فیلم های جنایی همیشه در میان بهترین آثار سینما قرار داشته و موفق شدهاند توجهات زیادی را بهخود جلب کنند. بسیاری از مخاطبان پیچشهای داستانی فیلم های جنایی و شخصیتهای عمیق و چند بعدی آنها را دوست دارند. وقتی هم که داستان قوی با کارگردانی حرفهای، بازی فراموشنشدنی و فضاسازی زیبا ترکیب میشود؛ یک اثر ماندگار را در برابر چشمان خود میبینیم. امروز میخواهیم به فیلم هایی بپردازیم که از لحظه لحظه آنها لذت خواهید برد و همیشه در گوشه ذهن شما خواهند ماند.
- سفر به دنیای قتل، جنایت و مافیا با بهترین فیلم های جنایی تاریخ
- صورت زخمی (Scarface)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: مخمصه (Heat)
- شاهد برای دادستان (Witness for the Prosecution)
- شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: تاریخ مجهول آمریکا (American History X)
- مظنونین همیشگی (The Usual Suspects)
- لئون حرفهای (Leon The Professional)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: رفتگان (The Departed)
- شهر خدا (City of God)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: مسیر سبز (The Green Mile)
- سکوت برهها (The Silence of the Lambs)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: هفت (Se7en)
- بیل را بکش: ماجرای کامل (Kill Bill: The Whole Bloody Affair)
- رفقای خوب (Goodfellas)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: باشگاه مشتزنی (Fight Club)
- داستان عامهپسند (Pulp Fiction)
- ۱۲ مرد خشمگین (12 Angry Men)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: پدرخوانده ۲ (Godfather Part II)
- بهترین فیلم های جنایی تاریخ: شوالیه تاریکی (The Dark Knight)
- پدرخوانده (The Godfather)
- سفر به دنیای قتل، جنایت و مافیا با بهترین فیلم های جنایی تاریخ
سفر به دنیای قتل، جنایت و مافیا با بهترین فیلم های جنایی تاریخ
آثار جنایی تلاش میکنند چشمان ما را به جنبه تاریک ذات انسان باز کنند. آنها نشان میدهند که پشت یک ظاهر ساده میتواند افکاری وهمآلود و نگرانکننده وجود داشته باشد. اینکه فردی با گذشتهای آشفته قادر است سرنوشت افراد زیادی را به بازی بگیرد.
صورت زخمی (Scarface)
آل پاچینو در صورت زخمی نقش یک مهاجر کوبایی جاهطلب به نام تونی مونتانا را بازی میکند که به میامی آمده است. او قصد دارد آیندهای متفاوت را برای خود بسازد. به همین خاطر نیز وارد دنیای تاریک و خطرناک قاچاق مواد مخدر میشود. او قصد ندارد سالها بهعنوان یک خلافکار کماهمیت فعالیت کند. در نتیجه با خشونتی باورنکردنی مسیر خود را از میان خلافکاران باز میکند و به قلب امپراتوری کوکائین میامی نزدیک میشود.
هرچه قدرت و ثروت تونی افزایش مییابد، متوجه میشود که دشمنان بیشتری دارد و باید با خشونت بیشتری رفتار کند. او اکنون وارد کابوسی شده که در ابتدا همچون یک رویای باورنکردنی به نظر میرسید. صورت زخمی هیچ نامزدی خاصی در اسکار نداشت، اما بهعنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی جهان شناخته میشود.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: مخمصه (Heat)
مگر ممکن است که رابرت دنیرو و آل پاچینو در کنار هم حضور داشته باشند و اثر نهایی در میان بهترین فیلم های جنایی جهان قرار نگیرد؟ داستان مخمصه در مورد یک سارق حرفهای به نام نیک مککالی است که گروهی از سارقان را در لسآنجلس رهبری میکند. او سالها با دقتی باورنکردنی نقشههای خود را پیش برده و موفق شده است. این بار نیز میخواهد یک نقشه فوقالعاده را اجرا کرده و برای همیشه از دنیای جرم و جنایت خداحافظی کند.
