تلگراف: بمب آمریکایی مراسم عروسی در سیریک را منهدم کرد
یک روزنامه انگلیسی در گزارشی اعلام کرد: مهمانان عروس با پوششهای محلی دستدوز و حنای تازه بر دستهایشان دور هم جمع شده بودند که ناگهان بمبی از یک جنگنده آمریکایی به سمت آنها پرتاب شد.
به نقل از تلگراف و گزارش فرارو، این روزنامه اشاره کرده است که ریسههای چراغ رنگی که تمام حیاط را زینت داده بود، جمعیتی از ۳۵۰ زن و کودک را در جشن عروسی در بندر صیادی «کوهستک» واقع در جنوب ایران، تحت نور خود قرار داده بود.
صدای رقص و شادی در ساعت ۹ شب، درست زمانی که سقف بهدلیل برخورد یک بمب ۵۰۰ کیلوگرمی هدایتشونده فرو ریخت، سکوت شد.
یکی از همسایگانی که همسرش در این مراسم حضور داشت، بیان کرد که در حال تماشای تلویزیون صدای موسیقی جشن را از خانه مجاور میشنیده است.
او توضیح داد: پس از آن، صدای انفجاری مهیب به گوش رسید؛ حسی شبیه زلزله داشت و تنها صدای فریاد زنان و کودکان در فضا پیچید. بمنظور کمک فوری خارج شدم و متوجه شدم که بسیاری از آنها در میان خون روی زمین افتادهاند.
این بمب حفرهای به ضخامت یکونیم متر در وسط سالن جشن ایجاد نمود. میوهها و شیرینیهایی که برای مراسم آماده شده بودند، در گرد و غبار پراکنده شدند.
این حمله به مراسم عروسی در حالی انجام شد که نیروهای آمریکایی به اهداف نظامی، که مقامات نظامی آنها را سامانههای پدافند هوایی، رادارها و مراکز ارتباطی سپاه در این ناحیه توصیف کرده بودند، حمله میکردند.
این چهارمین حادثهای است که موشک یا بمب آمریکایی به یک هدف غیرنظامی اصابت کرده و خسارات زیادی به بار آورده که انتقادات بینالمللی برای تحقیقات را به دنبال داشته است.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در بیانیهای گفت که واشنگتن در حال بررسی این حمله است. او در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید بیان کرد: ما در حال بررسی این موضوع هستیم زیرا قطعا برای ما اهمیت دارد و میخواهیم واقعیت را بدانیم.
عروس، مریم ملاحی، با مردی به نام ضیاءالدین ازدواج کرده بود. هر دوی آنها زنده ماندند اما حداقل پنج نفر دیگر چنین شانس و اقبالی نداشتند.
در میان قربانیان، نام «زردخاتون طاهری» (۵۰ ساله) و «کلثوم فلاحیملا» (در اوایل دهه چهارم زندگیاش) بهچشم میخورد که به دلیل ترکش جان خود را از دست دادند؛ همچنین دو پسربچه به نامهای «امیرمحمد کریمی» (۴ ساله) و «محمد ملاحی» (۱۶ ساله) که در نزدیکی یک دکل مخابراتی مشغول بازی بودند نیز کشته شدند.
همچنین یک زن ۲۲ ساله که در مراسم عروسی حضور داشت، بعداً در بیمارستان جان باخت.
بنا به گفته اهالی محل که آنها را میشناختند، بچهها از صبح سهشنبه با بهترین لباسهای خود منتظر جشن بودند.
امیر به همراه خواهرش کیانا (۱۴ ساله) و سایر کودکان خانواده آمدند. قرار بود مادرش بعد از حضور در یک مراسم یادبود به آنها بپیوندد. بستگانی که در آنجا بودند میگویند کیانا به خاطر جراحات شدید در بیمارستان میناب بستری است. امیر کوچکترین فرزند خانواده کریمی بود و قرار بود به زودی به پیشدبستانی برود.
