بیش از شش دهه است که دنیای جیمز باند با داستانهای جذاب جاسوسی خود، تماشاگران را به خود جذب کرده است. در این مدت، شش بازیگر مختلف موفق به پذیرش نقش ۰۰۷ شدهاند، اما این شرورهای داستان هستند که غالباً محرک اصلی روایتها به شمار میآیند. در میان این شخصیتهای شرور، برخی به نماد تبدیل شدهاند، در حالی که سایرین نتوانستهاند استانداردهای لازم را برای جلب توجه برآورده کنند.
گوستاو گریمز – روزی دیگر بمیر (۲۰۰۲)

گوستاو گریمز، شرور اصلی فیلم روزی دیگر بمیر (Die Another Day)، به دلیل تحول نژادیاش از یک ژنرال کرهای به یک مرد سفیدپوست بریتانیایی از طریق «ژندرمانی»، به یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای منفی در سری جیمز باند تبدیل شده است. این مفهوم ناهمگون، بهعنوان یکی از عواملی که موجب شکست فیلم شد، مطرح گردید.
دومینیک گرین – ذرهای آرامش (۲۰۰۸)

دومینیک گرین در فیلم ذرهای آرامش (Quantum of Solace) بهعنوان یک مدیر میانی در سازمان SPECTRE شناخته میشود. او بهعنوان یک شخصیت کسلکننده و فاقد تهدید واقعی، نتوانست جذابیت لازم را ایجاد کند و بهطور کلی در کنار دیگر شرورهای جیمز باند به یکی از بیاهمیتترینها تبدیل شد.
کمال خان – اختاپوسی (۱۹۸۳)

کمال خان در فیلم اختاپوسی (Octopussy)، که بهعنوان شاهزاده افغان تبعیدی معرفی میشود، با نقشهای عجیب برای انفجار یک بمب هستهای در یک پایگاه نیروی هوایی آمریکا، به یکی از شخصیتهای فراموششدنی تبدیل گشت. این شخصیت هیچ کمکی به ارتقا کیفیت فیلم نکرد.
گئورگی کوسکوف – روزهای روشن زندگی (۱۹۸۷)

در فیلم روزهای روشن زندگی (The Living Daylights)، ژنرال کوسکوف نخست بهعنوان دوست جیمز باند معرفی میشود، اما بعدها به شرور اصلی بدل میگردد. اما با وجود این تحویل در داستان، شخصیت او بهعنوان یک تهدید واقعی در میان دشمنان جیمز باند خود را مطرح نکرد.
لوسیفر سافین – زمانی برای مردن نیست (۲۰۲۱)

در فیلم زمانی برای مردن نیست (No Time to Die)، لوسیفر سافین با نامی که تداعیگر شیطان است، اندکی ترس به دل جیمز باند انداخت. هرچند که او با یک شروع بسیار قوی و ترسناک پا به عرصه گذاشت، اما بهزودی تبدیل به شخصیتی فراموششدنی شد که به راحتی توسط باند از میان رفت و نتوانست بهعنوان یک دشمن memorable مطرح گردد.
ارنست استاورو بلوفلد – الماسها ابدیاند (۱۹۷۱)

بدترين نمایش از شخصیت بلوفلد در فیلم الماسها ابدیاند (Diamonds Are Forever) با بازی چارلز گری ارائه شد. بلوفلد در این نسخه، با خصوصیات متکبر و بیکفایتی که بیشتر دغدغهاش گربهاش بود تا جیمز باند، به شخصیتی درجهدوم در جمع شرورهای جیمز باند تبدیل شد.
هوگو درکس – مونریکر (۱۹۷۹)

هوگو درکس در فیلم مونریکر (Moonraker)، که جیمز باند را به فضا میبرد، با وجود تلاش برای تقلید از جنگ ستارگان، بهعنوان یک شخصیت بهیادماندنی مطرح نشد. فقط حضور آدمکش جاوْز (Jaws) بود که میتوانست نقطه قوتی برای این بخش از داستان جیمز باند محسوب شود.
آریستوتل کریستاتوس – فقط برای چشمان تو (۱۹۸۱)

آریستوتل کریستاتوس در فیلم فقط برای چشمان تو (For Your Eyes Only) با وجود اینکه فیلم لحن جدیتری داشت، انگیزههای چندانی نداشت و صرفاً در داستانی کوچک از جاسوسی نقشآفرینی کرد که او را به یکی از شخصیتهای فرعی جیمز باند تبدیل میکرد.
الیوت کارور – فردا هرگز نمیمیرد (۱۹۹۷)

الیوت کارور، مدیر عامل یک شبکه خبری بینالمللی در فیلم فردا هرگز نمیمیرد (Tomorrow Never Dies) که بهوسیله جاناتان پرایس به تصویر کشیده میشود، دارای شخصیت شرور هوشمند و خطرناکی است. او بهعنوان ابزاری برای تحریک جنگ از رسانهها استفاده میکند که در دنیای معاصر نیز موضوعی بسیار بهروز و معاصر به نظر میرسد.
فرانتس سانچز – جواز قتل (۱۹۸۹)

فرانتس سانچز در فیلم جواز قتل (License to Kill)، با بازی رابرت داوی، با ایجاد صدمات غیرقابل جبرانی به زندگی شخصی جیمز باند (از جمله قتل همسر فلیکس لایتر و آسیب به خود باند) انگیزه عمیقی برای انتقام باند به وجود آورد. او بهعنوان یکی از شرورهای بیرحم و تاثیرگذار در تاریخ جیمز باند شناخته میشود.