نبرد هرمز در شکلدهی معماری امنیتی آینده منطقه تعیینکننده است
داود عامری روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، گفت: زمان جنگ و صلح را تنها ما تعیین نمیکنیم؛ ما با دشمنی مواجه هستیم که جنگ را به ملت ایران تحمیل کرده و همچنان هر روز با تهدید و خطونشان کشیدن، تلاش میکند اراده خود را بر کشور تحمیل کند.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ نبوده و همواره بر صلح، امنیت، سعادت و عدالت ملتهای منطقه تاکید داشته است؛ اما برابر تهدید و تجاوز، برای صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی کشور، چارهای جز دفاع و مقاومت وجود ندارد.
کارشناس بینالمللی عنوان کرد: بیتردید، نتیجه جنگ تحمیلی سوم، شکست دشمن در دستیابی به اهداف راهبردی خود و ایستادگی و پیروزی ملت ایران بوده است. اکنون پایان عزتمندانه این جنگ، مورد اهتمام ملت ایران است؛ اما این پایان زمانی میتواند پایدار و معنادار باشد که حقوق ملت ایران بهطور رسمی، به رسمیت شناخته شود و دشمن بپذیرد که صلح بدون احترام به حقوق ملتها و تأمین منافع مشروع آنان امکانپذیر نیست.
جنگ، بخشی از فرایند دستیابی به صلح عادلانه و پایدار است/با اقتدار به مقاومت ادامه دهیم
عامری تصریح کرد: جنگ و صلح دو مقوله کاملاً منفک از یکدیگر نیستند؛ گاهی جنگ بخشی از فرایند دستیابی به یک صلح عادلانه و پایدار است. از این رو، به نظر میرسد تا زمانی که حقوق حقه ملت ایران تأمین و تضمین نشده است، باید با هوشیاری و اقتدار به مقاومت ادامه دهیم و همزمان در دو جبهه جنگ و صلح حرکت کنیم؛ یعنی در میدان دفاع و بازدارندگی، مقتدر و هوشیار باشیم و در عرصه دیپلماسی نیز فعال، هدفمند و عزتمندانه عمل کنیم.
دستیابی به صلح پایدار نیازمند ترکیب هوشمندانه قدرت، مقاومت و دیپلماسی است
وی ادامه داد: امروز بیش از هر زمان دیگری، دستیابی به یک صلح پایدار نیازمند ترکیب هوشمندانه قدرت، مقاومت و دیپلماسی است. باید از دستاوردهای مهمی که در میدان به دست آمده صیانت کنیم و آنها را به پشتوانهای برای تحقق حقوق و منافع ملی در عرصه سیاسی و دیپلماتیک تبدیل سازیم.
نباید هیچ نقطه ضعفی را در محاسبات راهبردی خود به دشمن نشان دهیم
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد پیروزی ملت ایران نزدیک است؛ اما تحقق این پیروزی نیازمند حفظ اراده ملی، پایمردی، انسجام داخلی و هوشیاری در برابر تحرکات دشمن است. نباید هیچ نقطه ضعفی را در محاسبات راهبردی خود به حریف نشان دهیم و باید با حفظ اقتدار و وحدت ملی، مسیر دفاع از حقوق ملت ایران و دستیابی به یک پایان عزتمندانه و پایدار برای جنگ را دنبال کنیم.
میانجیگری پاکستان و دولتهای منطقه را با حسن نیت، پذیرفتیم
عامری درباره ادامه روند مذاکرات ایران و آمریکا اظهار داشت: ایران هیچگاه آغازگر هیچ جنگی نبوده و در عین حال از مسیر مذاکره نیز خارج نشده است. ما حتی به تفاهم هم دست یافتیم و با حسن نیت، میانجیگری پاکستان و دولتهای منطقه را پذیرفتیم، اما این طرف آمریکایی بود که تعهدات خود را نقض کرد و روند را برهم زد.
