کد خبر 690354
۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۰۸:۰۸

جنگی که معادلات اقتصادی را دچار تغییر کرد؛ آسیب جهانی و تاب‌آوری ایرانی

ساعت 24 - تهران- ایرنا- در شرایطی که اقتصاد ایران به‌طور هم‌زمان با فشارهای ناشی از جنگ، تحریم‌ها و محدودیت‌های تجاری روبروست، مدیریت بهینه منابع و تأمین نیازهای اساسی تنها بخشی از فرآیند عبور از بحران را شکل می‌دهد. به موازات اتخاذ سیاست‌های اقتصادی و تلاش برای تأمین ارز مورد نیاز کالاهای ضروری و دارو، حفظ آرامش و ایجاد امید در میان مردم به یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری کشور تبدیل شده است؛ زیرا هیچ وضعیت دشواری به‌طور دائمی پایدار نیست و عبور از روزهای چالش‌برانگیز احتیاج به ترکیبی از مدیریت کارآمد، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی دارد.
جنگی که معادلات اقتصادی را تغییر داد؛ آسیب جهانی، تاب‌آوری ایرانی

طبق گزارشی از خبرنگار سیاسی ایرنا، جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه نه تنها زیرساخت‌های ایران را دچار آسیب کرد، بلکه به اقتصاد جهانی نیز ضربه‌ای جدی زد. این نبرد که با محاصره تنگه هرمز و حملات سایبری به شبکه‌های مالی همراه بود، به نوعی به آزمایشگاهی بی‌نظیر برای ارزیابی تاب‌آوری اقتصادی بدل گشت.

در حالیکه رسانه‌های غربی به تذکر احتمال فروپاشی نزدیک اقتصاد ایران می‌پرداختند، واقعیت‌ها نکته‌ای خلاف این موضوع را تائید می‌کردند. اقتصاد جهانی تحت فشار قرار گرفت و کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت آسیب دیدند، اما ایران با استفاده از خوداتکایی، ایجاد شبکه‌های تجاری جدید و مدیریت بحران، توانست مقاومت کند.

به نقل از گزارش‌های رسمی، جنگ علیه ایران تأثیر عمیقی بر قیمت جهانی نفت گذاشت. در سال ۲۰۲۶، میانگین قیمت نفت برنت به حدود ۹۴ دلار در هر بشکه رسید که ۳۶ درصد بیشتر از سال قبل بود. در سناریوهای بدبینانه، پیش‌بینی می‌شد که این قیمت تا ۱۳۰ دلار نیز افزایش یابد. یکی از دلایل اصلی این افزایش، بسته شدن تدریجی تنگه هرمز بود که نزدیک به ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت از آن عبور می‌کرد.

صادرات نفت خام از منطقه خلیج فارس از حدود ۱۷ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به نزدیک ۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. به‌طور متوسط صادرات مستقیم از تنگه هرمز به ۲.۲ میلیون بشکه در روز رسید که نشان‌دهنده کاهش ۹۵ درصدی نسبت به سطوح پیش از جنگ است و ترافیک دریایی این تنگه در برخی روزها به طور میانگین به تنها پنج کشتی کاهش یافت.

تورم جهانی و افت رشد اقتصادی

بانک جهانی در گزارشی در ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ به ۲.۵ درصد می‌رسد که پایین‌ترین سطح از زمان شیوع بیماری کرونا به شمار می‌آید. همچنین، تورم جهانی به حدود ۴ درصد افزایش یافته که نسبت به ۳.۳ درصد سال گذشته، رشد مشهودی را رقم زده است.

در ایالات متحده، تأثیرات تورمی این جنگ تقریباً ۰.۶ درصد به نرخ کلی تورم اضافه کرد. کشورهای واردکننده انرژی، مثل هند، نیز با کاهش تولید ناخالص داخلی بین ۲.۸ تا ۳.۲ درصد نسبت به پیش‌بینی‌های اولیه مواجه شدند.

