مغز ما در دام موبایل
به عصر اعتیادهای دیجیتال جدید خوش آمدید.
کارشناسان تأکید میکنند که هدف، بد جلوهدادن تلفنهای هوشمند، شبکههای اجتماعی یا بازیهای ویدئویی نیست. دنیای دیجیتال اکنون بخشی از زندگی ماست و مزایای زیادی دارد. مشکل از جایی آغاز میشود که کنترل استفاده از این ابزارها دشوار شود و خواب، کار، تحصیل، روابط اجتماعی یا فعالیت بدنی را تحتتأثیر قرار دهد.
پژوهشگران نیز بهتدریج نامهایی برای بسیاری از این رفتارها انتخاب کردهاند.
نخستین تشخیص رسمی؛ اختلال بازی
یک تفاوت مهم وجود دارد: هر چیزی که با عنوان «اعتیاد به تلفن همراه» شناخته میشود، لزوماً یک بیماری رسمی نیست.
بااینحال، سازمان جهانی بهداشت در یازدهمین نسخه طبقهبندی بینالمللی بیماریها، موسوم به ICD-11، اختلال بازی را به رسمیت شناخته است.
این موضوع به آن معنا نیست که هر کسی زیاد بازی میکند، بیمار است. اختلال بازی زمانی مطرح میشود که فرد کنترل خود را بر بازیکردن از دست بدهد، بازی را بر دیگر فعالیتهای زندگی ترجیح دهد و با وجود پیامدهای منفی، همچنان به آن ادامه دهد.
برای تشخیص این اختلال، رفتار فرد باید تأثیر قابلتوجهی بر زندگی شخصی، خانوادگی، اجتماعی، تحصیلی یا شغلی او گذاشته باشد و این وضعیت معمولاً دستکم ۱۲ ماه ادامه پیدا کرده باشد.
این اختلال نیز تنها بخش کوچکی از بازیکنان را درگیر میکند، نه همه کسانی را که چند ساعت مقابل کنسول یا رایانه مینشینند.
اعتیاد به شبکههای اجتماعی؛ وقتی اسکرولکردن پایان ندارد
در مورد شبکههای اجتماعی، مرزها مبهمتر میشوند.
اعتیاد به شبکههای اجتماعی که در پژوهشها با عنوانهایی مانند «استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی» یا «اختلال استفاده از شبکههای اجتماعی» شناخته میشود، برخلاف اختلال بازی هنوز یک تشخیص مستقل در ICD-11 نیست.
بااینحال، این پدیده بهطور گسترده بررسی شده است.
نشانههای آن تا حد زیادی قابلتشخیصاند: فرد میخواهد استفاده از شبکههای اجتماعی را متوقف کند، اما نمیتواند؛ بیش از زمانی که در نظر داشته آنلاین میماند؛ نیاز شدیدی به بررسی مداوم شبکهها احساس میکند؛ فعالیتهای دیگر را نادیده میگیرد؛ هنگام نداشتن دسترسی به پلتفرمها تحریکپذیر میشود یا با وجود مشکلاتی که این استفاده ایجاد کرده، همچنان به آن ادامه میدهد.
انجمن روانشناسی آمریکا توصیه میکند به این رفتارها، بهویژه در میان نوجوانان، توجه شود.
آمارها نیز قابلتأملاند. بر اساس تازهترین پیمایش گسترده «رفتارهای سلامت در کودکان سن مدرسه» سازمان جهانی بهداشت در اروپا، حدود ۲۸۰ هزار نوجوان ۱۱، ۱۳ و ۱۵ ساله در ۴۴ کشور و منطقه بررسی شدند.
نتایج نشان داد ۱۱ درصد نوجوانان نشانههایی از استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی دارند؛ درحالیکه این رقم در سال ۲۰۱۸ حدود ۷ درصد بود. این میزان در میان دختران به ۱۳ درصد میرسد و در میان پسران ۹ درصد است.
فومو؛ ترس از اینکه تنها فرد بیخبر باشیم
یکی از قدرتمندترین دامهای شبکههای اجتماعی نامی بسیار آشنا دارد: فومو یا FOMO؛ مخفف عبارت «ترس از دستدادن» یا «ترس از جا ماندن».
فومو همان احساسی است که باعث میشود با خود فکر کنیم: «نکند در این فاصله اتفاقی افتاده باشد؟»
به همین دلیل، حتی زمانی که دلیل واقعی و مشخصی نداریم، واتساپ، اینستاگرام، تیکتاک، اخبار و پیامهای خود را مرتب بررسی میکنیم.
