کد خبر 693214
۱۴۰۵/۰۶/۱۶ ۲۰:۰۵

ایران در مسیر بازدارندگی فعال؛ دکترین جدید دفاع با ابزارهای جدید

ساعت 24 - تهران- ایرنا- رونمایی از موشک بالیستیک قاسم بصیر، نقطه عطفی در راهبرد دفاعی ایران به شمار می‌رود؛ موشکی که نه‌تنها برد و دقت بیشتری دارد، بلکه نماد یک تغییر پارادایم است: گذار از بازدارندگی واکنشی به بازدارندگی فعال. ایران اکنون اعلام می‌کند که در برابر هر تهدیدی، حتی پیش از اجرایی شدن آن، وارد عمل خواهد شد. قاسم بصیر، با سوخت جامد، هدایت الکترواپتیکال، و کلاهک نیم‌تن، ابزار این دکترین تازه است؛ ابزاری که پیام روشنی به دشمنان می‌فرستد که ایران دیگر فقط پاسخ نمی‌دهد، بلکه پیشگیری می‌کند.
ایران در مسیر بازدارندگی فعال؛ دکترین جدید دفاع با ابزارهای جدید

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، تحولات ماه‌های اخیر، نشانه‌هایی از تغییر در شیوه مواجهه ایران با تهدیدهای امنیتی و نظامی را آشکار کرده است؛ تغییری که اگر در کنار اظهارات اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی و روند توسعه توانمندی‌های موشکی، دریایی و عملیاتی کشور قرار گیرد، می‌توان آن را عبور تدریجی از یک الگوی پاسخ‌محور به سمت بازدارندگی فعال و اقدام پیشگیرانه در برابر تهدیدهای دشمنان ارزیابی کرد.

در این راهبرد، مسئله فقط پاسخ به حمله‌ای که اتفاق افتاده نیست. اگر نشانه‌های یک حمله یا تهدید جدی و قریب‌الوقوع شناسایی شود، هدف این است که هزینه آن تهدید پیش از تبدیل شدن به یک حمله تمام‌عیار، افزایش پیدا کند. به بیان ساده‌تر، ایران می‌خواهد از وضعیتی که در آن می‌زنند و پاسخ می‌دهیم به وضعیتی برسد که اگر تهدید به مرحله خطر برسد، خودمان زمان و مکان پاسخ را انتخاب می‌کنیم.

این تغییر البته تنها یک تغییر در ادبیات سیاسی و امنیتی نیست؛ بخش مهم‌تر آن به ابزارهایی بازمی‌گردد که قرار است چنین راهبردی را عملی کنند. توسعه موشک‌های دقیق‌تر، سامانه‌های شناسایی و هدف‌گیری، توانمندی‌های ضدکشتی، پهپادها و افزایش ظرفیت عملیات دورایستا، مجموعه‌ای از ابزارهایی هستند که مفهوم بازدارندگی را برای ایران وارد مرحله تازه‌ای کرده‌اند.

قاسم بصیر؛ یکی از نشانه‌های نسل جدید بازدارندگی

در میان ابزارهای جدید موشکی ایران، «قاسم بصیر» جایگاه ویژه‌ای دارد. این موشک را می‌توان در چارچوب تلاش ایران برای حرکت از صرف افزایش برد و قدرت انفجاری به سمت افزایش دقت، قدرت نفوذ و قابلیت عبور از سامانه‌های دفاعی تحلیل کرد.

اهمیت موشک‌هایی مانند قاسم بصیر در عدد برد یا وزن سرجنگی خلاصه نمی‌شود. در جنگ مدرن، موشکی ارزش بازدارنده بیشتری دارد که بتواند با دقت بالا به هدف برسد، در برابر سامانه‌های دفاعی پیچیده‌تر شانس بیشتری برای عبور داشته باشد و امکان هدف قرار دادن نقاط حساس و مشخص را فراهم کند.

