قدرتنمایی شرق در برابر انحصار دلار؛ فرصت ایران در شانگهای
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، جهان در سالهای اخیر بهتدریج از نظم تکقطبی فاصله گرفته است؛ نظمی که در آن آمریکا نهتنها بزرگترین قدرت سیاسی و نظامی جهان، بلکه محور اصلی نظام مالی بینالمللی و دلار، مهمترین ابزار اعمال قدرت اقتصادی بود. اکنون اما ظهور و گسترش ائتلافها و سازمانهایی مانند سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد مرکز ثقل اقتصاد جهانی با سرعت بیشتری به سمت آسیا و اوراسیا در حال حرکت است.
سازمان همکاری شانگهای البته یک ائتلاف نظامی ضدآمریکایی نیست و اعضای آن نیز در همه مسائل سیاسی و اقتصادی دیدگاه یکسانی ندارند، اما گردهم آمدن چین، روسیه، هند، ایران و کشورهای مهم آسیای مرکزی در یک چارچوب مشترک، بهخودیخود نشانهای از تغییر در هندسه قدرت جهانی است. مجموعهای که میلیاردها نفر جمعیت، بخش بزرگی از بازارهای مصرف، ذخایر عظیم انرژی و چند قدرت بزرگ اقتصادی جهان را در کنار یکدیگر قرار داده، نمیتواند در معادلات آینده جهان بیتاثیر باشد.
اهمیت شانگهای برای ایران نیز تنها در سطح سیاسی خلاصه نمیشود. برای کشوری که سالها با تحریمهای مالی آمریکا و محدودیتهای ناشی از سلطه دلار مواجه بوده، توسعه همکاری با قدرتهای بزرگ آسیایی و ایجاد مسیرهای تازه برای تجارت، انرژی و مبادلات مالی میتواند بخشی از فشار تحریمها را کاهش دهد.
باشگاه قدرتهای بزرگ اوراسیا
سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ با حضور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان شکل گرفت. این سازمان در ادامه مسیر توسعه خود، هند و پاکستان را در سال ۲۰۱۷، ایران را در سال ۲۰۲۳ و بلاروس را در سال ۲۰۲۴ به جمع اعضای کامل اضافه کرد و اکنون ۱۰ عضو اصلی دارد.
فهرست اعضا بهتنهایی نشان میدهد چرا شانگهای به یکی از مهمترین سازمانهای جهان تبدیل شده است. چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است؛ هند یکی از سریعترین اقتصادهای بزرگ در حال رشد جهان به شمار میرود؛ روسیه یک قدرت بزرگ انرژی و نظامی است و ایران نیز در قلب یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان قرار دارد.
در کنار این کشورها، قزاقستان و کشورهای آسیای مرکزی نیز از نظر انرژی، مواد معدنی، موقعیت ترانزیتی و اتصال شرق و غرب اهمیت فراوانی دارند. پاکستان با جمعیت عظیم خود و بلاروس با پیوندهای اقتصادی و ژئوپلیتیکیاش با روسیه نیز بر گستره این سازمان افزودهاند.
شانگهای علاوه بر اعضای اصلی، شبکه گستردهای از کشورهای ناظر و شرکای گفتوگو دارد. بر اساس اطلاعات رسمی، افغانستان و مغولستان ناظر هستند و ۱۵ کشور نیز در جایگاه شریک گفتوگو با سازمان همکاری دارند.
بنابراین، شانگهای را نباید صرفاً مجموعهای از چند کشور آسیایی دانست. این سازمان اکنون به بستری برای نزدیک شدن بخش بزرگی از کشورهای اوراسیا، خاورمیانه و جنوب آسیا تبدیل شده است.
میلیاردها نفر و یک بازار عظیم
یکی از مهمترین شاخصهای قدرت شانگهای، جمعیت اعضای آن است. چین و هند بهتنهایی بیش از یکسوم جمعیت جهان را در خود جای دادهاند و با اضافه شدن پاکستان، روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی، شانگهای به مجموعهای با بیش از سه میلیارد نفر جمعیت تبدیل میشود. در مجموع جمعیت کشورهای عضو، حدود ۳.۴۶ میلیارد نفر معادل ۴۲ درصد جمعیت جهان است.
