در بسیاری از موارد، جوک و شوخی به منظور ایجاد فضایی شادتر، کاهش تنش یا مقابله با احساسات منفی به کار میروند. اکثر اوقات، ما به راحتی از کنار این موارد عبور میکنیم و لبخند میزنیم. با این حال، گاهی اوقات یک شوخی ساده میتواند به شدت جدی تلقی شود و حتی منجر به بحرانهای جهانی گردد.
- شوخیهای عجیبی که با جنجال همراه شدند
- مشاهده موجودات فضایی در ماه
- شوخی جنگیری از سوی شبکه بیبیسی
- جذابیت محمود احمدینژاد برای زنان آمریکایی
- شوخی با فاجعه بوپال در هند
- اخراج کارکنان به خاطر شوخی احمقانه گوگل
- خرید ناقوس آزادی آمریکا توسط تاکو بل
- مرگ به علت نگهداشتن ادرار در مسابقه
- فوران آتشفشان در آمریکا و فرار مردم
- نوسان بازار سهام با یک توییت
- وحشت از شوخی حمله مریخیها
- شوخیهای عجیبی که با جنجال همراه شدند
شوخیهای عجیبی که با جنجال همراه شدند
بررسی تاریخچه این شوخیها میتواند جذاب و شگفتآور باشد. نحوه ورود یک لطیفه ساده به حیطه رسانههای رسمی و تأثیر آن بر بازارهای مالی مثالهایی از این واقعیت هستند. در بعضی موارد، این موضوع موجب واکنشهای رسمی دولتها نیز گردیده است.
مشاهده موجودات فضایی در ماه
هرگاه نام ماه به میان میآید، بسیاری از مردم به بزرگترین تئوریهای توطئه فکر میکنند. با این وجود، موضوع ما به مأموریت آپولو و قدمزدن فضانوردان آمریکایی روی ماه مربوط نمیشود. ماجرا به سال ۱۸۳۵ برمیگردد، زمانی که روزنامه سان مجموعهای از مقالات به ظاهر علمی منتشر کرد.
هدف آنها شوخی با خوانندگان بود، اما این شوخی به سرعت از کنترل خارج شد و به یک بحران جهانی تبدیل گردید. آنها ادعای مشاهده موجودات و مناظر عجیبی روی ماه را توسط اخترشناس معروفی به نام جان هرشل بیان کردند. از جمله مواردی که به آنها اشاره کردند، موجوداتی انساننمایی بودند که ظاهری شبیه به خفاش داشتند و جنگلهای انبوه سبز رنگ.
خوانندگان با اشتیاق منتظر قسمتهای بعدی این گزارش شش قسمتی بودند و رسانههای مختلف به پوشش آن پرداختند. این گزارش حتی به محافل علمی اروپا نیز راه یافت. این شوخی کوچک به راهاندازی بحثهای قابل توجهی در مورد حضور موجودات بیگانه در ماه و پنهانکاری دولتها در ایالات متحده و اروپا منجر گردید.
شوخی جنگیری توسط شبکه بیبیسی
بسیاری از افراد به موجودات ماورائی اعتقاد دارند. حتی برخی چهرههای معروف ادعا کردهاند که مورد آزار ارواح خبیث قرار گرفتهاند. شبکه بیبیسی از این موضوع به نفع خود استفاده کرد تا جذابیت بیشتری به برنامه ویژه شب هالووین سال ۱۹۹۲ بدهد. آنها برنامهای را پخش کردند که ظاهراً گزارشی زنده از فعالیتهای ماورائی در یک خانه در حومه لندن بود.
بیبیسی از مجریان شناخته شدهاش برای این برنامه استفاده کرد و با اعضای خانوادهای که بهطور جدی توسط یک روح خبیث تحت آزار بودند مصاحبه میکردند. انجام جابهجاییهای ماهرانه بین مجریان حاضر در استودیو و ساکنین آن خانه، قطع ناگهانی برنامه به خاطر مشکلات فنی و افزایش تدریجی حوادث ترسناک باعث شد که بینندگان واقعاً به این ماجرا باور کنند.
