ایجاد یک فیلم با کیفیت بالا کار سادهای نیست، چه برسد به ایجاد سه اثر سینمایی کامل و متصل که در کنار هم داستانی جامع را روایت کنند. بسیاری از سهگانهها با آرزو و امیدی شروع میشوند اما به دلیل ناتوانی در ارائه دنبالهای قوی یا پایانی ناامیدکننده بدون شک از جذابیت خود دور میشوند. در این مقاله، به بررسی ۱۰ سهگانه سینمایی برتر میپردازیم که از این تلهها دوری کرده و هر یک از فیلمها بهصورت طبیعی بر پایه اثر قبلی خود بنا شدهاند.
۱۰. سه گانه «پیش از» (Before Trilogy)
سهگانه «پیش از» شامل فیلمهای پیش از طلوع (Before Sunrise)، پیش از غروب (Before Sunset) و پیش از نیمه شب (Before Midnight) است که داستان زندگی جسی (اتان هاوک) و سلین (ژولی دلپی) را در طول ۱۸ سال روایت میکند. این فیلمها با فاصلهای ۹ ساله از یکدیگر تولید شدند و به بلوغ شخصیتها در زمان واقعی پرداختهاند. «پیش از طلوع» با یک داستان عاشقانه رویایی در وین آغاز و به آشنایی دو نفر و عشق آنها میانجامد. «پیش از غروب» احساس جدایی و دلتنگی آنها را پس از ۹ سال نشان میدهد و «پیش از نیمه شب» واقعیتهای چالشبرانگیز زندگی مشترکشان پس از سالها را به تصویر میکشد. این سهگانه یکی از واقعیترین و عمیقترین بازنماییهای یک رابطه انسانی در دنیای سینما محسوب میشود که از ایدئالیستهای جوانی تا دشواریهای حفظ زندگی مشترک را به خوبی بررسی میکند.
۹. سه گانه «کاپیتان آمریکا» (Captain America)
کاپیتان آمریکا یکی از بهترین سهگانههای سینمایی است که در هر قسمت خود با تغییر ژانر، تجربهای جدید ارائه میدهد. اولین انتقامجو (The First Avenger) داستان ریشهای یک ابرقهرمان در خلال جنگ جهانی دوم را روایت میکند. سرباز زمستان (Winter Soldier) به یک تریلر جاسوسی هیجانانگیز در دنیای سینمایی مارول تبدیل میشود که با پیچشهای داستانی غیرقابل پیشبینی و سکانسهای اکشنی فوقالعاده همراه است. در نهایت، جنگ داخلی (Civil War) با نزاع تمامی اعضای انتقامجویان بر سر اختلافات سیاسی، اوج قوت و جذابیت را به نمایش میگذارد. سیر تحول استیو راجرز (کریس ایوانز) از فردی ملیگرا به کسی که برای عقایدش در برابر مراجع خود میایستد، بدون اینکه ایدهآلگراییاش را از دست بدهد، از نقاط قوت این مجموعه به شمار میرود.
۸. سه گانه «ایندیانا جونز» (Indiana Jones)
سهگانه اصلی ایندیانا جونز بهعنوان الگوی اصلی فیلمهای ماجراجویی مدرن شناخته میشود. فیلم اول ایندیانا جونز (هریسون فورد) را بهعنوان یک استاد باستانشناسی معرفی میکند که در اوقات فراغت خود با نازیها در نبرد است و به دنبال گنجینههای باستانی میگردد. این مجموعه با ترکیبی بینقص از اکشن، کمدی، رمز و راز و فانتزی، هر بار به تضاد و عظمت داستان خود افزوده است. صحنههای تعقیب و گریز با تخته سنگ در مهاجمان صندوق گمشده (Raiders of the Lost Ark)، تعقیب در واگن معدن در معبد مرگ (Temple of Doom) و سه آزمایش نهایی در آخرین جنگ صلیبی (Last Crusade) از صحنههای بهیادماندنی این سهگانه هستند. این آثار ترکیبی از ماجراجوییهای اکشن بینقص را به نمایش میگذارد که متاسفانه دنبالههای پیشین آن، پایان زیبای آن را تحتالشعاع قرار دادهاند.