این عدد تنها یک آمار جمعیتی نیست؛ پشت آن بازاری عظیم قرار دارد. بازاری که از کارخانههای چین و مراکز فناوری هند تا منابع انرژی روسیه و ایران و مسیرهای تجاری آسیای مرکزی را در بر میگیرد.
در اقتصاد امروز جهان، قدرت فقط به میزان تولید ناخالص داخلی خلاصه نمیشود بلکه جمعیت، بازار مصرف، ظرفیت صنعتی، منابع طبیعی، فناوری، مسیرهای حملونقل و دسترسی به انرژی، همگی در شکلگیری قدرت اقتصادی نقش دارند. از این منظر، شانگهای مجموعهای کمنظیر از این ظرفیتها را در اختیار دارد.
اگر تولید ناخالص داخلی اسمی اعضای سازمان محاسبه شود، سهم بزرگی از اقتصاد جهان در این مجموعه قرار میگیرد و چین بهعنوان موتور اصلی اقتصاد شانگهای، بخش عمده این وزن را تامین میکند. برآوردهای اقتصادی مختلف نشان میدهد که اعضای سازمان در مجموع حدود یکچهارم اقتصاد جهانی را در اختیار دارند، اما اگر تولید بر اساس برابری قدرت خرید سنجیده شود، وزن اقتصادهای آسیایی و در نتیجه سهم شانگهای از اقتصاد جهان بهمراتب بیشتر خواهد بود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. اقتصادهای غربی ممکن است همچنان در تولید ناخالص داخلی اسمی سهم بالایی داشته باشند، اما بخش مهمی از تولید صنعتی، مصرف انرژی، جمعیت و ظرفیت رشد اقتصادی جهان اکنون در آسیا متمرکز شده است. به همین دلیل است که آینده اقتصاد جهانی، بیش از گذشته، در پکن، دهلی، مسکو و دیگر مراکز اقتصادی آسیا رقم خواهد خورد.
بر اساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، حدود ۲۶.۸ تریلیون دلار بوده است. پیشبینی برای سال ۲۰۲۶ افزایش تا ۳۵ درصد از تولید ناخالص جهان است.
ترکیب اقتصادی کشورهای عضو این سازمان، در حال نزدیک شدن به گروه ۷ با سهم حدود ۴۰-۴۵ درصد از اقتصاد جهانی است و اگر روند کنونی ادامه یابد، تا اوایل دهه ۲۰۳۰، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از نظر وزن اقتصادی با کشورهای عضو گروه ۷ برابری خواهد کرد.
قدرتی که از زیر زمین میآید
یکی دیگر از مهمترین مؤلفههای قدرت سازمان همکاری شانگهای، انرژی است. روسیه و ایران بهتنهایی دو غول بزرگ گازی جهان محسوب میشوند. روسیه یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان است و ایران نیز در میان کشورهای دارای بزرگترین ذخایر گازی جهان قرار دارد.
در حوزه نفت نیز ایران، روسیه و قزاقستان ظرفیت بسیار بزرگی در اختیار دارند. چین نیز اگرچه صادرکننده بزرگ نفت نیست، اما بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان، نقشی تعیینکننده در بازار جهانی نفت دارد.
این ترکیب، معادلهای ویژه ایجاد کرده است. در یک سوی سازمان، تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز قرار دارند و در سوی دیگر، بزرگترین بازارهای مصرف انرژی جهان.
چین و هند به انرژی نیاز دارند؛ روسیه، ایران و کشورهای آسیای مرکزی منابع عظیم انرژی در اختیار دارند و همین مسئله میتواند همکاری اقتصادی میان اعضا را از سطح سیاسی فراتر ببرد و به یک ضرورت راهبردی تبدیل کند.
البته نمیتوان گفت تمامی ذخایر انرژی اعضای شانگهای بهصورت مشترک یا در قالب یک سیاست واحد اداره میشود. هر کشور سیاست انرژی مستقل خود را دارد و رقابت میان اعضا نیز وجود دارد اما واقعیت این است که حضور همزمان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ انرژی در یک چارچوب همکاری، ظرفیت ایجاد ترتیبات جدید در بازار انرژی را افزایش میدهد.
در جهانی که انرژی همچنان یکی از ابزارهای اصلی قدرت است، این ظرفیت برای شانگهای یک مزیت راهبردی به شمار میرود.ایران و روسیه در مجموع حدود ۴۰ درصد از ذخایر گاز جهان را در اختیار دارند.