ماجرا به بحران جهانی تبدیل شد، زیرا شب همان برنامه بیبیسی حدود ۳۰ هزار تماس تلفنی دریافت کرد. بسیاری از بینندگان وحشتزده نتوانستند در خانههایشان بمانند. بعد از فاش شدن حقیقت نیز متعددی از شکایات علیه بیبیسی مطرح شد تا به حداقل ممکن مرز بین واقعیت و داستان را کمرنگ نکنند.
علاقه زنان آمریکایی به محمود احمدینژاد
در سال ۲۰۱۲، روزنامه The Onion با انتشار یک مطلب جنجالی توجهها را به خود جلب کرد. آنها ادعا کردند که زنان سفیدپوست ساکن در مناطق روستایی ایالات متحده به طرز قابل توجهی محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران را به باراک اوباما ترجیح میدهند. این روزنامه با ارائه آمار و نظرسنجیهای مختلف، اظهار داشت که احمدینژاد در میان این دسته از زنان جامعه آمریکا محبوبیت زیادی دارد.
لازم به ذکر است که The Onion یک نشریه معمولی نیست. آنها به نگارش مطالب خود با لحن کاملا جدی و مشابه گزارشهای خبری واقعی معروف هستند، اما محتوای کلی گزارشهایشان به نوعی طنز است. همین ویژگی خاص موجب میشود که بعضی اوقات خوانندگان یا رسانههای خارجی مطالب آنها را جدی بگیرند. در خصوص ماجرای احمدینژاد نیز همین اتفاق افتاد.
برخی از خبرگزاریهای ایرانی به این مقاله پرداخته و با استناد به آمار آن اعلام کردند که احمدینژاد توانسته قلب آمریکاییها را تسخیر کند. همچنین این واقعیت بهعنوان شکستی برای سیاستهای باراک اوباما و کاهش محسوس محبوبیت او تلقی گردید. بدتر از آن، پوشش خبری رسانههای ایرانی دوباره در رسانههای بینالمللی منعکس و به سخره گرفته شد.
اگر این شوخی به محافل دیپلماتیک و موضعگیریهای رسمی راه مییافت، بیشک یک بحران جهانی به بار میآورد.
شوخی با فاجعه بوپال در هند
در سال ۱۹۸۴، یکی از مرگبارترین سوانح صنعتی جهان رخ داد. نشت مواد سمی از کارخانه تولید سموم دفع آفات شرکت یونین کارباید در بوپال هند باعث شد که هزاران نفر جان خود را از دست دهند، و دهها هزار نفر دیگر با مشکلات تنفسی، پوستی و بینایی مواجه شوند. عواقب زیستمحیطی این حادثه نیز سالها ادامه داشت. با این حال، شرکت داو کمیکال (مالک یونین کارباید) خود را مقصر ندانسته و تمایلی به جبران نداشت.
در سال ۲۰۰۴، فردی در شبکه بیبیسی ظاهر شد و خود را بهعنوان سخنگوی شرکت داو کمیکال معرفی کرد. وی اظهار داشت که شرکت بهطور کامل مسئولیت این فاجعه را به عهده میگیرد و میلیاردها دلار برای جبران خسارت قربانیان در نظر گرفته است. بعد از این مصاحبه، بازارهای مالی به شدت واکنش نشان دادند و ارزش سهام شرکت بهطرز بیسابقهای کاهش یافت.
به زودی مشخص شد که فردی که در برنامه بیبیسی حضور داشته، نماینده واقعی شرکت نبوده، بلکه یکی از اعضای گروه The Yes Men بوده که قصد داشت به شیوهای شوخی رسانهای این شرکت بزرگ را به چالش بکشد. با وجود نیات او، مدتها مردم هند تصور میکردند شرکت تغییر رویکرد داده و به جبران آلام قربانیان اقدام خواهد کرد.
اخراج کارمندان بهخاطر شوخی احمقانه گوگل
شوخی اول آوریل به خودی خود موضوعی عادی است و بسیاری از شرکتها هر سال در این روز شایعاتی جذاب منتشر میکنند. هرچند به ندرت پیش میآید که این شایعات به محصولی کاربردی راه یابند. این دقیقا همان کاریست که گوگل در سال ۲۰۱۶ با جیمیل انجام داد. آنها شوخیای بهنام Mic Drop را برای اول آوریل آماده کرده بودند.
