وحید هاشمیان پس از یک سال سکوت، از اشتباه بودن برکناریاش از پرسپولیس پرده برداشت
در سال گذشته که وحید هاشمیان به عنوان سرمربی پرسپولیس معرفی شد، حواشی حول و حوش او حتی قبل از آغاز کارش به شدت شکل گرفت. این حواشی هر روز در فضاهای مرتبط با پرسپولیس تشدید میشد و شروع فصل برای هاشمیان را دشوار میساخت. اما علیرغم اینکه پرسپولیس تا هفته هشتم تنها یک باخت خورده بود و توانسته بود تیمهای مطرحی همچون سپاهان و ذوبآهن را مغلوب کند، او از سرمربیگری برکنار شد و مدیران به سمت اوسمار ویرا کشیده شدند.
وحید هاشمیان یک سال پس از برکناریاش از سرمربیگری پرسپولیس تصمیم به سکوت گرفت و در مورد اتفاقات داخلی تیم صحبتی نکرد. هرچند اکنون در گفتوگو با تابناک، او سکوت خود را شکسته و به مسائلی در خصوص پرسپولیس و دلایل برکناریاش پرداخته است، اما تلاش کرده تا همه جزئیات را مطرح نکند. با این حال، او در اظهاراتش به نکاتی مهم اشاره میکند که نشان میدهد بسیاری از افراد دیگر نیز به این مسایل آگاه بودهاند. اگرچه در این گفتگو، با وجود اشاره به این نکات، نظر هاشمیان بر این است که برکناریاش به برنامهریزی پیشین برخی افراد و دلالها مرتبط نبوده، اما خود او همچنان این ایده را نمیپذیرد که باشگاه به طور پیشاپیش برای برکناریاش برنامهریزی کرده باشد.
متن گفتوگو با وحید هاشمیان را در ادامه مطالعه کنید:
حدود یک سال از نخستین تجربه شما به عنوان سرمربی یک تیم باشگاهی در ایران میگذرد که تجربهای عجیب و چالشبرانگیز بود. نخست اینکه پرسپولیس پس از جنگ ۱۲ روزه دچار تحولات زیادی شد و باوجود اینکه انتقالات خود را با اسماعیل کارتال انجام داده بود، این مربی به ایران باز نگشت و همکاریاش قطع شد؛ شما به عنوان سرمربی انتخاب شدید. در شرایط اضطراری سرمربیگری شما آغاز شد، پس بهتر است توضیح دهید که چطور به این موقعیت رسیدید و چه مسیری را طی کردید.
برای توضیح این موضوع، باید کمی به گذشته برگردیم. پس از تجربهای که در تیم ملی داشتم، به دو پیشنهاد به عنوان کمک مربی و چند درخواست برای سرمربیگری پاسخ مثبت دادم، اما به دلیل ایدهآلگرایی که دارم، ضمن علاقه به انجام کارهای بزرگ، پیشنهادهای دیگر را رد کردم. حضور در تیم ملی ایران و موفقیت در راهیابی به جام جهانی برای من یک دستاورد بزرگ بود و من در کنار دیگر مربیان قسمتی از این پروژه بودم. یک روز قبل از جنگ ۱۲ روزه نیز پیشنهادی از یک تیم لیگ برتری دریافت کردم، که بعد از مذاکره، به این نتیجه رسیدم که مسئولیتی نمیپذیرم و فردای آن روز جنگ آغاز شد. پس از پایان جنگ، آقای کارتال به باشگاه پرسپولیس اعلام کرد که باز نخواهد گشت و اینجا بود که باشگاه پرسپولیس با من تماس گرفت و گفتند که چند مربی ایرانی در نظر دارند که یکی از آنها خود من هستم و اگر موافق هستم، بررسیها را آغاز کنند. من نیز موافقت کردم.
همه اعضای هیئت مدیره، به جز یک نفر، از انتخاب من برای سرمربیگری حمایت کردند. به گفته اعضای هیئت مدیره، آن نفر در پروتکل نوشته بود که وحید هاشمیان بیش از پنج بازی سرمربی نخواهد ماند و امضا کرده بود؛ این مطابق با گفته آقایان حدادی و اینانلو است.
در جلسه هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس که درباره حضور من بحث شد، همه اعضا به جز یک نفر موافق بودند و همانطور که گفته شد، آن نفر در پروتکل ثبت کرده بود که وحید هاشمیان تا پنج بازی بیشتر نمیماند و این را امضا کرده بود. همه به من خیرمقدم گفتند و با آقای درویش صحبت کردیم. در زمان ورود، پنجره نقل و انتقالات باز بود و بازیکنان خوبی هم از لیگ ایران جذب شده بودند. اما مشکل اساسی در اینجا بود که تعداد زیادی وینگر جذب شده بودند، در حالی که ما به مهاجم، دفاع راست، دفاع چپ، دفاع وسط و هافبک دفاعی نیاز داشتیم و جایی برای جذب بازیکن نداشتیم. زمان ورود، ۲۱ بازیکن بزرگسال در لیست ثبت شده بودند که خیلیها از این موضوع بیخبرند، زیرا تنها میتوانستیم ۲۰ بازیکن بزرگسال داشته باشیم و دیگر بازیکنان باید زیر ۲۳ و ۲۵ سال باشند.
