کد خبر 691174
۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۲۱:۱۷

رئیس جمهور در «فرا جامعه» چه چیزی را مشاهده کرد؟

ساعت 24 - انسان مدرن هر روز در چنین «فراجامعه‌ای» سپری می‌کند. میلیون‌ها نفر در یک سیستم اقتصادی ملی، ساختار آموزشی، شبکه حمل‌ونقل، نظام اداری، ساختار مالیاتی و تشکیلات سیاسی مشترک به فعالیت می‌پردازند؛ بدون اینکه حتی با عده‌ای اندک از افرادی که همکاری آن‌ها برای تداوم این نظم ضروری است، آشنا باشند. راز این همکاری وسیع، پرسش محوری تورچین محسوب می‌شود. با این حال، این سوال ما را به نقطه‌ای پارادوکسیکال رهنمون می‌کند: تورچین برای تبیین گسترش همکاری انسانی، درباره مفهومی صحبت می‌کند که در ابتدا به نظر می‌رسد مخالف همکاری باشد: جنگ.
رئیس جمهور چه چیزی در «فرا جامعه» دید؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مجری برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری از آقای پزشکیان در مورد جدیدترین کتابی که مطالعه کرده‌اند سوال کرد. انگیزه پرسش‌کنندگان و هدف واقعی مطرح کردن این سوال می‌تواند بسته به دیدگاه‌های مختلف، معانی متفاوتی به خود بگیرد و از طرفی، نیازی به قضاوت در این زمینه نیز ندارد. با این حال، پاسخ رئیس‌جمهور، جدا از حواشی این پرسش، نکته‌ای است که ارزش تأمل دارد. آقای دکتر پزشکیان در پاسخ فرمودند: «آخرین کتابی که مطالعه کردم، «فراجامعه» نوشته پیتر تورچین، نویسنده و پژوهشگر آمریکایی است»؛ و در توضیح علت مطالعه خود اضافه کردند: «چگونه می‌توان نخواند؟ باید تجربیات، تاریخ‌ها، فرهنگ‌ها و مدیریت‌ها را شناخت.» همچنین او تأکید کرد که نظراتی که مطرح می‌کند صرفاً برداشت‌های فردی نیست و مستند به شواهد علمی است.

به نقل از جماران، می‌توان به این پاسخ از منظر عمیق‌تری نگاه کرد. شاید مهم‌تر از اینکه رئیس‌جمهور به چه کتابی اشاره کرده، این باشد که چه موضوعی را برای مطالعه انتخاب کرده است. «فراجامعه» در ظاهر به تاریخ جنگ و تحولات بشری می‌پردازد، اما در عمق خود، نگاهی به یکی از قابل توجه‌ترین قابلیت‌های انسان دارد: توانایی برای همکاری با افرادی که نه تنها به ما نسبت خویشاوندی ندارند، بلکه لزوماً آنها را نمی‌شناسیم و بین منافع و دیدگاه‌های آنها و ما نیز هیچ اشتراکی وجود ندارد. و این پرسش، برای ایران امروز، سوالی کوچک به‌حساب نمی‌آید.

از کتابی درباره جنگ تا پرسشی درباره انسان

برای درک اهمیت انتخاب این کتاب، لازم است که خود کتاب را شناخت. پیتر تورچین کتابش را با عنوان Ultrasociety: How 10,000 Years of War Made Humans the Greatest Cooperators on Earth در سال ۲۰۱۵ به چاپ رساند. در این اثر، او به یکی از معماهای بزرگ از منظر اجتماعی می‌پردازد: چگونه انسان‌ها در زمانی نسبتاً کوتاه در تاریخ تکامل خود از گروه‌های کوچک اولیه به جوامعی رسیدند که میلیون‌ها نفر می‌توانند در آنجا با هم همکاری کنند؟ تورچین عنوان «فراجامعه» را برای توصیف این قابلیت به کار می‌برد: جوامعی بسیار بزرگ که اعضای آنها عمدتاً یکدیگر را نمی‌شناسند اما قادرند تحت چارچوب نهادها، قوانین و اهداف مشترک با یکدیگر همکاری کنند.

پارادوکس بزرگ تاریخ؛ جنگی که همکاری آفرید

نتیجه‌گیری تورچین ساده اما به بحث‌برانگیز است. او ادعا می‌کند که رقابت میان جوامع، و به‌ویژه جنگ، فشار شدیدی بر سازمان‌دهی، تأمین منابع و ارتقاء ظرفیت همکاری درون گروه وارد کرده است. گروهی که نمی‌توانست اعضای خود را برای دفاع، تولید، تأمین منابع و سازماندهی نیروها هماهنگ کند، در مواجهه با گروهی منسجم‌تر، آسیب‌پذیرتر به‌نظر می‌رسید.

