فشارهایی که شجاع خلیلزاده متحمل میشود چیست؟
روزنامه اعتماد به نقل از شجاع خلیلزاده گزارش داد: او بر این باور است که به خاطر توجه برنامه عادل فردوسیپور به مسئله بیاحترامیاش نسبت به هواداران در ماجرای «کشاله»، فضای منفیای علیه او به وجود آمده و هواداران به سمتش فحاشی کردهاند. در نتیجه، او تمام این توهینها را نثار خانواده عادل نه خود او اعتراض کرده است.
شجاع بعد از تساوی تیمش با شمسآذر، در جمع خبرنگاران بیان کرد: موضوعی را باید اینجا ذکر کنم. درباره برنامه فوتبال 360 و شخص عادل فردوسیپور. من دو سال است که با فحاشیهای توهینآمیز مواجه هستم. توانستم خودم را کنترل کنم. فشار بسیار زیادی بر من وارد شده که حتی در برخی مواقع فکر کردم خداحافظی کنم. به همین خاطر، تمامی این بیاحترامیها باید متوجه خانواده عادل باشد.
صرف نظر از بیحرمتی فاحش این سخنان و بررسی این موضوع که آیا اساساً این فحاشیها به عادل ارتباطی دارد یا خیر، باید به یاد داشت که شجاع برای مدت طولانی از ماجرای لوگوبوسی تا پست اینستاگرامش به هواداران درگیر حواشی بیپایانی بوده که بسیاری از آنها هیچ ارتباطی به عادل یا سایر افراد ندارند. شجاع از چندین سال پیش راه تقابل و تنش را با رسانهها، تماشاچیان و برخی رقبای خود انتخاب کرده و به تبعات آن نیز دچار شده است. با این حال، نکته ظریفی در اظهارات شجاع وجود دارد که نیاز به تجزیه و تحلیل دارد.
شجاع بیان کرد این واکنش احساسی، یعنی نسبت دادن توهینها به خانوادهای دیگر به خاطر «فشاری که بر او وجود دارد» به وقوع پیوسته است. باید گفت که هیچ شکی وجود ندارد که ورزشکاران فوتبال به دلیل انتظارات هواداران، رسانهها و به طور کلی بزرگی صنعت این ورزش در معرض فشار قرار دارند. با این حال، خوب است به یکی از مصاحبههای جالب لوئیز انریکه، سرمربی موفق پاریسنژرمن که دو سال متوالی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده، اشاره کنیم.
انریکه در یک کنفرانس خبری در پاسخ به پرسشی از خبرنگار مبنی بر احساس فشارش، گفت: فشار بر کسی است که باید شش یا هفت روز در هفته کار کند، ساعت 6 صبح از خواب بیدار شود و با این وجود، نمیداند آیا چیزی برای خوردن در شب خواهد داشت یا نه.
این نوشتار سعی ندارد بحث را به دوگانه دارا و ندار بکشاند، اما زمانی که در مورد فشاری که بر روی یک فرد است، صحبت میکنیم باید دقیقاً بدانیم منظور چیست و چگونه با آن مواجه خواهیم شد.
در ابتدا، جمله لوئیز انریکه عمیق و درست است. با احترامی به رنج و فشار همه انسانها و قبول این نکته که هر کس بنا بر ظرفیت خود، مسائلش را تحمل میکند، باید گفت که در منظر عمومی، بین کسی که کفش گرانقیمتی را گم کرده با کسی که خانوادهاش را از دست داده، تفاوت وجود دارد. این تفکیک نه تنها یک بحث احساسی، بلکه مبتنی بر نوعی عقلانیت است.
یک ورزشکار میتواند از انتظارات میلیونها نفر و تأثیرگذاری فوتبال سخن بگوید. یک بازیکن ملی با این ادعا که مردم یک کشور گاهی تمام امیدهای خود را به نتایج تیم ملی پیوند میزنند، چه چیز میتواند سنگینتر از این باشد که میلیونها هموطن به پای یک نفر خیره شده باشند؟ این نکته صحیح است. اما همچنین نباید فراموش کرد که در این مورد با پدیده تناسب فشاری که افراد متحمل میشوند و دستمزد دریافتی آنها مواجه هستیم. به همین دلیل به قسمت دوم اظهارات لوئیز انریکه میرسیم که گفت فشار را کسانی تحمل میکنند که هر روز از ساعت 6 صبح کار میکنند، «اما نمیدانند که آیا شب غذایی برای خوردن خواهند داشت یا نه».
یک فوتبالیست به لطف خدا، در هر موقعیتی به اندازه فشاری که باید تحمل کند، دستمزد میگیرد. اگر بازیکنی در تیمی محلی با هوادارانی کم تعداد بازی کند و دستمزد ناچیزی داشته باشد، فشار کمتر و انتظارات در این شرایط پایینتر است. اما اگر ورزشکاری در رئال مادرید بازی کند و با طرفداران چند صد میلیونی در سطح جهانی مواجه باشد که تنها خواهان پیروزی و قهرمانی هستند، قطعاً دستمزد بسیار بالایی چون 50 میلیون دلار در سال دریافت خواهد کرد!
از این منظر، سخنان شجاع خلیلزاده قابل بررسی است. هیچکس منکر فشار وارده بر شجاع نیست. در تیم ملی و باشگاه تراکتور و پیش از آن در پرسپولیس، این بازیکن همواره تحت فشار بود، اما او همچنین از مزایای حضور در چنین جایگاههایی که یکی از پیامدهای آن فشار زیاد است، بهرهمند شده است. سطح زندگی لوکس و بیخیالی مالی تنها یکی از مزایای این موقعیت است که شایسته اوست.
با این حال، شجاع و دیگر بازیکنان فوتبال یک نکته مهم را فراموش میکنند یا عمداً نادیده میگیرند: مسئولیتپذیری در جایگاه یک ورزشکار مشهور. ورزشکاران امروزی که معتقدند فشار زیادی بر آنها است و به همین دلیل اشتباهاتی مرتکب شدهاند، باید به یاد داشته باشند که زندگی سلبریتی با تبعاتی همراه است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. فوتبالیست امروزی ممکن است به 100 میلیارد دستمزد بله بگوید، اما به فشار نه! به شهرت و محبوبیت بله میگوید، اما به مسئولیتهای آن جایگاه نه! به زندگی مرفه و بیدغدغه بله میگوید، اما به کنترل و تعامل مثبت با هوادارانی که عمدتاً از قشر تحت فشار جامعه هستند نه! اینجاست که بر روی بازیکن لازم است که خود را درک کرده و مسئولیتهای خود را بپذیرد.
زمانی که او میگوید فشار بر من است، باید بداند که این فشار، نتیجهای طبیعی و اجتنابناپذیر از قرار گرفتن در این موقعیت است و باید خود او آن را مدیریت کند. هیچکس هرگونه فحاشی در ورزشگاهها را با هر دلیلی که باشد، توجیه نمیکند. با این حال، مسئولیت بازیکنی که از مزایای معروفیت و شهرت برخوردار شده، قطعاً گوهر خویشتنداری است و نه متهم کردن یا فرافکنی توهینها به سوی هواداران و رسانهها.