این یعنی یک بازیکن بیشتر از ظرفیت وجود داشت.
ما به شهریار مغانلو نیاز داشتیم، اما او گویا گران بود و باشگاهش نیز اجازه جداییاش را نداده بود. همچنین از دروازهبان راست تیم ملی آفریقای جنوبی نیز خواستیم که آن هم گرانتر از حد تصور بود و همچنین دفاع راست تیم ملی ازبکستان را هم معرفی کردیم که آن هم بسیار گران تمام میشد.
بله، وقتی من به تیم وارد شدم، یک بازیکن بیش از حد مجاز در لیست بود و در کنار این، تعداد زیادی وینگر نیز وجود داشت. وقتی به عنوان سرمربی انتخاب شدم، مشکلات سفر مانع از حضور مربیان انتخابی من در ایران شد. در این راستا با درویش صحبت کرده و قرار شد به محض رسیدن به ترکیه [که من سه روز زودتر به همراه آقای مهرداد خانبان و افشین پیروانی و مربی دروازهبانها و پپه به محل تمرین آمدیم] ضعفهای تیم را شناسایی کنیم. دقیقا از روز دوم شناخت کافی از نقاط ضعف تیم پیدا کرده و به دنبال بازیکنانی برای تقویت تیم بودیم. نیاز واضح به یک مهاجم حس میشد. همچنین برای نقش دفاع وسط و پشت مهاجم، هافبک دفاعی، دفاع چپ و راست نیز باید بازیکن جذب میکردیم، اما لیست ما پر شده بود. وقتی که شروع به بررسی لیست بازیکنان جذب شده توسط کارتال یا باشگاه کردم، دریافتیم که بازیکنان خوبی جذب شدهاند. از جمله پیام نیازمند و رضا شکاری که بازیکن مستعدی در فوتبال ما و همچنین بیفوما که در استقلال خوزستان به خوبی عمل کرده بود. دیگر بازیکنانی مثل محمدامین کاظمیان، مجتبی فخرالدینی و محمدحسین صادقی نیز جذب شده بودند. از همان روزهای ابتدایی اردو، بازیکنان شایستهای را شناسایی کرده و نام آنها را به آقای حدادی و درویش ارائه کردم. در ابتدا ما سباستین هالر را در نظر داشتیم، سپس یک مهاجم از اسلوونی معرفی کردیم که بعد به عربستان رفت. همچنین شهریار مغانلو را مایل بودیم که به دلیل هزینه زیاد یا عدم اجازه از باشگاهش، نتوانستیم به اهداف خود دست یابیم. ما همچنین به دفاع راست تیم ملی آفریقای جنوبی فکر میکردیم که هزینههای آن به حدی بود که مشارکت ممکن نبود، همچنین دفاع راست تیم ملی ازبکستان را نیز معرفی کردیم اما آن نیز گران بود. حتی یک دفاع چپ از اسپانیا را نیز معرفی کردم و لیست بلندی تهیه کردیم، اما با تغییراتی که در لیست ایجاد کردیم، تنها سه جا برای جذب بازیکن باقی ماند که باید شهدایی با کارایی موفق از آنها انتخاب میشدند.
خب، تعداد زیادی از افراد به نقد شما پرداختند که چرا از خریدهای باشگاه حمایت کردید و بیان کردید که خریدهای خوبی انجام شده است.

البته من این موضوع را مطرح کردم که خریدها خوب هستند، ولی باید خود را تقویت کنیم. واقعبینانه گفتم چون از طرفی باید از بازیکنانی که جذب شدهاند حمایت میکردم؛ برای اینکه حداقل یک سال یا شش ماه با آنها کار کنم. همچنین ما نیازهایی داشتیم و توانستیم مارکو باکیچ را به عنوان بازیکن آزاد جذب کنیم، حسین ابرقویینژاد را که سال گذشته بازیکن مؤثری بود از ایران جذب کردیم و سرژ اوریه را برای دفاع راست به همراه آوردیم. برای پست اوریه ما چند بازیکن مدنظر داشتیم، از جمله دفاع راست از آفریقای جنوبی و ازبکستان، همچنین در نظر داشتیم که صادق محرمی را هم جذب کنیم، اما او گفت که تنها ۴۸ ساعت وقت برای تصمیمگیری دارد و ما نیاز به زمان بیشتری برای بررسی داشتیم و او در نهایت با تراکتور قرارداد بست. زمانی که من به پرسپولیس آمدم، بازیکنان خوبی در داخل کشور جذب شده بودند یا قرارداد خود را تمدید کرده بودند.
به هر حال، شروع فصل برای شما به شدت دشوار بود.
