زمانی که مستند، یاد و خاطره میراث فرهنگی را زنده میکند
بر اساس گزارشی از خبرگزاری مهر، در جمع تخصصی بررسی تاثیر سینمای مستند بر افزایش آگاهی مردم از اهمیت حفظ آثار فرهنگی و هنری در موزه هنرهای معاصر تهران، دو فیلم مستند به نامهای «دیولافوآ» و «گیرشمن» به نمایش درآمد. این دو مستند جزئی از مجموعهای هستند که تاریخچه مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در ایران را به تصویر میکشند و بر کار باستانشناسان فرانسوی در محوطه باستانی شوش در دورههای قاجار و پهلوی تمرکز دارند.
فیلمی برای بازخوانی یک فاجعه میراثی
پژمان مظاهریپور در آغاز نشست درباره انگیزهاش از تولید این مجموعه توضیحاتی ارائه داد و گفت: این فیلمها بخشی از یک مجموعه چندقسمتی هستند که تاریخ باستانشناسی در ایران را از زاویه دید باستانشناسان بازگو میکنند؛ نه تنها برای معرفی محوطههای تاریخی، بلکه برای به نمایش گذاشتن نحوه شناسایی، کاوش و سرنوشتی که این محوطهها متحمل شدند.
او ادامه داد: قسمتهای نمایشدادهشده بر فعالیتهای مارسل دیولافوآ و رومن گیرشمن در شوش تمرکز دارند. این دو شخصیت در شکلدهی به مطالعات باستانشناسی در این محوطه نقشی حیاتی ایفا کردهاند، اما تکنیکهای کاوش و تعاملات حاکم بر باستانشناسی در زمان فعالیت آنها به انهدام گسترده بناها، زوال لایههای باستانشناختی و خروج تعداد قابل توجهی آثار از ایران منجر شده است. عمده فعالیتهای نخستین باستانشناسی با هدف کشف و انتقال اشیای تاریخی صورت گرفته و در این روند، معماری و لایههای باستانشناختی آسیبهایی جدی دیده است. بهروشنی میتوان گفت که تنها ۲۰ درصد از محوطه شوش مورد کاوش قرار گرفته و ۸۰ درصد همچنان ناشناخته باقی مانده، اما متأسفانه همان ۲۰ درصد نیز به طرق غیرعلمی دچار آسیبهای جدی شدهاند!
مظاهریپور در ادامه به مفهوم «ایران» و سابقه ساکنان انسان در فلات ایران اشاره کرد و تأکید نمود که یافتههای باستانشناسی بهطور مداوم تصویر ما از گذشته را دگرگون و بهروز میکنند و شواهد حاکی از آن است که حضور گونههای انسانی در این سرزمین قدمتی بسیار بیشتر از تاریخ شکلگیری ایران به معنای معاصر و سیاسی آن دارد.
او بیان کرد: مقصود اصلی فیلمهای او فقط نمایش آثار تاریخی نیست، بلکه تلاشی است برای آشکار ساختن مسیر رشد دانش باستانشناسی و چگونگی کشف و شناخت محوطههای تاریخی. هر چه جامعه اطلاعات بیشتری درباره یک محوطه، ابنیه یا تمدن به دست آورد، توانایی درک ارزشهای آن افزایش مییابد و در نتیجه، حساسیت اجتماعی نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی نیز ارتقا مییابد.
تجربه ساخت فیلم در شوش
مظاهریپور با اشاره به اینکه فیلمبرداری در دوران همهگیری کرونا انجام شده، از چالشهای فیلمبرداری در محوطهای سخن گفت که بخش عمدهای از بناهای آن از بین رفته و تنها بقایای معماری و لایههای تاریخی باقی مانده است.
دیگر موضوع مورد بحث در نشست، اهمیت آموزش و هنر در افزایش آگاهی عمومی بود. فرانک آرتا با بیان تجربیاتش از فعالیتهای فرهنگی و آموزشی در موزه هنرهای معاصر تهران، بر لزوم برقراری ارتباط میان مخاطبان و آثار هنری و تاریخی تأکید کرد. از دید او، چنین ارتباطی میتواند به مرور زمان از گسستهای فرهنگی و تاریخی بکاهد و حساسیت نسل جدید را نسبت به میراث فرهنگی خود تقویت کند.
سینمای مستند و تبدیل ناخودآگاه جمعی به آگاهی
در پایان جلسه، بر اهمیت سینمای مستند و سایر اشکال هنری در تقویت این آگاهی تأکید شد. شرکتکنندگان بر این باور بودند که حفاظت از میراث فرهنگی تنها بر عهده نهادهای رسمی نیست و جامعه، هنرمندان، پژوهشگران، رسانهها و موزهها همگی باید در این مسیر همکاری کنند. سینمای مستند میتواند فراتر از صرف ثبت یک رویداد یا معرفی یک محوطه عمل کند و واقعیتها را مستند، سؤالاتی را طرح کند و بخشی از آنچه در ناخودآگاه جمعی جامعه نهفته است را به سطح آگاهی بیاورد؛ بهویژه در مباحثی که به دلیل فاصله زمانی یا فشارهای روزمره، کمتر به آنها توجه میشود.
این نشست بهویژه به تاریخ کاوشهای شوش بهعنوان بخشی از میراث باستانشناسی ایران اشاره نکرد، بلکه تبدیل به موضوعی برای بازاندیشی در مورد شیوهها و رویکردهای شناخت، حفاظت و روایت میراث فرهنگی شد.