نبردی را که پیروز شدهایم، بهعنوان شکست توصیف نکنیم
یادداشت مهمان- مقداد اموری، پژوهشگر و فعال فرهنگی؛ ویدئوی اخیر شیخ اسماعیل رمضانی در مورد وضعیت فرهنگی و اخلاقی جامعه، حاوی هشدارهای جدی است که ریشه در دغدغههای دینی او دارد؛ اما تصویری که از وضعیت کنونی ارائه میدهد، نیازمند تامل و تجدیدنظر است. این ویدئو نمونهای از نوعی مواجهه است که در برخی از گفتوگوهای فرهنگی اخیر مشاهده میشود: مواجههای که شرایط جامعه را با اصطلاحاتی چون «سونامی اخلاقی»، «فتح قدم به قدم مرزهای حیا» و حرکت اجتنابناپذیر به سوی فروپاشی اخلاقی توصیف میکند.
تردیدی در دلسوزی و پایبندی دینی شیخ اسماعیل رمضانی و دیگرانی که نسبت به شیوع بیحجابی، عادیسازی روابط خارج از ساختار خانواده، تغییر در ادبیات جنسی و شکستن برخی از مرزهای اخلاقی هشدار میدهند، وجود ندارد. اصل مسئله موجود و حائز اهمیت است؛ اما در برابر یک مسئله اجتماعی، تنها مشاهده نشانههای خطر کافی نیست. درک و شناخت دقیق از صحنه و صورتبندی صحیح مسئله، پیشنیاز انتخاب راهحل مناسب است.
اگر صحنه را بهدرستی درک نکنیم، حتی با نیت خیر و دغدغهای راستین، ممکن است به نتیجهای برسیم که نه تنها مشکل را حل نکند، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل گردد.
وقتی روایت در جامعه به شکست منتهی میشود
تصویری که در این ویدئو و تحلیلهای مشابه ساخته میشود، تصویر روشنی دارد: دشمن در حال گسترش و فتح گام به گام است، جامعه واکنشی از خود نشان نمیدهد، مرزهای اخلاقی یکی پس از دیگری فرو میریزد و برهنگی و یا «لبنانیسازی» ایران، افق آیندهای است که جامعه ناگزیر به سمت آن پیش میرود.
در این تصویر، دشمن فعال، مسلط و پیروز است و جامعه ایرانی و زن مسلمان در وضعیتی انفعالآمیز، عقبنشینی و در آستانه شکست قرار دارد.
مسئله فقط تلخی یا صراحت این روایت نیست؛ بلکه واقعیت صحنه و پیامدهایی است که چنین تصویری در ذهن مردم و محاسبات مسئولان ایجاد میکند. وقتی وضعیت موجود با روایت شکست مواجه میشود، مسئولین یا دچار ترس و تصمیمات شتابزده میگردند یا در برابر بحران به وجود آمده احساس ناتوانی کرده و بیتصمیم میشوند. بهعلاوه، مردم نیز با شنیدن مداوم روایت سقوط، نسبت به آینده دلسرد و ناامید میشوند و به تدریج تابآوری اجتماعیشان را از دست میدهند.
هشدار همیشه به بیداری منجر نمیشود. اگر هشدارها بر شناخت دقیق از صحنه استوار نباشند، میتوانند پیش از هر شکستی، احساس شکست را در دل مردم نهادینه کنند.
بنابراین، مسئله در مورد هشدار یا سکوت کردن نیست. بلکه پرسش این است که چه چیزی را، در چه صحنهای، با چه ساختار و طراحیای و به چه هدفی روایت میکنیم.
شناخت صحنه، پیشنیاز نسخهنویسی
در بخشی از سخنان شیخ اسماعیل رمضانی، پیشنهاد میشود که گروههای جهادی و مؤمن، حل این مسائل را به عهده گیرند. بدون تردید، حضور مردم و نیروهای جهادی از بزرگترین ظرفیتهای کشور به شمار میرود؛ با این حال، صرف واگذاری مسئله به گروههای مردمی، به تنهایی راهحل مناسبی نخواهد بود.
اگر صحنه به درستی درک نشده باشد، حتی نیروهای مؤمن و باانگیزه نیز ممکن است بر مسیرهایی گام نهند که به حل مسئله نمیانجامد. نیروی مردمی نمیتواند جایگزین راهبرد باشد. راهبرد نیز بدون صورتبندی دقیق از مسئله قابل شکلگیری نیست.
انتخاب درست، نتیجه شناخت صحیح از صحنه است. تا زمانی که ندانیم در کدام میدان ایستادهایم، چه تحولاتی در حال وقوع است، ظرفیتهای ما کجاست و دشمن در چه ظرفیتی قرار دارد، نمیتوانیم نسخهای مؤثر برای مسئولین یا مردم ارائه دهیم.
بسیاری از تصمیمات شتابزده، انفعالات و بیتصمیمیهایی که زیر عنوان «سهلانگاری در حکمرانی» مورد انتقاد قرار میگیرند، از همین نقطه آغاز میشوند: از درک نادرست صحنه و صورتبندی ناقص از مسئله.
ما در دو جنگ مختلف نبودیم
نشانه بارز این اشتباه را میتوان در انتهای سخنان شیخ اسماعیل مشاهده کرد؛ زمانی که بین جنگ نظامی و جنگ هویتی تفکیک قائل میشود و این مفهوم به میان میآید که ممکن است در جنگ نظامی شکست بخوریم، اما در جنگ هویتی شکست نخواهیم خورد.
به نظر میرسد این نوع تفکیک با ماهیت نبردی که طی آن قرار داشتیم، همخوانی ندارد.
ما همزمان در دو جنگ مستقل، یکی نظامی و دیگری هویتی، درگیر نبودیم؛ بلکه در یک جنگ ترکیبی بودیم. میادین نظامی، سیاست، اقتصاد، رسانه، هنر، هویت، خانواده، امید اجتماعی و اراده عمومی، اجزای یک نبرد واحد بودهاند. دشمن نیز این عرصهها را از یکدیگر تفکیک نکرده و برای اثرگذاری همزمان بر همه آنها برنامهریزی کرده بود.
از این رو، پیروزی ما صرفاً یک پیروزی نظامی نبوده؛ بلکه پیروزی ترکیبی محسوب میشود. نمیتوان ابعاد نظامی، اجتماعی و هویتی این پیروزی را از یکدیگر جدا کرد و سپس وضعیت جامعه را به گونهای تعریف کرد که گویی دشمن در مهمترین بخشهای نبرد، قدم به قدم پیشرفته است.