کد خبر 692977
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۱۶:۰۰

چرایی عدم تبدیل شاعرها به معلم؟؛ خلق آثار به شکل کارگاهی یک پدیده خاص است!

ساعت 24 - هنرمند نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» بر این باور است که فرآیند تولید یک اثر نمایشی به روش کارگاهی، رویدادی بی‌نظیر به شمار می‌آید و در این نمایش نیز آهنگ کند اثر، به تمایز بیشتر آن یاری رسانده است.
چرا شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند؟؛ تولید اثر کارگاهی منحصربه‌فرد است!

به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، امین سیمیار که در نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» که این شب‌ها در مجموعه تئاتر لبخند اجرا می‌شود، بازی می‌کند، درباره محتوای این اثر ابراز داشت: داستان نمایش در مورد مردی است که نسبت به همسرش دچار یأس شده و دیگر علاقه‌ای به او ندارد، در حالی که زن هنوز مانند روزهای اول عاشق اوست و به دنبال راه‌هایی برای احیای عشق و رابطه‌ای که به مرور از دست رفته، می‌گردد. این زن به نوعی بیماری مبتلا است و پزشک معالجش بر این باور است که بخشی از وضعیت او بیشتر از آنکه ناشی از مشکل جسمانی باشد، ریشه در مشکلات روحی دارد و به عشقی مرتبط است که دیگر از سوی همسرش دریافت نمی‌کند. تمامی این اتفاقات در بستر رویاهایی که زن تجربه می‌کند روایت شده است؛ خواب‌هایی که گاهی به کابوس بدل می‌شوند و گاهی به تصویرسازی ایده‌آلی از رابطه‌ای که دیگر وجود ندارد، می‌انجامند.

سیمیار درباره روند تولید این نمایش توضیح داد: کار قبل از ورود من به اجرا تولید شده و در جشنواره آتلیه تئاتر «تازه» نمایش داده شده بود. نقشی که در حال حاضر ایفا می‌کنم، یعنی دکتر لووف، در ابتدا توسط یکی از هنرجوهای آتلیه بازی می‌شد. بنابراین یکی از چالش‌هایی که در جلسات اولیه تمرین با آن مواجه شدم، این بود که روش و زبان هنرجوها برای تولید اثر چگونه است و چه مفاهیم و اشتراکاتی در این رویکرد وجود دارد. به غیر از من، کارگردان و دو بازیگر دیگر، تمامی اعضای گروه از هنرجویان آتلیه «تازه» بودند و تحت همان سبک آموزشی تربیت شده بودند. بنابراین این موضوع برای من چندان عجیب نبود و بیش از هر چیز نیاز به صبر و استمرار داشت. باید خودم را در فرآیند تمرین غرق می کردم و اجازه می دادم تا ببینم این تمرینات و جلسات به چه سمت و سویی خواهند رفت. به گمانم حدود ۳ تا ۵ جلسه زمان برد تا بتوانم تا حدودی با این شیوه تمرین و برخورد آشنا شوم.

وی درباره مواجهه با دو متن «ایوانف» نوشته آنتون چخوف و متن مربوط به نمایشی که به آن الهام گرفته شده است، گفت: در آغاز کار با دو متن روبه‌رو شدم؛ یک متن اصلی که همان «ایوانف» چخوف است و یک متن مربوط به اجرا که از «ایوانف» الهام گرفته. قطعا برای ساخت شخصیت، مراجعه به متن اصلی بیشتر برای من مفید بود، زیرا جزئیات بیشتری در آن وجود داشت و فرصت‌های بیشتری برای شناخت شخصیت به بازیگر ارائه می‌دهد. کاراکتری که من ایفا می‌کنم، یعنی دکتر لووف، در متن اصلی جزئیات بیشتری دارد و مواد بیشتری برای شکل‌دهی به شخصیت در اختیار من قرار می‌دهد، از منظر خلق و اتمسفر این فرد و همچنین روابطش با دیگر شخصیت‌ها.