در سمت مقابل نیز ستوان وینسنت هانا قرار دارد. او یک کارآگاه سرسخت و باهوش است و میخواهد به هر قیمتی که شده مککالی را دستگیر کند. هرچه داستان پیش میرود، دو طرف شناخت بیشتری از همدیگر پیدا میکنند. در واقع نوعی احترام متقابل شکل میگیرد؛ اما مشخص است که این داستان نمیتواند پایانی آرام داشته باشد. جالب اینکه این فیلم از یک ماجرای واقعی الهام گرفته شده است.
شاهد برای دادستان (Witness for the Prosecution)
فیلم شاهد برای دادستان محصول سال ۱۹۵۷ است و توانسته شش نامزدی جایزه اسکار را در کارنامه خود ثبت کند. این فیلم اقتباسی هوشمندانه از نوشته آگاتا کریستی است. در نتیجه چندان عجیب نیست که پس از گذشت چندین دهه هنوز در میان بهترین فیلم های جنایی جهان دیده میشود. داستان در مورد مردی جوان بهنام لئونارد وول است که به قتل یک زن ثروتمند متهم شده است. تقریبا تمامی شواهد نیز این اتهام را تایید میکنند.
یک وکیل معروف بهنام سر ویلفرد رابرتس تصمیم میگیرد دفاع از او را بر عهده گیرد. آن هم در حالی که پس از حمله قلبی و به توصیه پزشکان از وکالت منع شده است. داستان زمانی پیچیده میشود که همسر لئونارد بهعنوان شاهد علیه همسرش در دادگاه حضور پیدا میکند. پس از آن نیز مجموعهای از شهادتهای متناقض را میبینیم که هرکدام راز پنهانی را آشکار میکنند. در واقع هر مدرک تازه سرنوشت متهم را تغییر میدهد و مشخص نیست پایان چگونه رقم خواهد خورد.
شوالیه تاریکی برمیخیزد (The Dark Knight Rises)
شوالیه تاریکی برمیخیزد آخرین فیلم از سهگانه بتمن کریستوفر نولان است و توانسته در رتبهبندی فیلمهای نولان جایگاه ویژهای را به خود اختصاص دهد. هشت سال از آخرین حضور بتمن در گاتهام میگذرد و همهچیز نسبتا آرام است. هرچند ظهور یک شخصیت منفی بیرحم بهنام بین وضعیت را تغییر میدهد. بین هم از قدرت و خشونت بالایی برخوردار است و هم از برنامهای مشخص برای رساندن شهر به فروپاشی کامل بهره میبرد.
بروس وین که میبیند همهچیز در آستانه نابودی قرار گرفته است، بار دیگر مجبور میشود لباس بتمن را بر تن کند. اضافه شدن یک دزد مرموز و یک پلیس جوان و جاهطلب به ماجرا نیز اتفاقات را پیچیدهتر میکند.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: تاریخ مجهول آمریکا (American History X)
تاریخ مجهول آمریکا هم یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ محسوب میشود و هم به مسئلهای میپردازد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ادوارد نورتون نقش یک جوان نژادپرست آمریکایی بهنام درک وینیارد را بازی میکند. او پس از مرگ پدرش به گروههای نئونازی پیوسته است و از افراد سیاهپوست بیزار است. هرچند چند سال حضور در زندان و تجربههای تکاندهنده باعث شده که در باورهای خود تجدیدنظر کند. حالا او به خانه بازگشته و متوجه شده که برادر کوچکترش دنی نیز دقیقا در همان مسیر او قدم برمیدارد.
درک تلاش میکند دنی را از مسیر خشونت و نفرت بیرون آورد، اما گذشته به همین سادگی حذفشدنی نیست. او قادر نیست از پیامدهای تصمیمهای پیشین خود فرار کند و شکستن این چرخه تاریک نیز کار سادهای بهنظر نمیرسد. ادوارد نورتون برای بازی در نقش درک ۱۴ کیلوگرم وزن اضافه کرد و نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. هرچند که در نهایت این جایزه را دریافت نکرد.