فومو یک تشخیص روانپزشکی نیست، اما بهعنوان پدیدهای روانشناختی و در ارتباط با استفاده مشکلساز از اینترنت و شبکههای اجتماعی بررسی میشود.
پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، ارتباط میان فومو، استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی و دوماسکرولینگ را بررسی کرد. نتایج نشان داد سازوکارهای تنظیم هیجان در این میان نقش مهمی دارند.
به بیان ساده، هرچه بیشتر برای کنترل اضطراب، کسالت یا احساسات ناخوشایند به ابزارهای دیجیتال وابسته شویم، احتمال گرفتارشدن در یک چرخه معیوب نیز افزایش مییابد.
دوماسکرولینگ؛ چرا از خواندن اخبار بد دست نمیکشیم؟
دوماسکرولینگ احتمالاً یکی از مشخصترین پدیدههای عصر تلفنهای هوشمند است.
این اصطلاح به مصرف اجباری و مداوم اخبار منفی اشاره دارد؛ اخباری درباره جنگها، بلایای طبیعی، بحرانها، حوادث، بیماریها و رسواییها. یک خبر به خبر دیگری منتهی میشود و انگشت ما همچنان صفحه را بالا و پایین میکند.
تناقض ماجرا آشکار است: برای اینکه احساس کنیم آمادگی بیشتری داریم، به دنبال اطلاعات میرویم؛ اما در پایان اغلب مضطربتر میشویم.
دوماسکرولینگ نیز یک تشخیص پزشکی مستقل نیست، اما به یکی از موضوعات پژوهشی درباره رفتارهای مشکلساز آنلاین تبدیل شده است. مطالعات، این رفتار را با فومو و دشواری در تنظیم احساسات مرتبط دانستهاند.
این رفتار میتواند به دام دیگری تبدیل شود: هرچه نگرانتر باشیم، اطلاعات بیشتری جستوجو میکنیم و هرچه اخبار منفی بیشتری بخوانیم، نگرانیمان بیشتر میشود.
نوموفوبیا؛ وقتی نبودن گوشی اضطراب میآورد
واژه نوموفوبیا از عبارت انگلیسی «ترس از نداشتن تلفن همراه» ساخته شده است.
این اصطلاح فقط به این معنا نیست که فرد از جاگذاشتن گوشی در خانه ناراحت شود. نوموفوبیا به ناراحتی یا اضطرابی گفته میشود که در نتیجه دوربودن از تلفن هوشمند، قطع ارتباط یا ناتوانی در دسترسی به اطلاعات و روابط دیجیتال ایجاد میشود.
البته در استفاده از این واژه نیز باید محتاط بود؛ زیرا نوموفوبیا هنوز یک تشخیص رسمی و مستقل پزشکی نیست.
بااینحال، این پدیده موضوع پژوهشهای مختلف بوده و بیشازپیش با دیگر رفتارهای مشکلساز دیجیتال درهمتنیده شده است.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، نوموفوبیا، اعتیاد به شبکههای اجتماعی و فومو را در کنار یکدیگر بررسی کرد. این پژوهش، ترس از ازدستدادن اطلاعات را یکی از مهمترین حلقههای ارتباطی میان این پدیدهها و نشانههای اضطراب و افسردگی معرفی کرد.
در چنین شرایطی، تلفن همراه ممکن است به نوعی «شیء اطمینانبخش» تبدیل شود؛ وقتی آن را در اختیار داریم، احساس میکنیم همهچیز خوب است، اما اگر حتی برای چند دقیقه ناپدید شود، تصور میکنیم مشکلی پیش آمده است.
لرزش خیالی؛ گوشیای که بدون اعلان میلرزد
آیا تاکنون مطمئن بودهاید که تلفن همراه داخل جیبتان لرزیده، اما وقتی آن را بیرون آوردهاید، دیدهاید هیچ اعلان یا تماسی دریافت نکردهاید؟
این پدیده سندروم لرزش خیالی نام دارد.
لرزش خیالی یک بیماری شناختهشده نیست، اما بهعنوان پدیدهای ادراکی مورد مطالعه قرار گرفته است. مغز ممکن است محرکهای فیزیکی بسیار کوچک را بهعنوان لرزش تلفن همراه تفسیر کند؛ بهویژه زمانی که فرد عادت کرده باشد دائماً در انتظار دریافت اعلان باشد.
این حالت تقریباً نسخه دیجیتالی همان تجربهای است که تصور میکنیم کسی ما را صدا زده، درحالیکه هیچکس صدایمان نکرده است.
بیخوابی ناشی از تلفن همراه
مسئله فقط این نیست که چه مدت در فضای آنلاین حضور داریم؛ زمان استفاده نیز اهمیت دارد.
