کد خبر 687360
۱۴۰۵/۰۶/۱۰ ۱۵:۴۳

پس از حمله به لارک؛ ایران و ایالات متحده تا چه حد پیش خواهند رفت؟

ساعت 24 - یکی از کارشناسان حوزه بین‌الملل بر این نکته تأکید دارد که چالش اساسی زمانی ظهور می‌کند که موقعیت فرسایشی به مدت طولانی ادامه یابد. استمرار وضعیت نه جنگ و نه صلح، هرچند که در کوتاه‌مدت فضای مانور فراهم می‌سازد، اما به‌طور مداوم در بلندمدت هزینه‌هایی برای رشد تجارت و تعاملات اقتصادی به ارمغان خواهد آورد.
پس از حمله به لارک؛ ایران و آمریکا تا کجا پیش می‌روند؟

فرارو- در شرایط فعلی که روابط ایران و ایالات متحده در یک وضعیت مبهم به‌نام «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد، اقدام اخیر ارتش آمریکا در شب هشتم شهریور علیه تأسیسات دفاعی جزیره لارک در تنگه هرمز و بعد از آن، عملیات موشکی و پهپادی سپاه پاسداران علیه پایگاه‌های آمریکایی ملک‌حسین و الازرق در اردن، بار دیگر آسیب‌پذیری این موازنه را روشن ساخت. این تحولات میدانی به وضوح نشان داد که نه‌تنها افق دیپلماسی در وضعیت نامشخصی قرار دارد، بلکه مشخص کردن یک چارچوب معتبر برای سیاست‌های استراتژیک کاخ سفید در برابر تهران نیز دشوارتر شده است.

به گزارش فرارو، تنگه هرمز به یکی از ابزارهای کلیدی ایران برای حفظ تعادل راهبردی و افزایش قدرت چانه‌زنی در برابر فشارهای واشنگتن تبدیل شده است. با وجود این، افزایش تنش‌های اطراف و پیامدهای احتمالی آن بر زنجیره تأمین انرژی، تأثیرات مستقیمی بر فضای اقتصادی و بین‌المللی منطقه برقرار می‌سازد.

سؤال اساسی این است که آیا حملات اخیر در جزیره لارک تنها یک تبادل آتش محدود و کنترل‌شده بوده است، یا اینکه نشانه‌ای از شیفت به سمت الگوی درگیری جامع‌تر میان ایران و آمریکا خواهد بود؟

علی‌اصغر زرگر، تحلیلگر مسائل بین‌الملل و استاد علوم سیاسی، در گفت‌وگو با فرارو ابعاد این تقابل را بررسی کرده است.

تحولات تهران و واشنگتن باید بر مبنای تصمیمات کاخ‌سفید تحلیل شود

علی اصغر زرگر علی‌اصغر زرگر درباره وضعیت کنونی روابط ایران و ایالات متحده بیان کرد: «این روزها بیش از هر زمان دیگری روشن است که تحلیل آینده روابط تهران و واشنگتن، تنها با بررسی اقدامات ایران کافی نیست. در این راستا، تحولات درونی ساختار قدرت آمریکا و رویکردهای سیاسی دونالد ترامپ باید با دقت مورد توجه قرار گیرد.»

او ادامه داد: «رویکرد رفتاری ترامپ بر اساس حداکثرسازی امتیازات شکل‌گرفته و موضوع ایران به منزله پلتفرمی برای دستیابی به دستاوردهای سیاسی در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی به حساب می‌آید.»

این کارشناس افزود: «در چنین اوضاعی، تحرکات واشنگتن نمی‌توانند صرفاً در چهارچوب یک استراتژی خطی و بلندمدت ارزیابی شوند. بخشی از این اقدامات به منظور افزایش فشار، بخشی دیگر با هدف هدایت ایران به میز مذاکره و برخی نیز به‌منظور اقناع افکار عمومی آمریکایی به اجرا در می‌آیند

زرگر در اشاره به وضعیت بن‌بست‌های موجود گفت: «انجماد در افق مذاکرات اهمیت ویژه‌ای دارد. هم‌اکنون مشخص کردن اینکه آیا کاخ سفید به دنبال توافقی مشخص است، یا در تلاش برای تحمیل شروط جدید، یا اینکه قصد دگرگونی بنیادین وضعیت موجود را دارد، دشوار است؛ این بلاتکلیفی، آسیب‌پذیری منطقه را به‌طوری جدی افزایش می‌دهد