با توجه به شرایط جنگی، جذب بازیکن بسیار سخت بود و حتی مربیانی که ابتدا در نظر داشتم برای کادرفنی جذب کنم، به دلیل شرایط کشور به ایران نیامدند. برای مثال، مارکو را به عنوان مربی دروازهبانها میخواستم که به تیم لیگ برتری انگلیسی پیوست و چند مربی دیگر را نیز مدنظر داشتم که به دلیل همین عوامل از جذبشان صرفنظر کردیم و در بوندسلیگا مشغول شدند. سؤتفاهمی برای هواداران ایجاد شد که من گفتهام نقل و انتقالات خوب بوده اما من در واقع گفتم که نقل و انتقالات خوب بوده «اما نیاز به ترمیم و تکمیل داریم.» همچنین ما ۲۱ بازیکن در لیست ثبت شده داشتیم که باید ۲۰ بازیکن را حفظ میکردیم و بار دیگر به این تاکید کردم که در برخی پستها به بازیکن نیاز داشتیم.
چند روز پیش، یکی از آقایان گفته بود که «وحید هاشمیان تحت تأثیر و اختیار هیئت مدیره و مدیرعامل باشگاه قرار گرفته و این بازیکنان را جذب کرده است» در حالی که این فرد بررسی نکرد که ببیند وقتی من به تیم آمدم، این بازیکنان از قبل جذب شده بودند.
همچنین پیشکسوتان نیز صحبتهایی درباره این موضوع کردند. به عنوان مثال، چند روز پیش یکی از کارشناسان گفت: «وحید هاشمیان تحت تأثیر و اختیار هیئت مدیره و مدیرعامل باشگاه قرار گرفت و این بازیکنان را جذب کرد» در حالی که این فرد به این نکته توجه نکرد که وقتی من به تیم آمدم، این بازیکنان از پیش مشخص شده بودند. یعنی، حدود ۱۰ ماه پس از آن همچنان همان اظهارات را میشنوید بدون توجه به زمان ورود من به باشگاه. من سرژ اوریه، مارکو باکیچ و ابرقویینژاد را جذب کردم و بازیکنانی که جذب شدند، آزاد بودند و باشگاه برای جذب آنها هیچ هزینهای پرداخت نکرده است. این موضوعات در شروع فصل برای ما بسیار بااهمیت بود و من امیدوار بودم که در نیم فصل شرایط بهتری را ایجاد کنیم و بتوانیم بازیهای خوبی انجام دهیم و در نیم فصل چند بازیکن جدید اضافه کنیم.
وقتی به پرسپولیس وارد شدید، بین هواداران هم این تصور وجود داشت که حضورتان طولانی نخواهد بود. شاید یکی از دلایل این امر دور بودن شما از حواشی فوتبال ایران بوده است؛ یعنی مثلاً دور بودن از مسائل فنی و رصد کردن فوتبال نیست. شما سالها در بوندسلیگا آلمان بازی کردهاید و پس از آن هم به ایران آمدید، اما باز دوباره برای مربیگری به اروپا رفتید. شاید بر این اساس از این حواشی آشنا نبودید و بسیاری معتقد بودند که چرا وحید هاشمیان از مدیریت حمایت میکند؟ او باید مشکلات را به گردن مدیریت و داوری بیندازد، دقیقاً همان کاری که سایر مربیان انجام میدهند. به نوعی شما رویکرد متفاوتی در این زمینه دارید که اگر نتیجه نگرفتید، تساوی یا باختی داشتید، داور را مقصر جلوه دهید یا حتی مدیریت باشگاه را مسئول نشان دهید. این سناریو متداولی در فوتبال ایران است، حتی مربیان خارجی هم پس از آمدن به اینجا از این رفتا یاد میگیرند.
اینکه کسی بگوید من سالها از فوتبال ایران دور بودم تعجب من را برانگیخت، به ویژه از جانب خبرنگاری چون شما. من چهار سال در تیم ملی به عنوان کمک مربی فعالیت داشتم و به ویژه در زمان آقای اسکوچیچ، شرایط به شدت متفاوت بوده است.
منظور من این بود که از فضای کار در باشگاهها دور بوده و با حواشی مختلف و مشکلات روزمره آشنا نیستید.
در هر صورت من در تیم ملی هر بازی لیگ ایران را رصد میکردم و حواشی، تفکرات بازیکنان، مربیان، نوع بازیکنان و سیستمهای مختلف تیمها را متوجه میشدم. در واقع شناخت کاملی از فوتبال ایران داشتم و این شناخت شامل لژیونرها نیز میشد که آنها را نیز دقیقا بررسی میکردیم.
شاید لازم است که توضیح بدهم تا سؤالم شفافتر شود. منظور من از دوری از فوتبال ایران به مسائل فنی مربوط نمیشد، بلکه بیشتر به حواشی و چگونگی ایجاد مشکلات و مقصر جلوه دادن دیگران مربوط میشود.
ما در تیم ملی حواشی را نیز رصد میکردیم. با این حال شرایط تیمهای ما به این شکل نبود. بیشتر پرسپولیس و استقلال بودند که تمرکز بیشتری بر روی آنها بود؛ طبیعتاً تراکتور و سپاهان و تیمهای دیگری هم در نظر وجود داشتند. من کاملاً با این مسئله آشنا بودم، چرا که خود نیز در تیمهای بزرگی چون بایرنمونیخ بازی کرده و در پرسپولیس حضور داشتهام. همچنین در تیم ملی نیز حواشی کم نداشتیم. حاشیههایی که خود شما هم ممکن است به صورت مشخص بدانید از سوی چه ارگانها و از چه طرفهایی به سمت ما هدایت میشد و حتی پیش از آغاز جام جهانی ما را اخراج کردند.
