این مرد، مورینیو من نیست اما به او ارادت دارم!
طبق گزارش "ورزش سه"، نویسندهای از آاس اشاره میکند: چند روز پیش مرتکب اشتباهی شدم و تصمیم به تماشای مستند مورینیو در نتفلیکس گرفتم. در لندن تابلو تبلیغاتیای دیدم که نظرم را به خود جلب کرد. روی آن نوشته بود: «اسپویلر: در نهایت او پیروز میشود.»
این عبارت خاطراتی قدیمی را در من زنده کرد، زیرا ما طرفداران رئال به خوبی میدانیم که او در اینجا، در نهایت ناکام ماند. هرچقدر هم که هواداران دو آتشهاش تلاش کنند تا خلاف این را بگویند، او باز باخت. اما زندگی خود به اندازه کافی تلخ است که انسان بخواهد فوتبال را نیز با تلخیاش اضافه کند. بنابراین با ولع، به دوران مورینیو فرو رفتم. یاد فوارههای آبپاش استادیوم، کت بلندی که در استامفورد بریج به پرواز درآمد، و اتوئو که در پست دفاع راست بازی میکرد افتادم و خوشبختانه پیش از رسیدن به دوران رئال، خوابم برد.

فردای آن روز، برای نخستین بار او را در کنفرانس مطبوعاتی میدیدم و مشغول یادداشتبرداری بودم. آن شخصیت را به سختی میشناختم. آن مرد با روحیهای آرام، اندیشمند، خوشبرخورد و مهربان، نه مورینیو که من انتظارش را داشتم. گویی کسی سرش را به آرامی به او گفته بود: «ژوزه، تو با جنگهایت رئالیها را دو دسته کردی، پس لطفاً این بار همه چیز را خراب نکن.»
زمان برگزاری اولین بازی در بارسلونا فرارسید و او اعلام کرد که در برابر وینی، ظاهری خشن به خود میگیرد. در آن لحظه واقعاً مضطرب شدم، چون من سالهاست در این ستون به دفاع از این نظریه پرداختهام. غرور من که به واسطه مورینیو آرام شده بود، حتی نزدیک بود انتقاد چند ماه پیش او از پرستیانی نژادپرست را به باد فراموشی بسپارد.
در روز چهارشنبه و با همین حس و حال، به برنابئو قدم گذاشتم. ژوزه، مرا برای خودت کن. هواداران کاملاً تسلیم شده بودند. هنگامی که نامها بررسی میشد، تشویق بیوقفه به همراه حرکات بیلساییاش بر روی اسکوربورد به چشم میآمد. دقیقه اول، شعارهایی به زعم او. و وضعیت فوتبال؟ به شدت کم. توپ بیشتر در اختیار تیم حریف بود، پرس به همهجا و از بین رفت و گردش توپ بسیار کند و خستهکننده بود، مگر اینکه برناردو (مدیریچ جدید) دوباره در محوطه جریمه حریف مستقر شود.
یک نیمه تمام، داستان تکراری سالهای اخیر، دو بازیکن که کاملاً از چرخه پرس جدا بودند و همتیمیهای خود را تحت فشار قرار میدادند. بعد از استراحت بین نیمه، گامی به جلو در روند پرس (چرا که همه چیز در فوتبال مدرن حول محور پرس میچرخد) و امباپه فوقالعاده برای مرتفع کردن مشکلات. مورینیوی متفاوت، اما با چالشهای مشابه.