از طرف دیگر، افزایش هزینه‌های حمل و نقل دریایی، بالا رفتن قیمت سوخت و افزایش حق بیمه‌های جنگی سبب افزایش بها کالاهای اساسی در سراسر جهان شد و سازمان کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد همچنین هشدار داد که این اختلالات می‌تواند منجر به بحران جهانی غذا شود.

رکود اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس

صندوق بین‌المللی پول در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) اعلام کرد که اقتصاد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به شدت تحت فشار جنگ قرار گرفته است.

بر اساس برآوردها، تولید ناخالص داخلی در کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و قطر به ترتیب با کاهش و انقباض ۱.۴، ۱.۹، ۱۴ و ۱۴.۷ درصدی به دلیل اثرات جنگ روبه‌رو شده‌اند. این آمار نشان‌دهنده آسیب بیشتر به اقتصادهای کوچکتر و وابسته‌تر به انرژی، نفت، گاز و LNG است که همچون قطر و کویت را شامل می‌شود.

به علاوه، صنعت گردشگری که بخش مهمی از اقتصاد دبی و دیگر شهرهای امارات به شمار می‌رفت، با کاهش شدید ورود مسافران مواجه گردید. بسیاری از طرح‌های عمرانی متوقف شده یا به تعویق افتادند و بازارهای مالی منطقه نیز دچار نوسانات شدیدی شدند.

مورد مهمی که باید در نظر گرفت این است که کشورهای حاشیه خلیج فارس، که سال‌ها به چتر امنیتی آمریکا متکی بودند، اکنون با واقعیتی تلخ روبه‌رو هستند. این حقیقت که آمریکا نه تنها نتوانسته‌ از آن‌ها در برابر حملات ایران صیانت کند، بلکه خود نیز در جنگ ضد ایران درگیر شده، تردیدهایی جدی در مورد آینده توافقات امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس با واشنگتن ایجاد کرده و تمایل به سمت سیاست خارجی مستقل‌تر را تقویت کرده است.

تاب‌آوری اقتصادی در کشورهای تحریم شده

روسیه؛ الگوی جایگزینی واردات

روسیه پس از تحریم‌های اعمالی در سال ۲۰۱۴ و به ویژه ۲۰۲۲، توانسته است به اجرا و پیاده‌سازی الگوی جایگزینی واردات به‌خوبی دست یابد. این کشور با هدایت صادرات خود به سمت بازارهای آسیایی (خصوصاً چین و هند) و توسعه تولیدات داخلی، موفق به کنترل نرخ تورم و حفظ سطح اشتغال گردید.

تجربه روسیه نشان‌دهنده این است که تحریم‌ها به فروپاشی اقتصادی نینجامیده‌اند، به شرطی که کشورهای هدف قادر به ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین باشند.

ونزوئلا؛ نمونه‌ای از شکست

ونزوئلا که از سال ۲۰۱۷ تحت تحریم‌های سخت قرار دارد، با وجود برخورداری از ذخایر نفتی کلان، موفق به ایجاد تاب‌آوری اقتصادی نشده است.

وابستگی غیرقابل تحمل به یک کالا (نفت)، فساد سیستماتیک و نداشتن شبکه‌های تجاری جایگزین، این کشور را دچار ابرتورم و کمبود کالاهای اساسی کرده است.

کوبا؛ تاب‌آوری از طریق همبستگی اجتماعی

کوبا با وجود اینکه سال‌ها تحت تحریم بوده، توانسته است شاخص‌های توسعه انسانی قابل توجهی را حفظ کند. این کشور با تمرکز بر همبستگی اجتماعی، آموزش و بهداشت، و از طریق قانونی کردن ارز خارجی و خوداشتغالی، در تلاش است با شرایط جدید سازگار شود.

ایران؛ ترکیب موفق از همه الگوها

ایران در مقایسه با این سه کشور، الگوی ویژه‌ای از تاب‌آوری را توسعه داده است. این الگو تلفیقی از تجربیات روسیه (جایگزینی واردات)، ونزوئلا (استفاده از واسطه‌ها برای فروش نفت) و کوبا (انسجام اجتماعی) به شمار می‌رود، البته با تفاوت‌های اساسی.