آمربکا باور عمیقی به اصول مذاکره صادقانه ندارد
وی گفت: در واقع، بررسی رفتار تاریخی آمریکا نشان میدهد که این کشور باور عمیقی به اصول مذاکره صادقانه ندارد. با این وجود، تداوم مسیر مذاکرات، مشروط بر واقع بینی، انسجام داخلی و شناخت دقیق از رفتار طرف مقابل، میتواند به عنوان یکی از ابزارهای هوشمندانه برای مدیریت صحنه و تامین منافع ملی موثر واقع شود.
رییس اندیشکده راهبرد تحول افزود: موفقیت در این مسیر به عوامل متعددی بستگی دارد که مهمترین آن، اراده واقعی آمریکاییها برای پایبندی به تعهدات و ایفای نقش سازنده توسط میانجیها است.
عامری بیان کرد: در نهایت باید تاکید کرد که مذاکره زمانی نتیجهبخش است که همزمان با تقویت توان داخلی، افزایش قدرت بازدارندگی و حفظ اهرمهای فشار در میدان پیش برود. این ترکیب باعث میشود تا طرف مقابل متوجه شود که هزینه بدعهدی و فرار از توافق، بسیار بالاتر از پایبندی به آن است.
دیپلماسی در کنار قدرت نظامی و اقتصادی، از ابزارهای مهم تامین منافع ملی است
وی در پاسخ به اینکه آیا تحریف مفهوم دیپلماسی و کوچک جلوه دادن مذاکره از سوی منتقدان ناشی از شعارزدگی است یا خطای شناختی، اظهار کرد: منصفانه نیست که همه منتقدان را با یک برچسب قضاوت کرد. بخشی از این نگاه ناشی از خطای شناختی و تقلیلگرایی است؛ به این معنا که مذاکره را صرفا به مفهوم عقبنشینی یا امتیازدهی میبینند، در حالی که دیپلماسی در کنار قدرت نظامی و اقتصادی، یکی از ابزارهای مهم برای تامین منافع ملی است.
قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی و دیپلماسی مکمل یکدیگر باشند
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی تصریح کرد: مذاکره زمانی ارزش دارد که پشتوانه قدرت ملی داشته باشد و هدف آن نیز تامین منافع کشور باشد. بنابراین نه باید دیپلماسی را جایگزین قدرت سخت دانست و نه قدرت نظامی را جایگزین دیپلماسی. قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی و دیپلماسی مکمل یکدیگر باشند.
عامری ادامه داد: البته اگر کسی آگاهانه تلاشهای دیپلماتیک را تحریف کند و آن را صرفا برای تخریب رقیب سیاسی کوچک جلوه دهد و با وعده های کاذب، نقش اصلی قدرت نظامی و بازدارندگی را تقلیل دهد، دیگر بحث خطای شناختی مطرح نیست؛ بلکه در اینجا با یک روایت سیاسی غلط و مخرب مواجه هستیم.
وی درباره ادغام قرارگاه خاتم و ستادکل نیروهای مسلح گفت: در سطح راهبردی، هرچه هماهنگی، وحدت فرماندهی و همافزایی میان بخشهای مختلف نیروهای مسلح بیشتر باشد، ظرفیت تصمیمگیری و اجرای عملیات نیز منسجمتر خواهد شد.
کارشناس بینالمللی تاکید کرد: در جنگ مدرن، فقط تعداد نیرو و تجهیزات تعیینکننده نیست؛ سرعت تصمیمگیری، کیفیت اطلاعات، لجستیک، فرماندهی و توان استفاده هماهنگ از ظرفیتهای مختلف اهمیت بسیار زیادی دارد.
تدابیر رهبری در راستای کارآمدی و توانمندسازی مدیریتی نیروهای مسلح گرفته شد
وی عنوان کرد: البته باید بین «وحدت فرماندهی» و «یکسانسازی ساختارها» تفاوت قائل شد. ممکن است حفظ تخصص و مأموریتهای متفاوت سازمانها در کنار یک فرماندهی و هماهنگی راهبردی منسجم، لازم باشد. احکام جدید فرماندهی معظم کل قوا نیز در این مسیر است.