مظنونین همیشگی (The Usual Suspects)
نمیتوان از بهترین فیلم های جنایی تاریخ صحبت کرد و به مظنونین همیشگی اشاره نکرد. این فیلم نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای کوین اسپیسی و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برای کریستوفر مککوری بهارمغان آورد. داستان در مورد ۵ خلافکار است که هرکدام در بخشی از دنیای تبهکاری معروف هستند. آنها پس از یک بازداشت اولیه توسط پلیس با هم آشنا میشوند و توافق میکنند برای یک سرقت همکاری کنند.
خیلی زود مشخص میشود سرقت فقط پوشش بوده و آنها باید وارد بازی خطرناکتری شوند. آنها باید برای جنایتکاری بهنام کایزر شوزه همکاری کنند که حتی خلافکاران حرفهای نیز از شنیدن اسم او وحشت میکنند. در نتیجه وارد یک ماموریت بسیار سخت میشوند و از دل آنها تنها یک فرد زنده بیرون میآید. وربال کنت مردی است که لنگ میزند و میخواهد داستان آنچه رخ داده را در اتاق بازجویی پلیس تعریف کند. هرچند مشخص نیست داستانی که توسط او روایت میشود تا چه اندازه واقعی است.
لئون حرفهای (Leon The Professional)
ترکیب بازی ژان رنو، گری اولدمن و ناتالی پورتمن در لئون حرفهای به یک شاهکار تمامعیار ختم شده است. فیلمی که موفق نشد هیچ جایزه اسکاری را دریافت کند؛ اما در ذهن علاقهمندان به بهترین فیلم های جنایی جاودانه شده است. داستان در مورد یک آدمکش منزوی و حرفهای بهنام لئون است که در نیویورک زندگی میکند. او روزهایش را با تمرین و مراقبت از یک گیاه میگذراند و گهگاه هم ماموریتهای خاص خود را انجام میدهد. تا اینکه خانواده همسایه او به دست ماموران فاسد مبارزه با مواد مخدر به قتل میرسند.
از اعضای خانواده تنها یک دختر دوازده ساله یعنی ماتیلدا زنده میماند. او که بیرحمی پلیسهای فاسد را دیده است، به لئون پناه میبرد. ماتیلدا از لئون درخواست میکند تیراندازی و کشتن افراد را یاد بگیرد. کمکم رابطه بین این دو نفر تقویت میشود. لئون نسبت به ماتیلدا احساس مسئولیت میکند و میخواهد او را نجات دهد.
در همین حین پلیس فاسد پشت قتلعام خانواده ماتیلدا بهشکلی دیوانهوار به دنبال کشتن او است. اینجاست که یک آدمکش حرفهای باید برای اولینبار برای محافظت از کسی که دوست دارد در برابر پلیسی فاسد و دیوانه قرار بگیرد. آن هم پلیسی روانپریش که حاضر است هر هزینهای را برای کشتن ماتیلدا بدهد.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: رفتگان (The Departed)
اگر میخواهید از ابتدا تا انتهای یک فیلم را با هیجان و استرس دنبال کنید، فیلم رفتگان میتواند گزینه مناسبی باشد. همچنین بسیاری از افراد رفتگان را در میان بهترین فیلمهای مارتین اسکورسیزی قرار میدهند. فیلم پنج نامزدی اسکار را در کارنامه خود دارد و برنده عنوان بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین تدوین شده است. بازیگران فیلم نیز عملکردی درخشان داشتهاند. از جمله لئوناردو دیکاپریو که بسیار متفاوت از ستارههای هالیوودی ظاهر میشود. او شخصیتی مضطرب، خشن و در مرز فروپاشی را نشان میدهد که هیچ لحظهای احساس امنیت ندارد.