این ویژگی به کاربران اجازه میداد با یک کلیک ایمیلی ارسال کنند که ژست شخصیتی مینیون را با حالتی میکروفون انداختن در بر داشت. بدتر اینکه پس از ارسال این ایمیل، مکالمه بهطور خودکار بیصدا میشد و کاربر از دریافت هرگونه پاسخ بیخبر میماند. هدف گوگل این بود که این گیف احساس «گفتن حرف آخر» و ترک صحنه را منتقل کند.
تا اینجا مشکلات چندانی متوجه شوخی گوگل نبود، اما بحران جهانی زمانی آغاز شد که این قابلیت در کنار دکمه ارسال ایمیل قرار گرفت. بسیاری از افراد بهطور ناخواسته این گیف را در ایمیلهای کاری خود از جمله درخواستهای استخدام و مکاتبات رسمی با مراکز مهم استفاده کردند. بیصدا کردن پاسخ هم باعث شد که آنها از واکنش طرف مقابل بیخبر بمانند.
انتقادات زیادی متوجه گوگل شد و تیم آنها نیز بهطور عمومی از کاربران عذرخواهی کرده و این ویژگی را حذف کردند.
خرید ناقوس آزادی آمریکا توسط تاکو بل
در اول آوریل سال ۱۹۹۶، شهروندان آمریکایی با انتشار خبری در روزنامههای بزرگ این کشور شگفتزده شدند. شرکت تاکو بل اعلام کرده بود که بهطور رسمی ناقوس آزادی، یکی از نمادهای تاریخی استقلال ایالات متحده را خریداری کرده است. علت این اقدام بدهیهای رو به تزاید دولتی آمریکا اعلام شده بود. البته این ماجرا تنها یک شوخی بود، اما انتشار آگهی تمام صفحه در روزنامههای بزرگ به یک بحران تبدیل گردید.
تاکو بل حتی اعلام کرد که نام این ناقوس را به «ناقوس آزادی تاکو» تغییر خواهد داد. این خبر باعث خشم شهروندان آمریکایی شد. هزاران نفر با سازمان خدمات پارکهای ملی (مسئول نگهداری از ناقوس) تماس گرفته و از آنها گله و ناراحتی کردند. همچنین دیگر مقامات و دولت آمریکا نیز از این انتقادات در امان نماندند. رسانههای آمریکایی نیز در این راستا گزارشهای گوناگونی منتشر کردند.
این موضوع به جایی رسید که سخنگوی کاخ سفید نیز در این مورد ابراز نظر کرد و به شوخی گفت که به احتمال زیاد خود کاخ سفید نیز به دست تاکو بل خواهد فروخته شد. همان روز، تاکو بل اعلام کرد که این اقدام صرفاً یک شوخی تبلیغاتی بوده و قول داد که مبلغی را برای حفاظت از ناقوس آزادی اختصاص خواهد داد. البته شوخی موفق آنها باعث شد که نام تاکو بل به سرعت در سرتاسر آمریکا مشهور گردد.
مرگ بهخاطر نگهداشتن ادرار در مسابقه
در سال ۲۰۰۷، شبکه رادیویی KDND یک مسابقه تبلیغاتی برای کنسول بازی نینتندو Wii برگزار کرد. آنها از شرکتکنندگان خواسته بودند در فواصل زمانی مشخص آب بنوشند. کسی که میتوانست بیشترین میزان آب را بدون نیاز به ادرار کردن بنوشد، برنده میشد و کنسول بازی را بهدست میآورد. در این مسابقه ۱۸ نفر شرکت کردند، اما هیچکس فکر نمیکرد یک شوخی ساده به یک تراژدی بزرگ تبدیل شود.
یکی از شرکتکنندگان، زنی ۲۸ ساله و مادر سه فرزند بود که بهخاطر مسمومیت با آب جان خود را از دست داد. این حالت بهسبب رقیق شدن بیش از حد الکترولیتها در بدن او رخ داد. چند نفر از دیگر شرکتکنندگان نیز بهدلیل سردرد و تهوع حاد به بیمارستان منتقل شدند. خیلی زود این حادثه توجه رسانهها را در سرتاسر ایالات متحده جلب کرد و نهادهای نظارتی نیز وارد عمل شدند.
