کد خبر 692549
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۰۹:۵۷

کیودو؛ توپ به تور نشست، موشک به جان کودک

ساعت 24 - تهران - ایرنا - آخرین گل محمدرضا، ۱۳ ساله، قرار بود خاطره‌ای از یک عصر فوتبالی باشد؛ اما چند ساعت بعد، ترکش‌های موشک او را از زمین بازی تا تخت بیمارستان برد. چند کیلومتر آن‌سوتر، حلما احمدی‌زاده در آستانه ۱۰ سالگی، پس از آخرین تماس با پدرش، قربانی همان حمله شد؛ دو روایت تلخ که کیودو در گفت‌وگوی اختصاصی با خانواده‌هایشان، پرده از ابعاد انسانی فاجعه لامرد برداشت.
کیودو؛ توپ به تور نشست، موشک به جان کودک

به گزارش روز دوشنبه گروه آسیا و اقیانوسیه ایرنا، خبرگزاری رسمی ژاپن (کیودو) در یک گزارش اختصاصی نوشت که در حمله ۲۸ فوریه (۹ اسفند) ساعت ۰۵:۱۲ بعدازظهر ۴ موشک به شهر لامرد (استان فارس) اصابت کرد که جان کودکان را گرفت و آینده آنان را تیره و تار ساخت.

کیودو دراین مصاحبه اختصاصی با دو خانواده «احمدی زاده» که دختر ۱۰ ساله خود را از دست داده و خانواده «برفر» که کودک نوجوان آنان دچار آسیب جدی از ناحیه پا و تیره شدن آینده وی گردید به عمل آورد.

خبرگزاری کیودو در شرح این فاجعه تالم بار نوشت: محمدرضا برفر، سیزده ساله، ضربه آزاد را بیش از هر چیز دیگری در ۲۸ فوریه، زمانی که حمله به رهبری آمریکا به ایران آغاز شد، به یاد می‌آورد.

این پسر بچه مدرسه‌ای عاشق فوتبال، بعد از کلاس‌هایش به زمین بازی محلی رفت تا مسابقه بین روستایش و یک تیم دیگر را تماشا کند. او از روی یک ضربه آزاد گل زد و برادرش این گل را با دوربین فیلمبرداری ثبت کرد.

کیودونیوز: کودکان لامرد با ترکش های تنگستن موشک پیشرفته PrSM آمریکا جان باختند
گزارش اختصاصی کیودو - آمریکا در این حمله آینده این نوجوان ایرانی را از او گرفت

چند ساعت بعد، محمدرضا پس از وقوع یک سری انفجار در لامرد، شهری صنعتی در استان فارس در جنوب ایران، زخمی در میان دود و آوار افتاده بود.

محمدرضا در مصاحبه با کیودو نیوز، ضمن نشان دادن فیلم گل، گفت: این آخرین باری بود که توپ را لمس کردم.

طبق گزارش خانواده و سوابق پزشکی او، چهار قطعه فلزی به بدنش برخورد کرده و کف پای راست و پاشنه پای چپش را له کرده و سر و بازوی راستش را نیز مجروح کرده است. آسیب به استخوان پای چپش او را به ویلچر وابسته کرده است.

بعد از مسابقه، محمدرضا به گلفروشی خانواده‌اش رفت و در آنجا مشغول استراحت شد که ناگهان انفجار مهیبی زمین را لرزاند.

او به یاد می‌آورد: کمی بعد، صدای سوت بلندی شنیدم، سپس صدای انفجار. احساس کردم کسی مرا گرفت و بعد به زمین انداخت.

دود قهوه‌ای رنگ آنقدر غلیظ بود که او نمی‌توانست چیزی ببیند یا نفس بکشد سپس سوزش شدیدی را در پاهایش احساس کرد. او گفت: «انگار زغال سوخته روی پوستم بود.

پسرک که قادر به ایستادن نبود، سینه خیز به داخل اتاق برگشت تا اینکه برادر بزرگترش او را پیدا کرد. او ۲۸ روز را در بیمارستان گذراند و ۱۶ عمل جراحی بزرگ روی پاهایش انجام شد.

مادرش، زینب مرتضوی، نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفته و پس از عمل جراحی هنوز در راه رفتن مشکل دارد.

او گفت: ما یک خانواده عادی بودیم که زندگی خودمان را می‌کردیم. نمی‌توانم بفهمم چرا آمریکا به ما حمله کرد.

محمدرضا می‌گوید هنوز می‌خواهد هم پزشک شود و هم یک فوتبالیست حرفه‌ای، اما نگران بازگشت به مدرسه است.

او گفت: ممکن است بچه‌های دیگر روی پایم پا بگذارند. ممکن است دوباره آسیب ببینم.

کیودو در ادامه این گزارش که عمق فاجعه حمله سبعانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران زمین را به تصویر می کشد، نوشت: چند کیلومتر آن طرف‌تر، خانواده‌ی دیگری با فقدانی زندگی می‌کنند که قابل درمان نیست.

«حلما احمدی‌زاده» تنها چند روز مانده به تولد ۱۰ سالگی‌اش بود که آن بعدازظهر به تمرین والیبال رفت.

