تحلیل مطهرنیا از موضع ترامپ در خصوص توافق اسلامآباد/ آینده چه خواهد بود؟
مهدی مطهرنیا در یادداشتی که در کانال تلگرامیاش منتشر کرده، به تحولی قابل توجه اشاره میکند که در ساعات پایانی امروز به وقوع پیوسته و میتواند تمامی خوشبینیهای ناشی از رفتوآمد میانجیگران منطقهای را زیر سؤال ببرد:
به نقل از والاستریتژورنال، منابع معتبر اعلام کردند که دولت دونالد ترامپ به نمایندگان میانجی گفته است که تمایل به بازگرداندن تفاهمنامه ژوئن با ایران ندارد. همزمان، رویترز نیز این گزارش را تأیید کرده و خاطرنشان کرده که واشنگتن امروز رسماً اعلام کرد در حال حاضر هیچ مذاکرهای با تهران در حال انجام نیست.
این تحول در زمانی اتفاق افتاده که محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، در تهران و در دیدار با عباس عراقچی درباره کاهش تنشها، بازگشت به مذاکرات و طرح موقت مأموریتی پیرامون تنگه هرمز گفتگو کردهاند. وزارت خارجه قطر نیز ضمن تأیید اصل این دیدار، از ادامه تلاشها برای ایجاد شرایط مناسب برای مذاکرات خبر داد.
با این حال، پیام واشنگتن در این مقطع به وضوح متفاوت است:
میانجیگری ادامه دارد، اما مذاکره مستقیم صورت نخواهد گرفت؛ و از همه مهمتر، ترامپ به نظر میرسد که تمایلی برای بازگشت به توافق ژوئن ندارد.
چرا این خبر تغییر دهنده معادلات است؟
زیرا در روزهای اخیر، پاکستان، عمان و قطر تقریباً بهطور همزمان در تلاش برای فعالسازی یک مسیر خروج از بحران بودهاند.
اگر این گزارش بهدرستی منعکسکننده موضع نهایی ترامپ باشد، مسئله دیگر صرفاً «برقراری مجدد توافق قبلی» نخواهد بود.
این امر نیازمند شکلگیری یک توافق جدید خواهد بود.
که به این معناست که مذاکرات آتی ممکن است از نقطه صفر آغاز شده و با خواستههای جدید واشنگتن همراه باشد.
واکنش بازار نیز بلافاصله پس از این خبر مشاهده شد: با انتشار خبر کاهش احتمال توافق، نفت برنت روز پنجشنبه را با افزایش ۲.۱ درصدی در قیمت ۸۹.۷۰ دلار به پایان رساند؛ نشانهای قوی از این که بازار انتظار گشایش سریع دیپلماتیک را کاهش داده است.
لایه مهمتر خبر
در واقع، ترامپ در حال ارسال یک پیام روانی به تهران است: «زمان به عقب بازنمیگردد؛ شرایط پیشین دیگر تضمینشده نیست.»
این استراتژی، هزینه تأخیر را افزایش میدهد؛ چرا که ایران باید ارزیابی کند که آیا استمرار مقاومت میتواند به بهبود موقعیتش منجر شود یا این که هر دور مذاکرات بعدی با شروط بسیار سختتری آغاز خواهد شد.
اما این بازی برای آمریکا نیز فاقد ریسک نیست.
اگر تهران به این نتیجه برسد که توافق قبلی دیگر احیا نخواهد شد و واشنگتن صرفاً بهدنبال بالابردن فشار است، ممکن است انگیزه ایران برای ارائه امتیاز در تنگه هرمز کاهش یابد.
در چنین شرایطی، میانجیگری قطر، عمان و پاکستان بهجای «احیای توافق»، وارد یک مأموریت بسیار دشوارتر خواهد شد:
تولید یک معامله جدید از دل یک جنگ ششماهه.
و این همان نقطهای است که باید در ساعات آینده زیر نظر قرار گیرد: آیا تهران آمادگی دارد در مورد چارچوب جدیدی به گفتگو بنشیند یا پاسخ آن افزایش فشار متقابل خواهد بود؟