کد خبر 688940
۱۴۰۵/۰۶/۱۲ ۰۸:۴۹

پرچم احتیاط چینی برای ایران در دست "شی "

ساعت 24-"احتیاط چینی" شاید دقیق‌ترین توصیف برای تشریح سیاست خارجی چین در قبال ایران در این روزهای فشار و تشدید محاصره باشد که باعث بالا گرفتن انتقادات از نوع روابط تهران و پکن شده است.
شی جین

تصویر این سیاست چین را می‌توان در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک دید؛ جایی که دیدار مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ، برخلاف انتظاری که از یک شریک راهبردی در چنین مقطعی وجود داشت، کوتاه و در حاشیه نشست برگزار شد. شرکایی که مشارکت جامع راهبردی را روی میز روابط خود دارند که عالی‌ترین سطح همکاری چین با شرکا و متحدان منطقه‌ای محسوب می‌شود. 
این موضوع به سرعت در فضای مجازی بازنشر و با انتقادات گسترده همراه شد و برخی تحلیلگران و کاربران نیز برای این دیدار سرپایی، هشدار صادر کردند که نباید به سادگی از کنار چنین مساله‌ای گذشت. این انتقادات زمانی بالاتر گرفت که بخش‌هایی از گفت‌وگوی حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناظر بر روابط با چین منتشر شد. 
مرعشی در این گفت‌وگو از چهار پیش‌شرط چین برای توسعه روابط با ایران صحبت می‌کند. باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن هیچ‌گونه عوارضی، پایان دادن به اختلافات با عربستان و پایان دادن به اختلافات با آمریکا. این پیش‌شرط‌ها بلافاصله توسط دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین تکذیب شد. 
در اطلاعیه صادره آمده است: انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن توسعه روابط دو کشور به تحقق موارد مطرح‌شده، فاقد صحت است. مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریم‌های یکجانبه آمریکا نشان‌دهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.
با این حال و به‌رغم همه این انتقادات که همواره در روابط ایران و چین مطرح بوده، اهمیت ماجرا در خود کوتاهی دیدار شی و پزشکیان نیست؛ بلکه در مقایسه آن با مجموعه رفتارهای شی در ارتباط با سایر شرکای منطقه‌ای است. 
رئیس‌جمهور چین پس از اجلاس شانگهای، مستقیما راهی مصر شد؛ سفری که در میانه بحران خاورمیانه و اختلال در مسیرهای انرژی، معنای فراتر از یک سفر دوجانبه اقتصادی پیدا می‌کند. سفر به قاهره در حالی صورت می‌گیرد که سطح روابط چین و مصر یک سطح پایین‌تر از ایران است و در دسته‌بندی مشارکت راهبردی و نه مشارکت جامع راهبردی قرار می‌گیرد.
 حتی پیش از اجلاس شانگهای نیز چین در حال تقویت ارتباط خود با یکی دیگر از بازیگران مهم عربی بود. عبدالله دوم، پادشاه اردن، از ۱۸ تا ۲۴ اوت به دعوت شی به چین رفت و در پکن با رئیس‌جمهور چین درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه گفت‌وگو کرد.

