برای خواهران منصوریان؛ ای کاش بروید و در را هم پشت سر خود ببندید
خبرآنلاین گزارش داد: بهنظر میرسد داستان جنجالی خواهران منصوریان همچنان ادامه دارد. هر زمان که انتظار داریم دیگر خبری از آنها نخواهد بود، یک مصاحبه جدید، یک افشاگری، یا یک ویدئو بهوجود میآید که آنها را دوباره در کانون توجهات قرار میدهد. به تازگی شهربانو منصوریان در اظهارنظری اشاره کرده است: «هرگز نخواستهام از اینجا بروم، اما زمانی که جنگ به پایان برسد، میخواهم به کشوری دیگر پناهنده شوم؛ جایی که ارزشم را درک کنند و اجازه بدهند در مسابقات شرکت کنم.» حال این سوال مطرح میشود که تا کجا قرار است این وضعیت ادامه یابد؟
خواهران منصوریان بهخوبی حق دارند که از شرایط موجود نگران باشند و به تصمیمات ورزشی اعتراض کنند؛ و اگر زمانی تصمیم به ترک ایران بگیرند، این انتخاب به خودشان مربوط میشود. اما نکتهای که شایان توجه است، نحوهی ابراز نارضایتیشان به شیوهای است که بهنظر میرسد مردم ایران باید بابت حضور و فعالیتشان در این سرزمین احساس بدهی کنند.
با توجه به انصاف، باید یادآوری کرد که همین کشور ایران بود که نام منصوریانها را به شهرت رساند. این پرچم ایران بود که سالها در رقابتها به اهتزاز درآمد. امکانات ورزشی، اردوها و اعزامهای ایرانی بودند که بخش بزرگ و تعیینکنندهای از مسیر حرفهای آنها را شکل دادند. و در نهایت، همین مردم بودند که برای موفقیتهای آنها به تشویق و تشکر پرداختند و آنها را به عنوان قهرمانان خود پذیرفتند. اکنون باید از خود بپرسیم، آیا شایسته است این مردم بشنوند که قهرمانانشان به دنبال «جایی هستند که ارزش آنها را بدانند»؟ چه کسی جز مردم ایران برایتان اینچنین دست زد؟
اگر تصمیم به مهاجرت دارید، مسیرتان باز است. اگر باور دارید که در کشوری دیگر میتوانید فرصتهای بهتری برای تمرین و زندگی حرفهای بیابید، هیچکس نمیتواند مانع شما شود. اما چرا باید شعاری به این شکل درباره مردم صادر کنید؟ اینکه سالها با تکیه به اعتبار این نام و پرچم فعالیت کردهاید و حالا در اوج اختلافات و چالشها بهناگاه بگویید «میروم جایی که قدرم را بدانند»، عجیبی دارد. واقعیت این است که ایران به شما اعتبار اعطا کرد، ولی اعتبار ایران را نمیتوان متعلق به هیچ ورزشکار خاصی دانست.
در سالهای اخیر، خواهران منصوریان بیش از آنکه به خاطر مدالها و عملکرد ورزشی مطرح باشند، با مصاحبهها و جنجالهای رسانهای در کانون توجه قرار گرفتهاند. مسائل و جنجالهایی چون درگیری در فدراسیون ووشو، ضبط و انتشار تصاویری از دوربینهای مداربسته، روایتهای متناقض و غیرواقعی مربوط به این درگیری و پروندههای انضباطی، تنها بخش کوچکی از این حواشی بوده است. اکنون پس از تمام این حوادث، دوباره داستان در حال تکرار است: جنجال، دیدهشدن، مصاحبه و باز جنجال. اگر هدف از این اقدامات دفاع از حقوق ورزشکاران است، قطعا این شیوه نمیتواند مناسب باشد، اما اگر تنها هدف دیده شدن است، باید گفت که این روش دیگر تازگی ندارد و جای تعجب دارد که این حاشیهنگاری را انتخاب کردهاند؛ منت گذاشتن بر سر مردم.
دوستانی که همیشه از «پرچم ایران» و «عشق به وطن» صحبت میکنند، باید درک کنند که وطن تنها پرچمی نیست که در هنگام پیروزی بر دوش افراز میکنیم. وطن همان مردمی هستند که سالها برای موفقیت شما خوشحال شدند و با وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی، مدالهای شما را دنبال کردند و به تشویقتان پرداختند. نمیشود که در زمان پیروزی، «ایران» را شریک افتخارتان بدانید و در زمان مشکلات، همین ایران را به عنوان مقصر همه ناکامیها معرفی کنید.
اگر واقعاً معتقدید که در کشوری دیگر ارزش بیشتری خواهید داشت، انتخاب با شماست. جهان بزرگ است و راهها گشودهاند. تنها یک سوال باقی میماند: کدام کشور میتواند برای شما اعتبار و فرصت بیشتری فراهم آورد نسبت به کشوری که شما را به این جایگاه رساند؟ بروید اگر این انتخاب شماست؛ اما امیدوارم که این رفتن به گروکشی با نام ایران و مردم ایران تبدیل نشود. قهرمان واقعی کسی است که حتی در مواقع نارضایتی از کشورش، بر روی مردمی که سالها از آنها حمایت کردهاند، منت نمیگذارد.
شاید بهتر باشد خواهران منصوریان یکبار نیز به دور از دوربینها، مصاحبهها و جنجالها به این فکر کنند که چرا هر مسئله در زندگی حرفهایشان باید به نمایش رسانهای تازهای تبدیل گردد؟ ورزشکاران بر اساس مدالها به یاد آورده میشوند، نه بر اساس تعداد حاشیههای ایجاد شده. اینکه تمامی زندگیتان را مدیون همین کشور بدانید و در عین حال به ایران دوستی ادعا کنید، در حالی که میگویید به خاطر بلند کردن پرچم در میادین، مورد نفرت قرار گرفتهاید و اکنون مردم را به تهدید به خروج از کشور دعوت میکنید، تناقض عجیبی دارد.
شما کجا میخواهید بروید که بهتر از ایران باشد؟ جایی که شما را از هیچ به این مرتبه و مقام رساند و به این اندازه به شما اعتبار بخشید. همانهایی که از ثمرات و دستاوردهای ایران بهرهمند شدهاند و حالا به کشورهای دیگر همچون آلمان و اسپانیا میروند، اکنون بر سر همین مردم منت میگذارند و میگویند میرویم جایی که قدر ما را بدانند. چه کسی بیشتر از مردم ایران میتواند قدردان شما باشد؟ آنهایی که به کشورهای دیگر رفتهاند، اکنون کجا هستند؟ ایکاش که بروید و درب پشت سر را ببندید.