من از هیچ فردی حمایت نکردم، زیرا اولویت من حمایت از بازیکنان بود و میبایست تا پایان فصل با آنها کار میکردم و نمیتوانستم بگویم بازیکنان جذب شده ضعیف هستند. به تکرار میپرسم، آیا پیام نیازمند بازیکن بدی بود؟ نه! شکاری به لحاظ کاغذی بازیکن خوبی بود و بیفوما هم عملکرد بینظیری در استقلال خوزستان داشت.
در پاسخ به پرسش شما باید بگویم که من تمام سعی خود را کردم که از هیئت مدیره پرسپولیس یا هیچ فرد دیگری تحت الشعاع قرار نگیرم. من افرادی چون آقایان حدادی و میرازیی را به طور رسمی نمیشناختم و فقط در یک جلسه اسکایپی برای جذب شهریار مغانلو با آنها صحبت کردم. آقای درویش به عنوان مدیرعامل بود که به نظرم در دورهای که در پرسپولیس حضور داشت، تلاشهای زیادی انجام داد و من پیش از پیوستن به پرسپولیس فقط دو بار او را ملاقات کرده بودم: یکبار در انتخابات فدراسیون فوتبال در دوره آقای شهابالدین عزیزی خادم و بار دیگر در مراسم یادبود مهرداد میناوند و علی انصاریان. به همین دلیل، تأکید میکنم که از هیچ شخصی حمایتی نکردم و تمرکز من بر حمایت از بازیکنانی بود که با آنها کار میکردم.
باز هم میپرسم آیا پیام نیازمند بازیکن ضعیفی بود؟ نه! شکاری بازیکن کاغذی خوبی بود و بیفوما هم در استقلال خوزستان فعالیت با کیفیتی داشته است. اینها انتخابهایی بودند که از قبل صورت گرفته بودند و من فقط گفتم که اینها بازیکنان خوبی هستند و باید با آنها همکاری کنیم تا به بازیکنان اثربخشی تبدیل شوند، در عین حال باید نقاط ضعفمان را هم پوشش دهیم. تیم در دوره من متعادل نبود و باید این مشکل دفع میشد. همانطور که ذکر کردم در لیست نیز مشکلاتی وجود داشت و بازیکنان خوبی بودند که به سبب شرایط جنگ به ایران نیامدند و کمتر از یک ماه تا شروع لیگ زمان باقی مانده بود.

شما همچنین با چالشهای دیگری نیز روبهرو شدید. نخستین مورد بازی دادن به فرشاد احمدزاده در پست دفاع چپ بود که انتقادات زیادی به همراه داشت. با این حال، او توانست تا حدودی در این نقش کارایی داشته باشد. در عین حال، شما مهاجم نداشتید و سردار دورسون نیز از تیم جدا شده است. پشت داستان جدایی دورسون چه بود؟
دورسون پس از جدایی از پرسپولیس در مجموع چند گل زد و اگر در پرسپولیس میماند، چه مقدار میتوانست به ما کمک کند؟ من به دنبال مهاجمی بودم که بتواند توپ را حفظ کند، در نبردهای هوایی شرکت کند و با سرعت به پشت علیپور اضافه شود؛ به نوعی مهاجمی که بتواند با علیپور جای خود را عوض کند. اولین روزی که دورسون به اردو آمد، به من گفت که قراردادش در پایان سال تمام میشود و گزینهای برای فسخ قرارداد دارد؛ اما از من خواست که قراردادش را تمدید کنم. من به او گفتم که بماند، بازی کند و اگر عملکرد خوبی داشت، میتوانم از باشگاه بخواهم تا قراردادش را تمدید کنند، اما او در ۳۴-۳۵ سالگی همچنان باید با شروع فصل به آن فکر کند، در حالی که امکان تمدید قرارداد نمیتوانستیم داشته باشیم.
دورسون انتخاب آقای کارتال بود و او بازی این بازیکن را میپسندید، اما دلیل بر این نیست که من نیز او را دوست داشته باشم. به هر حال، پرسپولیس به یک مهاجم جنگنده، سرزن و با سرعت نیاز داشت، مثل مغانلو.
در نهایت تصمیم بر این شد که دورسون برود، اما فکر میکنم اگر او میماند، هم به درد تیم ما نمیخورد. دورسون انتخاب آقای کارتال بود، او بازیکن او را میخواست و من نمیتوانستم بگویم که سبک بازی او به درد تیم میخورد. پرسپولیس به مهاجمی نیاز داشت که قابلیت جنگندگی و گلزنی داشته باشد، مثل علی دایی و مغانلو؛ زیرا بسیاری از تیمها مقابل پرسپولیس دفاع میکنند و در عقب زمین قرار میگیرند و ما به یک مهاجم جنگنده و با قدرت نیاز داشتیم که بتواند در فضای محدود و در هنگام فشار بر روی توپهای بلند، به ما یاری رساند.
