۵ مرحله برای خاتمه دادن به دلخوری و نارضایتی در روابط زناشویی
فرارو- در بسیاری از روابط عاشقانه، افراد بهطور ناخودآگاه به نوعی حساب ذهنی در مورد میزان توجه، عشق، مسئولیت و تلاشی که میکنند و میزان متقابل آن در شریک خود دارند، میپردازند. مشکل زمانی آغاز میشود که احساس بیعدالتی و نادیده گرفتهشدن به تدریج جایگزین صمیمیت و اعتماد شود.
به گزارش فرارو به نقل از واشینگتن پست، نارضایتی و دلخوری از شریک عاطفی، حتی در روابط سالم و پایدار نیز تجربهای غیرمعمول نیست. مسائلی مانند شرایط مالی، تربیت فرزندان، وظایف منزل، روابط زناشویی، سطح محبت و حتی تعهد به رابطه میتوانند به شکلگیری این احساسات کمک کنند؛ به ویژه زمانی که یکی از طرفین احساس کند بیشتر از آنچه دریافت میکند، برای رابطه تلاش میکند.
در روابط سالم، این نوع احساسات معمولاً با گفتوگوی صریح، تلاش برای درک دیدگاه شریک یا حتی به مرور زمان کاهش مییابند. اما اگر احساس نادیدهشدن یا بیعدالتی به مدت طولانی ادامه یابد، میتواند به تدریج بر رابطهای که حتی به نظر مستحکم میرسد، تاثیر منفی بگذارد.
عدالت اهمیت بیشتری از تقسیم نهچندان دقیق دارد
بیشتر افراد، چه به صورت آگاهانه و چه ناخودآگاه، نوعی حساب ذهني از آنچه در رابطه میدهند و آنچه دریافت میکنند، دارند. البته این حسابوکتاب لزوماً دقیق و عینی نیست و برداشت هر فرد از عدالت بسیار بااهمیتتر از ترازنامه واقعی است. روانشناسان بهخوبی دریافتهاند که افرادی که احساس میکنند رابطهشان مبتنی بر انصاف است، معمولاً رضایت بیشتری از آن دارند.
این انصاف لزوماً به معنای تقسیم دقیق تمام مسئولیتها بهصورت ۵۰-۵۰ نیست، بلکه به شرایط، تواناییها و میزان مشارکت هر یک از طرفین بستگی دارد. به عنوان مثال، تحقیقات دن کارلسون از دانشگاه یوتا نشان داده که زوجهایی که درباره مسئولیتهای منزل با یکدیگر هماهنگ میشوند و تصمیمات کلیدی را بهطور مشترک میگیرند، معمولاً رابطهای نزدیکتر و رضایتبخشتر دارند.
علت این موضوع صرفاً تقسیم عادلانهتری از کارها نیست؛ بلکه همکاری در انجام مسئولیتها، فرصت بیشتری برای گفتوگو درباره نیازها و انتظارات ایجاد میکند و مانع از این میشود که نارضایتیها پیش از آنکه مطرح شوند، به دلخوریهای عمیق تبدیل گردند. برعکس، رضایت از رابطه بیشتر از آنکه به داشتن شریکی بدون هیچ ویژگی آزاردهندهای وابسته باشد، به ویژگیهایی چون مهربانی، پاسخگویی و حمایتی عاطفی وابسته است. این ویژگیها هرچند نمیتوانند از ایجاد تمام دلخوریها جلوگیری کنند، اما سطح اعتماد و نیکی میان دو نفر را افزایش میدهند و اجازه میدهند که هر یک از طرفین بهراحتی از اشتباهات و کمبودهای دیگری عبور کنند.
نحوه مدیریت اختلافها حیاتی است
افرادی که بیشتر انتقاد میکنند، زودتر وارد بحث میشوند، حالت دفاعی میگیرند یا همدلی کمتری از خود نشان میدهند، بهطور معمول رضایت کمتری در روابط خود تجربه میکنند. دلیل این امر این است که دلخوری تنها ناشی از مشکلات موجود نیست؛ بلکه نحوه واکنش به این مشکلات نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
شریکی که در زمان اختلاف با گرمی، مسئولیتپذیری و تمایل به تعمیر رابطه واکنش نشان میدهد، روند عبور از ناامیدیها و اشتباههای اجتنابناپذیر را تسهیل میکند. برعکس، سرزنش و حالت دفاعی میتواند دلخوریها را به مرور زمان انباشته و تثبیت کند.
زوجهای شاد همچنین به یکدیگر فرصتی میدهند تا توضیح مثبتی برای رفتار طرف مقابل در نظر بگیرند. بهجای این که بلافاصله به این نتیجه برسند که «او برای من اهمیتی قائل نیست»، ممکن است تصور کنند که شریکشان خسته، حواسپرت، تحت فشار یا حتی بیخبر از تأثیر رفتارش بوده است.
البته این رویکرد به معنای نادیدهگرفتن بیتوجهی، رفتار ناپسند یا رفتار آسیبزا نیست. نکته این است که نباید هر ناامیدی یا اشتباه را فوراً بهعنوان نشانهای از خودخواهی یا فقدان عشق برداشت کرد.