داستان در مورد یک پلیس جوان بهنام بیلی کاستیگان است که باید به تشکیلات یک خلافکار بسیار خطرناک بهنام فرانک کاستلو نفوذ کند. هرچند تنها نفوذی داستان نیست. در سمت مقابل نیز کالین سالیوان که افسر پلیس است برای کاستلو کار میکند و اطلاعات پلیس را به او میدهد. آن هم در حالی که بهعنوان یک پلیس موفق و مورد اعتماد شناخته میشود. هر دو موظف هستند نفوذی را پیدا کرده و حلقه محاصره را تنگتر کنند. اینجاست که یک رقابت نفسگیر شروع میشود.
شهر خدا (City of God)
کمتر پیش میآید که اثری از سینمای برزیل تا این حد موفق شود. شهر خدا هم نامزد چهار عنوان اسکار شود و هم توانست جایگاه خود را بهعنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ جهان تثبیت کند. فیلم در محلهای بهنام شهر خدا در دهه ۱۹۶۰ رخ میدهد. این محله در حاشیه شهر ریودوژانیرو قرار دارد و به صحنه رقابت باندهای تبهکار محلی تبدیل شده است.
کودکان در شهر خدا خیلی زود با اسلحه و خشونت آشنا میشوند و یکی از باندهای مواد مخدر را برای ادامه مسیر انتخاب میکنند. داستان از نگاه راکت روایت میشود. پسری آرام که برخلاف دوستان خود عاشق عکاسی است و قصد ندارد وارد دنیای مواد مخدر شود. روایت او از نحوه گسترش و رقابت باندهای مواد مخدر با هم و ظهور و سقوط آنها بسیار هیجانانگیز و جذاب است. جالب اینکه این فیلم تا حدودی از رخدادهای واقعی الهام گرفته است.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: مسیر سبز (The Green Mile)
در ادامه بهترین فیلم های جنایی تاریخ به مسیر سبز میرسیم. این اثر چهار نامزدی جایزه اسکار برای بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین صدابرداری را در کارنامه خود دارد. داستان نیز در مورد شخصی بهنام پل اجکامپ است که بهعنوان نگهبان ارشد بخش اعدام زندانیان در زندان کلد ماونتین کار میکند. در این زندان محکومان چند روز آخر خود را میگذرانند و در نهایت توسط صندلی الکتریکی اعدام میشوند.
داستان از زمان ورود یک زندانی جدید بهنام جان کافی عجیب میشود. او یک سیاهپوست غولپیکر با ظاهری ترسناک است که به قتل دو دختر جوان محکوم شده است. هرچند برخلاف ظاهر ترسناک رفتاری آرام و حتی تا حدودی کودکانه دارد. پس از گذشت مدتی پل اجکامپ متوجه میشود که زندانی جدید قدرتی ماورایی دارد و میتواند بیماری و دردهای درونی انسان را از بین ببرد. او تردید میکند که چطور ممکن است چنین فردی مرتکب قتل شده باشد.
سکوت برهها (The Silence of the Lambs)
آنتونی هاپکینز تنها ۱۷ دقیقه در فیلم سکوت برهها حضور دارد؛ اما توانست یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ سینما را خلق کند. او نقش دکتر هانیبال لکتر یک روانپزشک نابغه و قاتلی زنجیرهای را بازی میکند که میتواند ذهن انسانها را مثل یک کتاب بخواند. خود فیلم نیز جزء معدود آثار تاریخ سینما است که توانسته هر پنج جایزه اصلی اسکار یعنی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین فیلمنامه اقتباسی را دریافت کند.