اسکرولکردن در رختخواب در نگاه اول بیضرر به نظر میرسد: «فقط دو ویدئو میبینم و بعد میخوابم.» اما همین دو ویدئو ممکن است به ۲۰ دقیقه، یک ساعت یا زمانی بسیار طولانیتر تبدیل شود.
انجمن روانشناسی آمریکا میگوید استفاده از فناوری در نزدیکی زمان خواب، بهویژه استفاده از شبکههای اجتماعی، با اختلالات خواب در نوجوانان ارتباط دارد.
همچنین یک مطالعه طولی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، میان استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی و بروز نشانههای بعدی افسردگی و اضطراب ارتباطی مشاهده کرد. مشکلات خواب نیز ظاهراً بخشی از این ارتباط را توضیح میدادند.
بااینحال، پژوهشگران تأکید کردند که این رابطه پیچیده است و نباید آن را بهطور خودکار رابطهای علتومعلولی در نظر گرفت.
نتیجه عملی روشن است: وقتی تلفن همراه خواب ما را میگیرد، مشکل دیگر فقط مدتزمان خیرهشدن به صفحهنمایش نیست.
تأثیر شبکههای اجتماعی بر بدن
انقلاب دیجیتال فقط مغز را تحتتأثیر قرار نمیدهد.
ساعتها نشستن مقابل صفحهنمایش میتواند به کاهش تحرک، افزایش کمتحرکی، خستگی چشم و مشکلات عضلانیاسکلتی ناشی از قرارگرفتن طولانیمدت در یک وضعیت ثابت منجر شود.
اصطلاح گردن فناوری یا «گردن موبایلی» اکنون برای توصیف درد و فشاری به کار میرود که بر اثر خمکردن مداوم سر به سمت تلفن همراه ایجاد میشود.
این اصطلاح نیز نام یک بیماری پزشکی جدید نیست، اما مشکلی کاملاً واقعی را توصیف میکند: ما زمان بیشتری را درحالی سپری میکنیم که گردنمان به سمت صفحهنمایش خم شده است.
سازمان جهانی بهداشت نیز هنگام بررسی پیامدهای استفاده مشکلساز از فناوری و بازیهای ویدئویی، به کمتحرکی، مشکلات عضلانیاسکلتی، اختلالات خواب و مشکلات بینایی اشاره میکند.
مغز بیمار نیست؛ رفتار مشکلساز میشود
این شاید مهمترین نکته باشد: نباید هر عادت دیجیتالی را به یک بیماری یا اختلال تبدیل کنیم.
یک ساعت تماشای تیکتاک، بازیکردن در تعطیلات آخر هفته، بررسی اینستاگرام یا خواندن اخبار لزوماً به معنای اعتیاد نیست. فقط میزان استفاده برای تشخیص مشکل کافی نیست.
آنچه تفاوت واقعی را ایجاد میکند، میزان کنترل فرد و تأثیر این رفتار بر زندگی روزمره است.
بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که «چند ساعت از تلفن همراهم استفاده میکنم؟» پرسش مهمتر این است: «آیا هر زمان که بخواهم میتوانم استفاده از آن را متوقف کنم؟ و برای ادامهدادن این رفتار، چه چیزهایی را قربانی میکنم؟»
اگر تلفن همراه بهتدریج خواب، کار، تحصیل، روابط، ورزش یا زندگی واقعی ما را تصاحب کند، زنگ خطر جدیتر خواهد شد.
مرز تازه؛ آیا اعتیاد به شبکههای اجتماعی رسمی میشود؟
پژوهشها همچنان در حال پیشرفتاند.
در سال ۲۰۲۵، گروهی از پژوهشگران معیارهایی را برای طبقهبندی احتمالی «اختلال استفاده از شبکههای اجتماعی» پیشنهاد کردند. در این معیارها، ازدستدادن کنترل و آسیبدیدن عملکرد روزمره، عناصر اصلی محسوب میشوند.
ترجیح ارتباطات آنلاین به روابط حضوری و فومو نیز از دیگر معیارهای احتمالی مطرحشدهاند.
بااینحال، این موضوع هنوز در مرحله پژوهش قرار دارد و با یک تشخیص پزشکی رسمی روبهرو نیستیم.
نبرد آینده دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد: تشخیص اینکه فناوری طراحیشده برای جلب توجه ما، چه زمانی دیگر یک ابزار مفید نیست و به رفتاری تبدیل میشود که کنترل آن دشوار است.
شاید مشکل واقعی خود تلفن همراه نباشد؛ شاید مشکل این باشد که دنیایی دیجیتال ساختهایم که هر چند ثانیه یکبار به ما میگوید:
«به من نگاه کن؛ چیزی را از دست دادهای.