این همان جایی است که مساله برای چین اهمیت پیدا می‌کند و در سیاست خارجی آن جلوه‌گر می‌شود؛ تنگه هرمز. ایران برای سال‌ها یکی از منابع مهم نفت ارزان برای پالایشگاه‌های مستقل چینی بوده است.
 اما تشدید محاصره دریایی آمریکا و اختلال در عبور نفتکش‌ها، معادله را تغییر داده است. بر اساس گزارش رویترز، واردات نفت ایران به چین که در مقاطعی به حدود ۱.۵۸‌میلیون بشکه در روز رسیده بود، در اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. مشخص است که پکن در حال مدیریت ریسک است.
 شرکت‌های کشتیرانی دولتی چین از عبور از هرمز و باب‌المندب فاصله گرفته‌اند و نفتکش‌های چینی به سمت مسیرهایی با ریسک کمتر هدایت شده‌اند. در روزهای اخیر نیز شرکت سینوپک خرید نفت روسیه را افزایش داده تا بخشی از کمبود نفت خاورمیانه را جبران کند. این رفتار، شاید روشن‌ترین نشانه از سیاست واقعی چین باشد: حمایت سیاسی از ایران، اما متنوع‌سازی اقتصادی برای مصون ماندن از پیامدهای بحران.
مساله اصلی برای پکن، انتخاب میان ایران و آمریکا نیست؛ انتخاب میان ریسک‌های مختلف است. چین نه می‌خواهد ایران را در لحظه فشار تنها بگذارد و نه می‌خواهد سرنوشت منافع انرژی و تجارت جهانی خود را به نتیجه جنگ گره بزند. ا
آنچه در رفتار اخیر شی دیده می‌شود، بیش از هر چیز یک سیاست دو لایه است: در سطح سیاسی، حمایت از ایران و مخالفت با فشار یکجانبه آمریکا و در سطح عملی، فاصله گرفتن از نقاط پرریسک بحران و حفظ گزینه‌های جایگزین. در نهایت، شاید دقیق‌ترین توصیف از سیاست چین در قبال ایران در شرایط کنونی همین باشد: نه ترک تهران، نه ورود به جنگ؛ حمایت از ایران، همراه با مدیریت فاصله.
دنیای اقتصاد

 پرچم احتیاط چینی برای ایراندر دست "شی "

 "احتیاط چینی" شاید دقیق‌ترین توصیف برای تشریح سیاست خارجی چین در قبال ایران در این روزهای فشار و تشدید محاصره باشد که باعث بالا گرفتن انتقادات از نوع روابط تهران و پکن شده است. 
تصویر این سیاست چین را می‌توان در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک دید؛ جایی که دیدار مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ، برخلاف انتظاری که از یک شریک راهبردی در چنین مقطعی وجود داشت، کوتاه و در حاشیه نشست برگزار شد. شرکایی که مشارکت جامع راهبردی را روی میز روابط خود دارند که عالی‌ترین سطح همکاری چین با شرکا و متحدان منطقه‌ای محسوب می‌شود. 
این موضوع به سرعت در فضای مجازی بازنشر و با انتقادات گسترده همراه شد و برخی تحلیلگران و کاربران نیز برای این دیدار سرپایی، هشدار صادر کردند که نباید به سادگی از کنار چنین مساله‌ای گذشت. این انتقادات زمانی بالاتر گرفت که بخش‌هایی از گفت‌وگوی حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناظر بر روابط با چین منتشر شد. 
مرعشی در این گفت‌وگو از چهار پیش‌شرط چین برای توسعه روابط با ایران صحبت می‌کند. باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن هیچ‌گونه عوارضی، پایان دادن به اختلافات با عربستان و پایان دادن به اختلافات با آمریکا. این پیش‌شرط‌ها بلافاصله توسط دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین تکذیب شد. 
در اطلاعیه صادره آمده است: انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن توسعه روابط دو کشور به تحقق موارد مطرح‌شده، فاقد صحت است. مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریم‌های یکجانبه آمریکا نشان‌دهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.
با این حال و به‌رغم همه این انتقادات که همواره در روابط ایران و چین مطرح بوده، اهمیت ماجرا در خود کوتاهی دیدار شی و پزشکیان نیست؛ بلکه در مقایسه آن با مجموعه رفتارهای شی در ارتباط با سایر شرکای منطقه‌ای است. 
رئیس‌جمهور چین پس از اجلاس شانگهای، مستقیما راهی مصر شد؛ سفری که در میانه بحران خاورمیانه و اختلال در مسیرهای انرژی، معنای فراتر از یک سفر دوجانبه اقتصادی پیدا می‌کند. سفر به قاهره در حالی صورت می‌گیرد که سطح روابط چین و مصر یک سطح پایین‌تر از ایران است و در دسته‌بندی مشارکت راهبردی و نه مشارکت جامع راهبردی قرار می‌گیرد.
 حتی پیش از اجلاس شانگهای نیز چین در حال تقویت ارتباط خود با یکی دیگر از بازیگران مهم عربی بود. عبدالله دوم، پادشاه اردن، از ۱۸ تا ۲۴ اوت به دعوت شی به چین رفت و در پکن با رئیس‌جمهور چین درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه گفت‌وگو کرد.