پس از اینکه شما به دورسون گفتید که از او نیاز ندارید، او رفت... آیا مشکل دیگری رخ نداد؟ زیرا این جدایی تبعات خاص خود را داشت.
دورسون به من گفت که شما تا هفته پنجم بیشتر سرمربی نخواهید بود و من نیز پاسخ دادم که خودم در این زمینه تصمیمگیرنده هستم و به همین دلیل به توافق نرسیدیم و او از تیم خارج شد.
آیا فکر نمیکنید زمانی که شما به پرسپولیس پیوستید، خط جداییتان به نوعی برنامهریزی شده بوده است؟ به این دلیل که میگویید یکی از اعضای هیئت مدیره گفته بود وحید تا هفته پنجم سرمربی نخواهد بود و دورسون هم به نوعی تأکید کرده که شما تا هفته پنجم هستید. به خوبی میدانید که در فوتبال ایران، برخی دلالها در تصمیمگیریها پیش قدم هستند. میتوان گفت که جدایی شما قبل از اینکه کار آغاز شود، طراحی شده بود؟
من هرگز به چنین مسائلی فکر نکردم. فوتبال جهانی پر از حواشی است و فوتبال ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. اینکه یکی از اعضای هیئت مدیره این حرف را میزند و همزمان یک بازیکن نیز سخنی مشابه را مطرح میکند، شاید تصادفی بوده است. من به عملکرد علی علیپور بسیار امیدوار بودم، او گلهای ارزشمندی را به ثمر رساند. اگر در آن تیم یک مهاجم دیگر شبیه علیپور داشتیم که خوب گل میزد، مطمئناً یکی دو موقعیت از ۷-۸ موقعیت صد درصدی که از دست دادیم، به گل تبدیل میشد و هفته هشتم در صدر لیگ قرار میگرفتیم و سپس تمامی این حواشی به فراموشی سپرده میشد.
مربیگری یک چالش و مبارزه است و اگر بخواهید از آن بترسید و عقبنشینی کنید، قطعاً از عقب خواهید ماند. من هیچ نگرانیای نداشتم و هنوز هم میگویم که کار ما به طور دقیق و برنامهریزی شده بوده است. ما در ابتدا بر روی سیستم دفاعی کار کردیم و بر روی پرس تیمی تمرکز ایجاد کردیم و فاز بعدی این بود که بازیکنان مصدوم ترکیب را تکمیل کنند. بازیکنانی همچون اوستون اورونوف، محمد عمری و رضا شکاری که متأسفانه دچار مصدومیت نیز شدند و نتوانستند به ما کمک کنند. ما تا هفته هشتم نتوانستیم ترکیب ایدهآل خود را با شکل ۱-۲-۴-۳ پیادهسازی کنیم، اما در نهایت توانستیم تا هفته هشتم به نتیجه مطلوب برسیم.
مصدومیتها نیز یکی از مشکلاتی بود که گریبانمان را گرفت. حتی محمدحسین کنعانیزادگان را نیز به دلیل مصدومیت از دست دادید.
کنعانیزادگان را از ابتدای فصل با خود داشتیم، اما مرتضی پورعلیگنجی به دلیل شکستگی بینی غایب بود، سپس ابرقویینژاد آسیب دید و بالاخره کنعانیزادگان نیز پس از تورنمنت تیم ملی در ازبکستان مجدد آسیب دید و دو بازی را از دست داد.
تابناک: در ادامه صحبتهایم باید بگویم که شاید جدایی شما قبل از شروع فصل طراحی شده بود به این دلیل که بازیکنانی را خواستید که به هزینههای بالای آنها اشاره شده بود، اما بعد از جدایی شما، اوسمار آمد و به او قول داده شد که هر بازیکنی بخواهد جذب کنند و دو بازیکن جذب شدند که برای یکی از آنها ۱.۵ میلیون دلار هزینه شد، در حالی که قیمت واقعی آن ۴۰۰ هزار دلار بوده است. به این خاطر میگویم که شاید دلالها در طراحی جدایی شما نقش داشتند.
در واقع وارد مرحلهای شدیم که تیم رقیب ما [استقلال] بازیکنان گران قیمت جذب کرده بود. این موضوع فشار زیادی به باشگاه و مدیریت آن آورد و تماشاگران از آنها میخواستند چرا پول پرداخت نمیکنید و بازیکن جذب نمیکنید. در آن زمان دیگر دیر شده بود و در بازار بازیکن خوبی باقی نمانده بود.