این مسئله به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که ایران با دشمنانی مواجه است که از شبکه‌های چندلایه پدافندی، سامانه‌های هشدار زودهنگام، هواپیماهای پیشرفته و ظرفیت‌های اطلاعاتی گسترده برخوردارند. در چنین محیطی، افزایش تعداد موشک‌ها به تنهایی کافی نیست؛ کیفیت، دقت، قابلیت مانور و پیچیدگی موشک‌ها اهمیت تعیین‌کننده پیدا می‌کند.

قاسم بصیر از همین منظر قابل توجه است؛ یعنی به‌عنوان بخشی از نسلی از تسلیحات که قرار است هزینه حمله به ایران را برای طرف مقابل افزایش دهد زیرا هرچه احتمال اصابت دقیق موشک‌های ایرانی به اهداف حساس بیشتر شود، محاسبه طرف مقابل برای آغاز یک حمله دشوارتر خواهد شد.

به همین دلیل، ابزارهای موشکی جدید تنها ابزار جنگ نیستند و بخشی از معادله بازدارندگی محسوب می‌شوند. هدف بازدارندگی آن است که دشمن پیش از تصمیم به حمله، بداند پاسخ احتمالی نه‌تنها قطعی، بلکه می‌تواند دقیق، سریع و پرهزینه باشد.

پایان دوران «صبر برای ضربه اول»؟

اظهارات اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نشانه دیگری از تغییر در این نگاه است. او با اشاره به تغییر راهبرد ایران در حوزه جنگ، دیپلماسی و مقابله با محاصره، از مجموعه‌ای از اقدامات سخن گفته که در کنار یکدیگر تصویر متفاوتی از رویکرد دفاعی ایران ارائه می‌کنند.

از حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه گرفته تا عملیات علیه یک ناو آمریکایی، از ایجاد منطقه ممنوعه در خلیج فارس و دریای عمان تا فعال‌سازی کریدورهای زمینی و ایجاد مسیر مورد توافق با عمان؛ همه این موارد در چارچوب یک پیام واحد قابل تحلیل هستند. اینکه ایران تلاش می‌کند ابتکار عمل را در مواجهه با تهدید را در اختیار داشته باشد و این همان نقطه‌ای است که مفهوم اقدام پیشگیرانه اهمیت پیدا می‌کند.

اقدام پیشگیرانه به معنای حمله بدون دلیل یا آغاز جنگ نیست. تفاوت اصلی میان پیشگیری و واکنش صرف، در زمان تصمیم‌گیری است. در الگوی واکنشی، حمله باید اتفاق بیفتد تا پاسخ آغاز شود اما در بازدارندگی فعال، شناسایی تهدید و ارزیابی قصد و توان طرف مقابل می‌تواند به تصمیم برای اقدام زودتر منجر شود.

چنین رویکردی البته به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی هم نیست. اتفاقا یکی از نکات مهم اظهارات محسن رضایی، تفکیک میان مذاکره و اعتماد به طرف مقابل بود. بر اساس این نگاه، دیپلماسی زمانی معنا دارد که با اقدامات عملی و تضمین‌های قابل سنجش همراه شود؛ در غیر این صورت، ایران قرار نیست بر اساس وعده‌ها رفتار کند.

موشک‌ها؛ ابزار تغییر محاسبات دشمن

در این میان، توان موشکی نقش کلیدی دارد. ایران در محیطی قرار گرفته که در آن بخش قابل توجهی از توان نظامی دشمنان خود را در فاصله‌ای خارج از مرزهایش مستقر می‌بیند. پایگاه‌های نظامی، ناوهای جنگی، مراکز پشتیبانی و زیرساخت‌های لجستیکی آمریکا و متحدانش در منطقه، همگی بخشی از محیط امنیتی ایران هستند.