این همان جایی است که مساله برای چین اهمیت پیدا می‌کند و در سیاست خارجی آن جلوه‌گر می‌شود؛ تنگه هرمز. ایران برای سال‌ها یکی از منابع مهم نفت ارزان برای پالایشگاه‌های مستقل چینی بوده است.
 اما تشدید محاصره دریایی آمریکا و اختلال در عبور نفتکش‌ها، معادله را تغییر داده است. بر اساس گزارش رویترز، واردات نفت ایران به چین که در مقاطعی به حدود ۱.۵۸‌میلیون بشکه در روز رسیده بود، در اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. مشخص است که پکن در حال مدیریت ریسک است.
 شرکت‌های کشتیرانی دولتی چین از عبور از هرمز و باب‌المندب فاصله گرفته‌اند و نفتکش‌های چینی به سمت مسیرهایی با ریسک کمتر هدایت شده‌اند. در روزهای اخیر نیز شرکت سینوپک خرید نفت روسیه را افزایش داده تا بخشی از کمبود نفت خاورمیانه را جبران کند. این رفتار، شاید روشن‌ترین نشانه از سیاست واقعی چین باشد: حمایت سیاسی از ایران، اما متنوع‌سازی اقتصادی برای مصون ماندن از پیامدهای بحران.
مساله اصلی برای پکن، انتخاب میان ایران و آمریکا نیست؛ انتخاب میان ریسک‌های مختلف است. چین نه می‌خواهد ایران را در لحظه فشار تنها بگذارد و نه می‌خواهد سرنوشت منافع انرژی و تجارت جهانی خود را به نتیجه جنگ گره بزند. ا
آنچه در رفتار اخیر شی دیده می‌شود، بیش از هر چیز یک سیاست دو لایه است: در سطح سیاسی، حمایت از ایران و مخالفت با فشار یکجانبه آمریکا و در سطح عملی، فاصله گرفتن از نقاط پرریسک بحران و حفظ گزینه‌های جایگزین. در نهایت، شاید دقیق‌ترین توصیف از سیاست چین در قبال ایران در شرایط کنونی همین باشد: نه ترک تهران، نه ورود به جنگ؛ حمایت از ایران، همراه با مدیریت فاصله.
دنیای اقتصاد

پرچم احتیاط چینی برای ایراندر دست "شی "