شانگهای علیه دلار
افزون بر این مزیتها، بحث کاهش نقش دلار یکی از مهمترین محورهایی است که نام سازمانهایی مانند شانگهای را بر سر زبانها انداخته است. دلار آمریکا فقط یک پول ملی نیست؛ ستون اصلی بخش بزرگی از نظام مالی بینالمللی است. حجم بزرگی از تجارت جهانی، ذخایر ارزی بانکهای مرکزی و مبادلات بینالمللی با دلار انجام میشود.
همین موقعیت، به آمریکا قدرتی فراتر از مرزهای خود داده است. وقتی یک کشور به شبکه مالی دلاری وابسته باشد، تحریم شدن از سوی آمریکا میتواند هزینههای سنگینی برای تجارت و اقتصاد آن ایجاد کند. محدودیت دسترسی به بانکها، دشوار شدن انتقال پول و نگرانی شرکتها از تحریمهای ثانویه، از جمله ابزارهایی هستند که قدرت اقتصادی آمریکا را افزایش دادهاند.
به همین دلیل، بسیاری از کشورها که حتی تحت تحریمهای آمریکا قرار ندارند، اگرچه بهدنبال حذف کامل دلار نیستند اما میخواهند وابستگی مطلق خود به آن را کاهش دهند.
در سازمان همکاری شانگهای نیز این موضوع بهطور رسمی در دستور کار قرار گرفته است. نقشه راه افزایش تدریجی سهم ارزهای ملی در تسویههای متقابل میان اعضا از سال ۲۰۲۲ تصویب شد و سازمان همچنان سازوکارهای افزایش استفاده از ارزهای ملی و توسعه سیستمهای پرداخت و تسویه را دنبال میکند.
این مسئله شاید در ظاهر یک موضوع بانکی به نظر برسد اما در واقع به یکی از مهمترین میدانهای رقابت قدرت در جهان تبدیل شده است.
اگر چین بتواند بخشی از تجارت خود را با یوان انجام دهد، اگر روسیه و چین بخش بیشتری از مبادلات خود را با ارزهای ملی تسویه کنند و اگر کشورهای دیگر نیز سازوکارهای مشابهی ایجاد کنند، سهم دلار در بخشی از تجارت کاهش پیدا میکند.
مقامهای سازمان همکاری شانگهای نیز پیشتر تاکید کردهاند که دلار بهشدت در نظامهای پولی جهان ادغام شده و کنار گذاشتن آن فرایندی پیچیده و زمانبر است؛ با این حال، مسیر افزایش استفاده از ارزهای ملی، بهویژه در مبادلات دوجانبه، در حال پیگیری است.
بنابراین، تصویر واقعبینانه این نیست که شانگهای فردا دلار را کنار خواهد زد. واقعیت این است که جهان به سمت چندارزی شدن تدریجی حرکت میکند. دلار ممکن است همچنان مهمترین ارز بینالمللی باقی بماند اما دیگر تنها گزینهای نیست که کشورها به آن فکر میکنند.
مکانیسمهای کاهش هژمونی دلار
اجلاس تیانجین که اول سپتامبر ۲۰۲۵ برگزار شد با صدور بیانیه تیانجین، فصل تازهای در فرایند دلارزدایی گشود.
افزایش استفاده از ارزهای ملی، نقشه راه برای افزایش تدریجی سهم ارزهای ملی در تسویه تجاری میان اعضا بود که در سال ۲۰۲۲ در سمرقتند تصویب و در تیانجین تکمیل شد.
همچنین مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد برای توسعه تجارت با ارزهای ملی و ایجاد زیرساختهای مالی دیجیتال مشترک را در اجلاس ۲۰۲۵ بیان کرد.
تاسیس بانک توسعه کشورهای عضور سازمان همکاری شانگهای، برای تامین مالی پروژههای زیرساختی بدون نیاز به سیستم مالی غربی و امکان انتشار اوراق قرضه و تامین مالی مستقل از بانک جهانی از دیگر تصمیمات اعضا برای کاهش هژمونی دلار بود.
اتصال تدریجی بانکهای ایرانی به انجمن بانکی و ایجاد شبکه پرداخت مستقل از سوئیفت (SWIFT)نیز در همین مسیر بود.
از نمونههای عملی دلارزدایی نیز میتوان به صادرات نفت ایران به چین و تسویه ۹۰ درصد آن به یوآن و معاملات چین و روسیه با حذف دلار اشاره کرد.