چرا اقتصاد ایران فرو نپاشید؟

بر خلاف تصورات رایج در غرب، ایران از آغاز سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) با تحریم‌ها مواجه بوده و در طول این چهار دهه، روش‌ها و تدابیر متفاوتی برای دور زدن و مدیریت تحریم‌ها به کار گرفته است. این تجربه ارزشمند، زیرساخت‌های مالی، حقوقی و لجستیکی لازم برای ایستادگی در برابر فشارهای اقتصادی را فراهم کرده است.

ایجاد شبکه‌های جایگزین، همچنین یک مسیر برای جلوگیری از فروپاشی اقتصاد ایران محسوب می‌شود. پیوستن کامل ایران به سازمان همکاری شانگهای (از ژوئیه ۲۰۲۳) و تقویت روابط با چین و روسیه، شبکه تجاری جایگزین قابل توجهی را ایجاد کرده است.

چین به تنهایی حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند. در سال ۲۰۲۵، حجم تجارت ایران و چین به بیش از ۵۰ میلیارد دلار رسید و بانک مرکزی ایران گزارش داد که از ابتدای سال ۲۰۲۶، بیش از ۱۸ میلیارد دلار ارز برای تأمین واردات کالاهای اساسی اختصاص یافت.

تأمین کالاهای اساسی و دارو یکی از ارکان حیاتی برای حفظ ثبات اقتصادی جامعه محسوب می‌شود. به هر میزان که مردم از تأمین نیازهای اساسی خود مطمئن‌تر باشند، فضای اقتصادی از اضطراب‌های هیجانی به دور خواهد ماند. لذا، تخصیص ارز برای واردات کالاهای لازم در شرایط جنگی و محدودیت‌های تجاری، به یکی از مأموریت‌های اصلی سیاست‌گذاران اقتصادی تبدیل گردیده است.

عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی این روزها با اشاره به دشواری‌های موجود، بر این نکته تأکید کرده که بانک مرکزی برنامه‌ریزی لازم برای تأمین ارز مورد نیاز کشور را انجام داده و تأمین ارز کالاهای اساسی و دارو را در اولویت قرار داده است. وی همچنین آماری درباره پیش‌بینی شرایط دشوار و تقویت و ذخیره‌سازی منابع ارزی برای تأمین نیازهای ضروری کشور اعلام کرده است.

این اظهارات از یک جنبه دیگر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا در شرایط جنگی، مدیریت منابع ارزی به معنای کنترل فقط قیمت ارز نیست. نکته حیاتی تعیین اولویت‌ها و استفاده از منابع محدود به گونه‌ای است که تأمین نیازهای حیاتی کشور هرگز دچار توقف نشود. محدود کردن مصارف غیرضروری، حفظ ذخایر و ایجاد مسیرهای جایگزین برای مبادلات خارجی، بخشی از الگوهای مدیریت فشار ارزی در این وضعیت به‌شمار می‌روند.

همتی همچنین توضیح داد که تحمل شرایط دشوار با فروپاشی اقتصادی کاملاً متفاوت است؛ نکته‌ای که می‌توان آن را یکی از مهمترین تمایزها در تحلیل شرایط اقتصادی فعلی ایران دانست. فشارهای اقتصادی حقیقتی غیرقابل انکار است، اما تبدیل هر بحران به روایت فروپاشی تصویر نادرستی از واقعیت ایجاد می‌کند.

برون رفت از بحران با خوداتکایی هوشمندانه

جنگ اخیر نشان داده که ایران در زمینه‌های کلیدی به میزان بالایی از خودکفایی دست یافته است. تولید ۹۰ درصد از نیازهای داخلی گندم و ۸۵ درصد از محصولات کشاورزی به لحاظ امنیت غذایی کشور امری مهم است.