به نظرم باشگاه هیچگاه نمیخواست من را به کادر فنی بیاورد که بعد از نیم فصل، من را برکنار کند. به نظرم نسبت دادن اتهامات غیرمنصفانه است. وقتی ما فصل را آغاز کردیم، با سقف بودجه دست به کار شدیم، اما تیمهای رقیب با هزینههای گزاف شروع به جذب بازیکنان مطرح کردند در حالی که پرسپولیس مدیریت خوبی داشت و فعالیتهای نقل و انتقالاتیاش را زودتر آغاز کرده بود. بازیکنانی که ما میخواستیم را به باشگاه معرفی کردیم و هیئت مدیره و آقای حدادی میگفتند که شهریار مغانلو بسیار گران است و آن یکی نیز به دنبال قیمت بالایی است. ما نظر خود را اعلام کردیم، اما در وضعیتی قرار گرفتیم که تیم رقیب ما [استقلال] به صورت فزایندهای برای جذب بازیکنان هزینته کرد. این فشار زیادی بر روی باشگاه، بانک و مدیریت آن تحمیل کرد و در حالی که هواداران در حال جلوه دادن این تصویر بودند که چرا هزینه نمیکنید، در آن زمان تازه دیر شده بود و بازیکن شایستهای در بازار باقی نمانده بود و در نهایت تنها بازیکنان مسن از افریقا به دست میآمدند که بعضی از آنها نیز مشکل زانو داشتند و آوردن آنها تنها بار تبلیغاتی داشت و از لحاظ مالی و فنی به ما کمک نمیکرد.
با زحمت به دو جای خالی در لیست خود دست پیدا کردیم و نمیخواستیم این فضای خالی را با دو بازیکن بیهوده پر کنیم. اگر پرسپولیس به حرف من گوش کرده بود و آن پول را برای شهریار مغانلو هزینه میکرد، با گلهایی که میزد، موقعیت ما در جدول بهتر میشد و در پایان فصل اگر من بودم یا نه، او به جام جهانی میرفت و بخشی از پولی که باشگاه هزینه کرده بود، برمیگشت. با این وجود، فکر میکنم یکی از دلایل پرسپولیس برای خرج کردن پول پس از اخراج من همین بوده باشد که میخواستند ابتدای فصل را جبران کنند و از رقبا عقب نمانند.
ولی روش رفتن شما واقعاً عجیب بود.
من بیشتر فکر میکنم نوع برخورد هیئت مدیره بسیار زشت بود. ابتدا آقای حدادی پس از پایان بازی [با ذوبآهن] دست من را گرفت و به نحوی به سمت هواداران برد در حالیکه من هنوز نمیدانستم دلیل این کار چه بود؟ مسئله بعدی این بود که فردای آن روز به من اطلاع ندادند که چه تصمیمی گرفتهاند و من به تمرین رفتم. همچنین به جای آنکه موضوع قطع همکاری را به طور رسمی از سوی باشگاه بیان کنند، آقای محمد انصاری در اینستاگرام اعلام کرد! نحوه برخورد و خداحافظی آنها بسیار نامناسب و زشت بود. در حالی که برای مربی بعدی مراسمی بزرگ برگزار کردند و بیلبورد بزرگی نصب کردند که کل ساختمان را در بر میگرفت و تشریفات زیادی ساماندهی شده بود. بهرحال، بعد از آن دیدید که به مربی بعدی هم وفا نشد و وقتی او در سمت خودش بود، مذاکرات با مربیان دیگر نیز آغاز شد که از نظر اخلاقی صحیح نبود. مذاکره با یک مربی دیگر در درحالی که سرمربی هنوز به شکل رسمی مشغول کارش است، یکی از زشتترین کارهاست که میتوان انجام داد.
به هرحال، این فصل عجیب و نیمهتمام باقی ماند. فصلی که آغاز آن با جنگ و در نهایت با اختلال ادامه یافت. پرسپولیس در پایان سال ششم جدول قرار گرفت و با برگزاری یکی از تورنمنتهای ۳ جانبه هم نتوانست صاحب سهمیه آسیا شود. آیا شما به دنبال ادامه لیگ هستید؟
طبیعتاً تمام لیگ را تحت نظر داشتم. ما وقتی فصل را آغاز کردیم، با مصدومیتهای زیادی مواجه بودیم و بسیاری از آنها مشکلاتی بودند که بعضی از بازیکنان از قبل داشتند. رضا شکاری همواره با مشکل کمر درد دست به گریبان بود و اورونوف نیز پس از حضور در تیم ملی همیشه مصدوم میشد و محمدحسین صادقی نیز در تیم امید به مصدومیت دچار شد. ضمن اینکه محمد عمری نیز مصدوم شد و به همین دلیل همه این بازیکنان دیر به تیم ملحق شدند. بازیهای سخت ما نیز در ابتدای فصل رقم خورد. در اولین بازی فصل مقابل فجرسپاسی، ۸-۹ بازیکن ما از جمله دروازهبان اصلی به دلیل کارت قرمز غایب بودند و هیچکس به این موضوع توجهی نکرد. ما با گلگهر سیرجان، تراکتور و سپاهان دیدار کردیم و همچنین با تیمهای ملوان و چادرملو نیز به تقابل پرداختیم که همگی در ادامه فصل نتیجه خوبی از آن برخوردها گرفتیم. پس از آن بازیها، کارهای ما نسبتاً آسانتر شده و با ذوبآهن به پیروزی رسیدیم و بعد از آن هم بازیهای خوبی همچون استقلال خوزستان، مس رفسنجان، آلومینیوم اراک، پیکان، شمسآذر و... را داشتیم که پرسپولیس توانست در این دیدارها به پیروزی برسد.
