کد خبر 689931
۱۴۰۵/۰۶/۱۳ ۱۳:۴۶

نقش بازار کم‌عمق ارز در تعیین نرخ‌های اقتصادی

ساعت 24 - بازار غیررسمی ممکن است تنها روزانه حدود ۵۰۰ هزار دلار مبادله داشته باشد، اما به دلیل کم عمق بودن و تأثیر روانی‌اش، قادر است نرخ ارز و قیمت اقلام را دچار تغییر کند.
بازار کم‌عمق ارز چگونه نرخ اقتصاد را تعیین می‌کند؟

طبق گزارش‌های خبرنگار مهر، اگرچه بازار غیررسمی ارز به لحاظ حجم، سهم ناچیزی از کل معاملات ارزی کشور را به خود اختصاص می‌دهد، اما در عمل، نرخ‌های این بازار برای بسیاری از شهروندان و فعالان اقتصادی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. به گفته برخی از مقامات بانک مرکزی، حجم معاملات روزانه این بازار در برخی از دوره‌ها به حداکثر ۵۰۰ هزار دلار می‌رسد. این میزان نسبت به عرضه روزانه در بازار رسمی، به واقع ناکافی و ناچیز به نظر می‌آید. با این حال، در مواقعی خاص، چند معامله محدود در مناطق مانند سبزه‌میدان، پاساژهای ارزی و یا کانال‌های تلگرامی می‌تواند نرخ نه‌تنها در این بازار بلکه در کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد.

نخستین نگاه به این وضعیت، شاید به‎نظر متضاد بیاید: چگونه بازاری که روزانه کمتر از یک میلیون دلار گردش مالی دارد، می‌تواند تاثیری شگرف بر قیمت کالاهایی چون طلا، خودرو و مسکن یا انتظارات تورمی بگذارد، در حالی که بازارساز در بازار رسمی به معامله‌های کلان و میلیاردی می‌پردازد؟ پاسخ این سوال در تفاوت مفهوم «حجم معاملات» و «قدرت تعیین قیمت» نهفته است.

بازار کوچک، اما مرجع قیمت‌گذاری

بازار غیررسمی ارزی لزوماً بزرگ‌ترین بازار نیست، اما در بسیاری از مواقع، به عنوان سریع‌ترین و قابل مشاهده‌ترین بازار شناخته می‌شود. نرخ‌های آن به‌سرعت منتشر شده و به راحتی در شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های اطلاع‌رسانی در بین معامله‌گران دست‌به‌دست می‌شود. در مقابل، قیمت‌های بازار رسمی معمولاً مشمول محدودیت‌های معاملاتی، فرآیندهای ثبت سفارش، نوع مصرف و زمان تسویه می‌شود و بنابراین، برای همه افراد به راحتی در دسترس نیست.

بنابراین، هنگامی که فعالان اقتصادی به قیمت‌گذاری می‌پردازند، تنها به نرخی که دولت یا بازار رسمی اعلام کرده است اکتفا نمی‌کنند. آنها می‌خواهند بدانند اگر در امروز به ارز احتیاج پیدا کنند، با چه نرخی می‌توانند به سرعت ارز لازم را تهیه کنند. این نرخ چیزی است که می‌توان آن را به‌عنوان «قیمت جایگزینی» تلقی کرد.

به طور مثال، فروشنده‌ای که یک کالای وارداتی در انبار دارد، ممکن است قیمت کالای خود را بر اساس نرخ ارزی که برای خرید مجدد آن ضروری است تعیین کند، نه بر اساس نرخی که ماه‌ها قبل برای واردات محموله فعلی پرداخت کرده است. ازاین‌رو، حتی اگر حجم کمی از ارز در بازار غیررسمی خرید و فروش شود، نرخ این معاملات می‌تواند بر قیمت کالاهای کلان‌تر تاثیرگذار باشد.

این بازار همچنین تأثیر فوری‌ای بر قیمت طلا و سکه دارد. معامله‌گران طلا معمولاً نرخ دلار و قیمت جهانی اونس را به طور هم‌زمان مدنظر قرار می‌دهند. با توجه به اینکه نرخ دلار غیررسمی به‌سرعت قابل دسترسی است، تغییرات ایجادشده می‌تواند به سرعت به بازار طلا و سایر دارایی‌ها منتقل شود.

چرا معاملات محدود، نرخ را به بالاتر می‌برد؟

پاسخ این سؤال در مفهوم «عمق بازار» نهفته است. عمق بازار به معنای این است که چه میزان ارز در نرخ‌های نزدیک به قیمت جاری برای فروش موجود است. در یک بازار عمیق، اگر یک خریدار بخواهد قیمت را تغییر دهد، لازم است سفارش‌ بزرگی را ثبت کند، زیرا در سطوح مختلف قیمت، فروشندگان متعددی وجود دارند. اما در بازاری که از عمق کمتری برخوردار است، مقدار ارز موجود در هر سطح بسیار محدود است.

به عنوان مثال اگر در نرخ کنونی فقط ۱۰۰ هزار دلار برای فروش موجود باشد و در قیمت کمی بالاتر نیز ۱۰۰ هزار دلار و در سطح بعدی ۱۵۰ هزار دلار عرضه شده باشد، یک سفارش خرید به ارزش ۳۵۰ هزار دلار می‌تواند همه‌ی این پیشنهادات را ببلعد و معامله‌ بعدی در نرخی بالاتر صورت پذیرد. اگر این معامله به‌عنوان آخرین نرخ در بازار در کانال‌های اطلاع‌رسانی منتشر گردد، فروشندگان دیگر ممکن است قیمت‌های خود را افزایش دهند.