داستان در مورد یک کارآموز جوان افبیآی به نام کلاریس استارلینگ (با بازی جودی فاستر) است که قصد دارد یک پرونده وحشتناک را حل کند. قاتلی در شهر پیدا شده که زنان جوان را میرباید و هرکدام از اجساد را با نشانهای وحشتناک رها میکند. پلیس از وضعیت پرونده درمانده شده و نمیتواند جلوی قتلها را بگیرد. هرچند کلاریس تصور میکند میتواند با کمک گرفتن از هانیبال لکتر پرونده را حل کند. هانیبال نیز برای همکاری در این پرونده شروط بسیار عجیبی دارد.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: هفت (Se7en)
بدون تردید هفت را باید یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ دانست. دیوید فینچر کارگردانی فیلم را بر عهده داشت. او فضای فیلم را طوری تاریک و خفقانآور طراحی کرد تا حتی خود شهر بخشی از کابوس داستان شود. داستان در مورد یک کارآگاه باتجربه بهنام ویلیام سامرست است که بهزودی بازنشسته خواهد شد. همزمان نیز یک کارآگاه جوان بهنام دیوید میلز به شهر منتقل شده تا جایگزین او شود. در همین حین یک پرونده بسیار هولناک در برابر این دو قرار میگیرد.
یک قاتل روانپریش قربانیان خود را به بدترین شکل ممکن میکشد و سپس یک نشانه برای قتل بعدی باقی میگذارد. نشانهها آشکار میسازند که قتلها بر اساس هفت گناه کبیره در مسیحیت انجام میشوند؛ اما قربانیان بعدی مشخص نیستند. بخش تاریک داستان اینجاست که حتی خود سامرست و میلز نیز میدانند که قاتل سعی میکند آنها را به مقصدی مشخص هدایت کند. هر قتل هم نسبت به قتل قبلی وحشتناکتر است و وضعیت را تاریکتر میکند.
بیل را بکش: ماجرای کامل (Kill Bill: The Whole Bloody Affair)
اگر به آثار کوئنتین تارانتینو علاقه دارید، حتما باید بیل را بکش را تماشا کنید. داستان در مورد یک آدمکش حرفهای بهنام بئاتریکس کیدو است که در روز عروسی خود توسط معشوق سابقش و اعضای گروه او مورد حمله قرار میگیرد. همه تصور میکنند بئاتریکس مرده است؛ اما در حالت اغما قرار دارد. چهار سال بعد بئاتریکس به هوش میآید و متوجه میشود که چه اتفاق تلخی برای او رخ داده است.
بئاتریکس تصمیم میگیرد تمام افرادی که به او خیانت کرده و در این نقشه دست داشتهاند را پیدا کرده و به قتل برساند. مسیر انتقام نیز از کلوپهای شبانه آمریکا شروع شده و تا دنیای یاکوزا و شمشیرزنهای ژاپنی ادامه پیدا میکند.
رفقای خوب (Goodfellas)
رفقای خوب از جمله فیلمهای قوی مارتین اسکورسیزی است و توانسته شش نامزدی برای جایزه اسکار را در کارنامه خود ثبت کند. داستان در مورد شخصی بهنام هنری هیل است که از همان کودکی به سبک زندگی گانگسترها علاقه بسیار زیادی دارد. او نیز میخواهد با پول و قدرت به ثروتی هنگفت برسد و با ایجاد وحشت احترام دیگران را بخرد. در نهایت نیز وارد دنیای خلافکاران میشود و پلههای پیشرفت را یکی پس از دیگری بالا میرود.
هنری به رویای خود دست پیدا میکند؛ اما متوجه میشود در پشت این همه زرق و برق خیانت، ترس و وحشت در کمین است. همچنین او چندان آرامش ندارد و میداند که کوچکترین اشتباه میتواند به قیمت جانش تمام شود. پلیس نیز هر لحظه بیشتر به آنها نزدیک میشود و همهچیز تحت فشار قرار میگیرد.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: باشگاه مشتزنی (Fight Club)
فیلم باشگاه مشتزنی توسط دیوید فینچر کارگردانی شد و برد پیت و ادوارد نورتون نقشهای اصلی آن را بر عهده داشتند. باشگاه مشتزنی اکنون بهعنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ شناخته میشود، اما در زمان اکران اصلا موفق نبود. حتی با واکنشهای منفی زیادی نیز مواجه شد. گرچه پس از انتشار نسخه خانگی به یک فیلم کالت تبدیل گشت.