در نخستین بازی فصل مقابل فجرسپاسی، ۸-۹ بازیکن ما نداشتند و حتی دروازهبان اصلی ما نیز به دلیل کارت، در ترکیب قرار نگرفت که کسی به این موضوع اهمیتی نداد.
به اعتقاد من، ما صد در صد بر روی آن پیروزیها تأثیرگذار بودیم و کادرفنی حداقل تا نیمهفصل بر تیم تأثیر گذاشت. هیچ مربی نمیتواند امروز بیاید و تیم فردا ۳ گل به استقلال خوزستان بزند. پرسپولیس در فصل قبل خط دفاعی بسیار خوب و یکی از موفقترین خطوط دفاعی لیگ ایران را با تلاشهای ما در نیم فصل نخست ایجاد کرده بود. مشکل اصلی ما استفاده نامناسب از شانسها بود، هرچند ممکن است موقعیت کمی ایجاد میکردیم، اما نمیتوانستیم آنها را به گل تبدیل کنیم. ما امیدوار بودیم که از میانه نیم فصل که بازیهای سبکتری داریم و تیمهای مدعی در حال تقابل با هم هستند، امتیاز بیشتری جمعآوری کنیم و میدانستیم که در پایان نیمفصل در بین رتبه اول تا سوم محسوب میشویم و با اختلاف کمی ظاهر خواهیم شد، اما میتوانستیم در سمت دوم فصل چند خرید موفق داشته باشیم و به جایگاه بهتری در انتهای فصل دست پیدا کنیم.
شما به مشکلات مختلفی اشاره کردید که شاید در روزهای حضور شما بر روی نیمکت پرسپولیس به آنها اشاره نکردید.
یک مشکل دیگر هم وجود داشت که ورزشگاه شهر قدس، ورزشگاه خانگی ما نبود. ورزشگاه آزادی برای ما خانه بود و به هر حال وقتیکه تیمهای مختلف وارد ورزشگاه آزادی میشدند، ترس آنها را فرا میگرفت. بازی در شهر قدس، برای ما به نوعی بازی خانگی بود، زیرا ما حتی یک تمرین پیش از آن دیدار هم در آنجا نداشتیم. ما نیز مانند تیم حریف در آن روز، فقط وارد زمین میشدیم و با وضعیت چمن آشنایی نداشتیم.
ذکر یک نکته هم ضروری است که وضعیت لیگ امسال نسبت به سال گذشته بسیار متفاوت است. فصل گذشته، بازیها کمگل و نرمالی بود که به ندرت با نتیجه ۱-۰ یا تساوی بدون گل به اتمام میرسید و در آن فصل با فقر گلزنی روبهرو بودیم. بازیهای این فصل حتی نسبت به فصل گذشته پرگلتر بوده است.
تیمهای رقیب شما نیز تا زمانی که شما روی نیمکت پرسپولیس بودید، نتایج خوبی نگرفته بودند.
فاصله ما با صدر جدول تنها ۲ امتیاز بود. تیمهای رقیب ما مانند سپاهان، تراکتور و استقلال نیز نتیجهها خوبی نداشته بودند. به خاطر دارم که استقلال در آن زمان دو شکست و سپاهان سه شکست زیر سر خود داشت و ما تنها در دقیقه ۹۷ یک باخت را تجربه کردیم که پس از این باخت من برکنار شدم! جالب اینجاست که برکناری من پس از پیروزی مقابل ذوبآهن صورت گرفت!
برکناری من در هفته هشتم به موقعیت عادلانهای بستگی داشت که ما ۸ امتیاز با صدرجدول فاصله داشتیم و ۴-۳ باخت ثبت کرده بودیم. بسیاری از مدیران سابق پرسپولیس یا پیشکسوتان قدیمی که با من تماس گرفتند، هیچگاه این امکان را نمیدانستند که اگر ما در آن جایگاه بودیم، برکناری من صورت میگرفت.