رییس اندیشکده راهبرد تحول خاطرنشان کرد: تدابیر رهبر انقلاب برای کارآمدی و توانمندسازی مدیریتی نیروهای مسلح صورت گرفته است. البته در متن احکام، دستوراتی با رویکردهای متفاوتی برای شایستگی و کارآمدی نیروهای مسلح آمده که هرکدام جداگانه اهمیت خود را دارد و البته باید با کارشناسان تخصصی آن حوزه صحبت کرد.
انسجام ملی، ضرورت امنیت ملی است/اختلاف سیاسی به شکاف تبدیل نشود
عامری درباره ضرورت وحدت و انسجام ملی همه گروهها در شرایط حساس و کنونی کشور اظهار کرد: در شرایطی که کشور با تهدیدها و فشارهای مختلف روبروست، انسجام ملی یک موضوع جناحی نیست؛ یک ضرورت امنیت ملی است.
وی یادآور شد: البته وحدت ملی به معنای یکسان بودن همه دیدگاهها نیست. جامعه زنده، جامعهای است که در آن نقد و اختلافنظر وجود داشته باشد. مسئله این است که اختلاف سیاسی نباید به شکاف ملی تبدیل شود.
امروز باید میان رقابت سیاسی و منافع ملی مرزبندی کنیم
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی اضافه کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان رقابت سیاسی و منافع ملی مرزبندی کنیم. همه گروهها، چه موافق دولت باشند و چه منتقد آن، میتوانند اختلافنظر داشته باشند، اما در موضوعاتی مثل حفظ تمامیت ارضی، امنیت کشور، منافع ملی و آینده ایران باید اشتراک و همبستگی وجود داشته باشد. این معنا در همه پیامهای اخیر رهبر انقلاب اسلامی مورد تأکید بوده است.
رقابت ژئوپلیتیکی عمیق و چندلایه ایران و آمریکا
عامری با اشاره به جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران گفت: این جنگ را باید در بستر یک رقابت ژئوپلیتیکی عمیق و چندلایه تحلیل کرد؛ رقابتی که ریشه در تضاد منافع راهبردی، امنیتی و ایدئولوژیک دارد.
وی ادامه داد: آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش دارند با اعمال فشارهای ترکیبی، از جمله ابزارهای نظامی، تحریمهای اقتصادی، جنگ شناختی و عملیات روانی، ضمن ضربه به ایران، رقبای خود را عقب زده و موازنه قدرت در منطقه را به نفع خود تغییر دهند.
کارشناس بینالمللی تصریح کرد: در مقابل، ایران در پی حفظ و صیانت از خود است. این تقابل صرفاً یک جنگ کلاسیک نیست، بلکه نوعی «جنگ ترکیبی» است که در آن میدانهای نبرد از زمین و هوا فراتر رفته و به حوزههای سایبری، رسانهای، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز کشیده شده است.
شکست راهبردی آمریکا در جنگ پیچیده و چندلایه با ایران
عامری بیان کرد: نتیجه چند دور تبادل آتش و نبرد در عرصههای مختلف این است که آمریکا در چهار عرصه قدرت سخت، نرم، اقتصادی و همبستگی ملی و حکمرانی عقب رفته و بالعکس، ایران تغییر جایگاه داده و ارتقاء پیدا کرده است. این به معنای شکست راهبردی آمریکا در این جنگ پیچیده و چندلایه است؛ اما هنوز نبرد ادامه دارد و مسائل بسیار سیال است.
چشمانداز درگیری ایران و آمریکا را باید در قالب یک فرایند فرسایشی و بلندمدت دید
وی گفت: چشمانداز درگیری ایران و آمریکا را باید در قالب یک فرایند فرسایشی و بلندمدت دید. بعید است که این جنگ بهسرعت به یک نقطه پایان قطعی برسد. در عوض، احتمال دارد شاهد دورههایی از تشدید تنش و سپس کاهش نسبی آن باشیم. همچنین، گسترش جنگ به جبهههای نیابتی یا مناطق جدید نیز دور از انتظار نیست.
