تغییر در اولویتهای مصرفکنندگان ایرانی به دلیل جنگ / افزایش ۱۶۴ درصدی تقاضا برای سفرهای بینشهری / کاهش ۶۰ درصدی سفارشات غذای آنلاین
به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، با شروع درگیریها، سفرهای درونشهری از طریق اسنپخودرو حدود ۳۵ تا ۶۰ درصد کاهش یافت، اما در عوض تقاضا برای سفرهای بینشهری در هفته اول به طرز شگفتانگیزی ۱۶۴ درصد افزایش پیدا کرد. با این حال، کاهش فعالیت دستهای از رانندگان منجر به کاهشی ۲۳ درصدی در تعداد سفرهای بینشهری ثبت شده شد.
همچنین، تغییرات قابل توجهی در رفتار خرید کاربران مشاهده شد. میانگین تراکنشهای اسنپفود ۴۰ تا ۶۰ درصد افت کرد و خرید اقساطی محصولاتی چون پوشاک، لوازم بهداشتی و دیجیتال در اسنپپی بهترتیب ۴۲، ۴۴ و ۵۴ درصد کمتر شد. برعکس، کاربران در اسنپمارکت تمایل بیشتری به خرید کالاهای اساسی مانند برنج، نان، گوشت و دیگر اقلام خوراکی نشان دادند و سفارش آب معدنی و مواد غذایی خشک و کنسروی به بالاترین حد خود رسید.
در زمینه سفر، رزرو هتلهای داخلی از طریق اسنپتریپ تا ۷۰ درصد کاهش یافت و همچنین نرخ لغو رزروها شش برابر افزایش پیدا کرد؛ اما در مقابل، رزرو ویلا و اقامتگاه با افزایشی ۳۵ درصدی روبرو شد و فروش بلیت قطار نیز ۲.۵ برابر شد. این آمار نشاندهنده این نکته است که نیاز به سفر همچنان باقی است، بلکه کاربران در شرایط جنگی، گزینههای جایگزین را انتخاب کردند.
در زمینه بیمه نیز، رفتار کاربران از تمرکز بر ظاهر خودرو به سمت مدیریت ریسک تغییر یافته است. استفاده از پوشش خسارتهای جنگی در بیمه بدنه به طرز چشمگیری سه برابر افزایش پیدا کرد و پوششهایی مانند سرقت قطعات، شکستن شیشه و حوادث طبیعی نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.
در عرصه سلامت، تقاضا برای خدمات پزشکی و پرستاری خانگی در اسنپدکتر ۲۴ درصد رشد داشته و ۱۲۰ پزشک و روانشناس جدید به این پلتفرم پیوستهاند. در مقابل، سفارش دارو و محصولات داروخانهای به میزان ۳۲ درصد کاهش یافته است.
در عین حال، اختلال در خدمات اینترنت، GPS، پیامک و شبکه بانکی منجر به ضرورت تغییر برخی زیرساختهای کسبوکارهای آنلاین شد. اسنپ برای حفظ دسترسی کاربران از سیستمهای جایگزین موقعیتیابی، ورود از طریق USSD و تقویت تماس و چت درونبرنامهای استفاده کرد.
این گزارش را میتوان فراتر از آمار عملکرد یک سوپراپ تحلیل کرد؛ دادهها تصویری نسبتاً روشن از رفتار مصرفکنندگان ایرانی در شرایط جنگ و ناامنی شدید ارائه میدهند.
جنگ، مصارف را حذف نکرد؛ بلکه آن را بازتعریف کرد
نکته کلیدی این گزارش این است که جنگ لزوماً به معنای توقف کامل تقاضا نیست، بلکه ترکیب و اولویتبندی تقاضا را بهطور کامل تغییر میدهد. کاهش سفرهای شهری، خدمات غذایی آنلاین و خریدهای دیجیتال و پوشاک در کنار افزایش تقاضا برای کالاهای اساسی، خدمات پزشکی در منزل و گزینههای جدید سفر، نشاندهنده این است که خانوارها در مواجهه با بحران، هزینههای خود را به سمت «ضرورت و امنیت» انتقال میدهند. به عبارت دیگر، مصرفکنندهها هنوز به خرید ادامه میدهند اما در انتخاب اینکه چه چیزی، چه زمانی و با چه سطحی از ریسک خریداری یا استفاده شود، تصمیمات متفاوتی میگیرند.