بنابراین دکترین جدید بدون ابزارهای دوربرد و دقیق امکان تحقق ندارد. موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادهای دوربرد، موشک‌های ضدکشتی و سامانه‌های شناسایی و هدف‌گیری، یک زنجیره به‌هم‌پیوسته ایجاد می‌کنند. در این زنجیره، مسئله فقط زدن هدف نیست؛ مسئله این است که ایران بتواند هدف را شناسایی کند، اطلاعات آن را به‌موقع به سامانه شلیک منتقل کند، در زمان مناسب تصمیم بگیرد و سپس ضربه‌ای وارد کند که هزینه آن برای طرف مقابل قابل توجه باشد.

قاسم بصیر در چنین منظومه‌ای معنا پیدا می‌کند. این موشک به خودی خود یک دکترین نیست اما نمادی از ابزارهایی است که اجرای دکترین جدید را ممکن‌تر می‌کنند. هرچه دقت و قابلیت اطمینان این ابزارها بیشتر شود، مفهوم بازدارندگی نیز از یک تهدید کلی به یک تهدید عملیاتی تبدیل می‌شود.

از پایگاه‌های منطقه‌ای تا دریا

یکی دیگر از نشانه‌های مهم تغییر راهبرد، گسترش دامنه پاسخ ایران از اهداف زمینی به اهداف دریایی است.

دبیر شورای عالی امنیت ملی در اظهارات خود از حمله هشدارآمیز به یک ناو جنگی آمریکا سخن گفته و آن را نشانه آسیب‌پذیری محاصره دریایی دانسته است. فارغ از جزئیات عملیاتی این حمله، اهمیت راهبردی چنین ادعایی در این است که دریا نیز به یکی از عرصه‌های اصلی بازدارندگی ایران تبدیل شده است.

این موضوع با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران اهمیت مضاعفی دارد. خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز فقط مسیرهای تجاری نیستند؛ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان در مجاورت مرزهای ایران قرار گرفته است.

ایران نیز تلاش دارد از ترکیب جغرافیا، توان موشکی، ظرفیت‌های دریایی و ابزارهای حقوقی و اقتصادی برای افزایش هزینه هرگونه فشار دریایی استفاده کند.

اعلام ایجاد منطقه ممنوعه جدید و تهدید به قرار دادن کشتی‌های متخلف در فهرست تحریمی ایران، بخشی از همین رویکرد است؛ یعنی استفاده همزمان از ابزار نظامی و غیرنظامی برای ایجاد بازدارندگی.

تنگه هرمز؛ از مسیر عبور تا ابزار فشار

تغییر نگاه ایران به تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل فهم است. در روایت جدید، هرمز تنها گذرگاهی نیست که ایران باید درباره باز یا بسته بودن آن تصمیم بگیرد؛ بلکه به یک اهرم فشار و اعمال هزینه تبدیل شده است.

ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود می‌تواند بر این نکته تاکید کند که هرگونه اقدام علیه منافعش در منطقه، بدون هزینه نخواهد بود. در چنین شرایطی، بازدارندگی به معنای شلیک موشک نیست؛ مجموعه‌ای از اقدامات نظامی، دریایی، تحریمی، تجاری و لجستیکی می‌تواند بخشی از پاسخ باشد.

از این منظر، تغییر دکترین دفاعی ایران را نباید فقط در میدان نظامی جست‌وجو کرد. تغییر اصلی، گسترش مفهوم میدان نبرد است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های راهبرد جدید، مقابله با محاصره اقتصادی و دریایی است. ایران اعلام کرده که برای کاهش وابستگی به تجارت دریایی، فعال‌سازی کریدورهای زمینی را در دستور کار قرار داده است. وجود ۱۵ همسایه، به ایران امکان می‌دهد بخشی از مسیرهای تجاری خود را از دریا به خشکی منتقل کند.

این موضوع در شرایط جنگی اهمیت زیادی دارد. کشوری که تمام تجارت خارجی خود را به چند مسیر محدود دریایی وابسته کند، در برابر محاصره آسیب‌پذیرتر خواهد بود. اما شبکه‌ای از مسیرهای زمینی، بنادر متنوع، کریدورهای منطقه‌ای و همکاری با کشورهای همسایه می‌تواند بخشی از این آسیب‌پذیری را کاهش دهد.

