جواد مجابی چه کسی بود؟ نگاهی به زندگی پربار او
فرارو- جواد مجابی را نمیتوان صرفاً با یک عنوان شناخت. او شاعری بود، نویسندهای که داستان مینوشت، نویسندهای طنزپرداز و روزنامهنگار، نقاشی میکرد و در مورد هنر و ادبیات مطلب مینوشت. او در تاریخ ۱۴ شهریورماه چشم از جهان فرو بست.
به گزارش فرارو، مجابی بیش از شش دهه از زندگی خود را در میان کتابها، روزنامهها، نقاشی و ادبیات سپری کرد و در هر یک از این حوزهها اثری از خود به یادگار گذاشت. امروز، شنبه ۱۴ شهریور، خبر وفات او، پس از مدتی بیماری، منتشر شد. او در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمده و در سن ۸۶ سالگی درگذشت.
کولهبار مجابی از قزوین تا تهران
جواد مجابی در ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین به دنیا آمد. دوران کودکیاش را به واسطه شغل پدر در نقاط مختلف قزوین و الموت گذراند. او سپس تحصیلات خود را در تهران ادامه داد و در دانشگاه تهران رشته حقوق را مطالعه کرد و مدرک دکترای اقتصاد را دریافت نمود. اما مسیر تحصیل او به هیچ وجه او را محدود به رشتههای تخصصی نکرد. زودتر از آنچه که تصور میشد، روزنامهنگاری، ادبیات و هنر، محور اصلی زندگیاش شدند.
مجابی در مصاحبهای با مجله «بخارا» از دوران کودکیاش که در محلی که گاهی هم محل زندگی خانواده و هم اداره پست بود، گذرانده، یاد کرده است. در آن زمانها او به نقاشی و قصهگویی علاقهمند بود. او حتی با برادرش روی کاغذهای چسبیده، داستانهای شاهنامه را به تصویری روایتی میکشیدند. همین عشق به هنر در سنین کودکی باعث شد که بعدها ادبیات و نقاشی نقشی اساسی در حرفهاش ایفا کنند.
روزنامهنگاری و ورود به ادبیات
مجابی کار ادبی خود را از دهه ۱۳۴۰ شروع کرد. او در کنار فعالیتهای اداری، به روزنامهنگاری نیز توجه ویژهای داشت و سالها به عنوان دبیر فرهنگی در روزنامه اطلاعات فعالیت کرد. سپس همکاری او با نشریات ادبی دیگر مانند «فردوسی»، «جهان نو»، «خوشه»، «آدینه» و «دنیای سخن» ادامه یافت و در زمانهایی بهعنوان سردبیر نشریه «دنیای سخن» معرفی شد.
شعر یکی از نخستین عرصههای جدی مجابی در دنیای ادبیات بود، اما به زودی کارهای او به سمت گستردگی بیشتری سوق یافت. او داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه و همچنین آثار طنز نوشت و به موازات آن برای نقد و بررسی ادبیات و هنر نیز کوشش کرد.
این چندبعدی بودن، بهراستی یکی از ویژگیهای بارز کارنامه اوست. مجابی نویسندهای نبود که در قالبی ثابت قرار گیرد. برای او، ادبیات، روزنامهنگاری، نقاشی و پژوهش هیچگاه از یکدیگر جدا نبودند و هرکدام به نوعی آینهای برای شناخت جامعه و انسانهای آن بودند.
نمونهای از نقاشیهای مجابی


طنز؛ جدیترین شکل مواجهه با جامعه
طنز در آثار مجابی جایگاه مخصوص و ویژهای داشت. او هرگز از طنز تنها برای سرگرمی صرف استفاده نمیکرد. طنز برای او ابزاری بود تا تناقضها و عدم منطقیهای زندگی اجتماعی را به تصویر بکشد. بخشی از داستانها و رمانهایش با همین رویکرد نوشته شدهاند؛ دنیایی که در آن واقعیتهای روزمره میتواند به حدی عجیب باشد که فقط زبان طنز قادر به بازگویی آن باشد.
یکی از آثار او، «عبید بازمیگردد»، نمونهای واضح از پیوند طنز با تاریخ و جامعه است. در این اثر و دیگر نوشتههایش، مجابی به وفور به زمانهای دور ادبیات ایران توجه کرده تا از طریق آن، دوران خود را تفسیر کند.
