خاطره حدادعادل درباره اولین باری که رهبر انقلاب در آب شنا کرد/ عینک رهبر در دریا گم شد؛ یک شیشه را جلوی چشم میگرفت و کتاب میخواند
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فریدالدین حداد عادل، برادر همسر رهبر انقلاب در گفت و گویی با نشریه خط، متعلق به خانه طلاب جوان به بیان نکاتی از زندگی و شخصیت آیت الله مجتبی خامنهای پرداخته است.
سخنان حداد عادل درباره زندگی و شخصیت رهبر انقلاب را میخوانید:
*زندگی آقا مجتبی بسیار طلبگی و ساده است. در قم که بودند، خانهی ساده و وسایل محدودی داشتند. کف خانه هم تنها با موکت مفروش بود. وقتی هم که برگشتند به تهران، رفتند و در یک خانهی ۷۰، ۸۰ متری ساکن شدند. خواهرم در مدرسه کار میکرد و خردخرد فرش ماشینی و مبل راحتی تهیه کرد. مبل سبزرنگی بود. با شوخی به خواهرم میگفتم آخر این چه رنگی است گرفتهای؟! و اینطور سر به سرش میگذاشتم. یک بار خواهر بزرگترم گفت: فرید! دربارهی این مبل حرف نزن! زهرا بعد از مدتها پول جمع کرده مبل خریده و تو مدام به رنگش گیر میدهی، او هم اذیت میشود. قبول کردم.
*حالا بعد از بمباران، این مبل بزرگترین چیزی است که از آن خانه باقی مانده است!
*گفتم: خوب، بیایید با لباس توی آب برویم. خلاصه رفتیم و بعدش بچهها ریختند توی آب و حاجآقا، جوانهای فامیل را حسابی آب داد. دو، سه ساعت توی آب بودیم.
*آن روز عینک حاجآقا گم شد؛ فقط یک شیشهاش پیدا شد. این شیشه را جلویش میگرفت و کتاب میخواند. میگفت: چرا من عقلم را دادم دست تو؟! سه روز است این شیشه را اینطوری گرفتهام تا کتاب بخوانم.
*آنجا حاجآقا یک حرفی زدند که شاهد آن سختی و محدودیتی است که میگویم، گفتند: آقا فرید، من یادم نمیآید که در دریا شنا کرده باشم. بچهی کوچکشان آنقدر ذوق کرده بود که پدرش آمده کنار دریا که تا چند وقت تعریف میکرد.
*کمی که بالندهتر شد، گرفتاریها و کارهای سخت و غامض دفتر به کارهایشان اضافه شد. اختلافات مسئولین عالیرتبه و کارهایی از این قبیل به ایشان سپرده میشد.
۲۹۲۲۱