مشاور پزشکیان در امور روحانیت؛ گمان همه این بود که حمله 9 اسفند در فاصله کوتاهی نظام را از بین ببرد/ هیچ ترک خدمتی از هیچ نیروی نظامی مشاهده نکردیم
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حجتالاسلام و المسلمین علی عماد، مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت گفت:نهم رمضان یک اتفاق افتاد؛ آغاز حمله. از نگاه هر بینندهای که درک درستی از ایران، ایرانیان، مسلمانان و مقاومت مسلمین نداشت، این را با یک پیشبینی و تحولات بزرگ علیه اسلام و ایران تلقی میکرد. گمان همه این بود که بعد از یک مجموعه تنشهای اجتماعی که دیماه در ایران با آن مواجه بودیم، این حمله میتواند در فاصله کوتاهی ایران را بهزانو دربیاورد، نظام را از بین ببرد، مقاومت ملی ایرانیان درهمشکسته شود و شکلوشمایل نهاد قدرت منطقهای با یک تحول به نفع جریان استکباری سامان تازهای پیدا کند.
به روایت جماران، مهمترین بخش های این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
* در ۹ اسفند، رهبری معظم انقلاب و جمع زیادی از فرماندهان نظامی و مؤثران در اداره امور نظام به شهادت رسیدند. دشمنان تصویرهای دیگری داشتند؛ گمان میکردند که دلخوریها و گلایهمندیهایی که درون جامعه ایران وجود دارد، به نفع آنها سرباز خواهد کرد، اما ایران چیزی بود غیر از آنچه که آنها فکرش را میکردند.
*تاریخ جنگهای خاورمیانه نشان میدهد که در هر جنگی که بهشدت گراییده، متعاقب آن یا در حین آن دولتها سقوط میکردند، سرمایه اجتماعی خودشان را از دست میدادند و نظامهای سیاسی تابآوری خودشان را از دست میدادند. اما ایران قصهای برخلاف همه قصهها شد. سرمایه اجتماعی ایران پس از جنگ و در حین جنگ بیشتر شد، تابآوری ایرانیان ضریب بالاتری پیدا کرد و ماندگاری تفکر ایرانی، نظام اسلامی و مردم بهشدت افزایش پیدا کرد.ما در حال جنگ بودیم، اما هیچ قحطی نداشتیم؛ دیگران که در حال جنگ نبودند دچار قحطی شدند! آهنگ نابسامانی اجتماعی در جامعه ایران رخ نداد، درحالیکه در جوامع مجاور ما و در جوامع خیلی دورتر از ما حادثه اتفاق افتاد. جنگ اوکراین که آغاز شد، نهتنها اوکراین دچار مشکل شد (و قحطی و دهها مسأله دیگر)، بلکه تا قلب اروپا، سایه جنگ اوکراین، نگرانی، قحطی، اضطراب و مسائل دیگری را به دنبال داشت؛ اما دلآرام ایران و قلبهای تپنده ایرانیان همچنان ایستاد. این یک پدیده استثنایی در تاریخ معاصر جهان و در تاریخ ایران (اگر نگوییم در تاریخ کشورهای منطقه) بوده است.
*در گفتوگو بسیار موفق بودیم. دوازده بند به نفع ما و دو بند تعهدات ما بود؛ تفاهمنامهای که دشمن در آن ضربه دیده بود و مهمترین نکته تفاهمنامه این بود که مرحلهبهمرحله با گذار از هر مرحله به مرحله دیگر میرسیدیم و هیچ تعهدی (نه توافقنامه بود، نه تعهدنامه یکسویه غیر قابل عدول از ناحیه ایران، نه صلحنامه و نه قرار پایان جنگ) داده نشد.
*ما دولت را دیدیم که بهخوبی توانست امور جاری کشور را سامان دهد. نظامیان ما و مجاهدان ما توانستند مردانه بایستند و دشمن را به بیچارگی بکشانند و همین تعبیر «بیچاره خواهد شد» که در فرمایشات رهبری وجود داشت پیش آمد و از دل آتش، ققنوسوار، ایرانِ تازهای برخاست. ایرانی که در گفتوگوی با منطقه به وضعی رسید که ما چهل سال استدلال کردیم برای همسایگان خودمان که حضور آمریکا و همپیمانی با آمریکا هیچ امنیتی نمیآورد، مخاطره میآورد، اما هرچه گفتیم باور نکردند. این جنگ به آنها ثابت کرد که وجود پایگاههای آمریکایی نهتنها موجبات امنیت یک کشور را فراهم نمیکند، بلکه آن کشور را در دامن آتش فرومیبرد و ناامنی برایش ایجاد میکند. این پدیده بسیار مهم و شگرفی بود که اتفاق افتاد.
*انتظاری که از اهل تاریخ و تاریخپژوهان میرود این است که (بهخصوص در تاریخ اسلام و تاریخ ایرانی-اسلامی که دو گوهر ملیت و دینباوری با هم درمیآمیزد، وقایعی که برای جامعه ایران تقدس پیدا میکند، وقایعی که برای جامعه ایران معیار است، وقایعی که در آن نقش معصوم و تصمیم معصوم مؤثر است)، تاریخدانان اسلامی و دانشمندان تاریخ بهخوبی باید برای اینکه اتفاق بدی رخ ندهد، بهاشتباه لحظه صلح حدیبیه را لحظه جنگ ندانیم، لحظه احد را لحظه بدر ندانیم و جای صلح امام حسن و قیام امام حسین را اشتباه نکنیم، میبایست یکایک این پدیدهها را بهصورت علمی، بهصورت شاخصمند با تمامی شاخصها و ویژگیهای آن واکاوی کنند.
*دولت چهاردهم به وصف صفا، صدق، همدلی، راستگویی و روراست بودن با مردم وارد کار شد. در طول دوره خودش با مشکلات متعددی مواجه شد که همه را با همکاری جمعی طی کرد. دولت جریانی عمل نکرد، به سمت همبستگی اجتماعی رفت، شعار خودش را وفاق اعلام کرد و گفت: «در درگیرشدن با همدیگر انرژیهای ما از بین میرود و فرسایش پیدا میکنیم. بیایید کنار همدیگر قرار بگیریم، با همه اختلافنظرها کنار همدیگر قرار بگیریم.» و آنقدر در این وفاق مقاومت کرد که دوستان حامی دولت در جریان انتخابات گاهی گلایهمند بودند.
۳۱۲۱۶