اگرچه تهران آن روز صبح مورد حمله قرار گرفته بود، والدینش معتقد بودند که لامرد از درگیری‌ها دور است.

قبل از تمرین، حلما سه دست لباس مختلف را امتحان کرد و از پدرش، علی احمدی زاده، پرسید کدام یک از آنها بیشتر به او می‌آید.

او به یاد می‌آورد: «او خیلی شاد، بشاش و خندان بود.»

کیودو؛ توپ به تور نشست، موشک به جان کودک
کمی قبل از ساعت ۴ بعد از ظهر او را در مجتمع ورزشی شهید نعیمی پیاده کرد. کمی بعد، حلما با او تماس گرفت.

«لطفاً می‌تونی بیای دنبالم؟» او پاسخ داد: «حتماً، میام عزیزم.» این آخرین مکالمه آنها بود.

وقتی والدین حلما آماده می‌شدند تا بدنبال او روند، صدای انفجارهایی را شنیدند. وقتی به سمت مجتمع ورزشی رانندگی می‌کردند، دود سیاهی را دیدند که از آنجا بلند می‌شد.

احمدی‌زاده گفت: «هرچه نزدیک‌تر می‌شدیم، امیدمان کمتر می‌شد.»

آنها از سالن ورزشی آسیب دیده به بیمارستان شتافتند، طبق گزارش رسمی پزشکی، یک پرتابه کوچک «تنگستن» وارد قسمت بالای سمت چپ قفسه سینه حلما شده و به قلب او فرو رفته و باعث خونریزی داخلی مرگباری شده بود. او هنگام رسیدن هیچ علائم حیاتی نداشت.

احمدی‌زاده گفت: ما جرات نداریم آن صحنه‌ها را به یاد بیاوریم یا توصیف کنیم.

والدینش حلما را به عنوان دختری پرانرژی که عاشق ورزش و آواز بود و گروه کر مدرسه‌اش را رهبری می‌کرد، به یاد دارند.

پدرش گفت: او همیشه می‌خندید و شاد بود.

کیودو افزود: بر اساس گزارشی که خبرگزاری رسمی ایرنا به آن استناد کرده و مقامات محلی آن را برای کیودو نیوز مورد تایید قرار دادند، تحقیقات محلی که عمدتاً بر اساس تصاویر دوربین‌های امنیتی انجام شده، نشان می‌دهد که چهار موشک از ساعت ۵:۱۲ بعد از ظهر به لامرد اصابت کرده‌اند.

کیودو؛ توپ به تور نشست، موشک به جان کودک

کیودو در ادامه این گزارش نوشت: تحقیق تصویری نیویورک تایمز که در ماه مارس منتشر شد، نتیجه گرفت که ویدیوهای حمله لامرد ویژگی‌هایی مطابق با موشک تهاجمی دقیق یا PrSM تازه توسعه‌یافته ارتش ایالات متحده را نشان می‌دهند.

نشریه نیویورک تایمز نوشت که شکل، ویژگی‌های پرواز و الگوی آسیب موشک با این سلاح که می‌تواند بالای هدف منفجر شود و قطعات تنگستن با سرعت بالا را پراکنده کند، مطابقت دارد. یک مقام آمریکایی نیز به نیویورک تایمز گفت که موشک مورد استفاده PrSM بوده است.

موشک PrSM ساخت شرکت لاکهید مارتین، یک سلاح دوربرد جدید است که قادر به حمل برد بیش از ۴۹۹ کیلومتر است و می‌توان آن را طوری برنامه‌ریزی کرد که در هوا منفجر شود. کیودو در ادامه گزارش داد: باور بر این است که موشکی که در لامرد استفاده شد، تعداد زیادی تکه تنگستن را پراکنده کرده است، و مقامات ایرانی اعلام کردند این حمله ۲۱ کشته و بیش از ۱۵۰ زخمی برجای گذاشته است.

کیودو در گزارش اختصاصی خود نوشت: موسی موسوی، جراح باسابقه و نماینده مجلس لامرد، به یاد می‌آورد که چگونه وضعیت آشفته و بحرانی بود.

موسوی هنگام وقوع انفجارها در شهر بود و به تیم‌های پزشکی که مجروحان را درمان می‌کردند، پیوست، بیمارانی با جراحات جدی از ناحیه سر، گردن، ستون فقرات، شکم و سینه به بیمارستان رسیدند، در حالی که کودکان، زنان و مردان بیمارستان را شلوغ کرده بودند.

وی به کیودو گفت: من چنین صحنه‌ای را فقط در خطوط مقدم جنگ ایران و عراق دیده بودم.

او گفت وکلا در حال جمع‌آوری شواهد برای پیگیری‌های حقوقی احتمالی بین‌المللی هستند و بر اساس آنچه او در بیمارستان شاهد بوده، کشته‌شدگان و زخمی‌ها غیرنظامی بوده‌اند.

برای پدر حلما، هیچ غرامت یا حکم دادگاهی نمی‌تواند دخترش را بازگرداند.

آرزوی محمدرضا ساده‌تر است.

او گفت: کاش جنگ برای همیشه تمام می‌شد.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.