سفر: برای تجربه یا برای دیدهشدن در شبکههای اجتماعی؟
تصاویری از زبالههای فراوان، آفرودهایی با سر و صدای زیاد و جمعیتهایی که آرامش طبیعت را مختل میکنند، به چشم میخورند و به وضوح نشاندهنده آسیبهای ناشی از طمع ورزیهای انسان به محیط زیست است. از طرف دیگر، وسایل کمپینگ عجیب و نامتعارف و ابزارهای گوناگونی که سفر و طبیعت را به کالاهای لوکس تبدیل میکنند، به تدریج به بخش جداییناپذیر سبک جدید گردشگری تبدیل شدهاند؛ روندی که میتواند به شکلگیری مصرفگرایی در سفر منجر شود و درک فرهنگ محلی و همزیستی با طبیعت را به حاشیه براند.
در این میان، این سؤال مطرح میشود؛ آیا سفر هنوز هم برای کشف طبیعت، تجربهکردن و آشنایی با فرهنگهای محلی انجام میشود یا بعضی مواقع، انتشار یک تصویر در اینستاگرام جزو اهداف سفر قرار میگیرد؟
فاطمه، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته روزنامهنگاری، یکی از تجربیات خود را در سفر با تور به منظور مشاهده بارش شهابی برای ایسنا چنین روایت میکند:
«پدیده بارش شهابی که در سالهای گذشته هم دیده میشد، امسال به طرز عجیبی در اینستاگرام مورد توجه قرار گرفته بود. تورلیدر ما میگفت که در سالهای قبلی تعداد ثبتنامکنندگان برای این تور کمتر بود، اما امسال به خاطر همین توجه رسانهای، افراد بیشتری برای شرکت در آن درخواست دادهاند.»
او همچنین به واقعهای اشاره میکند که در خلال این سفر برایش قابل توجه بود: «در یک برهه از این تجربه، آسمان ابری شد و اساتید با تلسکوپها کاری نداشتند، اما یکی از مسافران اصرار به جابهجایی تلسکوپها داشت تا زاویه خوبی برای عکاسیاش پیدا کند. بعد از اینکه عکسهایش را گرفت، رفت و منتظر نماند تا از طریق تلسکوپ صورتهای فلکی را مشاهده کند و به توضیحات علمی استاد در مورد آسمان و ستارگان گوش دهد. این رفتار مرا ناراحت کرد و به من القا کرد که برخی افراد به دنبال اصالت در تجربه سفر نیستند و صرفاً به خاطر اینکه نوعی سفر در فضای مجازی پرطرفدار شده، تنها برای عکاسی در آنجا حاضر میشوند.»
زمانی که طبیعت نیز بخشی از تصویر سفر میشود
تغییر نگرش به سفر تنها مختص به عکاسی و تولید محتوا نیست. افزایش استفاده از ابزارهای مختلف برای کمپینگ و شیوههای جدید تفریح در طبیعت نیز قسمتی از این تغییر محسوب میشود. به موازات افرادی که سعی در حضور در طبیعت با حداقل امکانات دارند، گروههایی نیز با تجهیزات بیشتر و هزینههای بالاتر به سفر میروند.
در چنین شرایطی، رعایت اصول حضور در طبیعت به یکی از دغدغههای تورلیدرها تبدیل شده است.
زهرا، ۳۶ ساله و تورلیدر حرفهای گردشگری نیز به ایسنا میگوید: «بخشی از مخاطبان جوانتر تورها، انتخابهای متفاوتی دارند. تعداد زیادی از افراد، بهویژه در سنین پایینتر، تمایل ندارند تا به تورهایی مانند تور ما بپیوندند، چرا که بیشتر به دنبال دوستیابی و برگزاری میهمانیهای پر زرق و برق هستند و اولویت نهایی آنها ممکن است درک فرهنگ و گفتگو با مردم محلی نباشد.»
او درباره رویکرد تیم خود در سفرهای طبیعتگردی نیز توضیح میدهد: «برای گروه ما اهمیت زیادی دارد که با صدای بلند موسیقی پخش نکنیم تا به حیات وحش آسیب نرسانیم و محیطی که در آن کمپ میزنیم را تمیزتر از قبل رها کنیم.»
طبق گفته این راهنمای تور، وضعیت اقتصادی نیز روی تعداد متقاضیان سفر تأثیر گذاشته است: «پس از جنگ ۱۲ روزه، کاهش شمار متقاضیان تور، بهویژه از سمت خانوادهها، به وضوح مشهود است. البته در عین حال، گروههایی وجود دارند که با برگزاری میهمانیهای پرهزینه و در واقع پارتی در طبیعت، از تعداد شرکتکنندگان خود نمیکاهند.»
او که معلمی شغل اصلیاش است، هدف خود از برگزاری تور را توضیح میدهد: «برای من مهم است که افرادی که به سفر نمیروند را به سفر ببرم و تورهایی سالم و امن برگزار سازم. در زمینه هدف اول، در این شرایط اقتصادی رسیدن به نتیجه بسیار دشوار است و هدف دوم نیز تعداد مخاطبان تورهایم را محدود میکند. ناراضی نیستم، اما تأثیرات شبکههای اجتماعی و ذائقهای که برای جامعه شکل گرفته، باعث میشود احساس کمتری داشته باشم و دلم برای این دوره بچسبد که چرا تور من با ۲۰ نفر برگزار میشود در حالی که دیگری با ۶۰ نفر. هرچند افرادی هستند که سالهاست فقط با ما سفر میکنند، اما نمیتوان به تنهایی با این جریان مقابله کرد.»