 "احتیاط چینی" شاید دقیق‌ترین توصیف برای تشریح سیاست خارجی چین در قبال ایران در این روزهای فشار و تشدید محاصره باشد که باعث بالا گرفتن انتقادات از نوع روابط تهران و پکن شده است. 
تصویر این سیاست چین را می‌توان در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک دید؛ جایی که دیدار مسعود پزشکیان و شی جین‌پینگ، برخلاف انتظاری که از یک شریک راهبردی در چنین مقطعی وجود داشت، کوتاه و در حاشیه نشست برگزار شد. شرکایی که مشارکت جامع راهبردی را روی میز روابط خود دارند که عالی‌ترین سطح همکاری چین با شرکا و متحدان منطقه‌ای محسوب می‌شود. 
این موضوع به سرعت در فضای مجازی بازنشر و با انتقادات گسترده همراه شد و برخی تحلیلگران و کاربران نیز برای این دیدار سرپایی، هشدار صادر کردند که نباید به سادگی از کنار چنین مساله‌ای گذشت. این انتقادات زمانی بالاتر گرفت که بخش‌هایی از گفت‌وگوی حسین مرعشی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ناظر بر روابط با چین منتشر شد. 
مرعشی در این گفت‌وگو از چهار پیش‌شرط چین برای توسعه روابط با ایران صحبت می‌کند. باز کردن تنگه توسط ایران، دریافت نکردن هیچ‌گونه عوارضی، پایان دادن به اختلافات با عربستان و پایان دادن به اختلافات با آمریکا. این پیش‌شرط‌ها بلافاصله توسط دفتر نماینده ویژه ایران در امور چین تکذیب شد. 
در اطلاعیه صادره آمده است: انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن توسعه روابط دو کشور به تحقق موارد مطرح‌شده، فاقد صحت است. مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریم‌های یکجانبه آمریکا نشان‌دهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.
با این حال و به‌رغم همه این انتقادات که همواره در روابط ایران و چین مطرح بوده، اهمیت ماجرا در خود کوتاهی دیدار شی و پزشکیان نیست؛ بلکه در مقایسه آن با مجموعه رفتارهای شی در ارتباط با سایر شرکای منطقه‌ای است. 
رئیس‌جمهور چین پس از اجلاس شانگهای، مستقیما راهی مصر شد؛ سفری که در میانه بحران خاورمیانه و اختلال در مسیرهای انرژی، معنای فراتر از یک سفر دوجانبه اقتصادی پیدا می‌کند. سفر به قاهره در حالی صورت می‌گیرد که سطح روابط چین و مصر یک سطح پایین‌تر از ایران است و در دسته‌بندی مشارکت راهبردی و نه مشارکت جامع راهبردی قرار می‌گیرد.
 حتی پیش از اجلاس شانگهای نیز چین در حال تقویت ارتباط خود با یکی دیگر از بازیگران مهم عربی بود. عبدالله دوم، پادشاه اردن، از ۱۸ تا ۲۴ اوت به دعوت شی به چین رفت و در پکن با رئیس‌جمهور چین درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه گفت‌وگو کرد.

این همان جایی است که مساله برای چین اهمیت پیدا می‌کند و در سیاست خارجی آن جلوه‌گر می‌شود؛ تنگه هرمز. ایران برای سال‌ها یکی از منابع مهم نفت ارزان برای پالایشگاه‌های مستقل چینی بوده است.
 اما تشدید محاصره دریایی آمریکا و اختلال در عبور نفتکش‌ها، معادله را تغییر داده است. بر اساس گزارش رویترز، واردات نفت ایران به چین که در مقاطعی به حدود ۱.۵۸‌میلیون بشکه در روز رسیده بود، در اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. مشخص است که پکن در حال مدیریت ریسک است.
 شرکت‌های کشتیرانی دولتی چین از عبور از هرمز و باب‌المندب فاصله گرفته‌اند و نفتکش‌های چینی به سمت مسیرهایی با ریسک کمتر هدایت شده‌اند. در روزهای اخیر نیز شرکت سینوپک خرید نفت روسیه را افزایش داده تا بخشی از کمبود نفت خاورمیانه را جبران کند. این رفتار، شاید روشن‌ترین نشانه از سیاست واقعی چین باشد: حمایت سیاسی از ایران، اما متنوع‌سازی اقتصادی برای مصون ماندن از پیامدهای بحران.
مساله اصلی برای پکن، انتخاب میان ایران و آمریکا نیست؛ انتخاب میان ریسک‌های مختلف است. چین نه می‌خواهد ایران را در لحظه فشار تنها بگذارد و نه می‌خواهد سرنوشت منافع انرژی و تجارت جهانی خود را به نتیجه جنگ گره بزند. ا
آنچه در رفتار اخیر شی دیده می‌شود، بیش از هر چیز یک سیاست دو لایه است: در سطح سیاسی، حمایت از ایران و مخالفت با فشار یکجانبه آمریکا و در سطح عملی، فاصله گرفتن از نقاط پرریسک بحران و حفظ گزینه‌های جایگزین. در نهایت، شاید دقیق‌ترین توصیف از سیاست چین در قبال ایران در شرایط کنونی همین باشد: نه ترک تهران، نه ورود به جنگ؛ حمایت از ایران، همراه با مدیریت فاصله.
دنیای اقتصاد

 


 

 

 

 

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.