بدقلقی کودکان در خودرو را باجگیری عاطفی تلقی نکنیم
ژیلا سعیدی در مصاحبهای با ایسنا، توضیح داد: تاکنون تحقیقی ارائه نشده که نشان دهد نشستن کودک در صندلی ماشین یا کالسکه او را در بزرگسالی قانونپذیر میکند. به عبارت دیگر، چنین رابطهای بهطور قاطع ثابت نشده است. برای شکلدهی به رفتار قانونپذیری در کودکان، ضروری است که قوانین مشخص، پایدار و قابل پیشبینی با توجه به سن تقویمی و سن رشد آنان تعیین شود. نکته حائز اهمیت این است که والدین باید این قوانین را با محبت، توجه، دلگرمی و تشویق به کودک معرفی کنند و پرهیز از تنبیه، رشوه و تهدید را در نظر بگیرند تا کودک به قانونپذیری دست یابد.
سعیدی ادامه داد: نشستن کودک در صندلی ماشین یا کالسکه، ابتدا بهمنظور حفظ سلامت و ایمنی او حائز اهمیت است و بعد از آن موضوع قانونپذیری به میان میآید. ممکن است کودک به دلایل متعدد از این کار سر باز زند و در چنین حالتی، ضروری است که والدین موانع را شناسایی و برطرف کنند. قاعده مرتبط با سلامت و ایمنی کودک باید همچنان برقرار بماند، حتی اگر کودک تمایلی به نشستن در صندلی ماشین یا کالسکه نداشته باشد.
این روانشناس در رابطه با اینکه آیا تساهل والدین در استفاده از این وسایل میتواند مفهوم قانون را در ذهن کودک تغییر دهد، بیان کرد: قوانین مرتبط با ایمنی و سلامت کودکان از هرگونه مذاکره معافاند؛ به این معنا که والدین باید در عین تأکید بر قوانین ایمنی، انعطافپذیری منطقی داشته باشند. پذیرش یک یا دو بار در شرایط خاص اثر منفی ندارد؛ اما اگر کودک به دفعات یاد بگیرد که با جیغ و مقاومت میتواند قانونی را تغییر دهد، به تدریج فهم میکند که مرزها تنها با اعتراض قابل تغییرند. تفاوت فاحشی میان انعطاف منطقی والدین و تسلیم مکرر برای آرام کردن کودک وجود دارد؛ والدین باید به این نکته اساسی توجه کنند تا فرزندانشان مفهوم قانون را به درستی درک نمایند.
تحلیل رفتارهای کودک در صندلی ماشین
سعیدی در خصوص ارتباط بدقلقی کودک برای نشستن در صندلی ماشین یا کالسکه با رفتارهای باجگیرانه، اظهار داشت: نمیتوان فوراً بدقلقی کودک را بهعنوان نوعی باجگیری عاطفی تفسیر کرد. بسیاری از این واکنشها ریشههای فیزیولوژیک مانند احساس ناراحتی، محدودیت حرکتی، خستگی، دمای نامناسب یا اضطراب جدایی از والدین دارند. والدین ابتدا باید نیازهای فیزیولوژیک کودک خود را شناسایی و برطرف نمایند. تلاش برای خوشایندتر کردن شرایط نشستن در کالسکه یا صندلی ماشین میتواند اولین قدم برای کاهش مقاومت کودک باشد.
وی افزود: اگر واکنش والدین به این بدقلقیها بسته به تناسب و شدت باشد و با حساسیت افراطی همراه شود، کودک یاد میگیرد که برای تسلیم کردن والدین باید اعتراضهای قویتری را به کار گیرد و در نتیجه این رفتار تکرار خواهد شد. بنابراین، مسأله اصلی لزوماً باجگیری نیست، بلکه باید بررسی کرد که کدام رفتار کودک بهطور ناخواسته از سوی والدین تقویت میشود.