تنگه هرمز؛ ابزار بازدارندگی با خطرات ماندگار

این استاد علوم سیاسی به بررسی اهمیت راهبردی تنگه هرمز پرداخت و اظهار داشت: «ایران با در اختیار داشتن یک مؤلفه ژئوپلیتیکی حیاتی یعنی کنترل بر تنگه هرمز، برخوردار است. اهمیت این آبراه تنها به دلیل ویژگی‌های جغرافیایی‌اش نیست، بلکه چون شریان حیاتی انتقال انرژی جهانی به حساب می‌آید و هر گونه اختلال در آن، بازارهای جهانی و امنیت را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

او ادامه داد: «ایران از این مزیت به‌خوبی آگاه است و در مقابل فشارهای تجاری، نفتی و محدودیت‌های بانکی تلاش می‌کند از موقعیت دریایی‌اش به‌عنوان برگ برنده و ابزار چانه‌زنی استفاده کند.»

زرگر اضافه کرد: «افزایش فشارها یا اختلال در حرکت‌های دریایی در واقع به معنای ارسال سیگنال راهبردی به دنیا است که ایران به‌خوبی قادر به ایجاد تعادل در برابر فشارهای یک‌جانبه واشنگتن می‌باشد؛ هرچند این وضعیت به‌هیچ‌وجه به معنی ورود به یک جنگ فراگیر نیست

این تحلیلگر بین‌الملل تصریح کرد: «چالش‌های واقعی زمانی به وجود می‌آید که فضای تنش‌زا به حالت فرسایشی درآید. ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح هر چند در کوتاه‌مدت فضا را قابل مدیریت می‌کند، اما در درازمدت ممکن است هزینه‌های سنگینی در عرصه تجارت و مبادلات اقتصادی به بار آورد

او تأکید کرد: «هرچه عدم‌قطعیت در خلیج فارس بیشتر شود، هزینه‌های بیمه دریایی و لجستیک تجاری نیز به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد؛ بنابراین، تنگه هرمز به‌طور همزمان به عنوان ابزاری برای موازنه و عاملی پرریسک عمل می‌کند که نیازمند مدیریت دقیق پیامدهای اقتصادی است.

وقایع لارک؛ آزمایش مهار تنش یا آغاز درگیری وسیع؟

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل درباره جوانب میدانی حادثه لارک بیان کرد: «تجاوز اخیر آمریکا به مواضع موجود در جزیره لارک و پاسخ موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکایی، نشان‌دهنده سطح بالای آماده‌باش و وضعیت شکننده کنونی است. وقوع برخوردهای محلی بین نیروهای نظامی حاضر در این منطقه در این شرایط از تنش دور از انتظار نیست.»

او ادامه داد: «نوع درگیری‌ها نشان می‌دهد که هدف ابتدایی طراحی یک جنگ گسترده نبوده است، اما در فضای پرتنش، همواره این احتمال وجود دارد که محاسبات اشتباه و عدم کنترل یک واقعه محدود، طرفین را به سوی یک درگیری غیرمنتظره سوق دهد

زرگر در خصوص تعاملات دو طرف خاطرنشان کرد: «ترامپ با اتکا به اهرم‌های امنیتی و اقتصادی درصدد وادار کردن ایران به پذیرش شرایط خود است؛ در مقابل، ایران کوشیده است با نمایش قدرت پاسخ متقابل، هزینه هرگونه فشار یک‌جانبه را افزایش داده و از شکل‌گیری یک روند نامتعادل جلوگیری کند.»

او در نهایت تأکید کرد: «ادامه این فرآیند به شکل نامحدود امکان‌پذیر نیست؛ اگر محدودیت‌های ترانزیتی افزایش یابد، هزینه‌ها به شدت بالا خواهد رفت. هنر دیپلماسی در این مقطع حفظ قدرت بازدارندگی بدون ایجاد هزینه‌های فرسایشی اقتصادی است تا تنگه هرمز به عنوان یک برگ برنده ژئوپلیتیک باقی بماند و کارکرد خود را حفظ کند.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.