رییس اندیشکده راهبرد تحول افزود: با این حال، متغیرهای مهمی مانند تغییر در محاسبات سیاسی بازیگران، فشار افکار عمومی جهانی یا ورود میانجیگران بینالمللی میتواند مسیر جنگ را به سمت مدیریت یا حتی مهار نسبی سوق دهد.
برای حفظ منابع ملی همزمان از قدرت سخت و نرم استفاده کنیم و نبرد هرمز را با هوشمندی پیش ببریمعامری تاکید کرد: اما ایران باید برای هر دو وضعیت آماده باشد و با هوشیاری عمل کند؛ هم برای یک جنگ تمامعیار و هم برای دیپلماسی اثرگذار و مشروعیتساز. برای حفظ منافع ملی، باید همزمان از قدرت سخت و نرم استفاده کرده و نبرد هرمز را با هوشمندی پیش ببریم. دشمن در حال بازآرایی خود و توطئه است و نباید از آن غافل شویم.
وی درباره اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی تا چه میزان به اهداف خود نزدیک شدهاند، گفت: اگر اهداف آنها را شامل تغییر نظام، تضعیف توان نظامی و بازدارندگی ایران، کاهش نفوذ منطقهای و دستکم ایجاد تغییر در رفتار راهبردی کشور بدانیم، باید گفت که دستیابی به این اهداف با موانع جدی مواجه بوده است.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی بیان کرد: هرچند ممکن است در برخی حوزهها، مانند اعمال فشار اقتصادی یا ایجاد محدودیتهای مقطعی، خسارتهایی وارد شده باشد، اما در سطح کلان، پیچیدگی ساختارهای منطقهای و پویایی جامعه ایران مانع از تحقق اهداف آنها شده است.
هزینههای جنگ برای دشمن قابلتوجه بوده است
عامری تصریح کرد: به بیان دیگر، هزینههای این جنگ برای دشمن نیز قابلتوجه بوده است. آنها نهتنها به اهداف خود دست نیافتهاند، بلکه متحمل خسارتهایی نیز شدهاند. به ایران فشار وارد کردند و خسارت زدند، اما در نهایت به اهداف خود نرسیدند.
وی درباره عملکرد جمهوری اسلامی ایران در جنگ نابرابر با آمریکا اظهار کرد: عملکرد ایران را میتوان در چارچوب مقابله با تجاوز و مدیریت فعال جنگ و بحران تحلیل کرد. ایران تلاش کرده است ضمن مقابله هوشمندانه با تجاوز و جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی و حفظ بازدارندگی، از گسترش جنگ پرهزینه جلوگیری کند؛ هرچند گاهی به اقتضای راهبرد دشمن، ناچار به گسترش صحنه نبرد شده است.
کارشناس بینالمللی ادامه داد: استفاده از ابزارهای غیرمستقیم، بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی، از جمله ویژگیهای این رویکرد بوده است. البته این مسیر بدون چالش نبوده و فشارهای اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی و ضرورت حفظ انسجام داخلی، تصمیمگیری را پیچیدهتر کرده است.
عملکرد ایران در عرصه نبرد با دشمن و عقبزدن آن چشمگیر بود
عامری خاطرنشان کرد: با این حال، عملکرد ایران در عرصه نبرد با دشمن و عقبزدن آن بسیار چشمگیر و اثرگذار بوده، بهگونهای که موجب غافلگیری دشمن و حتی کارشناسان شده است. همزمان، خیزش ملت بزرگ ایران، حمایت از صحنه نبرد و رزمندگان، و هوشیاری دولتمردان در خدماترسانی، سطح استحکام درونی نظام را افزایش داده و امروز تصویر ایران، تصویری قویتر و ماندگارتر از پیش از جنگ است.