از لحاظ دفاعی، توان تولید تجهیزات نظامی پیشرفته کاملاً داخلی و همچنین مدیریت کشور با وجود تحریم‌های نفتی به اثبات رسیده است.

علاوه بر این، با وجود تلاش‌های ایالات متحده برای محاصره ایران، بانک مرکزی با رویکردی ترکیبی از سیاست‌های تثبیت نرخ ارز، کنترل تقاضا و تزریق هدفمند ارز (به سقف ۲ میلیارد دلار)، توانسته است بازار ارز را به‌نسبت در آرامش نگه‌دارد. تسهیلات ۴۰۵۰ همتی به شبکه بانکی (گزارش رشد ۶۹ درصدی) و افزایش ۸۰ درصدی تسهیلات تولیدی، نشان‌دهنده فعال بودن چرخة اعتباری کشور است.

یکی از بارزترین نشانه‌های تاب‌آوری ایران، عملکرد شبکه بانکی در برابر حملات سایبری بسیار شدید بود. در طول جنگ ۴۰ روزه، روزانه تا ۱۰ هزار حمله سایبری به برخی از بانک‌ها صورت می‌گرفت، اما خدمات بانکی با حداقل اختلال ادامه یافت. این موفقیت مرهون سرمایه‌گذاری‌های چندساله بر زیرساخت‌های امنیت سایبری، ایجاد سامانه‌های پشتیبان و آموزش نیروی انسانی متخصص بود.

در مقابل پیش‌بینی‌های غرب مبنی بر بروز شورش‌های داخلی به علت افزایش تورم، انسجام اجتماعی در ایران همچنان برقرار ماند. گرچه فشار اقتصادی بر اقشار ضعیف جامعه به شدت محسوس بوده، ولی دولت با ارائه بسته‌های حمایتی و کنتر ل قیمت کالاهای اساسی، توانسته است از فروپاشی اجتماعی جلوگیری کند.

اقتصاد ایران پیش‌تر نیز نمونه‌های عبور از دوره‌های دشوار تحریم و محدودیت را به نمایش گذاشته است. ساختار تولید داخلی، نیروی کار، ظرفیت‌های صنعتی، منابع طبیعی و تجربیات فعالان اقتصادی برای یافتن مسیرهای جایگزین، از جمله ثروت‌هایی هستند که در شرایط عادی به آسانی دیده نمی‌شوند اما در زمان بحران خود را نمایان می‌سازند. البته تکیه بر این ظرفیت‌ها نباید به معنی رضایت به وضعیت موجود تلقی گردد؛ چرا که تاب‌آوری واقعی زمانی افزایش می‌یابد که به‌وسعت مدیریت بحران، اصلاحات بنیادی نیز در دستور کار باشد.

فرجام دوران تحریم‌های یکجانبه

تجارب ایران، روسیه و ونزوئلا حکایت از آن دارد که تحریم‌های یکجانبه دیگر ابزاری مؤثر برای تغییر رفتار دولت‌ها نیستند. اقتصادهایی که تحت تحریم قرار دارند می‌توانند با ایجاد شبکه‌های تجاری جدید و تقویت تولید داخلی، به دور زدن تحریم‌ها بپردازند.

همچنین، جنگ آمریکا علیه ایران نشان داد که هزینه‌های اقتصادی این نوع از درگیری‌ها تنها متوجه کشور هدف نیست. اقتصاد جهانی به پایین‌ترین سطح رشد از زمان شیوع کرونا رسیده، کشورهای حاشیه خلیج فارس دچار رکود شدید گشته و حتی اقتصاد آمریکا نیز با افزایش تورم و کاهش رشد مواجه گردیده است. این واقعیت ممکن است محاسبات استراتژیک واشنگتن را برای جنگ‌های آینده دستخوش تغییر کند.

مورد حائز اهمیت این است که اقتصادهایی که صرفاً بر یک کالا (نفت) متکی هستند در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیرترند. با تنوع بخشی به ساختار اقتصادی (صنعت، کشاورزی، خدمات، فناوری)، ایران به انعطاف‌پذیری بیشتری در مواجهه با تحریم‌ها دست یافته است.