سفر برای دیدن، نه لزوماً برای شناختن
با این حال، همواره مسافران معنای یکسانی از «تجربه سفر» ندارند. برای برخی، سفر بیش از هر چیز فرصتی برای مشاهده مکانهای تاریخی و طبیعی است و آشنایی با فرهنگ مردم محلی برای آنها کم اهمیتتر میباشد.
مهناز، ۶۳ ساله و خانهدار، مدتی طولانی است که با تورهای مختلف سفر میکند. او درباره نخستین تجربه خود از سفر با تور میگوید: «بار اولی که تصمیم به سفر با تورهای گردشگری گرفتم، میخواستم به یزد بروم و همسرم نمیتوانست مرا همراهی کند. بنابراین به این گروه پیوستم و پس از تجربه خوبی که داشتم، در سفرهای بعدی نیز همان تور را انتخاب کردم.»
او بر این باور است که برنامههای متفاوت اعضای خانواده، سفر گروهی خانوادگی را دشوار کرده است: «از نظر من، به خاطر تنوع برنامههای شلوغ و مختلفی که وجود دارد، سخت است که با پسر یا دخترم برای یک سفر هماهنگ کنیم، بنابراین تورهایی که وجود دارند، انتخاب مناسبتری میباشد.»
مهناز درباره اولویتهای خود در سفر نیز ابراز میکند: «برای من، آشنایی با مردم و شناخت فرهنگ آنها اهمیت ندارد و بیشتر ترجیح میدهم مکانهای دیدنی و تاریخی شهرهای متفاوت و طبیعت هر شهر را ببینم. طبیعت کردستان یکی از بهترین تجربیات من در سفرهای اخیر بوده و شبکههای اجتماعی و اینستاگرام هیچ تأثیری بر انتخابهای من از مقاصد سفر ندارند و من بر اساس علائق شخصی و برنامه تور تصمیمگیری میکنم.
نسل Z و تجربهای متفاوت از کمپینگ
اما برای برخی جوانان، دوری از زندگی شهری و تجربه شرایط متفاوت، یکی از جذابیتهای کمپینگ محسوب میشود.
مینو، ۲۰ ساله و دانشجوی رشته مطالعات ارتباطاتی، درباره سفرهای خود با تورهای مختلف به ایسنا چنین اظهار میکند: «برای من بسیار مهم است که با مردم محلی در آن منطقه صحبت کنم و هر جا که فرصتی پیش بیاید، به صورت شخصی بحث را آغاز میکنم، اما معمولاً برنامه تورها به گونهای پیش میرود که با مردم آن منطقه مواجه نمیشویم.»
او درباره دلیل علاقه برخی از نسل جوان به کمپینگ میگوید: «به نظرم، جذابیت کمپینگ و افزایش آن در نسل Z به سبک زندگی آپارتمانی و شهری برمیگردد که تجربهشان از نزدیکی به طبیعت و فضای باز را محدود کرده است. ایجاد چالش در ابتداییترین مسائل کمپ نیز برای نسل جوان جالب و جذاب است و تجربهای بسیار متفاوت از سفرهای معمولی و اقامت در هتل به شمار میرود.»
مینو همچنین تأثیر شبکههای اجتماعی بر برخی سفرها را انکار نمیکند: «تجربه من بدون آنتن بود و حتی پیامک سادهای هم نداشتم. اما قبول دارم که برخی افراد برای تولید محتوا، به چنین سفرهایی میروند. در عوض، برای برخی دیگر بسیار مهم است که در سفر گوشی خود را کنار بگذارند و از آرامش و زیباییهای طبیعت بهرهمند شوند.»
سفر؛ تجربهای شخصی یا محتوایی برای انتشار؟
تجربه این افراد نشان میدهد که سفر، به ویژه کمپینگ و همکاری با تورها، برای افراد مختلف معانی و کارکردهای گوناگونی دارد. برای یک نفر، دیدن مناظر و ثبت آنها با دوربین اهمیت دارد؛ برای دیگری، درک فرهنگ محلی و آشنایی با آن مهم است و فرد سوم ممکن است صرفاً به دنبال دوری از زندگی شهری و بهرهمندی از آرامش طبیعت باشد.
در این میان، شبکههای اجتماعی نیز به بخشی از معادله سفر تبدیل شدهاند، از معرفی خواستگاههای جدید و افزایش توجه به برخی رویدادها گرفته تا تغییر در سلیقهها و شیوه ارائه تجربه سفر.
شاید مشکل واقعی نه در گرفتن عکس یا انتشار تجربه سفر، بلکه در این است که وقتی عکسهای گرفته شده جای خود تجربه را بگیرد؛ زمانی که سفر به جای اینکه فرصتی برای دیدن، شناختن و تجربه کردن باشد، به یک حضور در قاب یک تصویر محدود شود.
در نهایت، این سؤال همچنان باقیمانده است؛ وقتی از سفر برمیگردیم، قرار است چیزی به یاد بسپاریم یا فقط چیزی برای استوری داشته باشیم؟
انتهای پیام