از این دیدگاه، جنگ تنها درگیری دو نیروی نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای ظرفیت سازمان اجتماعی است.

جامعه‌ای که می‌تواند منابع خود را سازمان‌دهی کند، تقسیم کار ایجاد کند، فرماندهی و هماهنگی را شکل دهد، هزینه‌های عمومی را تأمین کند و افراد را حول یک هدف مشترک گردآوری نماید، در رقابت میان جوامع از مزیتی برخوردار خواهد بود.

با این حال، باید از یک سوءتفاهم جدی جلوگیری کرد. تورچین نمی‌گوید جنگ «خوب» است یا به‌طور خودکار موجب پیشرفت می‌شود. استدلال او در ارتباط با سازوکار انتخاب و رقابت اجتماعی است. در طول تاریخ، جنگ نیرویی ویرانگر بوده است، اما فشار ناشی از رقابت‌های نظامی در برخی شرایط به افزایش ظرفیت‌های سازمانی و همکاری در مقیاس بزرگ نیز کمک کرده است.

این نظریه، البته پایان بحث نیست. برخی پژوهشگران بر تأثیر مستقل عواملی مانند فناوری، تجارت، نهادها، دین، محیط زیست و انواع مختلف همکاری تأکید کرده‌اند. حتی در نقدهای دانشگاهی بر «فراجامعه» نیز ذکر شده که نظریه تورچین، گرچه ابتکاری و قانع‌کننده است، نباید به‌عنوان تنها تبیین تکامل اجتماعی در نظر گرفته شود. اما ارزش یک نظریه تنها در این نیست که همه واقعیت‌ها را توجیه کند؛ گاهی که سوالاتی مطلوب‌تر را برای ما مطرح می‌کند، ارزش آن برجسته‌تر می‌شود.

و سوال قابل تامل تورچین همین است: چه عاملی سبب می‌شود انسان‌ها بر اختلافات فردی و گروهی غلبه کنند و برای هدفی بزرگ‌تر باهم همکاری نمایند؟

از قبیله تا تمدن؛ چگونه با غریبه‌ها همکاری کرده‌ایم؟

این سوال زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به مقیاس جامعه انسانی توجه کنیم. در یک گروه کوچک، همکاری معمولاً از شناخت مستقیم، خویشاوندی، روابط شخصی و نظارت متقابل نشأت می‌گیرد. اما در جامعه بزرگ، هیچ‌کس نمی‌تواند همه افرادی را که با آنها همکاری می‌کند، بشناسد.

من به بانکی که سپرده‌ام را در آن نگهداری می‌کند اعتماد دارم، در حالی که کارمند بخش فناوری آن را نمی‌شناسم. از جاده‌ای عبور می‌کنم که مهندس سازنده آن را نمی‌شناسم. مالیات می‌پردازم تا خدمات عمومی تأمین شود در حالی که تامین‌کنندگان بسیاری از آنها را هرگز ملاقات نخواهم کرد. میلیاردها انسان در یک زنجیره پیچیده تولید و توزیع مشارکت دارند، بدون آنکه یکدیگر را ببینند.

از این رو، جامعه بزرگ، بیشتر از آنکه یک موضوع جمعیتی باشد، یک چالش همکاری است.

پایگاه داده‌ای به نام «سشات (Seshat)»، که به پژوهش‌های تورچین مرتبط است، برای بررسی همین سوال پایه‌گذاری شده است: چگونه می‌توان تاریخ جوامع انسانی را سازمان‌دهی کرد تا فرضیات مربوط به ظهور، رشد و افول جوامع پیچیده را مورد آزمون قرار داد؟ این پایگاه داده اکنون اطلاعات مربوط به صدها واحد سیاسی تاریخی و ۴۷ منطقه تاریخی را شامل می‌شود و حتی «ایران» نیز در آن گنجانده شده است.

این اشاره می‌کند که تاریخ، از دیدگاه تورچین، صرفاً مجموعه‌ای از داستان‌های گذشته نیست؛ بلکه به مثابه آزمایشگاهی بزرگ برای درک رفتار جمعی انسان می‌باشد. و درست در همین نقطه است که یک کتاب منتشر شده در سال ۲۰۱۵ به موضوعی در ایران در سال ۲۰۲۶ ارتباط پیدا می‌کند.