این شبکه مجبور شد بهعنوان غرامت مبلغ ۱۶.۵ میلیون دلار به خانواده فرد جانباخته بدهد. همچنین هنگام تمدید مجوز فعالیت ایستگاه رادیویی در سال ۲۰۱۶ این پرونده دوباره بررسی شد. در آن زمان، کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده به این نتیجه رسید که مدیران این شبکه منافع شخصی را بر سلامت افراد ترجیح دادهاند. به همین دلیل، مجوز فعالیت شبکه لغو گشت و آنها مجبور به تعطیلی شدند.
فوران آتشفشان در آمریکا و فرار مردم
بدون شک، آتشفشانها از خطرناکترین نقاط زمین هستند و هنگام فوران، میتوانند یک شهر را بهکل نابود کنند. بنابراین، انتخاب آتشفشان بهعنوان سوژه شوخی تصمیم عاقلانهای نیست. در اول آوریل ۱۹۸۰، یک شبکه تلویزیونی در بوستون در دقایق پایانی بخش خبری خود خبری فوری را منتشر کرد. آنها اعلام کردند که کوه خاموش گریت بلو هیل بهطور ناگهانی فعال شده و فوران کرده است. پس از آن نیز مصاحبههایی پخش شد که نگرانی مقامات محلی از جان شهروندان را نشان میداد.
برای افزایش باورپذیری، تصاویری از فوران کوه سنت هلنز نیز نمایش داده شد. نکته جالب این است که کوه گریت بلو هیل هیچ وجود خارجی نداشت و در واقع به یک تپه کوچک اشاره میکرد. باوجود این، بسیاری از بینندگان متوجه شوخی نشدند. افراد زیادی با پلیس تماس گرفتند و بسیاری نیز اقدام به ترک خانههایشان کرده و فرار کردند. چنین موقعیتی موجب ترافیک سنگینی برای خروج از شهر شد.
پس از فاش شدن حقیقت، واکنشهای منفی زیادی نسبت به این موضوع صورت گرفت. شبکه تلویزیونی به عنوان یک عامل غیرمسئولانه متهم شد و تهیهکننده برنامه نیز برکنار گردید. جالب موج خندهداری این است که هفت هفته پس از پخش آن گزارش و تصاویر، کوه سنت هلنز واقعاً فعال شد و فوران کرد.
تکان دادن بازار سهام با تنها یک توییت
در آوریل ۲۰۱۳، حساب کاربری خبرگزاری آسوشیتدپرس مورد هک قرار گرفت. هکر با انتشار یک توییت مدعی شد که انفجارهای متعددی در کاخ سفید رخ داده و باراک اوباما، رئیسجمهور وقت آمریکا بهشدت مجروح شده است. این خبر به سرعت منتشر شد و تأثیر عجیبی بر بازارها گذاشت.
سامانههای معاملاتی خودکار طی چند ثانیه به این خبر واکنش نشان دادند و شاخص داوجونز حدود ۱۵۰ واحد سقوط کرد و موجی از هرج و مرج ایجاد شد. البته اندکی بعد، آسوشیتدپرس با انتشار بیانیهای اعلام کرد که حساب کاربری آنها هک شده و این خبر صحیح نیست.
وحشت مردم از شوخی حمله مریخیها
در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸، اورسن ولز و گروه تئاتر مرکوری تصمیم به پخش اقتباسی نمایشی از رمان جنگ دنیاها از شبکه رادیویی CBS گرفتند. آنها بارها اعلام کرده بودند که این صرفاً یک برنامه نمایشی است و واقعی نیست. با این حال، شیوه خاص آن برنامه باعث شد که برخی افراد دچار سوء تفاهم شوند.
برنامه به حملات مریخیها به ایالت نیوجرسی مربوط میشد. هر چند دقیقه یکبار، گزارشهای فوری از آن ایالت پخش میشد و شاهدان عینی تماس میگرفتند و با اظهارات خود ترس را افزایش میدادند. همین امر موجب شد که بسیاری از مردم حمله مذکور را باور کرده و به مقامهای مسئول تماس بگیرند.
به گفته روزنامههای آن زمان، جوی از وحشت در سرتاسر آمریکا حاکم شد و حتی برخی افراد به سمت نیوجرسی حرکت کردند. هرچند تهیهکنندگان برنامه نخواستند یک شوخی در ابعاد ملی انجام دهند، اما بهطور ناخواسته چنین نتیجهای حاصل گردید.