۷. سه گانه «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (How to Train Your Dragon)
مدل عاطفی سهگانه چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم نشان میدهد که استودیو دریمورکس نیز قابلیت رقابت با پیکسار را داراست. فیلم اول داستان هیکاپ را روایت میکند، پسر لاغر رئیس قبیله وایکینگها که با یک اژدها به نام بیدندان دوست میشود. این سهگانه به داستانی صمیمانه درباره پیوند این دو و تلاش آنها برای معرفی صلحآمیز بودن اژدهاها تبدیل میشود. دنیای پنهان (The Hidden World) این روایت را با پایانی تلخ و شیرین به پایان میرساند، جایی که هیکاپ تلاش میکند اژدهایان را به دنیای پنهان ببرد، حتی اگر به معنای جدا شدن از بیدندان باشد. این پایان بالغانه به کودکان آموزش میدهد که گاهی عشق واقعی به معنی رها کردن دیگری است.
۶. سه گانه اصلی «جنگ ستارگان» (Star Wars Original Trilogy)
سهگانه ابتدایی جنگ ستارگان با آثار امیدی تازه (A New Hope)، امپراتوری ضربه میزند (The Empire Strikes Back) و بازگشت جدای (Return of the Jedi) اولین سهگانه بلاکباستری بود که داستانسرایی پیوسته را در سطح جهانی تسری داد. «امیدی تازه» یک ماجراجویی فانتزی-فضایی بینقص را ارائه میدهد و «امپراتوری ضربه میزند» بهعنوان بهترین فیلم جنگ ستارگان و یکی از برترین دنبالههای تاریخ شناخته میشود، با اکشن دیوانهکننده و پیچش داستانی معروفش، مسیر فرنچایز را دستخوش تغییرات عمدهای کرد. «بازگشت جدای» با مسئولیت به پایان رساندن داستان، با نمایش رستگاری دارت ویدر و پیروزی لوک اسکایواکر (مارک همیل) از طریق شفقت بهجای خشونت، این وظیفه را با موفقیت به انجام میرساند. این سهگانه با جلوههای ویژه مبتکرانه و دنیاسازی فوقالعاده، یکی از رضایتبخشترین سفرهای قهرمانی را در تاریخ سینما به ارمغان میآورد.
۵. سه گانه «داستان اسباببازی» (Toy Story)
مقدمه نخستین داستان اسباببازی به سرعت به دل مخاطب نشست: چه میشود اگر اسباببازیها در غیاب شما زنده شوند؟ این سهگانه شخصیتیهایی چون وودی و باز لایتیر را معرفی میکند که به نمادهایی محبوب تبدیل گشتهاند. فیلم نخست داستانی پیچیده و عمیق درباره حسادت و هویت را روایت میکند که مخاطبان از هر دو گروه سنی با آن ارتباط برقرار میکنند. قسمت دوم، موفقیت قسمت اول را گسترش داده و شخصیتهای جدیدی را به داستان میافزاید. قسمت سوم بهطور قطع بزرگترین و کاملترین فیلم این مجموعه است. در این فیلم، اندی از کودکی به بزرگسالی میرسد و مخاطبان که با او بزرگ شدهاند، شاهد پایان داستان هستند. پنج دقیقه پایانی این فیلم، با آخرین بازی اندی و واگذاری اسباببازیها به بانی، لحظاتی تأثیرگذار را رقم میزند.
۴. سه گانه «نگهبانان کهکشان» (Guardians of the Galaxy)
سهگانه نگهبانان کهکشان با بهترین شکل جنبههای عجیب و غریب دنیای سینمایی مارول را به تصویر میکشد. این مجموعه بهطور completo نتیجهٔ کار جیمز گان است و با گروهی نامنظم اما با روابط نزدیک، موسیقی متن فوقالعاده و طنز بینظیر، در زمرهٔ خندهدارترین فیلمهای MCU قرار میگیرد. جلد ۳ با تمرکز بر درد و گذشتهٔ راکت، سیاهترین و احساسیترین قسمت این سهگانه است. این فیلم پایانی عالی و زیرکانه برای این مجموعه به حساب میآید؛ پیتر کوییل (کریس پرت) از نگهبانان جدا و به زندگی عادی در زمین بازمیگردد، در حالی که رابطهٔ او و گامورا (زوئی سالدانا) مطابق انتظارات نمیشود، چرا که گامورای فعلی هیچگونه یادآوری از پیتر ندارد.