ایران معاصر؛ مشکل تنها منابع نیست، بلکه ظرفیت همکاری است

ایران امروز، کشوری با جمعیتی بیش از ۹۲ میلیون نفر است. طبق برآورد بانک جهانی، جمعیت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۲.۴ میلیون نفر خواهد بود. همزمان، اقتصاد کشور تحت فشارهای داخلی و خارجی قابل ملاحظه‌ای قرار دارد؛ بانک جهانی برای سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶، انقباض ۲.۷ درصدی اقتصاد ایران را پیش‌بینی کرده و به تأثیر منفی درگیری‌های نظامی، اختلالات تجاری، محدودیت‌های انرژی و آب و کاهش سرمایه‌گذاری اشاره کرده است.

این آمار جنبه‌ای فراتر از داده‌های اقتصادی دارند؛ هر عدد اقتصادی در نهایت به زندگی میلیون‌ها انسان ارتباط دارد. جامعه‌ای با این حجم و پیچیدگی نمی‌تواند مسائل خود را فقط با دستورات اداری یا اتکاء به قدرت متمرکز حل کند. بحران آب، انرژی، اشتغال، تورم، سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت‌ها، تحریم، امنیت منطقه‌ای و رقابت ژئوپلیتیک، موضوعاتی یکدست نیستند. هیچ کدام از این چالش‌ها یک وزارتخانه به تنهایی قادر به حل آنها نخواهد بود، هیچ نهاد امنیتی و هیچ دولت، دانشگاه، بنگاه اقتصادی یا نیروی اجتماعی نیز به تنهایی توانایی مدیریت این مسائل را ندارد. اینجاست که «فراجامعه» به چالشی در حکمرانی تبدیل می‌شود.

قدرت ملی تنها در میدان جنگ نمایان نمی‌شود

در ادبیات سنتی امنیت ملی، معمولاً زمانیکه از قدرت یک کشور صحیت می‌شود، تصویر نخستین ارتش، موشک، اقتصاد، جمعیت یا منابع طبیعی به ذهن متبادر می‌گردد. تمامی این موارد اهمیت دارند؛ با این حال، قدرت واقعی یک جامعه در زمان بحران به یک سوال بنیادی‌تر مربوط می‌شود:

آیا جامعه قادر است منابع و ظرفیت‌های خود را به سمت یک هدف مشترک حرکت دهد؟

ممکن است کشوری منابع فراوانی داشته باشد اما نتواند آنها را هماهنگ سازد. ممکن است نیروی انسانی متخصصی وجود داشته باشد اما نتواند استعدادها را برای اهداف مشترک بسیج کند. ممکن است منابع اقتصادی وجود داشته باشد اما اعتماد و همکاری لازم برای سازمان‌دهی آنها را از دست داده باشد. در این معنا، اعتماد و همکاری، مفاهیمی زینتی در علوم اجتماعی نیستند؛ بل، بخش جدایی‌ناپذیر از ظرفیت واقعی قدرت ملی به حساب می‌آیند.

تورچین نیز از راه دیگری به همین موضوع می‌پردازد: جوامع بزرگ برای بقا نیاز به سازوکارهایی دارند که همکاری را فراتر از روابط شخصی ببرد. جنگ‌های تاریخی یکی از نیروهایی بود که این سازوکارها را تحت فشار و توسعه قرار داد؛ اما در دنیای امروزی، جامعه‌ای که بخواهد تنها بر اساس منطق جنگ سازمان‌دهی شود، با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد شد.

مسئله کنونی ایران این نیست که چگونه یکسان سازی برای همه انجام دهیم؛ بلکه پرسش این است که چگونه می‌توان با وجود تنوع، ظرفیت همکاری را افزایش داد.

اختلاف دشمن همکاری نیست؛ بی‌قاعدگی در میان اختلافات است

یکی از درس‌های بنیادی که می‌توان از مفهوم «فراجامعه» آموخت، این است که همکاری ضرورتاً به معنای همفکری نیست.

جامعه‌ای که در آن همه یکسان فکر می‌کنند، لزوماً به‌معنی جامعه‌ای یکدست نیست. انسجام واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که افراد و گروه‌هایی با منافع، دیدگاه‌ها و حتی اختلافات جدی بتوانند بر سر مجموعه‌ای از اهداف مشترک همکاری نمایند.