در این حالت، نرخ جدید لزوماً میانگین قیمت معاملات کلان نیست؛ بلکه ممکن است صرفاً قیمت آخرین معامله در بازاری باشد که از فروشندگان کافی بی‌بهره است. این نرخ سپس به عنوان نشانه‌ای از کمبود عرضه یا افزایش تقاضا تفسیر می‌شود و موجب واکنش فعالان دیگر بازار خواهد شد.

در بازار کم‌عمق، رفتار فروشندگان نیز از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. اگر آنها انتظار افزایش قیمت داشته باشند، ممکن است ارز خود را عرضه نکرده و منتظر نرخ‌های بالاتری بمانند. به تبع آن، حتی بدون رشد قابل توجه در تقاضا، کاهش فوری در عرضه می‌تواند قیمت را بالا ببرد. از طرفی دیگر، خریداران نیز برای جلوگیری از افزایش قیمت ارز، به سرعت به بازار وارد می‌شوند و این خود فشار خرید را تشدید می‌کند.

به این ترتیب، دایره‌ای از تحولات شکل می‌گیرد: معامله محدود، اعلام نرخ بالاتر، کاهش عرضه، افزایش تقاضای احتیاطی و ثبت معاملات جدید در سطوح بالاتر. در این روند، انتظارات می‌تواند از حجم واقعی معاملات بسیار مهم‌تر باشد.

چرا عرضه رسمی همواره به بازار آزاد منتقل نمی‌شود؟

مقایسه مستقیم بین حجم عرضه رسمی و حجم بازار غیررسمی، بدون توجه به تفاوت‌های بنیادین این دو بازار، می‌تواند منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شود. بخش قابل توجهی از عرضه رسمی به شکل حواله انجام می‌گیرد و برای واردکنندگان یا مصارف خاصی اختصاص داده شده است؛ در حالی که بسیاری از متقاضیان در بازار غیررسمی به دنبال اسکناس نقدی و تحویل فوری هستند.

به‌علاوه، ارز رسمی ممکن است نیازمند ثبت سفارش، ارائه اسناد، احراز هویت و فرآیندهای پیچیدگی باشد. این محدودیت‌ها موجب می‌شود که ارزی که در بازار رسمی عرضه می‌شود، لزوماً در دسترس کسانی قرار نگیرد که به‌عنوان مثال قصد سفر، پس‌انداز، معامله‌های کوتاه‌مدت یا کاهش ریسک دارند.

علاوه بر این، هر عرضه‌ اعلام‌شده، عرضه مؤثری نیست. عرضه مؤثر به ارزی اطلاق می‌شود که خریدار بتواند به آسانی آن را در زمان مناسب دریافت کند، برای هدف خود مناسب ارزیابی کند و نرخ آن نیز مورد توافق باشد. اگر ارز رسمی با تأخیر توزیع شود، تنها برای مصارف خاص قابل استفاده باشد، یا امکان تبدیل آن به اسکناس وجود نداشته باشد، تاثیر آن بر بازار نقدی به‌شدت محدود خواهد بود.

یکی دیگر از عوامل کلیدی، اعتماد به ناپایداری عرضه است. اگر فعالان بازار فکر کنند که عرضه بازارساز مقطعی و ناپایدار است یا در آینده، کاهش خواهد یافت، ممکن است عرضه‌های امروز را نشانه‌ای از ارزانی پایدار ندانند و حتی آن را فرصتی برای خرید بیشتر تلقی کنند. در شرایطی که ریسک‌های سیاسی افزایش یابند، مثل تحریم‌ها یا محدودیت انتقال پول، تقاضای احتیاطی به صورت قابل توجهی بالا می‌رود که می‌تواند اثر عرضه موجود را خنثی کند.

بنابراین، میزان ۵۰۰ هزار دلار باید با دقت تحلیل شود. این عدد ممکن است به معاملات نقدی قابل مشاهده در بخش خاصی از بازار اشاره داشته باشد و نه تمامی معاملات حواله‌ای، معاملات خارج از تهران یا جریان‌های ارزی مرتبط با بازارهای منطقه‌ای. با این حال، حتی اگر این رقم را به عنوان مبنای کل بازار غیررسمی قابل مشاهده در نظر بگیریم، تاثیر اقتصادی آن همچنان قابل توجیه است.

مسئله اصلی این نیست که بازار غیررسمی چقدر بزرگ است؛ بلکه تبدیل آن به مرجع انتظارات است. برای کاهش اثرگذاری این بازار، صرفاً افزایش حجم عرضه رسمی کافی نیست. بازار رسمی باید به لحاظ دسترسی، شفافیت، سرعت و قابلیت پیش‌بینی بهینه شود و شکاف‌های غیرمنطقی میان نرخ‌های مختلف از بین برود.

در انتها، علی‌رغم حجم کوچک بازار غیررسمی، ممکن است در صورت ناچیز بودن عمق آن، هر معامله در آن تأثیر زیادی داشته باشد. به همین دلیل، برای تحلیل نرخ ارز، بایستی علاوه بر حجم معاملات، عمق بازار، فاصله قیمت‌های خرید و فروش، مدت‌زمان ماندگاری نرخ، نوع ارز و میزان دسترسی به عرضه رسمی مدنظر قرار گیرد.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.