چین، روسیه و هند؛ سه ضلع متفاوت یک قدرت بزرگ
یکی از ویژگیهای مهم شانگهای، حضور همزمان کشورهایی است که اگرچه در برابر یکجانبهگرایی غرب مواضع مشترکی دارند اما منافع کاملا یکسانی ندارند.
چین و روسیه روابط راهبردی نزدیکی دارند و هر دو بر تقویت نظم چندقطبی تاکید میکنند. در نشست گذشته سازمان همکاری شانگهای نیز رهبران دو کشور بر همکاری برای اصلاح ساختار حکمرانی جهانی و حرکت به سوی جهانی چندقطبی تاکید کردند.
هند اما رابطه متفاوتی با غرب دارد و همزمان با عضویت فعال در شانگهای، همکاریهای گستردهای با آمریکا و کشورهای غربی نیز دنبال میکند.
همین تفاوتها نشان میدهد که شانگهای یک بلوک یکپارچه مانند ناتو نیست. اعضای آن درباره همه مسائل اتفاق نظر ندارند و حتی در برخی حوزهها رقیب یکدیگر محسوب میشوند اما دقیقا همین مسئله میتواند یکی از ویژگیهای نظم جدید جهان باشد؛ جهانی که در آن کشورها مجبور نیستند تنها در یک اردوگاه قرار بگیرند.
هند میتواند با آمریکا همکاری کند و همزمان عضو شانگهای باشد. کشورهای آسیای مرکزی میتوانند با روسیه و چین همکاری کنند و در عین حال روابط اقتصادی خود با اروپا را توسعه دهند.
این همان چیزی است که قدرت آمریکا را بهتدریج با چالش مواجه میکند. کاهش اجبار کشورها برای انتخاب میان شرق یا غرب.
مسئله مهمتر، کاهش انحصار قدرت است. جهان امروز دیگر جهان دهه ۱۹۹۰ نیست؛ زمانی که پس از فروپاشی شوروی، آمریکا بدون رقیب جدی در بسیاری از عرصههای جهانی حضور داشت.
اکنون چین به یک قدرت اقتصادی و فناوری بزرگ تبدیل شده، هند در حال رشد است، روسیه همچنان یک بازیگر مهم انرژی و نظامی محسوب میشود و کشورهای دیگری مانند ایران، برزیل و قدرتهای منطقهای نیز تلاش میکنند نقش مستقلتری ایفا کنند.
و شانگهای یکی از نمادهای این تغییر است.
نشست اخیر این سازمان در قرقیزستان نیز با حضور رهبران چین، روسیه، هند، ایران و دیگر کشورها برگزار شد؛ نشستی که بار دیگر توجهها را به نقش این مجموعه در شکلگیری موازنههای جدید جهانی جلب کرد.
ایران و فرصت خروج از بنبستهای تحریمی
برای ایران، اهمیت شانگهای شاید بیش از هر چیز در فرصتهای اقتصادی آن باشد. ایران سالها با محدودیتهای ناشی از تحریمهای آمریکا مواجه بوده است. تحریمها نهتنها فروش نفت، بلکه انتقال پول، بیمه، حملونقل و همکاری بانکی را نیز تحت تاثیر قرار دادهاند.
در چنین شرایطی، عضویت در سازمانی که چین، روسیه، هند و بسیاری از کشورهای مهم منطقه در آن حضور دارند، میتواند ظرفیتهای تازهای ایجاد کند.
نخستین فرصت، گسترش تجارت با ارزهای ملی است. هرچه ایران بتواند بخش بیشتری از تجارت خود با شرکای بزرگ را خارج از مدار دلار انجام دهد، یکی از ابزارهای فشار تحریمی آمریکا کماثرتر خواهد شد. حضور بانک مرکزی ایران در گفتوگوهای مربوط به گسترش تسویه با ارزهای ملی نیز نشان میدهد تهران به این مسیر توجه دارد.
فرصت دوم، گسترش کریدورهای ترانزیتی است. ایران در نقطهای قرار گرفته که میتواند شمال و جنوب و شرق و غرب را به یکدیگر متصل کند. اتصال روسیه به آبهای جنوبی، ارتباط آسیای مرکزی با خلیج فارس و پیوند مسیرهای چین و هند با بازارهای منطقه، همگی ظرفیتهایی هستند که میتوانند جایگاه ایران را در اقتصاد اوراسیا افزایش دهند.