خانواده «ملاحی» جشن زنانه را طبق عادات محلی در خانه خود برپا کرده بودند و مردان در محل پسرعموی پدر عروس تجمع کرده بودند تا در مراسم عروسی سنتی و خانگی که این خانوادهها در مناطق ساحلی بهطور مکرر برگزار میکنند، شرکت کنند.
همسایهای که صدای انفجار را شنیده بود در حالی به محل رفت تا اگر کسی زیر آوار مانده است، پیدا کند که گرد و غبار و تاریکی دیدن محیط را تقریباً غیرممکن کرده بود.
همسر او نیز دچار جراحت و شوک شده بود. او بیان کرد: همسرم تمام روز میلرزید و میگفت که مشغول انجام کارهای روزمره بودهاند. من نیز سوالات زیادی نپرسیدهام چون او در حال استراحت بود.
مردم محلی بر این باور بودند که خانه هدف قرار گرفته هیچ هدف نظامی در نزدیکی خود نداشته است؛ موضوعی مشابه آنچه در بمباران مدرسه در روزهای ابتدایی جنگ نیز مشاهده شده بود.
جشنهای عروسی در مناطق محروم جنوب ایران ممکن است برای چندین روز ادامه یابند و شامل گردهماییهای جداگانه برای زنان و مردان با حضور اقوام دور و نزدیک و اهالی محله شود.
در شهرهای ساحلی استان هرمزگان، که در حاشیه تنگه هرمز واقع شدهاند، زنان لباسهای رنگارنگ با گلدوزیهای دستی و پوششهای سنتی صورت (مشهور به بُرقه) میپوشند.
آنها النگوهای متعددی به دست دارند و با ریتمهای تند و پویای موسیقی «بندری» که با سازهای کوبهای و نیانبان خاص منطقه نواخته میشود، به رقص و شادی میپردازند.
یکی از ساکنان که از محل حادثه بازدید کرده بود گفت: مردم اینجا در شرایط فقر بسر میبرند. آنها بیشتر بر روی قایقهای ماهیگیری دیگران کار میکنند و زنان تمام روز را صرف ساخت صنایع دستی میکنند تا بتوانند به مخارج خانواده کمک کنند.
شاهدان بیان کردند که بلافاصله پس از وقوع انفجار، تقریباً تمامی پزشکان و آمبولانسهای منطقه در محل حاضر شدند. بسیاری از مجروحان تحت درمان قرار گرفتند و به زودی ترخیص شدند.
مادر عروس، آمنه ملاحی، همچنان در حال شوک است و شدت ضربه روحی موجب شده تا نتواند بهدرستی وقایع آن شب را به یاد آورد. او میگوید: هیچ چیز در خاطر ندارم و نمیدانم دقیقاً چه اتفاقی افتاد. در میان مراسم، ناگهان انفجاری روی داد و خانه بر سرمان آوار شد. مراسم در خانه ما برگزار میشد و همه چیز یکباره از دست رفت.
او ادامه داد: از آن زمان تا کنون در بیمارستان هستیم. دستم بر اثر ترکش آسیب دید، اما عروس و داماد سالم هستند. دیگر فرزندانم نیز مجروح شدهاند. دیگر چیزهایی به یاد ندارم و نمیدانم آیا کسی جان خود را از دست داده است یا خیر؛ تنها میدانم که ناگهان خانه و سالن عروسیمان ویران شد.
نیروهای امدادی بهسرعت به محل حادثه رسیدند.
یکی از داوطلبان هلالاحمر بیان کرد که تیم او در حالت آمادهباش بوده و حدود پنج دقیقه بعد از انفجار به محل رسیدند. وی گفت که تعداد زیادی زیر آوار مانده بودند و صدای فریاد مجروحان فضا را پر کرده بود.
مردم محلی و خود مهمانان عروسی، دوشادوش آتشنشانان و نیروهای امدادی، به آواربرداری مشغول شدند. برخی از آنها دچار جراحت در ناحیه دست و پا بودند و صورت عدهای نیز خونین و دچار بریدگی شده بود.