تفکیک ایمنی از اقتدار والدین
این روانشناس در مورد این دیدگاه که حذف صندلی کودک برای راحتی والدین ممکن است باعث کاهش اقتدار آنها شود، توضیح داد: نمیتوان با قاطعیت گفت که حذف صندلی کودک به اقتدار والدین لطمه میزند؛ بلکه مسأله اصلی، روش برخورد با این موضوع است. در برخی خانوادهها، سبک فرزندپروری بهگونهای پیاده میشود که والدین با اولین اعتراض کودک، سریعاً از موضع خود عدول میکنند و قوانین را زیر پا میگذارند.
سعیدی بیان کرد که در موضوع صندلی ماشین، آنچه بیش از هر چیز مهم است، ایمنی کودک است و نه لزوماً نقض اقتدار. والدین باید بهجای تهدید و تنبیه برای اجرایی کردن این قانون، همدلی را با کودک ایجاد کنند. بهعنوان مثال، میتوانند به کودک بگویند «میدانم که از نشستن روی صندلی ماشین خوشحال نیستی، اما این قانون برای حفظ ایمنی همه ماست.» بنابراین، صندلی ماشین نباید به ابزاری برای نمایش قدرت والدین تبدیل شود چون موضوع سلامت کودک، مقولهای فراتر از نمایش اقتدار است.
وی همچنین درباره اینکه آیا استفاده از صندلی خودرو و کالسکه یک ضروری روانشناختی برای ایمنی است یا تنها عادتی مدرن، گفت: هیچ شواهد علمی برای نشان دادن ضرورت کالسکه یا صندلی خودرو برای شکلگیری دلبستگی ایمن وجود ندارد. دلبستگی ایمن در کودک با حضور پایدار، در دسترس بودن والدین و پاسخگویی صحیح به نیازهای او شکل میگیرد. حمایت عاطفی، همدلی، تماس فیزیکی، نوازش و بهکارگیری تکنیکهای آرامسازی در لحظات تنش از عناصر کلیدی ایجاد امنیت روانی برای کودک به شمار میروند. صندلی خودرو ابزاری برای تأمین ایمنی فیزیکی و کالسکه نیز وسیلهای برای جابهجایی و مدیریت خستگی والدین در مکانهای شلوغ است؛ بنابراین این وسایل، ضرورتهای روانی اصلی برای کودک نیستند.
این روانشناس در زمینه راهکارهای عادتدهی کودک به نشستن در صندلی ماشین یا کالسکه بدون ایجاد تنش، گفت: بهترین روش این است که در مرحله اول، قانون تغییر نکند. در صورتی که والد قانونی تعیین کرده که کودک باید بر روی صندلی بنشیند، این قانون باید ثابت باقی بماند؛ اما در جزئیات اجرا میتوان انعطافپذیری داشته و به کودک حق انتخاب داد. برای خوشایندتر کردن این تجربه، میتوان اسباب بازیهای محبوب یا آهنگهای جذاب کودک را در زمان نشستن روی صندلی برای او فراهم کرد تا فضا برایش دلپذیر و جذاب گردد.
سعیدی ادامه داد: در مواقعی که کودک حتی بهطور نسبی همکاری میکند، باید او را تشویق کرد. والدین نباید در این لحظات دچار اضطراب شوند؛ زیرا توجه والدین به هنگام همکاری کودک، یک پاداش مثبت خواهد بود. در مقابل، باید دقت کنند که با تمرکز بر جیغها و نارضایتی کودک، بهطور ناخواسته رفتارهای منفی را تقویت نکنند.
وی بر اهمیت همدلی با کودک تأکید کرد و گفت: بهعنوان مثال، با بیان جملاتی نظیر «میدانم که نشستن در صندلی را دوست نداری، اما این قانون برای سلامت ماست»، میتوان کودک را همراه کرد. در نهایت، ثبات در قوانین به همراه تشویق و همدلی، کلید موفقیت والدین به شمار میآید.