اگر فاصله ما با صدر جدول به حد زیادی زیاد میشد و این فاصله به ۷-۸ امتیاز میرسید، متفاوت بود. پرسپولیس تجربهای داشته که در چندین سال گذشته، گاه در ۹ بازی ابتدایی لیگ تا ۴ باخت را تجربه کرده است. شرایط لیگ فصل قبل به گونهای بود که هیچ تیمی نتوانست آغاز خوبی داشته باشد. فقر گلزنی واقعاً مشهود بود و اگر اشتباه نکنم، سپاهان برای دستیابی به اولین پیروزی خانگیاش نیاز به زمان بسیار زیادی داشت و پس از آن موفق شد. ما نیز توانستیم سپاهانی را شکست دهیم که ما در ۴ سال اخیر مقابل آن پیروز نشده بودیم. در بازیهایی که ما مساوی کردیم، مشکلات متعددی از جمله مصدومیتها و فشار هواداران به چشم مییافت. برکناری من در هفته هشتم، در شرایطی بود که فاصله ما با صدر جدول به ۸ امتیاز میرسید و تنها ۴-۳ باخت ثبت کرده بودیم. بسیاری از مدیران سابق باشگاه پرسپولیس یا پیشکسوتان قدیمی به من گفتند که اگر موقعیت ما را داشتیم، هرگز برکنارت نمیکردند. آقای قطبی نیز با تیم خود باحرکتهای اشتباهی مواجه بود، اما حبیب کاشانی او را برکنار نکرد و آقای گرشاسبی نیز زمانی که برانکو به شکست برمیخورد، حمایت کرد. زمانی که پرسپولیس با اوسمار قهرمان شد، در هفته پایانی پیروزی به دست آورده و پرسپولیس قهرمانی را کسب کرده بود. در کجای دنیا در هفته هشتم قهرمان تعیین میشود و کاپ به آن اهدا میشود که انتظار دارند من قهرمان شوم؟
شما اشاره کردید که دوست ندارید تهمت بزنید. دلایل ما هم مانند این تهمتها نیست، اما در فوتبال ایران چیزهایی رخ میدهد که بارها شاهدش بودیم و شاید شما هم به کرات شنیده باشید. شاید این موضوع در مورد شما در پرسپولیس در موردتان به وقوع نپیوسته باشد، اما تعدادی از بازیکنان با ایجنتها و مدیران هماهنگ هستند که به منظور برکناری سرمربی، بازی نکنند تا از آن شرایط استفاده کنند و به مربی جدید برسند. آیا چنین موضوعاتی در تیم شما وجود داشت؟
باید بگویم که تعداد زیادی از بازیکنان میدانستند که آخرین بازی من است. زیرا مدیران باشگاه به صورت علنی با اوسمار توافق کردند. این بازی بهترین فرصت بود که بازیکنان سرمربی را تحت فشار قرار دهند، اما بازیکنانی که در آن بازی حاضر بودند، به ویژه در برخورد با ذوبآهن، تمامی توان خود را به میدان گذاشتند. بازیکنان در آخرین بازی به خوبی و با تعصب بر سر توپ بودند، از جمله علیپور، سروش و سایر بازیکنان. تمامی بازیکنانی که آن روز در زمین بودند، به نوعی برای من به میدان آمدند و دوباره تأکید میکنم که تمام بازیکنانی که در ترکیب حضور داشتند و تعویض شدند و در میدان بازی کردند، با غیرت به میدان رفتند. این اشارهای بود به واضح بودن شرایط!
فقاً میتوان نتیجه گرفت که یک سری از اتفاقات در هیئت مدیره شکل گرفته که توافق با اوسمار عمداً علنی شده است.
به خاطر دارم که در هنگام سرمربیگری افشین قطبی، آقای کاشانی چه رویکردی داشت. در آن زمان که پرسپولیس مقابل استقلال اهواز به نتیجه نرسید، مدیرعامل به تلویزیون رفت و یاران مدیریتی را مقصر دانسته و اعلام کرد که من مربی را کنار نمیگذارم و به این ترتیب از این نقطه بازیکنان تحت فشار قرار گرفتند و پرسپولیس در آن فصل قهرمان شد. این یعنی مدیریت، و فکر میکنم پاسخ سؤال شما بدین شکل داده شود.
پس از برکناری شما هم فشار زیادی از سوی رسانهها از سوی باشگاه بر روی شما شکل گرفته که به برخی رسانهها اعلام کردند که وحید هاشمیان ۵۰ میلیارد برای فسخ قرارداد از پرسپولیس خواسته است که این فشار رسانهای به شما تحمیل شد.
این یک دروغ بزرگ بود. من هم مانند سایر مربیان و بازیکنان با باشگاه قرارداد بستم. حالا تقریباً یک سال از زمان قرارداد میگذرد و به همین دلیل میتوانستم مانند سایر مربیان تسویه حساب کنم. همین چند روز پیش، آخرین دریافتی من از باشگاه پرسپولیس صورت گرفت که چیزی در حدود ۷۵ درصد پرداخت شد و ۳.۵ درصد آن هم سهم فدراسیون کسر شده بوده است که در واقع حدود ۳۰ درصد تخفیف نیز دادم. اگر این پروسه به شکایت کشیده میشد، با توجه به اینکه قرارداد من فسخ شده بود، میتوانستم تمام مبلغ را دریافت کنم. حتی یکی از چکهای مربوط به من در زمان جنگ برگشت خورد و نزدیک دو یا سه ماه پیگیری نکردم و به دلیل شرایط جنگی این تصمیم را گرفتم.
اگر در هفته هشتم، با ۴-۳ باخت و فاصله ۸-۷ امتیازی از صدر جدول برکنار میشدم، هرگز این پول را دریافت نمیکردم و با این حال با برکناری من تصرف اشتباهی از سوی هیئت مدیره به وقوع پیوست. با این وجود، برای مربیان بعدی پرداختهای بسیار سنگینتری صورت گرفت در حالی که من تنها در ۸ هفته ابتدایی یک باخت داشتم و مربی جدید در ادامه چهار باخت متقبل شد.
بیشتر بخوانید: واکنش اصولی سرمربی پرسپولیس به یک شعار مشکوک!