داستان در مورد مردی است که از بیخوابی مزمن رنجی میبرد و از شغل و زندگی خود خسته شده است. او احساس پوچی میکند تا اینکه با فردی کاریزماتیک و سرکش بهنام تایلر دوردن آشنا میشود. پس از انفجار خانه مرد اول آنها تصمیم میگیرند در زیرزمین یک بار باشگاهی مخفی را راهاندازی کنند. این باشگاه به افرادی تعلق دارد که برای رهایی از خشم و فشار زندگی با یکدیگر مبارزه میکنند. گرچه خیلی زود تعداد اعضا گسترش پیدا میکند و بهجنبشی سازمانیافته بدل میشود. البته که بزرگترین جذابیت فیلم در پایانبندی فوقالعاده آن است.
داستان عامهپسند (Pulp Fiction)
داستان عامهپسند فیلمی بود که باعث شد نام تارانتینو در سرتاسر جهان شنیده شود. این فیلم در لس آنجلس روایت میشود و ماجرا را از زاویههای دید مختلفی ارائه میدهد. همین روایت غیرخطی نیز باعث شده که جذابیت فیلم دو چندان شود. چراکه ممکن است در یک صحنه بسیار عادی ناگهان چند شخصیت کشته شوند و شما نیز هیچ ایدهای ندارید که پیش از آن چه اتفاقاتی رخ داده است.
فیلم پالپ فیکشن بیشتر به تلاش دو خلافکار به نامهای وینسنت وگا و جولز وینفیلد برای بازگرداندن یک چمدان مرموز به یک گنگستر میپردازد. ماموریت سادهای که آنها را وارد زنجیرهای از اتفاقات عجیب و خشونتآمیز میکند. درست است که داستان عامهپسند در میان بهترین فیلم های جنایی جهان قرار دارد، اما بیشتر صحنه رقص معروف وینسنت و میا در رستوران در یادها مانده است.
۱۲ مرد خشمگین (12 Angry Men)
فیلم ۱۲ مرد خشمگین در سال ۱۹۵۷ ساخته شده است؛ اما هنوز همچون جواهری میدرخشد. تقریبا تمام فیلم در یک اتاق میگذرد و همین محدودیت نیز باعث شده توجه ویژهای به داستانگویی مبتنی بر دیالوگ، بازیگری و تنش روانی شود. حتی کارگردان برای ایجاد احساس خفگی و افزایش تدریجی فشار روانی بخشهای پایانی را با لنزها و زوایای دوربین متفاوت فیلمبرداری کرده است. در نتیجه این کار فضا تنگتر و فشردهتر از ابتدای فیلم بهنظر میآيد.
داستان در مورد دوازده نفر اعضای هیئت منصفه است که باید در مورد سرنوشت یک مرد جوان تصمیم بگیرند. او متهم شده است که با ضربات چاقو پدرش را به قتل رسانده و باید اعدام شود. شواهد نیز در ابتدا کاملا روشن بهنظر میرسند و تقریبا همه آماده هستند که رای مربوط به اعدام را تایید کنند. هرچند عضو شماره ۸ هیئت منصفه موافق نیست و میگوید که باید دوباره شواهد را بررسی کرد. او تکتک جزئیات پرونده را زیر سوال میبرد و یک رویارویی بسیار شدید بین اعضا شکل میگیرد.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: پدرخوانده ۲ (Godfather Part II)
معمولا کم پیش میآید که دومین قسمت از یک فیلم سینمایی نیز بهاندازه قسمت اول موفق باشد. هرچند پدرخوانده ۲ توانست در یازده بخش نامزد جایزه اسکار شود و در شش بخش نیز این جایزه را به دست آورد. در قسمت دوم پدرخوانده دو خط زمانی موازی را شاهد هستیم. از یک سمت داستان مایکل کورلئونه روایت میشود. او توانسته به رئیس خانواده کورلئونه تبدیل شود و میخواهد امپراتوری پدرش را به یک قدرت بزرگ و قانونی تبدیل کند. هرچند همزمان با حرکت در این مسیر با دشمنان بیشتری مواجه میشود.