عملیات آواربرداری و جستوجو برای نجات مفقودشدگان تا حدود ساعت ۳ صبح ادامه یافت.
این نیروی داوطلب گفت: یک نفر بدنبال دخترش میگشت، دیگری به دنبال والدینش و فردی دیگر در جستجوی همسرش بود؛ خوشبختانه همه مفقودشدگان پیدا شدند.
یکی از مقامات استان هرمزگان بیان کرد که این حمله به منطقه «کوهستک» – با جمعیتی حدود ۳۰۰۰ نفر – رخ داده زیرا این ناحیه مشرف به تنگه است و هدف، بخشی از تلاش آمریکا برای کنترل این آبراه از دست ایران بوده است، نه به این دلیل که آنجا هدفی نظامی داشته است.
یک دکل مخابراتی که حدود ۱۰۰ متر فاصله داشت نیز مورد اصابت قرار گرفت.
این بمب یکی از چندین بمبی بود که در جدیدترین سلسله حملات - همزمان با افزایش خصومتها میان آمریکا و ایران بعد از یک ماه آرامش - پرتاب شد. با وجود تهدیدهای دونالد ترامپ، تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه به بنبست رسیده است.
کارشناسان تسلیحاتی که تصاویر و ویدیوهای مربوط به پیامدهای این جنایت را بررسی کردهاند، تأکید کردند که محل برگزاری مراسم عروسی بهطور قطع هدف مستقیم یک پرتابه آمریکایی بوده است و آسیبها ناشی از ترکشهای حمله به دکل مخابراتی نبوده است.
بمبی که بخورد، نوعی JSOW (سلاح مشترک دورایستا یا AGM-154) شناسایی شده است؛ یک بمب گلاید (بدون پیشرانه) که دارای هدایت دقیقی است و نه موشک مجهز به موتور راکتی.
مقامات بهداشتی استان اعلام کردند که از ۷۰ مجروح این حادثه، ۱۹ نفر کودک زیر ۱۰ سال بودهاند. یک کودک چهار ساله بهدلیل جراحات ناشی از ترکش زیر عمل جراحی قرار گرفت و ترکش دیگری از شکم یک کودک هشتسال نیز خارج شد.
هلال احمر از دیوان کیفری بینالمللی درخواست کرد که این حادثه را بررسی کند؛ این نهاد اعلام نمود که اگر محل وقوع حادثه و حضور افراد در آن غیرنظامی بوده و هیچ هدف نظامی معتبر در آنجا وجود نداشته باشد، این حمله بهعنوان جنایت جنگی محسوب خواهد شد.
چند روز پیش از برگزاری مراسم عروسی، یک بمب آمریکایی خانه یک راننده تاکسی در جزیره قشم را ویران کرد و منجر به مرگ او، همسرش و فرزند دو سالهشان در حین خواب شد؛ این در حالی بود که هیچ تأسیساتی نظامی در نزدیکی آن وجود نداشت.
محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، روز چهارشنبه عنوان کرد: اگر قدرتی به مانند شیطان عمل کند و اهدافش را بهمثابه شیطان انتخاب کند و با قساوت به کشتار بپردازد، خود شیطان است.
احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، تصریح کرد: «بدون شک، خون پاک این شهیدان بیگناه که در اوج بیگناهی به دستان جنایتکاران تاریخ و اشرار زمانه قربانی شدند، هرگز بدون پاسخ نخواهد ماند و قطعاً متوجه عاملان و آمران این جنایت هولناک خواهد شد.»
تصاویر مربوط به تشییع پیکر این چهار قربانی در روز پنجشنبه نشان میدهند که یک وانتبار تابوتی را که با پرچم پوشانده شده زیر سایبانی از برگهای نخل منتقل میکند. یکی از شاهدان عینی اظهار داشت: برای ساکنان این شهر کوچک، وضعیتی غمانگیز و تأثربرانگیز رخ داده و مردم هنوز در شوک به سر میبرند.