۳. سه گانه «ارباب حلقهها» (The Lord of the Rings)
سهگانه ارباب حلقهها بهطور گسترده یکی از بزرگترین سهگانههای تاریخ سینما به شمار میرود. استودیو نیو لاین سینما با پذیرش ساخت همزمان سه فیلم، ریسک بزرگی را به جان خرید. پیتر جکسون، کارگردانی که خود یکی از طرفداران پرشور منبع اصلی است، نقشی حیاتی در این موفقیت ایفا کرد. موسیقی حماسی هاوارد شور، انتخاب بازیگران براساس شایستگی و نه شهرت، و تکنیکهای نوآورانه فیلمبرداری شامل نماهای پرسپکتیو اجباری، مینیاتورها و جلوههای ویژه کامپیوتری، همگی در خلق یک اثر بینظیر موثر بودند. این مجموعه با گذشت سالها همچنان از نظر بصری و داستانی خیرهکننده و بیرقیب باقی مانده است.
۲. سه گانه «مرد عنکبوتی» سم ریمی (Sam Raimi’s Spider-Man)
سهگانه مرد عنکبوتی به کارگردانی سم ریمی بدون تردید از بهترین سهگانههای مارول به شمار میرود، زیرا به ماهیت افسانهای اسپایدرمن وفادار مانده است. پیتر پارکر (توبی مگوایر) در این فیلمها با چالشهای زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکند؛ از پرداخت اجاره تا نمرات پایین در نتیجهٔ مسئولیتهایش بهعنوان مرد عنکبوتی. ریمی به خوبی درک میکند که جوهر اسپایدرمن در جنگ مداوم او با مشکلات زندگی نهفته است. این سهگانه مملو از شخصیتهای شرور برجسته و نیویورک بهعنوان یک شخصیت زنده به تصویر کشیده شده است. لحظات کوچک اما عمیق انسانی، مانند ایستادگی جی. جونا جیمسون (جی کی سیمونز) در برابر گرین گابلین (ویلیام دفو) یا دفاع مردم از هویت مرد عنکبوتی در قطار، روح همدلی این آثار را نمایان میسازد. حتی با وجود نکات ضعف در مرد عنکبوتی ۳، این سهگانه همچنان یکی از برترین آثار ابرقهرمانی تاریخ محسوب میشود.
۱. سه گانه «سیاره میمونها» (Planet of the Apes)
سهگانه سیاره میمونها یکی از شگفتانگیزترین آثار سینما به شمار میآید که هر قسمت آن از گذشتهٔ خود هم بهتر شده است. خیزش سیاره میمونها (Rise of the Planet of the Apes) سزار (با بازی اندی سرکیس) را بهعنوان یک شامپانزه فوقهوشمند معرفی میکند که پس از بزرگ شدن در خانه انسانها و تجربهٔ سوءاستفاده، انقلاب میمونها را آغاز میکند. کاریزمای سزار و فریاد «نه!» او به یک لحظهٔ بهیادماندنی در تاریخ سینما تبدیل شده است. این آثار دارای جلوههای بصری، سکانسهای اکشن قوی و عمق احساسی در سطح بسیار بالایی هستند. سزار با وجود ظلمهای بیشماری که انسانها به میمونها روا داشتهاند، همواره از آنان دفاع میکند. جنگ سیاره میمونها (War for the Planet of the Apes) این سهگانه را در دنیایی که نوع بشر تقریباً نابود شده، به پایان میرساند و سزار را به یکی از شخصیتهای اصلی و نمادین تاریخ سینما تبدیل میکند.