وی همچنین سالها به مطالعه تاریخ طنز ادبی ایران پرداخت و در گفتوگویی با «بخارا»، از یک پژوهش مبسوط درباره تاریخ طنز از دورههای گذشته تا مشروطه یاد کرده بود. این نشاندهنده آن است که عشق او به طنز تنها در قامت یک نویسنده نبود، بلکه علاوه بر آن، وجه پژوهشی نیز داشت.
نویسندهای که تاریخ هنر را هم نوشت
اگر ما مجابی را فقط به واسطه شعر و داستانهایش بشناسیم، بخشی از کارنامه او را نادیده گرفتهایم. او از کودکی به نقاشی عشق ورزید و در بزرگسالی نیز به شکل جدی به هنرهای تجسمی پرداخت. او در گفتگوها تأکید کرده بود که خود را نقاش حرفهای نمیداند، ولی سالها به پژوهش در مورد نقاشی و هنرمندان ایرانی مشغول بود.
یکی از مهمترین نتایج این تلاشها، کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» است؛ پژوهشی جامع درباره سیر تحول هنرهای تجسمی در ایران که در دو جلد منتشر شده است. اطلاعات موجود درباره این اثر نشان میدهد جلد دوم آن در سال ۱۳۹۵ توسط نشر پیکره منتشر شده است.
مجابی در این حوزه به نوشتن در مورد نقاشی بسنده نکرد و بخشهایی از تاریخ هنر معاصر ایران را نیز ثبت کرد. کاری که برای شناخت جریانها و تحولات مختلف در هنرهای تجسمی ایران حائز اهمیت است.
بیش از شش دهه نوشتن
کارنامه مجابی بسیار وسیع است. آنچنان که به سختی میتوان او را در هیچ یک از دستههای معمول ادبی قرار داد. شعر، داستان، رمان، طنز، نمایشنامه، فیلمنامه، نقد ادبی، نقد هنری و روزنامهنگاری تمامی آنهایی هستند که در کارنامه او گرد هم آمدهاند.
اما ممکن است آنچه بیش از تعداد آثار او اهمیت یابد، استمرار و پایداری او باشد. مجابی بیش از شش دهه نوشت و در طول دورههای مختلف، با وجود تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران، هرگز از ادبیات دور نشد. او در گفتوگویی درباره زندگی و آثارش به علاقهاش به دهخدا اشاره کرده بود. نویسندهای که برای مجابی نماد پیوند عمیق بین نوشتن و زندگی به شمار میرفت. او یادآوری کرده بود که دهخدا صرفاً دو روز کارش را متوقف کرده بود؛ یکی در روز مرگ مادرش و دیگری در زمانی که به شدت بیمار بوده که نتوانسته قلم را در دست بگیرد.
اکنون، نام جواد مجابی به آن دسته از نویسندگان ایرانی میپیوندد که بخش قابل توجهی از عمر خود را به نوشتن اختصاص دادند. او در ۸۶سالگی بدرود حیات گفت، اما کارنامهای از شعر، داستان، طنز، روزنامهنگاری و پژوهش هنری از خود بر جای گذاشت. کارنامهای که بهخوبی نشان میدهد برای مجابی، ادبیات فقط نوشتن کتاب نبود، بلکه روشی برای دیدن و ثبت زمانهاش بود.
نمونهای از شعر مجابی/ او مجموعه شعرش را رایگان منتشر کرد
جواد مجابی، پس از انتشار رایگان سه اثر از مجموعه شوخیانههای خود، در سال ۱۴۰۲ مجموعه شعری با عنوان «روزگار کرونایی ما» را به صورت رایگان در اختیار همگان قرار داد.
او این مجموعه را «هدیهای کوچک به فرهنگی بزرگ» خواند و نوشت: «چهارمین کتاب خود را از کشوی دفترهای چاپ نشده بیرون آورده، با عشقی دیرینه تقدیم شما میکنم. این کتاب مجموعۀ شعری است به نام "روزگارکرونائی ما" که بین سالهای ۹۷ تا ۹۹ سروده شده و حسی است از سالهای کرونایی که بر مردم میهن ما و اهل عالم تلخ و مرگبار بود.»
وی ادامه داد: «همه ما خاطرات تلخی از سالهای کرونایی داریم، سالهایی که امید شخصی و جمعیمان از زندگی ساده قطع شد و ارتباطات انسانی و محبتها از هم گسست. ویروسی شوم، دنیای پیشروی ما را دروازهای به تباهی و مرگ عزیزانش گشود.»
