاردهم البته بدشانسیهایی هم داشته و آن سیاست خارجی پرفراز و فرود کشور بوده و هست. این سایت خارجی تنشآفرین بوده و تشدید تحریمها کار دولت را حتی برای تامین معیشت دشوار کرده است.