چرا صدای پرندگان برای ما دلنشین است؟
به نقل از خبرآنلاین و ایسنا، پژوهشگران با درخواست از عموم مردم برای گوش فرادادن به آواز پرندگان و ارزیابی آنها از لحاظ خوشایندی، موفق به شناسایی جنبههای کلیدی شدند که موجب میشود برخی از آهنگهای پرندگان دلپذیرتر از دیگران به نظر برسند. هرچند افرادی که به پرندگان اهمیت بیشتری میدادند، آوازها را با امتیاز بالاتری ارزیابی کردند، اما سطح دانش آنان درباره پرندگان تاثیر چندانی بر احساس خوشایندیشان نداشت.
دکتر «نادین کالب» (Nadine Kalb) که پژوهشگر ارشد این پروژه از «دانشگاه توبینگن» (University of Tübingen) است، عنوان کرد که برای لذت بردن از آواز پرندگان نیازی به عشق و علاقه عمیق به آنها نیست. توانایی شناسایی پرندگان از طریق ظاهر یا آواز، تأثیری بر نحوه ارزیابی افراد از صداها نداشت. این مسئله نشان میدهد که لذتی که از آواز پرندگان حاصل میشود، با چیزی فراتر از شناخت دقیق آنچه گوش میدهید، ارتباط دارد.
خوشایندی بهعنوان یک معیار ذهنی، تحت تأثیر سلیقه فردی قرار میگیرد. دانشمندان پیشبینی میکردند که برخی ویژگیهای صوتی نظیر دامنه بالا که بهعنوان صدای بلند تلقی میشود، با کاهش رتبه بندیش در خوشایندی مرتبط باشد و همچنین مشکوک بودند که ویژگیهای شخصی مانند آگاهی افراد درباره پرندگان بر ارزیابیهای آنان تأثیر بگذارد.
دکتر «کریستوف رندلر» (Christoph Randler)، یکی دیگر از پژوهشگران این طرح گفت: از سن ۱۰ سالگی به تماشای پرندگان پرداختهام، هرچند در آن زمان چیزی درباره خدمات اکوسیستم یا تحلیلهای صوتی نمیدانستم. علاقمندی من به روابط میان انسانها و پرندگان بسیار زیاد است. آواز پرندگان برخی از خوشایندترین جنبههای تجربه در طبیعت به شمار میروند و تحقیقات قبلی نشان دادهاند که این صداها میتوانند به ترمیم سلامت روانی کمک کنند. با این حال، همه صداهای پرندگان به یکسان خوشایند نیستند.
در این تحقیق، محققان کلیپهای کوتاهی از ۱۲۳ آواز پرندگان وحشی که معمولاً در آلمان یافت میشوند، برای ۸۴ نفر پخش کردند. سپس از شرکتکنندگان خواسته شد تا هر کلیپ را بین یک تا پنج امتیاز دهند؛ بهطوریکه نرخ بالاتر بیانگر دلپذیرتر بودن آن آواز بود. همچنین، سوالاتی از شرکتکنندگان مطرح شد تا درک آنان از پرندگان سنجیده شود.
محققان شروع به تحلیل کلیپها کرده و ویژگیهای دامنه، فرکانس، پیچیدگی – تعداد و تنوع عناصر موجود در آواز – و پهنای باند هر آواز که به طیف فرکانسهای آن مربوط میشد، را بررسی کردند. آوازی که تفاوت بسیاری بین بالاترین و پایینترین فرکانسهای آن وجود داشت، دارای پهنای باند بیشتری بود. این دادهها سپس با امتیازهای خوشایندی صادر شده از سوی شرکتکنندگان و علاقه قبلی آنها به پرندگان مقایسه شد.
آواز توکای سیاه بهعنوان دلپذیرترین و آواز جغد انبار بهعنوان نامطلوبترین شناخته شد. آوازی که دارای پهنای باند باریکتر و پیچیدگی بیشتری بودند و همچنین آوازهایی با فرکانس بالاتر یا دامنه نسبتاً کم، بهعنوان دلپذیرتر ارزیابی شدند.
آوازهایی که بالاترین امتیاز را کسب کردند، از محدوده فرکانسی کلیدی که شنوایی انسان به آن حساستر است، فاصله داشتند. افرادی که به پرندگان علاقه بیشتری داشتند، در ارزیابی به آنها امتیازهای بالاتری اعطا کردند، اما سطح دانشی که آنان درباره پرندگان داشتند تأثیری بر ارزیابیها نداشت. کالب اظهار کرد: ممکن است ما به گونهای برنامهریزی شده باشیم که صداهای متغیر با دامنه و فرکانس متوسط را ترجیح دهیم، زیرا این صداها محیطی امن، سالم و آرامشبخش را نشانگر میباشد که در آن میتوانیم استراحت کنیم.
با این حال، دانشمندان اشاره کردند که عواملی که در بررسیهایشان امکان سنجش نداشتند، از جمله بلندی صدا – زیرا برخی پرندگان نسبت به دیگران صداهای بلندتری تولید میکنند – ممکن است بر درک خوشایندی تاثیرگذار باشند. بهمنظور ادامه این پژوهش، آنها تمایل دارند مطالعات بزرگتری با نمونههای وسیعتر انجام دهند که شامل افراد بیشتری، فرهنگهای مختلف و افرادی با آگاهی بیشتر درباره پرندگان باشد.
۵۸۵۸