فرق بین دلخوری گذرا و رنجش مزمن
دلخوریهای مقطعی بخشی طبیعی از هر رابطه طولانیمدت به شمار میرود. اما اگر یک مشکل بهمدت ماهها و بهطور مکرر تکرار شود، گفتوگوها هیچ تغییر معناداری ایجاد نکنند یا فرد تقریباً همه رفتارهای شریکش را از دریچه ناامیدی ببیند، در این صورت رنجش دیگر یک احساس موقت نیست، بلکه به فضای کلی عاطفی حاکم بر رابطه تبدیل میشود.
در این وضعیت باید به بررسی منشاء مشکل بپردازیم: آیا ارتباط ضعیف است؟ آیا انتظارات غیرواقعی وجود دارد؟ آیا ارزشها متفاوتاند یا شریکی وجود دارد که نمیخواهد یا نمیتواند نیازهای طرف مقابل را برآورده کند؟ تجربیات گذشته نیز ممکن است در این زمینه نقش مهمی ایفا کنند.
افرادی که در دوران کودکی بهطور مکرر مورد انتقاد قرار گرفتهاند، نادیده گرفته شدهاند یا در محیطی عاطفی ناامن بزرگ شدهاند، ممکن است بخشی از این الگوها را به روابط بزرگسالی خود منتقل کنند. برخی از آنها به دلیل ترس از تعارض یا طرد شدن، نیازهای خود را ابراز نمیکنند و در سکوت دلخور میشوند. برخی دیگر نیز نسبت به ناامیدی حساستر هستند و انتظار سطحی از توجه و پاسخگویی دارند که هیچ شریکی نمیتواند همیشه و در تمام شرایط فراهم کند.
۵ راهکار برای کاهش رنجش در رابطه
۱. نیازهای خود را شفاف بیان کنید
شریک عاطفی شما نمیتواند ذهن شما را بخواند. بهجای انتظار برای آنکه دلخوری به خشم تبدیل شود، رفتار مشخصی که شما را ناراحت کرده توضیح دهید، تأثیر آن را بیان کنید و درخواست مشخصی ارائه دهید. بهعنوان مثال، بهجای گفتن «تو هیچگاه کمک نمیکنی»، میتوانید بگویید: «امروز دوباره برای خواب آمادهسازی بچهها به تنهایی بر عهدهام بود و واقعاً تحت فشار قرار گرفتم. میتوانیم برای این فعالیت برنامهریزی بهتری داشته باشیم؟»
۲. خود را بشناسید
اگر دائم در حالت عصبانیت، تدافعی و اهل مناقشه هستید، ممکن است بهتر باشد به سهم خودتان در این واکنشها فکر کنید. اگر اطرافیان مورد اعتماد نیز نظرات مشابهی درباره رفتار شما داشتهاند، تغییر واکنشهایتان ممکن است مؤثرتر از تلاش برای تغییر رفتار شریک زندگیتان باشد.
۳. اعتراض سازنده مطرح کنید
بهجای حمله به شخصیت طرف مقابل، درباره یک رفتار مشخص صحبت کنید. توضیح دهید چه اتفاقی افتاده، چرا برای شما مهم بوده و آینده چه چیزی میتواند شرایط را بهبود بخشد. انتقاد سازنده راه را برای گفتوگو هموار میکند؛ در حالی که انتقاد مستقیم احتمالاً واکنشهای تدافعی را به همراه خواهد داشت.
۴. سریعاً اختلافات را حل کنید
زوجهای سالم، افرادی نیستند که هرگز یکدیگر را آزار نمیدهند؛ بلکه افرادی هستند که بعد از آسیبزدن به همدیگر عذرخواهی میکنند، مسئولیت رفتار خود را میپذیرند، همدلی نشان میدهند و قبل از آنکه دلخوری عمیقتر شود، دوباره ارتباط برقرار میکنند.
۵. تصویر کلی را فراموش نکنید
هر فردی ممکن است گاهی شما را ناامید کند. سوال اصلی این است که آیا این لحظات در مقابل مجموعهای از مهربانی، شوخطبعی، وفاداری، محبت، سخاوت و حمایت عاطفی قرار دارند یا خیر. مطالعات نشان میدهند که روابط پایدار و رضایتبخش معمولاً دارای تعاملات مثبت بسیار بیشتر از تعاملات منفی هستند.
در پایان باید گفت هیچ رابطهای درازمدت نمیتواند از لحظات دلخوری و ناامیدی مصون بماند. موضوع اصلی این نیست که آیا دلخوری رخ میدهد یا نه؛ بلکه این است که زوجها چگونه با آن مواجه میشوند. یک رابطه سالم، دلخوری را به فرصتی برای شناخت بیشتر تبدیل میکند، بهجای سکوت برای حل موضوع به گفتوگو روی میآورد و بهجای حساب و کتاب، بر ترمیم و تجدید اعتماد تمرکز میکند.