جنگ اخیر هرچند خسارت‌های قابل توجهی به ایران وارد نمود، اما دو دستاورد استراتژیک مهم نیز به بار آورد.

آزموده شدن تاب‌آوری اقتصادی ایران در برابر شدیدترین فشارها، افزایش اعتبار بین‌المللی ایران در مجامع جهانی، تقویت پیوندهای منطقه‌ای با قدرت‌های شرقی، ناکامی استراتژی فشار حداکثری ایالات متحده و نمایان شدن نقاط آسیب‌پذیری کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله مواردی است که در پی این جنگ زاده شد.

نقش سرمایه اجتماعی در موفقیت اقتصادی

جنگ ایالات متحده علیه ایران نه تنها نتوانست به فروپاشی اقتصاد ایران بیانجامد، بلکه به نوعی موجب معکوس شدن نتایج آن شد. اقتصاد جهانی با افت رشد، افزایش تورم و نواقص در زنجیره تأمین گلاویز شد و کشورهای حاشیه خلیج فارس که به‌طور معقول انتظار امنیت داشتند، با رکود جدی و ویرانی زیرساخت‌ها روبه‌رو شدند. در عوض، ایران با اتکای به بیش از چهل سال تجربه در مدیریت تحریم، شبکه تجارت متنوع، خوداتکایی استراتژیک و انسجام اجتماعی، موفق شد از این آزمون تاریخی سربلند بیرون آید.

البته افزایش تاب‌آوری اقتصادی زمانی محقق می‌شود که مردم احساس کنند دولت و نهادهای مسئول در کنار آن‌ها قرار دارند؛ با آن‌ها صادقانه گفت‌وگو می‌کنند، فشارها را به‌طور عادلانه تحمیل می‌کنند و نمی‌گذارند هزینه‌های بحران به‌طور نامتوازن بر دوش قشر ضعیف جامعه قرار گیرد.

در شرایط جنگ و محاصره، سرمایه اجتماعی به اندازه منابع ارزی و ذخایر کالا دارای اهمیت می‌باشد. اعتماد مردم به اینکه کشور قادر به تأمین نیازهای ضروری است، خود به کاهش التهاب در بازار کمک می‌کند. هرچقدر این اعتماد بیشتر باشد، رفتارهای هیجانی کاهش یافته و ظرفیت مدیریت اقتصادی نیز افزایش خواهد یافت.

از این دیدگاه، اقتصاد و روحیه اجتماعی دو حوزه جدا از یکدیگر نیستند. ناامیدی می‌تواند به بازار منتقل شود و اضطراب موجود در بازار نیز می‌تواند ناامیدی را افزون کند. برطرف کردن این چرخه نیازمند سیاست‌گذاری دقیق و ارائه‌ی تصویری صادقانه از واقعیت‌ها است؛ تصویری که نه به انکار مشکلات پرداخته و نه آینده را تیره و ناامیدکننده به تصویر بکشد.

اقتصاد ایران امروز روزهای آسانی را سپری نمی‌کند، اما شدت دشواری یک مقطع تاریخی به معنای دائمی بودن آن نخواهد بود. فشارهای ناشی از جنگ و محدودیت‌های مرتبط با دریا و تجارت بخشی از واقعیت امروز کشور است؛ واقعیتی که باید با برنامه‌ریزی، صرفه‌جویی در منابع، حمایت از تولید، تأمین نیازهای حیاتی و حفظ آرامش اجتماعی مدیریت شود.

این تجربه نشان داد که در عصر جهانی‌سازی و چندقطبی، دیگر نمی‌توان کشوری را به‌طور کامل منزوی کرد یا با فشار خارجی اقتصاد آن را ویران ساخت. موفقیت نسبی ایران، می‌تواند الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشورهای زیر فشار و هشداری جدی برای طراحان سیاست‌های تحریمی باشد.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.