این بازیگر درباره چگونگی انتقال این درک به متن اجرایی اظهار داشت: در مرحله بعد به متن الهام‌گرفته‌شده از «ایوانف» برخوردم که خودش فضای جدید، متفاوت و رویاگونه‌ای دارد و همه چیز در آن به آرامی پیش می‌رود. قرار بود حالت اجرا نیز رویاگون، آرام و خیال‌انگیز باشد. در این فضای خیال‌انگیز، انگار در یک فضا خالی قرار داریم و برخی نقاط خالی وجود دارد که می‌توانند به وجود بیایند؛ موقعیت‌هایی که ممکن است بازیگر نداشته باشد که دقیقاً باید چه حرکتی انجام دهد.

سیمیار درباره نحوه مواجهه خود با این نقاط خالی و جایگاه دکتر لووف در این وضعیت توضیح داد: نقش من به عنوان نفر سوم در این نمایش بیشتر به شنونده بودن محدود شد، به‌طوری که اجازه دادم این شنیدنی‌ها و احساسات بر من تأثیر بگذارد؛ احساساتی که به‌ناچار در موقعیت‌های زن و شوهر قرار می‌گیرم. تلاش کردم به عنوان یک شنونده بفهمم این شنیدنی‌ها چه نوع واکنش‌هایی می‌توانند در دکتر لووف ایجاد کنند. در واقع انجام کار من بیشتر واکنش به این موقعیت‌ها و قرارگیری در یکسری حالات است که می‌تواند حس فضایی متزلزل ایجاد کند. بنابراین به جای اینکه بخواهم فعالیت خاصی انجام دهم یا کنش مشخصی داشته باشم، به جز صحبت کردن، درگیر دریافت تأثیر از شنیدن و تولید حالت‌ها شدم.

وی در باره ویژگی‌هایی که این اجرا را از سایر تجربه‌های بازیگری‌اش متمایز می‌کند، گفت: فکر می‌کنم هر اثر هنری که از دل یک کارگاه بیرون می‌آید، دارای ویژگی‌های خاص، منحصر به فرد و متمایز خود است. اما اگر بخواهم به شیوۀ تفاوت این اجرا با کارهای گذشته خود اشاره کنم، می‌توانم به جنبه‌های تکنیکی و فرم آن بپردازم. یکی از ویژگی‌های بارز این اجرا، ریتم کند آن است؛ اما در عین حال، در برخی لحظات با تمپویی درونی و بسیار پرتنش مواجه هستیم. یعنی تنش درون نمایش بسیار بالاست، در حالی که همه چیز به آرامی و نرمی پیش می‌رود. به نظرم این نکته یکی از مهم‌ترین وجوه متمایزکننده‌ای است که در این اجرا تجربه کرده‌ام و مشابه آن را در کارهای دیگری که قبلاً انجام داده‌ام، کمتر دیده‌ام.

او در پایان از بازخورد تماشاگران نسبت به فضای متفاوت و شیوه اجرایی نمایش صحبت کرد و اظهار داشت: بازخوردهای مخاطبان به شدت متنوع است. عده‌ای با سلیقه خود به اجرا نگاه می‌کنند در حالی که بعضی دیگر با نگرش بازتری به تماشای آن نشسته و تلاش می‌کنند دیدگاه‌های خود را کنار بگذارند و آنچه در حال رخ دادن است را درک کنند و شاید چیزی را در آن کشف کنند. بسته به رویکردهای متفاوت تماشاگران نسبت به این اجرا، بازخوردهای مختلفی نیز دریافت می‌کنیم. شخصا با مخاطبی مواجه شدم که بعد از پیشنهاد گفت نمایش برایش چالش‌برانگیز نبود، چون به سلیقه‌اش نمی‌خورد. در مقابل، تماشاگر دیگری بود که گفت با اینکه اجرای آن مطابق با سلیقه‌اش نبوده اما تلاش کرده تا خود را در جو اجرا غرق کند و آنچه در حال رخ دادن است را درک کند و با توجه به دیدگاه و ذهنیات خود به نتیجه‌ای برسد. به نظر من یکی از مهم‌ترین رخدادهایی که در مواجهه تماشاگران با این اثر جریان دارد، تفاوت در نوع نگاه و شیوه برداشت آن‌ها از نمایش است.

نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به نویسندگی و کارگردانی مهلا احمدی (بر اساس نمایشنامه «ایوانف» آنتوان چخوف) از تاریخ 5 شهریور در مجموعه تئاتر لبخند بر روی صحنه رفته است.

پویا عربگری، امین سیمیار و نیایش سلگی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

59243

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.