کالسکه؛ ابزار کمکی یا مانع رشد حرکتی؟
این روانشناس در پاسخ به این پرسش که آیا کالسکه میتواند مانع استقلال و رشد حرکتی کودک شود، گفت: استفاده متعادل از کالسکه بههیچوجه مانع رشد کودک نیست. اگر کودک فرصت کافی برای راه رفتن، فعالیت آزاد و تجربه محیط اطرافش را داشته باشد، استفاده موقت از کالسکه موجب آسیب نخواهد شد.
سعیدی افزود: نکته مهم، حفظ این تعادل است. اگر کودک بخش عمدهای از روز را در کالسکه صرف کند و فرصتهای حرکتی و یادگیری حرکتی را از او سلب نمایند، این روند میتواند مانع رشد وی شود. به همین دلیل، استفاده از کالسکه تنها در مواقعی مشکلساز خواهد بود که جایگزین فعالیت طبیعی و تحرک آزاد کودک گردد.
وی با ذکر تأثیر مثبت استفاده از کالسکه بر تعامل کلامی و یادگیری کودک، توضیح داد: نکته قابل توجه این است که جهت نشستن کودک در کالسکه باید رو به والدین باشد یا حداقل تغییر جهت در طول مسیر اعمال شود تا کودک فرصت دیدن چهره والد را داشته باشد. این شرایط به والدین این امکان را میدهد تا با برقرار کردن تماس چشمی و کلامی، «توجه مشترک» را با فرزند خود تقویت و حفظ کنند؛ این تبادل مداوم، پیوند عاطفی و مهارتهای ارتباطی کودک را بهطور مؤثری افزایش میدهد.
این روانشناس ادامه داد: در زمانهایی که کالسکه رو به محیط است و امکان تماس چشمی وجود ندارد، والد باید با توصیف آنچه کودک میبیند، توجه او را جلب کند. بهعنوان مثال، میتوان به حرکت درختان در وزش باد یا صدای خودروها اشاره کرد تا گفتوگویی فعال شکل گیرد. در نهایت، حتی بدون تماس چشمی مستقیم، استمرار تماس کلامی والدین با فرزند، کلید رشد تعاملات اجتماعی کودک خواهد بود.

ایمنی فیزیکی در کنار امنیت روانی
این روانشناس با تأکید بر اهمیت کالسکه در محیطهای شلوغ مانند مراکز خرید و خیابانها، بیان کرد: کالسکه محیطی امن و کنترلشده ایجاد میکند که ضمن کاهش نگرانیهای والدین، احتمال گمشدن یا مواجهه کودک با خطرات را به حداقل میرساند. اما باید توجه داشت که امنیت تنها با بعد فیزیکی خلاصه نمیشود؛ امنیت روانی و دلبستگی ایمن زمانی تحقق مییابد که والدین همزمان با نشستن کودک در کالسکه، تعامل، گفتوگو و ارتباط عاطفی پیوستهای را با او حفظ کنند.
وی در پایان تصریح کرد: صندلی کودک ابزاری برای آموزش قانونپذیری نیست و کالسکه نیز دشمن استقلال کودک محسوب نمیشود؛ آنچه حائز اهمیت است، اتخاذ قوانین ایمنی ثابت و قابلپیشبینی است. پذیرش احساسات کودک هنگام مخالفت ضرورت دارد، اما والدین نباید بهسبب هر اعتراضی، قانون را تغییر دهند یا وارد جنگ قدرت شوند. استفاده از کالسکه باید متعادل باشد تا جایگزین فعالیت آزاد و رشد مهارتهای حرکتی کودک نشود و در حین گردش نیز، گفتوگو با کودک نباید متوقف شود. کودک ممکن است از یک قانون ناراضی باشد، اما در عین حال باید بیاموزد که برخی مرزهای ایمنی غیرقابلمذاکره و همیشگی هستند.
انتهای پیام