در سمت دیگر داستان به اوایل قرن بیستم در سیسیل میرود. جایی که ویتو کورلئونه جوان قصد دارد به آمریکا مهاجرت کند. او مردی فقیر اما جاهطلب است. به همین خاطر نیز آرامآرام جایگاه خود را در دنیای زیرزمینی نیویورک پیدا میکند. در بخشهایی از فیلم پایهگذاری یکی از قدرتمندترین خاندانهای مافیایی آمریکا را مشاهده میکنیم و در بخشهایی دیگر مایکل را میبینیم که باید با توطئههای اعضای خانواده و دشمنان قدرتمند و حتی خیانت دوستان خود برخورد کند. این فیلم امتیاز ۹ از ۱۰ را در IMDb به دست آورده است.
بهترین فیلم های جنایی تاریخ: شوالیه تاریکی (The Dark Knight)
شوالیه تاریکی با امتیاز ۹.۱ در IMDb بهعنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی تاریخ جهان شناخته میشود. این فیلم در هشت بخش نامزد جایزه اسکار شد که معروفترین آن اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای هیث لجر (نقش جوکر) بود. نامزد نشدن نولان برای بهترین کارگردانی و کریستین بیل (نقش بتمن) برای بهترین بازیگر مرد نیز از جمله نکات بحثبرانگیز مربوط به این فیلم بود.
فیلم در ابتدا نشان میدهد که در نتیجه همکاری بتمن، جیم گوردون و دادستان قدرتمند شهر یعنی هاروی دنت فشار شدیدی به مافیای گاتهام وارد شده است. در نتیجه شهر در مسیر نظم و آرامش قرار دارد. هرچند ورود یک جنایتکار عجیب و غیرقابل پیشبینی بهنام جوکر همهچیز را عوض میکند. او نه به دنبال پول است و نه قدرت میخواهد. جوکر صرفا میخواهد شهر را به آشوب بکشد و نقشههای خود را عملی کند. این جنایتکار مرموز میخواهد ثابت کند که حتی شریفترین انسانها نیز اگر بهاندازه کافی تحت فشار قرار بگیرند در نهایت سقوط خواهند کرد.
پدرخوانده (The Godfather)
در صدر لیست نیز پدرخوانده با امتیاز ۹.۲ قرار دارد. این فیلم در مراسم اسکار سال ۱۹۷۳ در ۱۱ بخش نامزد بود و توانست در سه بخش برگزیده شود. فرانسیس فورد کوپولا کارگردانی این شاهکار را بر عهده داشت و مارلون براندو و آل پاچینو نیز از جمله بازیگران درخشان آن بودند. یکی از مشهورترین جملههای فیلم «پیشنهادی میکنم که نتونه ردش کنه» خیلی زود به یکی از معروفترین دیالوگهای تاریخ سینما تبدیل شد.
داستان فیلم در مورد دون ویتو کورلئونه یکی از قدرتمندترین روسای مافیا در نیویورک است. خانواده کورلئونه درگیر جنگی پنهان برای مواد مخدر، قدرت و قلمرو است. وقتی هم که به دون ویتو حمله میشود، تعادل پیشین بین خانوادههای مافیایی شهر از بین میرود. بحرانی بزرگ شکل میگیرد که هیچکس نمیتواند از آن فرار کند. دشمنان یکی پس از دیگری ظاهر میشوند و خیانت حتی از نزدیکترین افراد نیز عجیب نیست. اینجاست که مایکل، پسر دون ویتو باید تصمیم بگیرد. او برخلاف پدر و سایر برادرانش علاقهای برای ارتباط با دنیای تاریک مافیا ندارد؛ اما به عمق ماجرا کشیده شده است.