تحلیل سینمای زیرزمینی ایران؛ از مشکلات بازنمایی تا اقتصاد پنهان
به نقل از خبرگزاری مهر، گردهمایی با عنوان «سینمای زیرزمینی ایران» به منظور تحلیل یک پدیده برجسته برگزار گردید که در سالهای اخیر از طریق تولید و پخش فیلمهایی خارج از نظامهای رسمی سینما در ایران، به صورت چشمگیری رشد یافته و تعدادی از این آثار در جشنوارههای بینالمللی عرضه و مورد تقدیر قرار گرفتهاند. در آغاز این نشست، تأکید شد که فیلمهایی نظیر «بیداد»، «کیک محبوب من» و «یک تصادف ساده» تنها بهانهای برای پردهبرداری از موضوعی وسیعتر هستند؛ موضوعی که به جز سینما، با مسائل فرهنگی، اجتماعی، رسانهای و حتی نحوه نمایاندن ایران در سطح بینالمللی ارتباط دارد.
داوود طالقانی، پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی، در مورد زوایای مختلف پیدایش سینمای زیرزمینی اظهار داشت: این پدیده را نمیتوان به سادگی تحت عنوان «سینمای مستقل» توصیف کرد، زیرا به اعتقاد وی، نوعی اقتصاد پنهان در پس این سینما وجود دارد.
او با تأکید بر هزینههای کلان تولید فیلمهای سینمایی، به این موضوع اشاره کرد که پرسش اصلی این است که منابع مالی برای تولید این آثار چگونه تأمین میشود و در نهایت چگونه به چرخه اقتصادی برمیگردد. طالقانی جشنوارههای خارجی، جوایز مختلف و همکاری با نهادهای بینالمللی را به عنوان بخشی از مسیرهای احتمالی این چرخه برشمرد.
این پژوهشگر با تصریح بر این نکته که برخی از سبکهای زندگی و واقعیتهای اجتماعی که در جامعه حضور دارند، در نمایش رسمی و از طریق سینمای ساخته شده امکان بازنمایی ندارند، اضافه کرد که این امر به ایجاد یک جریان موازی منجر شده است. بنابراین وجود این شکاف نباید به معنای نادیدهگرفتن دیگر واقعیتهای اجتماعی تلقی شود و نمیتوان همه چالشهای اجتماعی را تنها با تمرکز بر چند موضوع خاص محدود کرد.
پس از آن، زهرا اردکانیفرد، تحلیلگر در حوزه سینما و مسائل زنان، خطرناک بودن نسبت دادن مسائل زنان به فمینیسم یا جنبشهای خارجی را یادآور شده و اعلام کرد: مسائل مربوط به زنان در ایران واقعی بوده و چسباندن برچسب به این مسائل میتواند مانع جدی در مسیر جدی گرفتن آنها باشد. نباید به صرف وجود حمایت یا ارتباط خارجی در برخی موارد، اصل درخواستهای زنان را فراموش کرد.
او همچنین فیلم «بیداد» را از منظر بازنمایی زنان تجزیه و تحلیل کرده و اظهار داشت: برای درک این اثر باید آن را در متن سایر کارهای سهیل بیرقی بررسی کرد. بیرقی در مجموعهای از فیلمهای خود، زنان متعلق به دورههای متفاوت را به عنوان شخصیتهای محوری در داستانها قرار داده و نسبت آنها با جامعه و حکومت را مورد مطالعه قرار داده است. فیلم «بیداد» نیز از این دیدگاه به بررسی زنان دهه هشتادی پرداخته است. نسل جدید در فضایی رشد کرده که از کودکی با فرهنگ جهانی و رسانههای دیجیتال در ارتباط بودهاند؛ بنابراین ممکن است مرزها و مشکلات برای این نسل، معنایی متفاوت نسبت به نسلهای پیشین داشته باشد.
این تحلیلگر ابراز داشت: این فیلم در پرداختن به چالشهای زنان، بیشتر در قالب انتقادی باقی میماند و ضرورتاً راهحلی برای مسائل شخصیت از جنس زن ارائه نمیدهد. موضوع زنان نباید تنها به تصویر آسیبپذیری یا وابستگی آنها محدود شود، بلکه سینما میتواند به نمایش زنان به عنوان شخصیتهای توانا و دارای قابلیت حل مسائل بپردازد.
محمد رضوانیپور، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران، در ادامه با ارائه نمونههایی از حضور فیلمهای ایرانی در جشنوارههای خارجی، به تغییر نسبت میان هنر و بازار اشاره کرد و خاطرنشان کرد: در فضای جشنوارهای کنونی، پیام سیاسی و ارتباط اثر با جمهوری اسلامی میتواند تأثیر زیادی بر دیده شدن و موقعیت یک فیلم داشته باشد.
او افزود: سانسور فقط یک تصمیم اداری یا دولتی نیست و ابعاد اجتماعی و روانشناختی نیز در آن تأثیرگذار است. از این دیدگاه، ممنوعیت برخی موضوعات میتواند خود به افزایش جذابیت و تولید آثاری در راستای نمایش همان موضوعات منجر گردد. سانسور میتواند شدیداً تمایل به مشاهده چیزهایی که ممنوع شده را تقویت کند.
در پایان نشست، طالقانی بر ناکارآمدی صرفاً قضایی و محدودکننده تأکید کرده و پیشنهاداتی همچون افزایش امکان نمایش داخلی آثار، کاهش وابستگی اقتصادی به خارج و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و نزدیکی فرهنگ رسمی و عمومی را مطرح کرد. همچنین تأکید شد که تغییر صرف نام شوراها یا ساختارهای اداری، بدون تحول در منطق تصمیمگیری و افزایش شفافیت، نخواهد توانست راهگشا باشد.