فرصت سوم، بازار انرژی است. ایران دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است و در عین حال، چین و هند از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان محسوب میشوند. عضویت فعالتر ایران در ترتیبات اقتصادی و انرژی شانگهای میتواند به تثبیت بازارهای صادراتی و ایجاد سازوکارهای جدید همکاری کمک کند.
فرصت چهارم، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی است. یکی از مشکلات اقتصاد تحریمشده، محدود شدن گزینههاست. هرچه تعداد مسیرهای تجاری، بانکی و حملونقلی ایران بیشتر شود، قدرت تحریمکننده برای مسدود کردن همه مسیرها کاهش پیدا میکند.
البته عضویت در شانگهای به معنای پایان تحریمها نیست. چین، روسیه، هند و دیگر اعضای سازمان، هر کدام منافع اقتصادی خود را دارند و همه آنها حاضر نیستند برای همکاری با ایران، هزینه نامحدود تحریمهای ثانویه آمریکا را بپردازند.
بانکها و شرکتهای بزرگ همچنان ممکن است از ترس مجازاتهای آمریکا، در همکاری با ایران احتیاط کنند. وابستگی بخش مهمی از نظام مالی جهان به دلار نیز همچنان واقعیتی مهم است. فشار واشنگتن بر شرکای تجاری ایران و تلاش برای محدود کردن مسیرهای اقتصادی تهران نیز نشان میدهد که تحریم همچنان ابزاری فعال در سیاست خارجی آمریکا است.
اما میان بیاثر شدن کامل تحریم و کاهش اثربخشی تحریم تفاوت بزرگی وجود دارد. شانگهای میتواند در گزینه دوم برای ایران اهمیت زیادی داشته باشد.
اگر ایران بتواند تجارت خود را با چین، هند، روسیه و آسیای مرکزی افزایش دهد، اگر کریدورهای حملونقل خود را توسعه دهد، اگر سازوکارهای مالی و تسویه با ارزهای ملی را عملیاتی کند و اگر همکاریهای انرژی خود را از سطح توافقهای سیاسی به پروژههای اقتصادی واقعی برساند، هزینه تحریم برای اقتصاد ایران کاهش خواهد یافت.
به بیان دیگر، شانگهای بهتنهایی تحریمها را خنثی نمیکند، اما میتواند بخشی از زیرساخت لازم برای کاهش اثر تحریمها را فراهم کند.
از عضویت سیاسی تا دستاورد اقتصادی
اکنون مهمترین مسئله برای ایران، حضور در نشستها و صدور بیانیههای سیاسی نیست. عضویت در یک سازمان زمانی ارزش اقتصادی واقعی پیدا میکند که به افزایش تجارت، سرمایهگذاری، اتصال بانکی و توسعه زیرساخت منجر شود.
ایران باید بتواند از موقعیت خود در شانگهای برای افزایش حجم تجارت با اعضا استفاده کند؛ پروژههای مشترک حملونقل و انرژی را فعال کند؛ ارتباط میان بانکها و نظامهای پرداخت را توسعه دهد و موانع داخلی تجارت و سرمایهگذاری را کاهش دهد.
در غیر این صورت، عضویت در شانگهای میتواند به یک دستاورد مهم سیاسی تبدیل شود، بدون آنکه تمام ظرفیت اقتصادی آن بالفعل شود.
واقعیت این است که سازمان همکاری شانگهای هنوز فاصله زیادی تا تبدیل شدن به یک اتحادیه اقتصادی یکپارچه مانند اتحادیه اروپا دارد زیرا اعضای آن دارای اقتصادها، منافع و حتی اختلافات سیاسی متفاوتی هستند. اما شاید قرار هم نیست شانگهای نسخه شرقی اتحادیه اروپا باشد.
نقش اصلی آن میتواند ایجاد شبکهای از همکاری باشد؛ شبکهای که کشورهای عضو از طریق آن بتوانند مسیرهای بیشتری برای تجارت، انرژی، ترانزیت و همکاری مالی ایجاد کنند.
شانگهای نمیتواند بهتنهایی زنجیر تحریمها را از پای اقتصاد ایران باز کند اما میتواند بخشی از راهی باشد که این زنجیر را کوتاهتر و قدرت فشار آن را کمتر میکند.