در چنین شرایطی، گفت‌وگو دیگر یک فضیلت الزامی نیست؛ بلکه یک فناوری اجتماعی خواهد بود. گفت‌وگو بدین معنا نیست که اختلافات از میان برود، بلکه بدین معناست که اختلافات به منازعه‌ای تبدیل نشود که تمام ظرفیت جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. جامعه‌ای که بیشتر انرژی خود را صرف درگیری‌های درونی کند، آنچه را که در رقابت بیرونی برای آن حیاتی است، از دست می‌دهد: توانایی برای همکاری. این شاید یکی از نمودهای بارز ارتباط بین اندیشه تورچین و ایران کنونی باشد.

در شرایط فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی، چالش‌های اقتصادی و بحران‌های اجتماعی، هر چه اختلافات داخلی به رقابت‌های مضر تبدیل شود، هزینه‌های پنهان کشور افزایش می‌یابد. برعکس، هر چه اختلافات در چارچوب نهادها، گفت‌وگو و قوانین مشترک مدیریت شوند، ظرفیت ملی برای برخورد با بحران به‌طور قابل ملاحظه‌ای بالا می‌رود.

انتخاب یک کتاب؛ انتخاب یک پرسش

اکنون می‌توان به پرسش ابتدایی بازگشت: چرا «فراجامعه»؟ ممکن است آقای دکتر پزشکیان این کتاب را صرفاً به دلیل علاقه شخصی به تاریخ، جنگ، مدیریت یا علوم اجتماعی مطالعه کرده باشد. این امکان وجود دارد که انگیزه انتخاب او دقیقاً آن چیزی نباشد که از بیرون به نظر می‌رسد. بنابراین نسبت دادن یک نظریه سیاسی تمام‌عیار به یک انتخاب کتاب، چندان منطقی نیست.

با این حال، می‌توان از این انتخاب یک سوال مهم استخراج کرد. رئیس‌جمهور کشوری با جمعیت بیش از ۹۰ میلیون نفر، در زمانی که جامعه تحت فشارهای اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و زیست محیطی قرار دارد، کتابی را به عنوان آخرین مطالعه خود معرفی می‌کند که یکی از چالش‌های بااهمیت تاریخ بشری را مورد بررسی قرار می‌دهد: چگونه انسان‌ها یاد گرفتند در مقیاس‌های بزرگ به همکاری بپردازند؟

این انتخاب، بدون در نظر گرفتن نیت شخصی خواننده، به مسئله‌ای مهم درحکمرانی ایران اشاره دارد. کشوری با این وسعت، جمعیت، تاریخ و تنوع، برای عبور از بحران‌های پیچیده به ظرفیت‌های همکاری بیشتری از همیشه نیاز دارد؛ همکاری میان دولت و جامعه، میان نخبگان و مدیران، میان بخش خصوصی و دولت، میان دانشگاه و سیاست‌گذاری، میان نسل‌ها و میان دیدگاه‌های گوناگون. در نهایت، «فراجامعه» اگرچه کتابی درباره جنگ است، اما اگر پس از مطالعه آن این سوال در ذهن بماند که چطور می‌توان همکاری را بنا نهاد، به هدفش رسیده است.

تورچین از تاریخ ده‌هزارساله انسان به ما می‌آموزد که جوامع بزرگ زمانی شکل گرفتند که انسان‌ها از مرزهای محدود خویشاوندی، گروه و قبیله فراتر رفته و در مقیاس‌هایی بسیار وسیع‌تر با یکدیگر همکاری کردند. پژوهش او همچنین نه قانون قطعی تاریخ است و نه پاسخ نهایی به معمای تمدن؛ اما یک لایه قوی برای مشاهده تاریخ و جامعه فراهم می‌آورد.

شاید به همین خاطر، اهمیت انتخاب «فراجامعه» برای ایران امروز در آن چیزی نیست که درباره جنگ می‌گوید، بلکه در درسی است که در مورد همکاری به ما می‌آموزد.

در جهانی که چالش‌ها هر روز پیچیده‌تر می‌شوند، توانایی یک ملت در ایستادگی در برابر دشمن تنها بخشی از قدرت او نیست؛ بلکه توانایی آن برای ایستادن در کنار هم نیز مدنظر است. و شاید مهم‌ترین درس «فراجامعه» برای ایران امروز این باشد: انسان، تمدن را فقط با پیروزی بر دیگران نساخته است؛ بخش اصلی تاریخ تمدن، حکایت یادگیری همکاری با دیگری است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.