وی درباره عملکرد دولت چهاردهم در مدیریت جنگ نابرابر گفت: دولت در این شرایط خاص، با معادلهای پیچیده مواجه است؛ یعنی ایجاد توازن میان حفظ امنیت و ثبات داخلی از یکسو، و دفاع از منافع کشور در عرصه بینالمللی از سوی دیگر.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی عنوان کرد: اقدامات انجامشده در حوزههای دیپلماسی، مدیریت اقتصادی و اطلاعرسانی، هرکدام نقش مهمی در این مسیر ایفا کردهاند. عملکرد دولت در حوزههایی نظیر حفظ ثبات نسبی و پیشگیری از تشدید بحران، قابلقبول ارزیابی میشود؛ هرچند در زمینههایی همچون هماهنگی نهادی، سرعت عمل در واکنشها و مدیریت برخی پیامدهای اقتصادی، همچنان جای بهبود وجود دارد.اقدامات دولت در مجموع عملکرد آن را مناسب و پذیرفتنی میدانم.
وی تصریح کرد: البته واکنش جامعه جهانی به این جنگ را میتوان چندلایه و تا حدی متناقض دانست. برخی کشورها و قدرتهای جهانی بر ضرورت کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی تأکید داشتهاند، در حالی که برخی دیگر با رویکردهای جانبدارانه، بهطور غیرمستقیم در تداوم بحران نقش ایفا کردهاند.
رییس اندیشکده راهبرد تحول بیان کرد: نهادهای بینالمللی نیز عمدتا مواضعی محتاطانه اتخاذ کردهاند و بیشتر بر کنترل بحران و جلوگیری از گسترش آن تمرکز داشتهاند. در این میان، افکار عمومی جهانی نیز بهتدریج حساستر شده و میتواند در آینده بر تصمیمات دولتها اثرگذار باشد.
مشروعیت ایران برای دفاع از خود نزد افکار عمومی پذیرفتهتر شده است
عامری خاطرنشان کرد: به طور کلی، بیاعتمادی و واگرایی نسبت به آمریکا و رژیم صهیونیستی افزایش یافته و مشروعیت ایران برای دفاع از خود نزد افکار عمومی پذیرفته شده است؛ اما انفعال نهادهای بین الملل در پی نفوذ آمریکا، همچنان محل نگرانی است.
وی با اشاره حاکمیت ایران بر تنگه هرمز گفت: تنگه هرمز یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اقدام در این حوزه، پیامدهایی فراتر از سطح منطقهای خواهد داشت.
دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی عنوان کرد: بستن این تنگه میتواند بهعنوان یک ابزار بازدارنده یا اهرم فشار مورد توجه قرار گیرد چنین تصمیمی نیازمند محاسبه دقیق هزینه ـ فایده و در نظر گرفتن واکنش بازیگران منطقهای و بینالمللی است.
پیروزی در نبرد هرمز، بستر معماری امنیتی آینده منطقه است
عامری تصریح کرد: نیاز است نگاهی چندوجهی داشته باشیم، اما نباید کنترل و مدیریت تنگه هرمز را از دست بدهیم. پیروزی در نبرد هرمز، بستر معماری امنیتی آینده منطقه است. ما در حوزههای نظامی، کشتیرانی، مدیریت، مسائل حقوقی و دیپلماسی عملکرد خوبی داشتیم و دشمن را عقب راندیم، اما نتیجه نهایی این نبرد بسیار حساس است و هنوز مشخص نیست.
وی درباره تداوم حضور مردم در صحنه و میادین شهرها و تأثیر آن بر روند جنگ و وضعیت کشور گفت: سرمایه اجتماعی و انسجام ملی از مهمترین عوامل تعیینکننده در موفقیت کشورها در شرایط بحران است. حضور فعال مردم میتواند به افزایش تابآوری، تقویت روحیه عمومی و حمایت از سیاستهای کلان کمک کند.
کارشناس بینالمللی افزود: در عین حال، این حضور زمانی اثربخشتر خواهد بود که با اعتماد متقابل میان حاکمیت و جامعه و نیز شفافیت در اطلاع رسانی همراه باشد. تاکنون ملت بزرگ ایران بسیار خوب عمل کرده است، اما در اجتماعات، نیازمند هوشیاری بیشتری هستیم.