افزایش ۱۶۴ درصدی در تقاضا برای سفرهای بینشهری در هفته اول جنگ، در حالی که سفرهای انجامشده ۲۳ درصد کاهش یافته، یکی از بارزترین دادههای گزارش است. این تفاوت به وضوح نشاندهنده این است که تقاضا و امکان دسترسی به خدمت لزوماً یکسان نیستند. مردم تمایل بیشتری به خروج از شهر داشتهاند، ولی به دلیل نگرانیهای امنیتی یا ترک محل سکونت توسط برخی رانندگان، محدودیتهایی به وجود آمده است. از این رو، کاهش واقعی سفرها را نمیتوان تنها ناشی از کاهش تمایل به جابهجایی مردم دانست، بلکه بخشی از آن نتیجه محدودیت ظرفیت عرضه است.
مردم از «مصرف» به سمت «تابآوری» حرکت میکنند
کاهش ۵۴ درصدی در خرید اقساطی کالاهای دیجیتال و کاهش خرید پوشاک و محصولات زیبایی در کنار افزایش تقاضا برای کالاهای اساسی، نشاندهنده نوعی بازتنظیم اقتصادی خانوارها است. در شرایط عادی، درصدی از درآمد به بهبود کیفیت زندگی، خرید کالاهای بادوام، سرگرمی یا خریدهای غیرضروری اختصاص مییابد. اما در شرایط جنگ، افق تصمیمگیری کوتاهتر میشود و خانوارها تمایل دارند منابع خود را برای نیازهایی ذخیره کنند که احتمالاً در آینده نزدیک ضرورت پیدا خواهند کرد. به همین دلیل، رکورد بالای سفارش آب معدنی، مواد غذایی خشک و کنسروی باید بهعنوان نشانهای از افزایش تمایل خانوارها به ایجاد حاشیه امن در برابر آینده نامشخص در نظر گرفته شود.
در بیمه، نگرش «هزینه» به «ریسک» تغییر کرده است
افزایش سه برابری استفاده از پوشش خسارت جنگی از این منظر بسیار جالب توجه است. در شرایط عادی، مصرفکننده ممکن است بیشتر به استهلاک، زیبایی ظاهری یا افت قیمت خودرو توجه کند؛ اما زمانی که محیط پیرامون پر از ریسک میشود، اولویتها به خسارتهایی که احتمال وقوع یا تأثیر آنها در نگاه کاربر جدیتر است، تغییر میکند. این تغییر را میتوان بهعنوان نشانهای از افزایش ریسکپذیری مصرفکنندگان تعبیر کرد؛ بدین معنی که افراد حاضرند برای محافظت از داراییهای فعلی خود، هزینه بیشتری کنند و در عین حال ممکن است خرید دارایی یا خدمات جدید را به تعویق بیندازند.
افزایش ۲۴ درصدی در تقاضا برای خدمات پزشکی و پرستاری در خانه در مقابل کاهش ۳۲ درصدی سفارش دارو و محصولات داروخانهای نیز قابل توجه است. این دو رفتار ظاهراً متضاد ممکن است منطقی مشترک داشته باشند: کاهش تمایل به مراجعه یا جابهجایی فیزیکی و افزایش ارزش خدماتی که در محل امن قابل دریافت هستند. بنابراین، بحران تنها «میزان مصرف» را تغییر نمیدهد، بلکه کانالهای مصرف را نیز تغییر میدهد. خدماتی که قابلیت دریافت آنها بدون خروج از خانه وجود دارد، ممکن است در شرایط بحران جذابتر شوند.
بهطور خلاصه، میتوان گفت که جنگ الگوی مصرف را از «انتخاب» به سمت «اولویت» تغییر داده است. در شرایط عادی، کاربران میان گزینههای مختلف انتخاب میکنند؛ اما در بحران، نخست از خود میپرسند چه چیزهایی ضروری است، چه مواردی با ریسک کمتری همراهاند و چگونه میتوان نیازهای خود را با کمترین مواجهه با خطر برطرف کرد.
از این منظر، کاهش خرید کالاهای دیجیتال، افزایش خرید اقلام اساسی، تغییر مسیر سفر، افزایش پوششهای بیمهای پر ریسک و رشد خدمات پزشکی در منزل، همگی اجزای یک رفتار واحد را تشکیل میدهند: کاهش مصرفهای غیرضروری و افزایش سرمایهگذاری بر روی امنیت، بقا و دسترسی مطمئن به نیازهای اساسی.
۲۲۷۲۲۷