به این ترتیب، دفاع دیگر فقط حفاظت از مرزها نیست؛ حفاظت از زنجیره تامین، انرژی، تجارت و اقتصاد کشور نیز بخشی از آن محسوب می‌شود.

بازدارندگی فعال؛ یعنی دشمن نتواند زمان جنگ را تعیین کند

مهم‌ترین نتیجه تغییر رویکرد مورد اشاره را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد. ایران نمی‌خواهد دشمن تعیین کند جنگ چه زمانی آغاز شود و پاسخ ایران چه زمانی داده شود.

در الگوی قدیمی‌تر، یک حمله انجام می‌شد و ایران پس از آن پاسخ می‌داد. در الگوی جدید، تلاش بر این است که طرف مقابل بداند اگر تهدید به مرحله مشخصی برسد، ایران می‌تواند پیش از دریافت ضربه اصلی وارد عمل شود.این همان چیزی است که ابزارهای جدید نظامی اهمیت آن را بیشتر می‌کنند.

موشک‌های دقیق مانند قاسم بصیر، موشک‌های ضدکشتی، پهپادهای دوربرد، سامانه‌های پدافندی، توان اطلاعاتی و شناسایی و ظرفیت‌های دریایی، همگی یک کارکرد مشترک دارند، کاهش آزادی عمل دشمن.

هرچه دشمن احساس کند نقاط حساس و نیروهایش در منطقه در معرض هدف قرار گرفتن هستند، هزینه تصمیم برای حمله افزایش پیدا می‌کند.

بازدارندگی زمانی موفق است که دشمن به این نتیجه برسد که حتی اگر از نظر نظامی توان حمله داشته باشد، هزینه آن بیش از منفعت احتمالی خواهد بود.

دکترین جدید، جنگ‌طلبی نیست

در این میان یک تفکیک مهم ضروری است؛ تغییر دکترین دفاعی به معنای تصمیم ایران برای آغاز جنگ نیست بلکه در منطق بازدارندگی، هدف اصلی جلوگیری از جنگ است. کشوری که بتواند هزینه حمله به خود را افزایش دهد، الزاما جنگ‌طلب‌تر نشده است؛ بلکه تلاش می‌کند احتمال محاسبه غلط دشمن را کاهش دهد.

ایران در شرایطی از این تغییر رویکرد سخن می‌گوید که حضور نظامی آمریکا در منطقه، توان موشکی اسرائیل، پایگاه‌های متعدد نظامی و تحولات امنیتی خاورمیانه، محیط پیرامونی کشور را پیچیده کرده است.

در چنین محیطی، اتکا به واکنش پس از حمله می‌تواند خطرناک باشد؛ زیرا ممکن است نخستین ضربه به زیرساخت‌ها، فرماندهی یا ظرفیت‌های نظامی وارد شده باشد. بنابراین، داشتن گزینه اقدام پیشگیرانه می‌تواند بخشی از محاسبات دفاعی باشد.

در نهایت، آنچه از مجموع تحولات و اظهارات اخیر می‌توان دریافت، حرکت از مفهوم کلاسیک انتقام پس از حمله، به سمت ابتکار عمل در برابر تهدید است. اگر این روند ادامه پیدا کند، مفهوم دفاع برای ایران بیش از گذشته از دفع حمله به سمت جلوگیری از شکل‌گیری حمله حرکت خواهد کرد.

به همین دلیل، آنچه امروز در حوزه موشکی، دریایی و دفاعی ایران در حال شکل‌گیری است را باید فراتر از توسعه چند سلاح جدید دید؛ این تحولات بخشی از تلاش برای ساختن یک معماری جدید بازدارندگی است؛ معماری‌ای که در آن قاسم بصیر، توان دریایی و ضدکشتی، پهپادها و سایر ابزارهای جدید، در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا یک پیام روشن به دشمن منتقل کنند. جنگی که ایران را هدف بگیرد، جنگی نخواهد بود که دشمن زمان آغاز و شکل آن را تعیین کند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.